درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۱-۶-۱۳۹۳, ۰۲:۰۷ صبح


 
پرداخت قبوض رویال بلاگ
سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
مجموعه اشعار ایرج جنتی عطایی
نویسنده پیام
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۹-۱۳۸۹ ۱۰:۲۱ صبح، توسط User_m.e.)
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #1
مجموعه اشعار ایرج جنتی عطایی

با سلام
برای
جلوگیری از شلوغی و ارائه تاپیكی مرجع برای هر شاعر تاپیك هایی واحد برای
هر شاعر زده میشه كه همه كاربران اگر شعری از اون شاعر رو دارند تو همون
تاپیك قرار بده

پس با افرادی كه شعر هاشون رو جایی غیر از تاپیك مربوطه قرار بدن برخورد خواهد شد.





<br style="">

<br style="">




مجموعه اشعار ایرج جنتی عطایی


ebrahim khani




اشعار ایرج جنتی عطایی








وقتی تو شب گم می شدم

هم خونه خواب گل می دید

همسایه از خوشه ی خواب

سبد سبد خنده می چید

وقتی تو شب گم می شدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

هیشکی به فکر من نبود

آواز خون کوچه ها

شعراشو از یاد برده بود

چراغا خوابیده بودن

شعله شونو باد برده بود

آخ اگه شب شیشه ای بود

پل به ستاره می زدم

شکست اینه ی شبو

نیزه ی خورشید می شدم

آخ اگه مرگ امون می داد

دوباره باغ می شدم

تو رگ یخ بسته ی شب

نبض چراغ می شدم

آخ که تو اقیانوس شب

سوختنمو کسی ندید

تو برزخ بیداد شب

هیشکی به دادم نرسید

تو اوج ویرون شدنم

تو شب دم کرده ی درد

کسی دعا نخوند برام

هیشکی برام گریه نکرد

وقتی تو شب گم می شدم

دلم می خواست شعله بشم رو سایه های یخزده

دست نوازش بکشم

دلم می خواست آشتی بدم

تگرگو با اقاقیا

خورشید مهربونی رو

مهمون کنم به خونه ها

آخ اگه مرگ امون می داد

دوباره باغ می شدم

تو رگ یخ بسته ی شب

نبض چراغ می شدم



موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
اشعار شیما مولایی فرد
مجموعه اشعار مهدي اخوان ثالث
اشعار فریدون مشیری
مجموعه اشعار حسین منزوی
مجموعه اشعار وحشي بافقي
مجموعه اشعار شهريار
مجموعه اشعار صائب تبریزی
مجموعه اشعار شاعران جوان
اشعار امير خسرو دهلوي
مجموعه كامل كتاب شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي با فرمت MP3 با كيفيت عالي و با
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۰:۵۱ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #2
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

خوابم یا بیدارم

تو با منی با من

نزدیک تر از پیرهن

باور کنم یا نه ، هرم نفس هاتو

ایثار تن سوز نجیب دستاتو

خوابم یا بیدارم ؟

لمس تنت خواب نیست

این روشنی از توست

بگو از آفتاب نیست

بگو که بیدارم

بگو که رؤیا نیست

بگو که بعد از این

جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه

تا ابد بذار بخوابم

بذار آفتاب شم و تو خواب

از تو چشم تو بتابم

بذار اون پرنده باشم

که با تن زخمی اسیره

عاشق مرگه که شاید

توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم

ای اومده از خواب

آغوشتو وا کن

قلب منو دریاب

برای خواب من

ای بهترین تعبیر

با من مدارا کن

ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم

پرنده ای زخمی ، اسیر بارونم

ای مثل من عاشق

همتای محبوب

بمون بمون با من

ای بهترین ، ای خوب
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۰:۵۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #3
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

برای ضیافت عشق

اگه شب ، شب غزل نیست

اگه نور ، اینه به اینه

اگه گل ، بغل بغل نیست

برای گلدون دستات

یه سبد رازقی دارم

بهترین قلبو تو دنیا

برای عاشقی دارم

از تو تا ویروونی من

از تو تا مرز شکستن

فاصله ، وا کردن در

فاجعه ، صدای بستن

ترسم از بی رحمی شب نیست

ترسم از دلتنگی فرداست

ترسم از شب مرگی آواز

ترسم از تدفین قمری هاست

سهمی از رجعت انسان

سهمی از خداشدن باش

سهمی از معجزه ی عشق

سهمی از معراج من باش
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۰:۵۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #4
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

عروسک قصه ی من

گهواره ی خوابت کجاست ؟

قصر قشنگ کاغذی

پولک آفتابت کجاست ؟

بال و پر نقره ای

کفتر عشقمو کی بست ؟

اینه ی طوطی منو

سنگ کدوم کینه شکست ؟

عروسک قصه ی من

زخم شکسته با تنت

بمیرم ای شکسته دل

چه بی صداست شکستنت

صدای عشق من و تو

که تلخ و گریه آوره

تو این سکوت قصه ای

شاید صدای آخره

بعد از من و تو عاشقی

شاید به قصه ها بره

شاید با مرگ من و تو

عاشقی از دنیا بره

عروسک قصه ی من

سوختن من ساختنمه

تو این قمار بی غرور

بردن من ، باختنمه

عروسک قصه ی من

شکستنت فال منه

این سایه ی همیشگی

مرگه که دنبال منه

جفتای عاشقو ببین

از پل آبی می گذرن

عروسک قلبشونو

به جشن بوسه می برن

اما برای من و تو

اون لحظه ی آبی کجاست ؟

عروسک قصه ی من

پس شب آفتابی کجاست ؟
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۰:۵۷ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #5
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

توی گسترده ی رؤیا

ای سوار اسب ابلق

راهی کدوم مسیری

توی تاریکی مطلق

ای به رؤیا سر سپرده

با توام ای همه خوبی

راهی کدوم دیاری

آخه با این اسب چوبی

با توام ای که تو فکرت

با هر عشق و با هر اسمی

رهسپار فتح قلب

ماه پیشونی طلسمی

توی خورجین قشنگت

عکس ماه پیشونی داری

واسه پیدا کردن جاش

دنیا رو نشونی داری

ماه پیشونی تو قصه

فکر بیداری تو خوابه

خورشید هفت آسمون نیست

عکس خورشید توی آبه

از خواب قصه بلند شو

اسب چوبیتو رها کن

ماه پیشونی مال قصه ست

مرد من منو صدا کن

اگه از افسانه دورم

اگه ماه پیشونی نیستم

اگه با زمین غریبه

اگه آسمونی نیستم

می تونم یه سایه باشم

برای یه خواب شیرین

می تونم نوشدارو باشم

برای یه لحظه تسکین

ماه پیشونی اگه قلبش

قلب یه کفتر تنهاست

اگه قامت بلندش

قامت جدایی ماست

من حقیقی تر از اندوه

رعشه ی تلخ صداتم

ماه پیشونی نیستم اما
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۰:۵۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #6
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

برای خواب معصومانه ی عشق

کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت

کمک کن با تن هم پل بسازیم

کمک کن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه تو و چشم تو پیداست

که از ایل و تبار عاشقایی

تو رو می شناسم ای سر در گریبون

غریبگی نکن با هق هق من

تن شکسته تو بسپار به دست

نوازش های دست عاشق من

به دنبال کدوم حرف و کلامی ؟

سکوتت گفتن تمام حرفاست

تو رو از تپش قلبت شناختم

تو قلبت ، قلب عاشق های دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و اینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید رو به دست من سپردی

کمک کن جاده های مه گرفته

من مسافرو از تو نگیرن

کمک کن تا کبوترهای خسته

رو یخ بستگی شاخه نمیرن

کمک کن از مسافرهای عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم

کمک کن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۱:۰۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #7
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

از عذاب جاده خسته

نرسیده و رسیده

آهی از سر رسیدن

نکشیده و کشیده

غم سرگردونی هامو

با تو صادقانه گفتم

اسمی که اسم شبم بود

با تو عاشقانه گفتم

با تنم دردی اگه بود

بی رمق بود اگه پاهام

تازه تازه با تو گفتم

اگه کهنه بود دردام

من سرگردون ساده

تو رو صادق می دونستم

این برام شکسته اما

تو رو عاشق می دونستم

تو تمام طول جاده

که افق برابرم بود

شوق تو راه توشه ی من

اسم تو هم سفرم بود

من دل شیشه ای هر جا

هر شکستن که شکستم

زیر کوهبار غصه

هر نشستن که نشستم

عشق تو از خاطرم برد

که نحیفم و پیاده

تو رو فریاد زدم و باز

خون شدم تو رگ جاده

نیزه ی نم باد شرجی

وسط دشت تابستون

تازیانه های رگبار

توی چله ی زمستون

نتونستن ، نتوستن

کینه ی منو بگیرن

از من خسته ی خسته

شوق رفتنو بگیرن

حالا که رسیدم اینجا

پر قصه برا گفتن

پر نیاز تو برای

آه کشیدن و شنفتن

تو رو با خودم غریبه

از غمم جدا می بینم

خودمو پر از ترانه

تو رو بی صدا می بینم

کی صدایتو داد به مهتاب ؟

مهتابو کی برد از اینجا ؟

اسمتو کی داد به خورشید ؟

خورشید و کی داد به ابرا ؟

با من رهیده از خود

یک ترانه هم صدا شو

با من از زنجیر این شب

هم صدا شو و رها شو
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۱:۰۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #8
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

ای به داد من رسیده

تو روزای خود شکستن

ای چراغ مهربونی

تو شبای وحشت من

ای تبلور حقیقت

توی لحظه های تردید

تو منو از شب گرفتی

تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی

برای من تکیه گاهی

برای من که غریبم

تو رفیقی جون پناهی

ناجی عاطفه ی من

شعرم از تو جون گرفته

رگ خشک بودن من

از تن تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم

اگه از تو باشه جونم

قدر اون لحظه نداره

که منو دادی نشونم

وقتی شب ، شب سفر بود

توی کوچه های وحشت

وقت هر سایه کسی بود

واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه ی شب

تپش هراس من بود

وقتی زخم خنجر دوست

بهترین لباس من بود

تو با دست مهربونی

به تنم مرهم کشیدی

برام از روشنی گفتی

پرده ی شبو دریدی

یاور همیشه مؤمن

تو برو سفر سلامت

غم من نخور که دوری

برای من شده عادت

ای طلوع اولین دوست

ای رفیق آخر من

به سلامت ، سفرت خوش

ای یگانه یاور من

مقصدت هر جا که باشه

هر جای دنیا که باشی

اونور مرز شقایق

پشت لحظه ها که باشی

خاطرت باشه که قلبت

سپر بلای من بود

تنها دست تو رفیق

دست بی ریای من بود
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۱:۰۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #9
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته

نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته

تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی

که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی

اهل هر جا که باشی

قاصد شکفتنی

توی بهت و دغدغه

ناجی قلب منی

پکی آبی یا ابر

نه خدا یا شبنمی

قد آغوش منی

نه زیادی نه کمی

منو با خودت ببر

من حریص رفتنم

عاشق فتح افق

دشمن برگشتنم

ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن ، رفتن ، همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه هم سفر تو بودن

هم قدم جاده ها ، تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر

بیت آخرین نداشت

عمر کوچ من و تو

دم واپسین نداشت

س آخر شعر سفر

آخر عمر منه

لحظه ی مردن من

لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۱:۱۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 455
تاریخ عضویت: ۱۵ آبان ۱۳۸۹
اعتبار: 5
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #10
RE:اشعار ایرج جنتی عطایی

بین این همه غریبه

تو به آشنا می مونی

حرفای تلخی که دارم

من نگفته ، تو می دونی

من پر از حرفای تازه

عاشق گفتن و گفتن

تو با درد من غریبه

اما تشنه ی شنفتن

صدای ترد شکستن

مثل گریه با صدامه

تلخی هق هق گریه

طعم سرد خنده هامه

گرمی دست نوازشگر تو

مرهم زخمای کهنه ی منه

تپش چشمه ی خون تو رگ من

تشنه ی همیشه با تو بودنه

ململ ابری دستات

پر رحمت مثل بارون

سکت نجیب چشمات

پر غربت بیابون

واسه اینتن برهنه

ناز دست تو لباسه

حس گرم با تو بودن

مثل رؤیا ناشناسه

مثل حس کردن و دیدن

عاشق منظره هایی

دشمن ساده و پاک

پرده ی پنجره هایی
تالار گفتگوی ایرانیان

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

خدا نگیردشان دست روز مسکینی
که دست ما نگرفتند و می توانستند
۶-۹-۱۳۸۹ ۱۱:۱۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Heart اشعار شیما مولایی فرد saeed 30 4,472 ۱۳-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۳۵ صبح
آخرین ارسال: موج مثبت
  مجموعه اشعار مهدي اخوان ثالث cerash bash 37 2,559 ۱۸-۳-۱۳۹۲ ۰۷:۰۱ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت
  آثار ابوسعيد ابوالخير Adel_Transporter 29 4,135 ۱۸-۳-۱۳۹۲ ۰۶:۲۵ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت
  اشعار فریدون مشیری aryana.majid 94 5,831 ۱۲-۳-۱۳۹۲ ۱۲:۳۷ صبح
آخرین ارسال: aryana.majid
  مجموعه اشعار حسین منزوی hava123 50 6,792 ۱۱-۳-۱۳۹۲ ۱۲:۰۵ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن