درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۳۱-۳-۱۳۹۷, ۰۷:۱۴ صبح



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
نقاشی قهوه خانه ای
نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #1
نقاشی قهوه خانه ای

نقاشی قهوه خانه ای



nload="NcodeImageResizer.createOn(this);" border="0">
نقاشی
قهوه خانه، بازتابی صادق و اصیل از هنر هنرمندانی عاشق و تنها و دل سوخته
است. هنرمندانی مظلوم و محروم از تبار مردم ساده دل و آینه صفت کوچه و
بازار; آنانی که از پس قرنها سکوت- زیر سقف نمور و تاریک قهوه خانه ها، در
خلوت عارفانه تکیه ها و حسینیه ها، در سر هر کوی و برزنی- چشم در چشم مردم
دوختند و در محفل پرانس و الفت آنان، بغض معصومانه شان را با کشیدن نقشی و
نشاندن رنگی، در دفاع از آبرو و اعتبار و اعتقادات و باورهای همین مردم به
یکباره شکستند. نقشها زدند در ستایش راستی ها ومردانگی ها و فاش کشیدند
حکایت کژی ها و پلیدی ها را; رنگ سرخی نشاندند بر تن بوم و دیوار، که گویی
لخته لخته خون های خشکیده مظلومیت های از یاد رفته بود; و رنگ سبزی گزیدند
به پاس یاد بهار سر سبز و پر طراوت روح و اندیشه راستان و آزادگانی که در
جان و دل و خیال و باور مردم- قرنهای قرن، نسل به نسل، سینه به سینه- تا
به روزگارشان به یادگار مانده بود; و چه جاودانه و همیشه پایدار و ماندنی.


هنرمندان دل سوخته و وارسته، در این
روزگار، آستین بالا زدند، تا که ذوق و هنر بی ادعایشان پاسخی باشد، بر همه
شور و شیدایی و بیداری مردم; غیرتی نشان دهند در خلق هنری سراسر شیفتگی و
خلوص; آنهم به جبران روزگاران دراز سکوت و بی اعتنایی ها و آنهمه تحقیرها
و نادیده انگاشتن های ذوق و اعتقاد و باور مردم; مردمی که همیشه سر چشمه و
الهام دهنده اصلی باروری و استمرار هنر و فرهنگ این دیار بوده اند.


nload="NcodeImageResizer.createOn(this);" border="0">
با
تمامی این احوال، قلم در می ماند به وقت شرح حال این نقاشان، و قصه ماندن
و بودن و رفتن شان، در توصیف ذوق و هنرشان; چرا که آنان جز در یاد و خاطر
مردم، هیچ رد پایی در کتابی و یا رابطه یی با جریانات هنر رسمی زمانه
نگذاشتند و نداشتند. همین است که خطاست- چه بسا دور از عدالت و انصاف، نه!
که شاید هم بی حرمتی و ناروایی است- که بر این جنبش پویا و اصیل هنر مردمی
هویت و شناسنامه ای قایل شد; به شیوه رایج نگاههای مکرر بر تحولات تاریخ
هنر ایران، و به ناگزیر آنرا دنباله رو مکتبی و تجربه یی دانست در روند
شیوه ای از هنر رسمی; همانند مکتب قاجار.


نقاشی قهوه خانه پدیده یی نوظهور در
تاریخ نقاشی این دیار بود، که همراه حفظ تمامی ارزش های منطقی هنر مذهبی و
سنتی ایران، به ضرورت نیاز و خواست مردم، و به پاس احترام به باورهای مردم
متولد شد. مردمی که شمایل مقدس امامان بزرگوارشان، تصاویر حماسه های
جانبازی و ایثار پیشوایان دینی شان را، نه به دلیل آذین نقش و نگاری، که
به دلیل حرمت ایمانشان و برآوردن نذ ر و نیازشان می خواستند. مردمی که در
راستای گذر زمان، یلان و آزادگان شاهنامه حکیم توس را از خیال به نقش می
طلبیدند، تا مگر در همدلی و مونسی با راستان و پهلوانان شاهنامه، غرور ملی
از کف رفته خویش را بازیابند; و رستمی را طلب می کردند تا مگر بیاید و داد
از بیدادگران زمانه شان بگیرد.


در چنین روزگاری بود که هنرمندان بی
ادعای مردم نشستند مقابل دیوار قهوه خانه ها، در ایوان حسینیه ها و تکیه
ها، بر سکوی گرد زورخانه ها- گوش به سخن نقالان و چشم در چشم مداحان-
رنگها را سایدند، و کاسه های سفالی و شکسته شان را پر از رنگ کردند; هر چه
را که شنیدند و در دل داشتند بر تن دیوار و بوم نقش زدند. نقشی، تنها به
مدد خیالشان; و خیالی به گستره و وسعت تمامی قصه ماندن و بودن خاکشان و
استقامتی به بلندای آرمان های تبار و اجدادشان. خیالی که چون در چهار
دیواری بسته و بی نور قهوه خانه ها به نقش می نشست، بی شمار دریچه های پر
نور سرزمین های پرآفتاب رزمگاههای نبرد را بر روی همگان می گشود. خیالی که
هنرمندان عاشق را به دشت داغ کربلا می برد; در نیم روز نبردی جاودانه و
ابدی در چشم تاریخ . خیالی که خون سرخ سیاوش چون بر زمین تفته و خشک بد
گمانی ها و تهمت ها می ریخت، دشتی از سبزه و گل و گیاه می آفرید.


این همه تجلی حقیقت ذهن گرا و خیال
پرداز نقاش ایرانی- جستجوی معنوی او در پی دنیایی سوای دنیای مادی- را
باید مد یون تفکر و الهامی دانست، که در دوران ظهور و شکوفایی اسلام، سبب
ساز نوعی وحدت و خلوت و عبادت هنرمندان این سرزمین می شود. تا جایی که
انگار پس از این زمان هنرمند نقاش- بیش از آنکه در اندیشه آفرینش و کار
خلاقیت هنری باشد- دل به ریاضت و اتصال در برابر خالق این جهان می سپارد.
همان انگیزه و شور و حالی که به عنوان مثال تذهیب کار مخلص را وا می دارد
تا به درازی عمرش، تنها در تذهیب صفحه ای از کتاب خدا، پایداری ایمان و
عشقش را نشان دهد.


نقاشان با ذوق و دست آشنا به نقش از
گوشه کنار قهوه خانه از میان جمع پر مهر مردم برخاستند; دل و غیرت در گرو
این ندا و پیمان گذاشتند. آنچنان وفادار و ایستاده به قرار خویش که قهوه
خانه، خانه شان شد و کاشانه شب و روزشان; میعادگاه باروری ذوق و هنر و
خلاقیت شان و با مردم بودن، عهد همیشگی شان. در قهوه خانه ها بود که این
هنرمندان تهی دست و رنجیده، ضمن حفظ ارزشهای شیوه هنر شمایل نگاران و پرده
کشان گذشته مرز و بوم شان، خود بانیان مکتبی اصیل و فراخور شأن و آبروی
این هنرپرپشتوانه مردمی گردیدند; که دیری نپایید تحت عنوان نقاشی قهوه
خانه در تاریخ هنر ایران در مقامی بس والا و پایدار به جای مان
د

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
نقاشی روی ظروف سفالین لعابدار
هنر نقاشی بر روی شیشه
‌هنر نقاشی با شن: جادو با شن‌ریزه‌ها
هنر نقاشی قهوه خانه
هنر نقاشی پشت شیشه
خصوصی‌ترین خانه جهان/عکس
خانه ییلاقی کنار دریاچه
خانه ی پالمس سیز و بازگشت به ناب گرایی
خانه ای در انبوه درختان
دنیای هنر رنگ و نقاشی
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #2
RE: نقاشی قهوه خانه ای

حسين همداني نقاش قهوه خانه اي

انقراض هنرهاي سنتي

زيبا باقري




به منظور تجليل و قدرداني از هنرمندان، چندي پيش فرهنگسراي سالمند مراسمي به عنوان قدرداني از يكي از هنرمندان نقاشي قهوه خانه اي برگزار كرد. حسين همداني، استاد نقاشي و به خصوص نقاشي قهوه خانه اي از جمله هنرمنداني است كه در راه رشد و شناسايي اين شاخه از هنر تلاش هاي بسيار كرده و گام هاي موثري برداشته است.
استاد حسين همداني در سال ۱۳۰۵ در همدان ديده به جهان گشود. پدرش علي الوندي همداني از نقاشان به نام عصر خود بود و زماني كه حسين كودكي بيش نبود، پدرش متوجه استعداد شگرف او در نقاشي شده و همين استعداد باعث مي شود تا نقاشي را از سنين پايين نزد پدر آموزش ببيند. بعد از گذشت سال ها، زماني كه به سن نوجواني مي رسد از آن جا كه شنيده بوده در تهران نقاشان برجسته اي وجود دارند و آثار بهتري ارايه مي دهند، به همراه خانواده همدان را ترك كرده و به تهران عزيمت مي كند.
آثار ارزشمند
در تهران با نقاشان به نامي همچون حسين قوللر و محمد مدبر آشنا مي شود و به مدت طولاني نزد آنها شاگردي كرده و قابليت هاي فراواني پيدا مي كند. استاد در طول زندگي هنري اش آثار ارزشمند زيادي از خود برجاي گذاشته كه تعداد زيادي از آنها در خارج از كشور و تعداد قليلي در موزه هاي ايران و تعداد قابل توجهي نيز در كلكسيون مجموعه داران و نزديكانش نگهداري مي شود. معروف ترين آثار او در دوره هاي مختلف عبارتند از:
يوسف و زليخا، عروسي شيرين و خسرو، شيرين و فرهاد، تقاص گرفتن كيكاووس از سياوش كه با رنگ هاي سنتي كار شده و مربوط به دوره جواني استاد است، نقش پرده هاي درويشي، كپيه كاري و كارهاي متفرقه حاصل دوره ركود و كسادي، تابلوهاي هارون الرشيد، بزم شاه عباس، جنگ چالداران، جنگ خيبر، تابلوي نبرد ايران با توران و تابلوي گشسب در نبرد با سهراب، تابلوي زندگي حضرت علي(ع) و تابلوي ظهر عاشورا.
حسين همداني كه تا زماني نه چندان دور استاد چيره دست خالق چنين آثاري بود، اكنون بر اثر دو سكته كارايي قسمت هايي از بدن خود را از دست داده و نمي تواند مانند گذشته در راه اين هنر ديرينه
ايران زمين كوشا باشد. نصرا... بختياري، جامعه شناس و از دوستان دوران بسيار دور و قديمي حسين همداني درباره او مي گويد:
دوستي من و حسين همداني به حدود چهل يا
چهل و پنج سال پيش برمي گردد، زماني كه هر دو در خيابان ۱۷ شهريور زندگي مي كرديم و چون مغازه او هم آن جا بود، من هم به كارهاي نقاشي علاقه زيادي داشتم، باعث شد بيشتر به يكديگر نزديك شويم و اين دوستي تا امروز نيز ادامه دارد.
او مي گويد: كنار همان مغازه اي كه زماني در خيابان طيب واقع در ۱۷ شهريور قرار داشت، قهوه خانه اي بود كه دو برادر به نام هاي عباس و رضا مالك آن بودند و حسين قوللر آقاسي كه در واقع مي توان او را بنيانگذار نقاشي قهوه خانه اي ناميد در آن جا كار مي كرد و از همان جا بود كه حسين همداني با او آشنايي بيشتري پيدا كرد و چيزهاي زيادي درباره اين هنر سنتي از او فراگرفت. حسين همداني بعد از آن در چهارراه تيردوقلو منزل كوچكي خريد و اتاقي را تبديل به كارگاه نقاشي كرد و اين باعث شد تا با نقاشان بزرگي همچون يحيي نصيري و رحمت غفوري رفت و آمد بيشتري داشته و از سبك كار آنها نيز درس هايي بياموزد.
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۰:۳۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #3
RE: نقاشی قهوه خانه ای

حسين همداني در جايي مي گويد: زماني كه براي خودم تنها كار مي كردم با يحيي نصيري آشنا شدم، شيوه كار او و رنگ هايي كه به كار مي برد، باعث شد تجربه من كامل تر و رنگ در كارهاي من پخته تر شود. گاهي دوستان مرا متهم مي كنند كه آشنايي من با يحيي نصيري باعث شده راه خودم را عوض كنم البته اين نظر صحيح نيست. همكاري من با او باعث شد رنگ را بهتر بشناسم و تكنيك هايي را از او آموختم كه آنها را در خدمت نقاشي قهوه خانه اي به كار گرفتم.




بختياري اضافه مي كند: در آن زمان كمتر كساني بودند كه از تابلوي نقاشي يا قهوه خانه اي سر در بياورند و براي هنرمند ارزش زيادي قايل نبودند. چنان كه حسين قوللر بيرون قهوه خانه و كنار خيابان مشغول به كار مي شد و مزدي كه به او مي دادند تنها يك آبگوشت بود و يا خود حسين همداني تابلوهاي بسيار زيبايي به وجود مي آورد كه صدتومان بيشتر قيمت نداشتند. اما گهگاه آدم هايي هم پيدا مي شدند كه به نقاشي علاقه داشتند و از آن جمله مي توان به حاج آقايي اشاره كرد كه در آن زمان ساكن
شاه عبدالعظيم و طرفدار كارهاي حسين همداني بود و آنها را خريداري مي كرد.
بعد از آن، حسين همداني در خيابان صدرالاشراف در جنوب شهر، بالاي گاراژي به نام فردشيشه اتاقي اجاره كرد و همان جا مشغول به كار شد و به جز كارهاي قهوه خانه اي در ساختن بخاري و ستون هاي بنداسليمي نيز از معروفيت خاصي برخوردار بود ، استاد همچنين در ساختن ميزهاي ناهارخوري و عسلي كه روي آنها كارهاي چيني صورت مي گرفت، از تخصص ويژه اي برخوردار بود.
بختياري مي گويد: حسين همداني كارهاي قهوه خانه اي را روي همان بوم نقاشي پياده مي كرد، مگر كارهاي سينه كش ديوار و بخاري سازي و يا ستون هاي بند اسليمي كه احتياجي به بوم نداشتند و بايد گفت همداني مدتي هم استادكار نقاشي ساختمان بوده است و از استادان حسين همداني مي توان به حسين قوللر آقاسي و محمد مدبر
اشاره كرد.حسن اسماعيل زاده، عباس بلوكي فر و خليل نامي از ديگر استاداني هستند كه در واقع پايه گذاران اين شاخه از هنر بوده اند.
او اضافه مي كند: در حدود ۸ ، ۹ سال پيش، زماني كه حسين همداني به همراه همسرش به مشهد مسافرت كرده بودند، ناگهان حالش بد مي شود و بعد از مراجعه به دكتر مشخص مي شود كه سكته قلبي كرده و بر اثر آن قسمت راست بدنش به كلي از كار مي افتد.
راست دست بود، مي گفت تمام زندگيش در همين دست بوده و بسيار ناراحت بود ولي با سعي و تلاش بعد از هفت، هشت ماه توانست با دست چپ نقاشي كند و به حدي مهارت پيدا كرده بود كه اگر كسي نمي دانست متوجه آن نمي شد و آخرين تابلويي كه با دست چپ به اتمام رسانده، تابلوي جنگ رستم و سهراب در ابعاد ۷۰*۵۰ است.
زندگي در كرج
مدتي بعد زماني كه همسر خود را از دست داد و پسرش هم ازدواج كرده بود و به شدت احساس تنهايي مي كرد، تصميم مي گيرد نزد يكي از اقوام در بيست كيلومتري تهران به طرف كرج رفته و در آن جا زندگي كند. مدتي از اقامت وي در آن جا گذشته بود كه يك روز صبح صاحبخانه كه از اقوام استاد بود با من تماس گرفت و گفت: حال حسين همداني بد شده و وقتي به بيمارستان مراجعه كرده ايم گفته اند با اين وخامت حال، امكان بستري كردن او را نداريم. بلافاصله با وزارت ارشاد اسلامي تماس گرفتم، شرح ماجرا را گفتم و قرار شد تا ساعتي بعد يكي از كاركنان وزارت ارشاد به بيمارستان رفته و كارها را پيگيري كند. اما متاسفانه هيچ گونه اقدامي در اين رابطه صورت نگرفت ولي از آن جا كه بولتني از برپايي نمايشگاه استاد در دست داشتم، آن را نزد رئيس بيمارستان بردم و وي هم لطف كرده و او را بستري كرد. اما جاي تاسف است كه مسئولان وزارت ارشاد براي او و هنرمنداني كه در راه گسترش و اعتلاي هنرهاي اصيل ايراني از هيچ تلاشي فروگذار نكرده اند، آن طور كه شايسته آنان است قدرداني نكرده و حتي در مواقع بيماري به آنها رسيدگي كامل نمي كنند.
هنرمنداني همچون استاد حسين همداني كه بيشتر عمر خود را صرف خدمت به فرهنگ و هنر جامعه كرده و با تمام كمبودهاي مادي و معنوي كه در اين راه وجود دارد، توانسته اند تا به امروز از انقراض هنرهاي سنتي ايراني جلوگيري به عمل آورند، حال جاي آن دارد كه حمايت بيشتري از طرف نهادها و ارگان هاي مربوطه صورت پذيرد و جايگاه ويژه اي درخور و شايسته آنان برايشان در نظر گرفته شود.
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۰:۳۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #4
RE: نقاشی قهوه خانه ای

سارا روستا پور
پيرمرد نقاش عينك نزديك بينش را بر چشم مي زند. قلمويش را داخل رنگ مي كند و بر روي تابلو نقاشي اش مي كشد.
او در حال كشيدن تابلو ورود امام حسين(ع) به ميدان جنگ است؛ صحنه هاي مختلف اين واقعه را كنار هم مي كشد. صحنه ورود امام حسين(ع) به ميدان، صحنه خيمه هاي اهل بيت....
وقتي كشيدن اين تابلو به پايان رسيد آن را به دست مرد نقال مي دهد تا براي مردم داستان آن را نقالي كند. در قديم نقالان بيشتر در قهوه خانه ها نقالي مي كردند و چون اين صحنه ها بيشتر بر روي در و ديوار قهوه خانه ها كشيده مي شد به آن نقاشي قهوه خانه اي گفته مي شد.

نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۰:۳۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #5
RE: نقاشی قهوه خانه ای




نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۰:۳۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 18,467
تاریخ عضویت: ۲۳ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 73
سپاس ها 226
سپاس شده 269 بار در 162 ارسال
ارسال: #6
RE: نقاشی قهوه خانه ای

عالي بود
ممنون
A (35)
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۲۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  وقتی هنر به دندان گرفته شد Yağmur. 2 776 ۵-۵-۱۳۹۴ ۰۲:۳۶ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
  نقاشی روی ظروف سفالین لعابدار Yağmur. 0 563 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۵۱ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  مخمل‌بافی، شكوه هنر بافندگی ایران Yağmur. 0 576 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۴۹ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  تاریخچه هنر مشبك Yağmur. 0 565 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۴۷ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  عبابافی رشته کم رونق صنایع دستی Yağmur. 0 554 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۴۶ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان