درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۹-۶-۱۳۹۷, ۰۱:۰۰ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #1
پارسی سره


زیان‌های واژگان بیگانه:
یکی
از هدف‌های سره گویی و سره نویسی این است که از زیان هایی که واژگان
بیگانه به ساختار آوایی و گوشنواز زبان پارسی، و همچنین رسایی، پختگی و
استواری آن وارد می‌کنند، جلوگیری کنیم. اینکه زبان پارسی نمی‌باید
وام‌واژه‌ها را در خود راه دهد، دیدگاهی دانشوارانه و بر پایه برهان‌های
زبان شناختی است. زبان پارسی بسیار پیشرفته است. زبانی بوده است بسیار
پویا. از دید زبان شناسی تاریخی، پیشرفته‌ترین زبان کنونی است. این از
آنجاست که زبان آیینه فرهنگ است. فرهنگی که پویاست، زبانی هم سنگ و هم ساز
با خویش را پدید می‌آورد. فرهنگ ایرانی چون فرهنگی پویا و پیشتاز بوده
است، زبان پارسی هماهنگ با آن بسیار دگرگون شده و پیشرفت کرده است. زبان
پارسی امروز ساختاری دارد که با بسیاری از دیگر زبانهای جهان هم روزگار
نیست. به سخن دیگر، آن زبانها از دید کاربردهای سرشتین و بنیادین، در
روزگاران و در ساختارهایی مانده‌اند که دیری است زبان پارسی از آنها گذشته
است. دیگر زبانهای جهان با پارسی دری یا همان پارسی نو، هم روزگار نیستند.
برای نمونه با پارسی میانه سنجیدنی‌اند، حتی با پارسی‌باستان. اگر زبان
پارسی که بسیار پیشرفته است، از این زبانها که در سنجش با آن هنوز کهن
مانده‌اند واژه بستاند، برخود زیان زده است. این واژ‌ه‌ها با ساختارها،
هنجارها و رفتارهای زبان پارسی سازگار نیستند. از این روی آنها را گزند
می‌رسانند و بر‌می‌آشوبند. بدان می‌ماند که شما پاره‌ای از پلاس یا بوریای
ستبر درشت را بر پرنیانی نغز و رخشان بپیوندید و بدوزید. پیداست که این دو
با یکدیگر سخت ناسازند. نخستین و آشکارترین زیان و گزندی که زبانهای
بیگانه به زبان پارسی می‌زنند آن است که بافتار آهنگین و خنیایی و هموار و
گوش نواز، آوایی را در این زبان از میان می‌برند. واژ‌ه‌های ایرانی هنگامی
که از روزگاران باستانی میانه به روزگار نو رسیده‌اند، واژه‌های پارسی
شده‌اند(پارسی دری)، از دید ساختار آوایی،‌ سوده و ساده و نرم و هموار
گردیده‌اند. برای نمونه، یک واژه درشتناک گران اوستایی مانند خورنه
[khoarnah] در پارسی شده است فر [far] . از دید ساختار آوایی، به فرجام
خود رسیده است؛‌ یعنی واژ‌ه‌ای مانند «فر» بیش از این سوده و کوتاه
نمی‌تواند بشود. اما واژه‌هایی که ما از زبانهای دیگر می‌ستانیم،
می‌توانند واژ‌ه‌های درشت و گران و ناهموار باشند که آن ساختار دلاویز
آوایی را از میان می‌برد.

اما خواست سره‌نویسان بازگشت به زبان زمان روزگار فردوسی نیست؛ اگر
نوشته‌ها و سروده‌های پارسی گرایانه امروز به زبان فردوسی می‌ماند، از آن
روی نیست که آن نویسنده یا سراینده، آن زبان را به کار می‌گیرد یا
می‌خواهد به شیوه فردوسی بسراید. از آنجاست که زبان پارسی بدان سان که
استاد توس یا سعدی به کار گرفته است، از دیدی دیگر، نزدیک‌ترین زبان به
زبان سرشتین پارسی است. هنگامی که ما می‌کوشیم به این زبان برسیم،
خواه‌ناخواه، آنچه به دست می‌آوریم، نزدیک فردوسی خواهد بود.
بی‌نیازیزبان پارسی از واژه‌های بیگانه:
زبان
پارسی زبانی است توانمند و بی‌نیاز. اگر گاهی به وام‌واژه‌ها نیاز دارد،
این نیاز در همان مرز و اندازه‌ای است که هر زبان می‌تواند داشت، و حتی
بسیار کمتر از بسیاری از دیگر زبان‌ها نیازمند وام‌واژه‌هاست. این
توانمندی در زبان پارسی برمی‌گردد به سامانه و دستگاه واژه‌سازی در این
زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینش گرانه است و حتی بی‌کرانه است.
ما می‌توانیم بی‌شماره در پارسی واژه بسازیم. زبان پارسی مانند بسیاری از
زبانهای جهان کالبدینه نیست؛ بدین‌سان که پیمانه‌ها و ریخت‌های از پیش
نهاده‌ای برای واژه‌سازی در این زبان نمی‌بینیم. زبان پارسی بسیار
نرمش‌پذیر است؛ به موم می‌ماند: خود را با توان زبانی در به کار برنده
خویش دمساز می‌گرداند. هر چه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر
باشد، این زبان را آسان‌تر و مایه‌ورتر می‌توانید به کار بگیرید. برای
همین است که این زبان در جهان سرود و سخن و شعر شده است. برای آنکه سخنور
می‌تواند آنچه را در درون او می‌‌گذرد، به یاری این زبان روشن‌تر و رساتر
باز گوید. او زبان پارسی را بیش از هر زبان دیگر می‌تواند از آن خود کند و
می‌تواند زبانی ویژه و شیوه شناختی در پارسی برای خود بیابد.

برای نمونه، یکی از واژه‌های بسیار آشنا در زبان پارسی، واژه «دست» است.
با این واژه می‌توان ده‌ها واژه ساخت؛ گذشته از آن واژه‌ها که دیگران پیش
از این، از این واژه ساخته‌اند. بسنده است که این واژه را با واژه دیگر
بپیوندید تا واژه‌ای نو به دست آید: فرادست، فرودست، زیردست، زبردست،
بالادست، پایین‌دست، دستاویز، دستبند، دستگیره، دستشویی، دستمال،
دست‌نویس، دستک، دستار، دستکش، دستگیری، دست‌ساز، دست‌بوس، دستاورد،
سردست، دسته و... حتی می‌توانیم فرهنگی خرد از واژگانی را که تاکنون با
این واژه ساخته شده است فراهم بیاوریم.

از این روی، این زبان در سرشت و ساختار، زبانی تُنُک مایه نیست که از
برآوردن نیازهای روز ناتوان باشد و بخواهد از وام واژه‌ها بهره بررد.
ناتوانی، کمبود و بی‌توشی از زبان پارسی نیست، از کسانی است که این زبان
را به کار می‌گیرند. از این روی می‌توان از واژگان بیگانه بپرهیزید؛ برای
واژگانی که به هر انگیزه‌ای در این زبان راه جسته است، برابرهای پارسی
بیابیم؛ اندک‌اندک این واژه‌ها را هم از بان برانیم؛ و آن واژگان دیگر را
به جای آنها بنشانیم. ما اگر گاهی اندک نیاز داشتیم که واژه‌ای را از زبان
دیگر بستانیم، برآنم که ‌می‌توانیم چنین کرد.
دکتر میرجلال‌الدین کزازی
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۰۴:۱۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Thumbs Up تاریخچه چهارشنبه سوری زندگی کن 0 674 ۱۳-۱۲-۱۳۹۳ ۰۸:۱۰ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up جشن دیگان از جشن های ایران باستان زندگی کن 0 752 ۱۳-۱۲-۱۳۹۳ ۰۷:۱۰ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Lightbulb ولنتاین یا جشن اسفندگان زندگی کن 1 939 ۲۵-۱۱-۱۳۹۳ ۰۲:۱۰ عصر
آخرین ارسال: Iran Pakshoma
Heart روز ولنتاین در آسیا زندگی کن 0 512 ۱۵-۱۱-۱۳۹۳ ۰۴:۵۳ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Information تمایل عجیب شاه به زنان آمریکایی زندگی کن 0 614 ۱۴-۱۱-۱۳۹۳ ۱۲:۰۶ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان