درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۱-۴-۱۳۹۷, ۰۵:۴۰ صبح



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism
نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #1
سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism

امپرسیونیسم



Impressionism



در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام،
متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی
عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید
عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن
هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی
نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا
اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود
رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم
محسوب می شود. امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا
دریافت حسی است.

امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه
هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان
در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک
رویکرد نوین به هنر و زندگی بود. آثار نقاشی امپرسیونیست ها ثبت تغییرات
گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار،
سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی
بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و
گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نام امپرسیون طلوع آفتاب
منتقد جوان لوئیس لروی(لویی لروا) را واداشت تا در مجله charivari( شاری
واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز
ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل
یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد.



nload="NcodeImageResizer.createOn(this);" border="0">

Monet Impression Rising Sun


این گروه حدود هشت نمایشگاه گذاشتند که گوستاو کوربه دردومین نمایشگاه به آنان پیوست. اینان نظام آموزشی متداول و هنر "آکادمیک"
را مردود می شمردند و نیز با اصل رمانتیسم که مهمترین مقصود هنر انتقال
هیجان عاطفی هنرمند است، مخالف بودند. اما برعکس، این نظر رئالیست ها را
می پذیرفتند که مقصود هنر باید ثبت پاره ای از طبیعت و زندگی به مدد روحیه
علمی و فاغ از احساسات شخصی باشد. بر این اساس می توان امپرسیونیسم را
ادامه ی منطقی رئالیسم در سده نوزدهم دانست. پس از آخرین نمایشگاه، گروه،
متلاشی شد و مونه تنها کسی بود که همچنان به طور تعصب آمیز به ترویج ایده
های امپرسیونیستی پرداخت.

در سال 1874، به استثناي مانه كه به سالن رسمي وفادار ماند، كليه ي نقاشان
گروه در معرض توهين و شماتت عامه قرار گرفتند. تا سال 1876، هفت نمايشگاه
مشترك برگزار شد. در همين سال دورانتي نويسنده و منتقد هنري، كتاب نقاشي
نو را – كه عنواني در خور توجه است – انتشار داد و جهت گيري نقاشان جوان
را زيركانه تجزيه و تحليل كرد: اينان با طي طريق كشف و شهود، به تدريج نور
خورشيد را به اشعه و عناصر آن تجزيه كردند و با هماهنگي كلي رنگ هاي قوس و
قزحي كه به روي بوم پراكندند، وحدت آن را، از نو مي سازند.

تمایل منظره پردازان امپرسیونیست به ثبت "بیان تصویری لحظه ها"
به جای جنبه های پایدار موضوعات آنها را وادار می کرد تا با نقاشی در فضای
باز و اتمام تابلو در نقطه ای پیش از آنکه شرایط نوری عوض شود، گنجینه ای
غنی فراهم سازند. در نقاشی های آنها نه به رنگ خاکستری و سیاه بلکه به رنگ
مکمل نقاشی می شدند. آنان با "کم ارج کردن خطوط اشیا" ارجحیت خصوط اشیا را
گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. بازی
نور مستقیم و بازتاب شده با این وجود این نظریه ها تمامی نقاشان
امپرسیونیست حتی مونه که بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود بیشتر و
بیشتر تمایل می یافت تا آثار خود را در کارگاه اصلاح یا رتوش کند. با
انجام چنین کاری او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کرد،
زیرا هرچقدر که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساسیت داشته باشد زمان کمتری
برای ثبت آن پیش از تغییر روی بوم دارد. وی در اکتبر1890 وقتی بر روی
مجموعه " کومه ی علف خشک" کار می کرد نوشت: من به شدت بر روی آثارم کار
میکنم و با مجموعه ای از تاثیرات متفاوت کلنجار میروم، اما در این وقت از
سال خورشید چنان غروب می کند که نمی توانم خودم را با او همگام کنم"

تجربه های اولیه اینان در نقاشی فضای باز، تابناکی مناظر را تامین می کرد.
ولی رُنوار با "رنگ گزینی رنگین کمانی"، زدودن رنگهای تیره از سایه ها،
حذف خطوط مرزی شکل اشیا، گام بلندی در این زمینه برداشت. بدین سان، منظره
نگاری به هنری بدل شد که در آن نقاش می کشوید تصویر منعکس شده بر روی
شبکیه چشم را از نو بسازد و معادل کیفیت زنده ی چشم انداز تابناک را به
مدد رنگها بیافریند. او فامهای خالص را در هم می آمیخت، ولی از رنگهای
موضعی نیز یکسره چشم نمی پوشید. سایه ها را نه با رنگهای خاکستری و سیاه
بلکه به مدد مکمل رنگهای اشیا نشان می داد. با حذف خطوط مرزی، خصلت بارز
شکل اشیا از میان رفت و نقاشیهای امپرسیونیست به تصاویری از نور و جوّ و
بازیهای رنگ مستقیم و انعکاسی بدل شد. در سالهای بعد، مونه تجزیه و تحلیل
دریافتهای بصری را با دقت ادامه داد. پیسارو به نظریه نئوامپرسیونیسم جلب
شد. ولی رُنوار با تاکید بر طراحی خطی، به اسلوبی لطیف در پیکر نگاری زنان
برهنه دست یافت. عادت نقاشی کردن در زیر آفتاب تابان، استفاده از فام های
خالص برای انتقال روشنایی طبیعت و کاربست تک ضربه های قلم مو بر روی بوم،
خاص خود امپرسیونیست ها بود.

در دهه 1890، امپرسیونیسم سراسر اروپا را فراگرفت و سپس به آمریکا راه
یافت. ولی مقارن با تثبیت اصول امپرسیونیسم واکنشهایی نیز علیه آن بروز
کرد، نقاشی امپرسیونیستی در آغاز با گنگی و تمسخر مواجه شد. همزمان با
دومین نمایشگاه منتقدی نوشت: پنج یا شش آدم روانی در اینجا گرد آمده اند
تا کارهای خود را به نمایش بگذارند... نمایش رعب آوری است که بیهودگی
انسانی تا آستانه جنون برسد. کسی باید به آقای پیسارو بگوید که آقای عزیز!
درختان هرگز بنفش نیستند! آسمان هرگز به رنگ کَره ی تازه نیست، این که در
هیچ کجای دنیا چیزهایی که در تابلویشان کشیده اند یافت نمی شود!"

در حقيقت، نقاش امپرسيونيست منحصراً توسط كشف و شهود فردي خويش هدايت مي
شد و تنها بر صداقت خود اعتماد مي كرد و هر يك از آثارش - به عنوان يك كار
خلاقه - اثبات و كشف دوباره ي نقاشي بود. از نظر او، دنيا، يكباره و براي
هميشه در يك قالب ثابت زيست نمي كرد، بكله با هر نظر، در تازگي احيا شده
يي دوباره كشف مي شد، و كمترين جلوه ي آن، جزيي از زيبايي متغير آن بود.
چنين آزادي اي، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه مي توانست كرد؟ مردمي كه
ديدشان توسط مدرسه ي هنرهاي زيبا (به عنوان نمودي از تحجر اجتماعي) منجمد
شده بود.حتی وقتی ژروم ( نقاش فرهنگستانی) رئیس جمهور را در غرفه های
نمایشگاه بین المللی پاریس 1900 همراهی می کرد، در برابر سالن امپرسیونیست
ها به او گفت: "علیا حضرت اینجا افراد نالایق فرانسه حضور دارند"

پذیرش امپرسیونیست ها در انگلستان به آهستگی صورت پذیرفت. اما از سال 1926
که مونه، پیرمرد بزرگ نقاشی فرانسه درگذشت، نرخ های حراجی ها برای نقاشی
های امپرسیونیست ها رو به افزایش یافت و از دهه 1950 به سمت ارقام نجومی
میل کرد. طوری که کمتر نظریه ی هنری مدرن را می توان شناخت که بر اساس
کشفِ رنگ امپرسیونیست ها استوار نبوده باشد. تاثیر امپرسیونیست ها بسیار
عظیم بود و بخش عمده ی تاریخ نقاشی اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم،
حکایت بسط و توسعه ی جنبش های متاثر از آن یا در مقابل آن بود.

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
ورشو سازی هنری فراموش شده
سبک هنری رئالیسم Realism
سبک هنری سمبولیسم Symbolism
سبک هنری کوبیسم - cubism
نگاهی به سبك هنری پریمیتیو
خلاصه ای از سبک و مکتبهای هنری در نقاشی
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #2
RE: سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism

در آثار آخر سورا " نیش قلم ها" تبدیل به نقطه چین ها یا پرداز ظریفی از رنگ تابناک می شود که بنابر نظریه ی علمی نقاش می بایست در چشم نگرنده، با هم بیامیزد تا رنگهای فرعی بسی درخشانتر از آنچه که با مخلوط کردن مواد رنگی بر روی تخته شستی حاصل می شود، به وجود آورد. این شیوه ی نقاشی به نام های گوناگون نئوامپرسیونیسم، پوانتیلیسم(نقطه چین کاری رنگ) و نیز دیویزیونیسم(یا پرداز رنگ) خوانده شده است.
نئو امپرسیونیست ها سعی کردند تا اصول بصری امپرسیونیسم را بر بنیانی علمی بنا نهند و پُست امپرسیونیست ها آغازگر زنجیره ای طولانی از جنبش ها بودند که تلاش داشتند تا رنگ و خط را از کارکردهای بازنمایانگر محض اش رها کنند و به ارزش های حسی و نمادینی بازگردانند که امپرسیونیست ها آن را صرف تاکید خود بر عنصر گذر زمان و اجمال لحظات کردند.
هنگامی که سزان و سورا دست به کار جایگزینی امپرسیونیسم با شیوه جدیدتر و استوارتری از نوع کلاسیک بودند، "وینسنت ونگوگ"(1853-1890)( نخستین نقاش بزرگ هلند) مسیری مخالف در پیش گرفته بود زیرا احساس می کرد که مکتب امپرسیونیسم هنوز به نقاش چنانکه باید، آزادی ابراز عواطفش را نمی داد. و از آنجا که داعیه اصلی ونگوگ همین ابراز عواطف با بیانی گویا بود، برخی از هنرشناسان وی را نقاشی از مکتب اکسپرسیونیسم یا هیجانگری به شمار آورده اند.
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #3
RE: سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism

امپرسیونیسم در سینما و عکاسی
در این سبک، معتقد به نوعی مبانی زیبایی شناسی تصویری در هنر سینما و عکاسی بودند. امپرسیونیستها با داستان پردازی به شیوه معمول در سینما مخالف بودند و هر نوع قصه را نفی می کردند، اما در عمل کمتر به آن وفاداربودند درواقع فیلمهای آنها رهایی از چنگ موضوعات روزمره بود. "دلوک" که به عنوان "پدر نقد سینمایی فرانسه" شناخته شده معتقد بود عناصر تشکیل دهنده سینما عبارتند از: نور ، دکور ، ریتم و ماسک( منظور هنرپیشگان است ). به طورکلی امپرسیونیستها اعتقاد داشتند که ریتم فیلم دارای قدرتی است که می تواند برانگیزاننده رویا باشد. و این رویاگونگی در عکسهایی به این شیوه با دخل و تصرف عکاس نمود عینی پیدا کرد.در دوران این سبک هم در عکاسی و سینما مشخصات ظاهری خاصی بروز کردند از جمله: بازی نور و سایه ،حرکت(در سینما) و ریتم تصویری نرم(در عکاسی)، نگرش ایجازی به اشیاء (در هردو) و قدرت القایی در تصاویر سینمایی رشد کرد. هدف اصلی در این سبک ، به وجود آوردن نظم نبود.
بلکه هدف رسیدن به افکار و احساسات موجود ولی نادیدنی و رسیدن به نوعی امپرسیونیسم ظریف دربرش فیلم بود.
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #4
RE: سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism













نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #5
RE: سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism

ناتورالیسم: Naturalism
یا طبیعت گرایی که زمزمه های آن در نیمه دوم قرن نوزدهم به گوش می رسید. اصطلاحی در تاریخ هنر و نقد هنری برای توصیف سنخی از هنر که در آن، طبیعت بدان گونه که به نظر می آید، بازنمایی می شود. در این تعریف که- بیشتر از جنبه ی صوری اعتبار دارد- طبیعتگرایی مفهومی متضاد با چکیده نگاری است. اگر هنر کلاسیک یونان را جلوه کامل طبیعت گرایی تلقی می کنند و هنر رنسانس ایتالیایی را تجدید حیات آن می دانند بر اساس چنین استدلالی است که در هنرهای نامبرده، اثر هنری همانند آیینه ای زیبایی طبیعی را بازمی تابد. در این معنا، طبیعت گرایی با آرمان گرایی تناقضی ندارد، حال آنکه مفهوم ناتورالیسم به لحاظ فلسفی و چون یک "روش هنری" خلاف این است.
اصطلاح زیبایی شناسی طبیعتگرایانه، به نظریه ی فلسفی مربوط می شود که از اثباتگرایی سده نوزدهم ناشی شده و در نظریه ادبی "امیل زولا"( نویسنده فرانسوی) به اوج رسیده است. در این نوع زیبایی شناسی، روشهای علمی مشاهده واقعیت به کار گرفته شد.
ناتورالیست های نیمه ی دوم سده ی نوزدهم بر طبق برنامه ای مشخص و با نوعی بی طرفی و فاصله گزینی، رونگاشتی از جهان و زندگی پیرامون خود ارائه می کردند. و غالبا از پرورش دنیای خیال از باور به آنچه که ملموس و محسوس نیست، از کاویدن معنای نهفته در چیزها، از تقلیل جنبه های ناخوشایند و پیش پا افتاده و پس رونده و خشن زندگی امتناع می جستند.
این، نگرشی متضاد با آرمانگرایی و واکنشی در برابر رمانتیسم بود.
اصطلاح ناتورالیسم به مثابه مکتبی خاص در نقاشی، نخستین بار توسط بلوری در باره ی پیروان "کارواجو" به کار برده شد. به زعم او اینان به تقلید وفادارنه از طبیعت( خواه زشت، خواه زیبا) می پرداختند. همچنین کاستانیاری - منتقد فرانسوی - اصطلاح ناتورالیسم را جایگزین رئالیسم کرد. تا بر عین گرایی و پژواکهای فعالیت علوم طبیعی تاکید بیشتری بگذارد.
بنا به نظر طبیعت گرایان، وراثت و محیط تعیین کننده اصلی تقدیر انسان هستند. فرق این مکتب با رئالیسم دراین است که درآثار رئالیستی انسان همیشه از محیط پیرامونش مهمتر بود اما درناتورالیسم اهمیت انسان از اهمیت اشیاء بیشتر نیست. نویسندگان ناتورالیست اغلب زشتیها را بیان می کنند .مشهورترین نویسنده این سبک، زولا معتقد بود که ادبیات یا باید علمی بشود ، یا نابود شود. آثار معروف او "ژرمینال، نانا، خانواده ترز راکن " ناتورالیسم هم مانند بسیاری از نهضتهای پیش از خود، بخصوص در ادبیات به خاطر کمبود نمایشنامه هایی که دربردارنده اصول این نهضت باشد. به شکوفایی نرسید.
نمونه عکس ناتورالیستی:
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۵ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #6
RE: سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism




استفاده از محیط های روستایی و حومه شهر پاریس، موضوع مورد علاقه نقاشان امپرسیونیسم بود
در سال ۱۸۷۴ گروهی از نقاشان و مجسمه سازان، نمایشگاه گروهی را در پاریس برگزار كردند كه باعث شكل گیری نهضتی با نام «امپرسیونیسم» شد. در میان بنیان گذاران گروه هنرمندانی چون : كلود مونه، ادگار دگا و كامیل پیسارو وجود داشتند. اعضای گروه با مستقل شدن از مجمع رسمی سالیانه كه شامل هیأت ژوری از هنرمندان منتخب آكادمی هنرهای زیبا بود، متحد شدند و با وجود شیوه متفاوتی كه در ارائه نقاشی هایشان داشتند، در جامعه به عنوان یك گروه مستقل و جدید ظاهر شدند. در حالیكه منتقدان سنتی آثار آنان را طراحی های نیمه تمام خواندند و به باد انتقاد گرفتند، نویسندگان مترقی تر، آنها را به خاطر نحوه نمایش زندگی مدرن مورد ستایش قرار دادند. برای نمونه، ادموند دورانتی در مقاله ای به نام «نقاشی مدرن» در سال ۱۸۷۶ نحوه نمایش آنان از یك موضوع معاصر را شیوه ای بدیع و مناسب و انقلابی در نقاشی عنوان كرد.
افراد گروه از انتخاب نامی برای این شیوه كه دلالت بر نوعی اتحاد یا سبك باشد دوری می كردند با این حال بعضی هایشان نامی را كه در آخر برایشان در نظر گرفتند و به آن شناخته می شدند یعنی «امپرسیونیست ها» را پذیرفتند. امروزه آثار آنها با ویژگی هایی چون مدرن بودن و محتوایی در جهت مخالف شیوه های سنتی، تلفیق تكنیك ها و ایده های جدید و نوع بیانشان از زندگی مدرن، شناخته شده اند. به گزارش سایت آفتاب، تابلویی از كلود مونه با نام «Impression sunrise»؛ (تأثیر، طلوع آفتاب)؛ كه در سال ۱۸۷۴ به نمایش درآمد، باعث انتخاب نام امپرسیونیسم برای این آثار شد زیرا منتقدی به نام «لوییز لروی» این اثر را یك طراحی نیمه تمام و یك «تأثیر» خواند و نه یك نقاشی و از آن انتقاد كرد! این نام، شیوه ای را كه اكثر نقاشان مستقل از آن استفاده می كرد، نشان می داد: ضربه های كوتاه و بریده قلم مو كه اشكال و رنگهایی خالص و مخلوط نشده به دست می دهد و بر تأثیر نور در نقاشی تأكید می كند. آنها سایه روشن ها را با رنگ های دیگری غیر از سفید و خاكستری و سیاه نمایش می دادند. استفاده آزاد و رهای آنها از قلم مو اثری ناگهانی و بی قید و بند بر روی تابلو داشت كه غالباً كل كار و تركیب بندی را می پوشاند. این شیوه به ظاهر اتفاقی با استقبال گسترده ای مواجه و حتی در مجمع سالیانه ، به عنوان زبانی جدید از نمایش زندگی مدرن شناخته شد. علاوه بر تكنیك افراطی آنها، رنگهای روشن پرده های نقاشی امپرسیونیسم چشمها را كه تا آن زمان به رنگهای سنگین نقاشی های آكادمیك عادت داشت، می زد.
آنها از لایه ضخیم رنگ طلایی كه نقاشان برای ملایم كردن اثر خود روی بوم می كشند، نیز استفاده نمی كردند. نقاشی ها بخودی خود بسیار روشن بودند، قرن نوزدهم شاهد گسترش تركیب رنگهای جدیدی در هنر نقاشی بود، سایه هایی با آبی روشن، سبز و زرد كه نقاشان تا پیش از آن هرگز استفاده نكرده بودند برای مثال ادوارد مانه در سال ۱۸۷۴ در تابلوی نقاشی «قایق رانی» به طور وسیعی از آبی نیلگون و تركیبی از آبی سیر استفاده كرده است.
كادربندی عجیب، تركیب بندی متأثر از ژاپنی ها ، قایقرانی شیك پوش و دستیار او با فرمی مدرن، و استفاده از مواد متعدد در نقاشی از ویژگی های دیگر این تابلوست. استفاده از محیط های روستایی و حومه شهر پاریس، موضوع مورد علاقه نقاشان امپرسیونیسم خصوصاً كلود مونه و پیرآگوست رنوار بود. خیلی از آنها برای نقاشی چندماه یا یكسال را خارج از شهر می گذراندند. خطوط راه آهن كه به تازگی در خارج از پاریس تأسیس شده بود بسیاری از پاریسی ها را در آخر هفته ها به حومه شهر می كشاند. بعضی از آنها ترجیح می دادند بر زندگی روزانه مردم بومی دهكده تمركز كنند و بعضی دیگر به زندگی كسانی كه برای تعطیلات به دهكده می آمدند و از زندگی مدرن فاصله می گرفتند . شاید پایگاه اولیه مدرنیته در اواخر قرن نوزده خود شهر پاریس بود، كه در بین سالهای ۱۸۵۳ تا ۱۸۷۰ در زمان ناپلئون سوم نوسازی شد. فرمانده ارشد او به نام «بارون هوسمن» پروژه ها را هدایت می كرد و دستور به تخریب ساختمانهای قدیمی داد تا فضایی بازتر، پاكیزه تر و ایمن تر برای پاریس ایجاد كند.
یكی دیگر از اتفاقاتی كه به چهره جدید پاریس كمك كرد، محاصره شهر در جنگ Franco-prussian در سال ۱۸۷۰ ـ ۱۸۷۱ بود كه باعث بازسازی شهر تخریب شده ، گردید و در این زمان هنرمندان امپرسیونیست چون پیسارو و گوستاو كایلبوت تابلوهایی از چهره جدید شهر خلق كردند. آنها از سبك خود برای به تصویر كشیدن بلوارهای عریض، باغهای عمومی و ساختمان های بزرگ استفاده كردند. گروهی دیگر بر زندگی كارگران، خواننده ها، رقاص ها و گروهی بر لحظه های كوتاه و گذرای زندگی شخصیت هایی كه مشاهده می كردند، تمركز می كردند. این جمع، در بین سال های ۱۸۷۴ تا ۱۸۸۶ هشت نمایشگاه گروهی برپا كردند، اما بعدها عواملی چون محاصره پاریس ، اختلافات سیاسی و فلسفی ، باعث جدایی تعدادی از اعضا شد و تغییرات زیادی بین افراد گروه به وجود آورد. تنوع زیاد و اشكال زیادی كه در این نهضت به وجود آمد، ارائه تعریفی دقیق از امپرسیونیسم را مشكل می سازد. زندگی مكتب امپرسیونیسم مانند تأثیرات نوری كه در تابلوهایشان خلق می كردند كوتاه و گذرا بود اما حركت این نهضت و نتایج آن و رویكردش به مدرنیته، بعدها مانند سكوی پرشی برای هنر پیشروی اروپا شد.
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۵ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 9,439
تاریخ عضویت: ۷ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 19
سپاس ها 0
سپاس شده 611 بار در 611 ارسال
ارسال: #7
RE: سبک هنری امپرسیونیسم - Impressionism

چند تن از بزرگان این عرصه :
بزرگان امپرسیونیسم :
Degas, Edgar
Monet, Claude
Pissarro, Camille
Renoir, Pierre-Auguste
Sisley, Alfred
نینجا شمشیری است میان خیزران....سرعت و دقت قدرت نینجاست.....نا امیدی مرگ نینجاست
۱۴-۶-۱۳۸۸ ۱۱:۵۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  وقتی هنر به دندان گرفته شد Yağmur. 2 776 ۵-۵-۱۳۹۴ ۰۲:۳۶ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
  نقاشی روی ظروف سفالین لعابدار Yağmur. 0 563 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۵۱ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  مخمل‌بافی، شكوه هنر بافندگی ایران Yağmur. 0 576 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۴۹ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  تاریخچه هنر مشبك Yağmur. 0 565 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۴۷ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  عبابافی رشته کم رونق صنایع دستی Yağmur. 0 554 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۳:۴۶ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان