درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۳-۹-۱۳۹۳, ۱۲:۱۴ صبح


 


ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
مقاله در مورد انواع اخلاق برای رشته الهیات
نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 14,149
تاریخ عضویت: ۱۲ خرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 89
سپاس ها 84
سپاس شده 464 بار در 412 ارسال
ارسال: #1
مقاله در مورد انواع اخلاق برای رشته الهیات

<H2 class=contentheading>انواع اخلاق
اخلاق

مقدمه:
اگر انسان مقايسه‌اي بين وضع انحطاط اخلاقي مسلمانان امروزه و رهبريهاي‌ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم در مورد اخلاق داشته باشد، متوجه مي‌شود كه تا چه اندازه ‌ميان آن برنامه و اين روش ‌رفتار فاصله و بيگانگي وجود دارد!
با دقت در اين وضع اسفبار به اين نكته پي مي‌بريم كه مشكلات و گرفتاريهاي ‌كنوني ممالك اسلامي بر اثر نقشه‌هاي وسيع استعمار است كه در نتيجه آن‌، هستي مسلمانان را يعني راه و روش اسلامي و دين و فضيلت را از آنها ربوده‌اند.
در نتيجه همين نقشه‌هاست كه ميان قرآن و سنّت و جوانان ما فاصله و شكاف عجيبي به وجود آمده است‌، به اندازه‌اي كه ديگر براي مسلمانان باقي ‌نگذاشته‌اند و هيچ‌كس در صدد انتقام از استعمار، اين قاتل جنايت‌پيشه كه با چنگال وحشيانه و خون‌آلودش عزت و شرافت‌، دنيا و آخرت‌، استقلال واقتدار مسلمانان را از بين برده است‌، نيست‌.

كار به جايي رسيده است كه مسلمانان تصور مي‌كنند علّت عقب‌ماندگي آنان دينشان است و علّت منتشر شدن فساد اخلاقي در جامعه راه و رسم ديني ‌آنان است‌، به همين دليل افراد مريض جامعه با سرعت هرچه تمام‌تر از درمان ‌خود مي‌گريزند و به همان اندازه به سوي نابودي و هلاكت پيش مي‌روند.
اما اگر شخص با اطلاعي در مورد اسلام منصفانه قضاوت كند، اعتراف ‌خواهد نمود كه اسلام كاملاً غني است و از هر نوشته آسماني و زميني‌، كلمات حكما و دانشمندان و آدابي كه نوشته‌اند و قصيده‌ها و اشعاري كه سروده‌اند بي‌نياز است‌، زيرا اسلام در زمينه اخلاق و آداب داراي معادن غني و سرشاري است كه اگر همه سخنان حكمت‌آميز دانشمندان‌، اشعار شعرا، نثر ادبا و ميراثهاي تمام پيامبران و فلاسفه را يكجا جمع كنند در قسمت اخلاقيات باز هم ‌نسبت به آيات قرآن و روايات معصومين عليهم السلام ناقص است‌، البته با صرف ‌نظر از ميراث اخلاقي عظيمي كه علما و صلحا براي مسلمين به يادگار گذاشته‌اند.
هنگامي كه پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «برانگيخته شدم تا فضايل اخلاقي را به سر حدّ كمال برسانم‌» حقيقتي را در دين مقدّس اسلام آشكار نمودند كه تا آن زمان مخفي مانده بود و آن حقيقت چيزي نيست مگر ارتباط محكمي كه ميان ‌دين و اخلاق وجود دارد، به طوري كه حتي كوچك‌ترين جزء شعائر اسلامي ‌داراي فضيلتي اسلامي مي‌باشد. به عبارت ديگر دين به تنهايي و جداي از اخلاق نمي‌تواند دين كامل و مستحكمي باشد، همين‌طور است اخلاق بدون‌ دين‌، در اين كتاب خواهيم گفت كه موارد اخلاقي بر قسمتي از احكام اسلامي عرضه مي‌شوند تا مشخص شود كه چه اتصال و پيوند ناگسستني ميان اسلام و فضايل اخلاقي وجود دارد.
بنابراين كسي كه داراي فضايل اخلاقي نباشد دين ندارد، حتي اگر نماز بخواند، روزه بگيرد، زكات بدهد و حج برود و در مقابل‌، كسي كه دين ندارد داراي هيچ فضيلت اخلاقي نيست‌، حتي اگر با سخاوت باشد، بذل و بخشش ‌نمايد، ثروت خود را با مردم تقسيم كند و با وفا و با صفا باشد. آري‌، همان‌گونه كه جسم بي‌جان ارزشي ندارد، صفات اخلاقي نيز تا زماني‌كه داراي روح نباشند فاقد هرگونه ارزشي مي‌باشند، زيرا فقط دانستن صفات‌ خوب و صفات بد براي انسان سودي ندارد، هرچند انسان در دسته بندي و تقسيم نمودن آنها داراي تخصّص باشد و بداند كدام صفت به قوّه شهوت و كدام صفت به قوّه غضب مربوط مي‌شود و... چرا كه فقط آشنايي با انواع ‌داروها و چگونگي استفاده از آنها براي شخص مريض سودي ندارد.
آنچه براي انسان مفيد است ملكه و نيرويي است كه بر اثر تكرار و تمرين در انسان به وجود مي‌آيد به طوري كه صفات پسنديده در روح انسان ثبت و صفات زشت از روح و روان وي دور شود، به عنوان مثال‌: چنانچه سخاوت و بخشش آرزوي انسان باشد و شجاعت در طبيعت او نقش بسته باشد بايد در هر مورد مناسبي سخاوت كند و در اموري كه به شجاعت نياز دارند بي‌باكانه اقدام ‌نمايد.
در چنين صورتي انسان مي‌تواند باور كند كه فضيلت اخلاقي در او وجود دارد يا صفات پست از او برطرف شده است‌. ولي براي رسيدن به اين مرحله ‌پيمودن گردنه‌ها و پستي‌ها و بلنديهاي زيادي لازم است‌. تنها امري كه مي‌تواند براي دستيابي به چنين ملكه و نيرويي به ما كمك كند يادآوري‌، تذكر و استمرار در عمل است‌، زيرا روح انسان مانند كاغذ سفيدي است كه عوامل فراواني مانند محيط‌، اوضاع و احوال زمانه و تعليم و تربيت در آن نقاشي مي‌كنند و صفات بسياري در آن ترسيم مي‌نمايند، البته نقش بستن و ملكه شدن صفات ‌فراوان در روح انسان كار ساده‌اي نيست و به تكرار و مداومت فراوان احتياج ‌دارد، حال اگر صفت زشتي در روح انسان نقش ببندد كار بسيار مشكل مي‌شود، زيرا ابتدا بايد آن ملكه ناپسند و عادت زشت را از خود دور سازد، سپس به ‌جاي آن‌، صفت پسنديده‌اي در خود ايجاد نمايد.
البته يادآور مي‌شويم كه هر اندازه انسان براي به دست آوردن صفات‌ پسنديده و ترك صفات ناپسند متحمل سختي شود، (آنگونه كه برخي تصوّرمي‌كنند) كار بيهوده يا كم فايده‌اي انجام نداده‌، زيرا ميزان پيشرفت بشر و باقي ‌ماندن نام نيك‌، به غير از فضايل اخلاقي مطلب ديگري نيست‌. برخلاف ‌مطالبي مانند شرافت نسب‌، داشتن پست‌، مقام‌، رياست و ثروت فراوان‌، حتي ‌علم و دانش بسيار، كه اين موارد تا زماني كه با اخلاق نيك و پسنديده همراه ‌نباشند براي انسان موجب ارزش و پيشرفت نمي‌شوند، شايد براي مدت ‌كوتاهي مردم به خاطر احتياجي كه به او دارند در مقابل او كرنش كنند و به اواحترام گذارند، ولي همه اين امور زوال‌پذير بوده و دوام و بقايي ندارند.

فصل اول

اخلاق فردي‌
افراد، تشكيل ‌دهنده يك جامعه هستند پس هر فرد با خودسازي مي‌تواند در تشكيل جامعه‌اي بافضيلت نقش مؤثّري را ايفا نمايد.
به همين دليل ملّتي نيرومند خواهد بود كه داراي افرادي نيرومند و بانشاط ‌باشد و ملّتي كه افراد آن خمود و كسل باشند نيز هميشه خمود خواهد بود. بنابراين پيروزي‌، نشاط و صلابت يك جامعه بدون نشاط افراد آن امكان‌پذير نبوده و خمودي جامعه با نشاط افراد آن هيچ‌گاه سازگار نيست‌، به عنوان مثال ‌اگر چند عضو از يك بدن بيمار باشند نمي‌توان گفت آن بدن و آن شخص سالم ‌است‌.
پس اگر شخصي بخواهد اجتماعي را پاكسازي نمايد ابتدا به اصلاح افراد آن مي‌پردازد و روح جنايت‌، تجاوزگري و فساد را از تك‌تك افراد اجتماع ‌مي‌زدايد. نقطه شروع به كار بيشتر حزبها و گروهها نيز اين‌گونه است‌، يعني ابتدا چند نفر دور هم گرد آمده‌اند و كم‌كم با زياد شدن افراد، حزبي قوي يا ارتشي نيرومند را به وجود آورده‌اند. هر فرد جامعه داراي خواسته‌ها و تمايلات نفساني بسياري است‌. هر فردي كه خواهان جامعه‌اي دور از فساد و... است‌، راهي به غير از كنترل اين خواسته‌ها و تمايلات در پيش ندارد و بايد ابتدا خود را اصلاح كند و ميانه‌روي را در جواب به خواسته‌هاي خود انتخاب نمايد. بنابراين سركوب نمودن غرايز و خواسته‌هاي نفساني از مسير اعتدال خارج است‌، همان‌گونه كه آزادي مطلق ‌در برابر خواسته‌ها امري است اشتباه و سقوط در پرتگاه بدبختي‌ها را به دنبال دارد. مكتب اسلام براي اصلاح جامعه ابتدا به فرد رو مي‌كند به او انواع لغزشها و موارد انحراف را نشان مي‌دهد و در مقابل عدل و انصاف را توصيف مي‌كند و با تشويق به نيكي و عدالت و يادآوري اجر و پاداش و بيان عذابهاي سخت الهي ‌براي تخلّف‌كنندگان‌، افراد را به سوي نيكي و پرهيز از پليدي سوق مي‌دهد واين‌گونه است كه افراد و در نتيجه جامعه از هلاكت و بدبختي نجات مي‌يابند.

 

فصل دوم

اخلاق خانواده‌
دين اسلام پس از آنكه سنگ زيربناي جامعه را كه فرد است با استحكام ودرستي نهاد، به خانواده رو كرده و حدود آن را بيان مي‌نمايد و بدين وسيله ‌جامعه را به سوي خير و صلاح هدايت مي‌نمايد، راههاي پيشرفت را به اونشان داده و علل سقوط در پرتگاه را به او متذكّر مي‌شود چرا كه خانواده بخشي‌از جامعه مي‌باشد.
با اصلاح خانواده جامعه اصلاح خواهد شد و با فساد خانواده جامعه نيز به‌ فساد و تباهي كشيده مي‌شود بنابراين اصلاح خانواده مانند پل ارتباطي درمسير اصلاح فرد و جامعه مي‌باشد زيرا اصلاح‌، ابتدا از فرد شروع شده‌، درخانواده راه پيدا مي‌كند و سپس وارد جامعه مي‌شود. چون خانواده داراي امتيازات به خصوص و آداب ويژه‌اي است بخش ‌مهمّي از برنامه‌ها، حدود، مقررات و دستورات اسلامي در مورد خانواده تعيين ‌شده است‌. خانواده يا به عبارت ديگر جامعه كوچك از پدراني مهربان‌، فرزنداني‌شايسته‌، مادراني با عاطفه‌، برادراني صميمي‌، شوهري نيك رفتار و همسري باگذشت تشكيل مي‌شود. در برخي موارد خانواده از افرادي بيگانه تشكيل‌ مي‌يابد كه ميان آنان هيچ خويشاوندي وجود ندارد و اسلام همان گونه كه دراجتماع بزرگ اين‌گونه مسائل را حل كرده در مورد خانواده و اين جامعه كوچك نيز مشكلي به نام خويشاوندي باقي نگذاشته است‌. چون خانواده بسياري از اوقات مورد حمله عواطف غلط و ناموزون قرار مي‌گيرد، اسلام براي خانواده نسبت به جامعه اهميّت بيشتري قائل شده است‌. گرچه خانواده در ابتدا از يك زن و مرد، فرزند يا فرزنداني تشكيل مي‌شود امّا خويشاوندي كه در نسبتهاي بالاتر قرار دارد در برنامه‌هاي اسلام مورد توجّه ‌مي‌باشد و اسلام براي رفاه و آسايش آنان طرحهاي ويژه‌اي دارد كه براي ‌اجتماع چنين طرحهايي وجود ندارد، به عنوان مثال در خانواده و بستگان‌، صله‌رحم و حقوق خويشاوندي مطرح است كه اين مسأله در مورد اجتماع معنايي ‌ندارد.

 

رابطه زن و شوهر
ركن اساسي نظم جامعه را زن و شوهر تشكيل مي‌دهند به گونه‌اي كه هردوي آنان با يكديگر موجب تكامل جامعه هستند. با برقراري ازدواج در جامعه از مفاسد و تبهكاريها جلوگيري شده‌، گرفتاريها و ناراحتيها نيز پايان مي‌يابند. به راستي كه دقّت و مراقبت اسلام نسبت به امور خانواده بسيار شگفت‌آور است‌!
اسلام براي امور خانواده حدودي قرار داده و براي زندگي آنان از ابتدا تا سرانجام برنامه‌هايي را طرح‌ريزي نموده است و بالاخره در قدم به قدم زندگي از حال آنان غفلت نكرده‌، هيچ امري را از كوچك و بزرگ فروگذار ننموده است ‌و خانواده را به نيكي و زندگي برتر ارشاد نموده و به سوي سعادت راهنمايي ‌مي‌كند، بدين وسيله اركان خانواده محكم مي‌شود و فرزندان از تربيتي عالي ‌برخوردار مي‌شوند و سعادت نسلهاي آينده نيز تأمين مي‌شود.
اسلام براي زن و شوهر، صلح‌، صفا، آسايش و زندگي گرم و پرمحبّتي راخواستار است‌. همچنين اسلام خواستار سلامتي ظاهر و باطن فرزندان خانواده ‌است‌، سلامتي از بيماريها و پاكي دل‌، صفاي عواطف و تربيتي نيكو كه در نتيجه‌ نشاط رواني را براي آنان به ارمغان مي‌آورد.اسلام خواهان پيشرفت محيط زندگي و نجات اجتماع از فقر و بيماري و جهل و انحراف است‌.همه اموري كه ذكر شد در پرتو ازدواج صحيح تأمين مي‌گردد و بر اثر ترك ازدواج‌، بيشتر افراد جامعه به بيماريهايي همچون سوزاك و سفليس و فساد اخلاقي و انحرافات جنسي مبتلا خواهند شد. زندگي همراه با محبت و گرمي‌، سلامتي و پاكي فرزندان‌، در نتيجه انتخاب همسري نيك و هم‌شأن به وجود مي‌آيد.
مسأله جهل و فقر را نيز مي‌توان به واسطه ازدواجي صحيح ريشه‌كن نمود، يك زوج خوشبخت براي تأمين رفاه و آسايش زندگي با يكديگر همكاري ‌مي‌كنند.
اساس دانش و ثروت‌، تعاون و همكاري است كه اين تعاون و همكاري‌، نتيجه ازدواج مي‌باشد. خداوند متعال در قرآن مجيد مي‌فرمايد:
(زنان و فرزندان و دختران خود را به ازدواج درآوريد اگر بينوا باشند خداوند ازفضل خود آنان را بي‌نياز خواهند ساخت‌). (1)
بنده هر موقع در آثار اسلامي كه راجع به ازدواج وارد شده (با همه ابواب فراوانش‌) دقّت مي‌كنم‌، مي‌بينم كه اسلام با شيوه‌اي بسيار عجيب پيروان خود را به سوي مصالح عظيمي كه در سايه ازدواج به دست مي‌آيند راهنمايي ‌مي‌كند و آنها را از هلاكت‌، لغزش و فساد دور مي‌سازد.امّا با نگاهي به زندگي مسلمانان متوجّه مي‌شويم كه فاصله آنان با اسلام چه ‌مقدار است‌! براي هرچه كمتر نمودن اين فاصله بايد بدانيم كه اسلام در مورد زندگي زن و شوهر و تأمين رفاه و آسايش آنان در محيطي سالم و در پناه فضيلت ‌و اخلاق چه نظري دارد؟
از نظر اسلام زن از احترام فوق‌العاده‌اي برخوردار است‌، مرد نيز داراي ‌احترام و موقعيّت خاص‌ّ خود مي‌باشد. به عبارت ديگر هر يك از زن و مرد پشتيبان و نگهبان ديگري است‌، قرآن مجيد در اين زمينه مي‌فرمايد: (زنان لباس شما هستند، شما نيز لباس آنان مي‌باشيد). (2)
بنابر اين هر كدام از زن و مرد نسبت به ديگري مانند لباسي هستند كه ‌يكديگر را از سرما و گرما حفظ مي‌كنند و در پناه اين پوشش‌، فوايد بسياري‌ نصيبشان خواهد شد. همان‌گونه كه لباس انسان را حفظ مي‌كند بر انسان نيز لازم ‌است كه از لباس خود محافظت نمايد تا بتواند از آن استفاده كند، زن و شوهر نيز نسبت به يكديگر بايد چنين باشند.رسول گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم سنگدلي و بي‌رحمي جاهليت را به شدّت مورد سرزنش قرار داده‌اند زيرا در دوران جاهليت زنان را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند، حضرت امام باقر عليه السلام مي‌فرمايند: «آيا كسي از شما هست كه همسر خود را كتك زده‌، سپس با او همبستر شود؟!» 
همبستر شدن نشانه محبت و دوستي است ولي كتك زدن عدم محبت و وجود نفرت و كينه را مي‌رساند، چگونه اين دو خصلت با يكديگر جمع ‌مي‌شوند؟
بر مرد لازم است كه همسر خود را دوست بدارد، مهمتر از آن او را انيس‌خود قرار دهد، با او مأنوس شود و زن نيز با مرد خود انس بگيرد ولي اگر مرد با حشمت و جبروت با همسر خود رفتار كند صفا و دوستي جمع آنان را رها كرده و آن انس و محبّت و صفاي مقدّس فقط و فقط به شهوتي حيواني تبديل ‌مي‌شود.
زن در ديدگاه اميرالمؤمنين علي‌ عليه السلام مانند دسته‌گلي است كه بايد آن را بوييد و دوست داشت كه اگر كسي با چنين دسته گلي زورآزمايي كند پرپر گشته‌، پژمرده خواهد شد.
به همين دليل ايشان در نامه‌اي به فرزندشان امام حسن‌ عليه السلام يا محمّد بن‌حنفيه نوشته‌اند:
«به زن اندازه‌اي اختيار مده كه از حد و مرز خود پا فراتر گذارد چرا كه اين‌ محدوديت براي زن مفيدتر است‌، در اين صورت است كه زن آسوده خاطر بوده ومي‌تواند جمال و زيبايي خود را حفظ نمايد، زن مانند گل است نه قهرمان‌! در هر حال ‌با او مدارا و خوشرفتاري كن تا زندگانيت صفا يابد».
اسلام طي فرمايشات گوناگون عاطفي و با عبارات زيبا و دقيق به منظور جلب محبّت و ايجاد مهرباني و صفا ميان زن و شوهر، مردان را نسبت به ‌رفتاري خوب با همسران خود تشويق نموده است‌.
پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:
«بهترين شما كساني هستند كه با همسر و خانواده خود بهتر باشد و من بهترين ‌شما براي خانواده‌ام هستم‌». همچنين مي‌فرمايند:
«زن و خانواده انسان اسيران او هستند، بهترين بندگان در پيشگاه خداوند نيز خوش‌رفتارترين آنان با اسيران خود مي‌باشند» حضرت امام صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند:  «نسبت به ناتوانان از خدا بترسيد؛ يعني نسبت به يتيمان و زنان‌!» 
همچنين مي‌فرمايند:
«بيشتر اهل بهشت را زنان ضعيف تشكيل مي‌دهند زيرا خداوند از ضعف آنان ‌آگاه است و به آنان رحم مي‌نمايد».
از نظر اسلام ازدواج نمودن از علامتهاي ايمان است و از صفات پيامبراسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم و اخلاق پيامبران الهي‌ مي‌باشد، همچنين نشانه برتري در ولايت ائمّه اطهار عليهم السلام مي‌باشد. پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند: «از دنياي شما چيزي را به مقدار زنان و عطر دوست ندارم‌».
همچنين مي‌فرمايند: «نماز نور چشم من و زن موجب لذّت من است‌».
امام صادق‌عليه السلام مي‌فرمايند:ازجمله صفات پيامبران‌ دوستداشتن زن است‌».
همچنين حضرت مي‌فرمايند: 
«هر كس ما اهل‌بيت را بيشتر دوست بدارد زنان را بيشتر دوست خواهد داشت‌».
همچنين مي‌فرمايند: «باور نمي‌كنم كسي در امر ولايت ما محكم‌تر شود مگر به ‌واسطه زياد شدن محبّتش به همسر خود».  حضرت در روايت ديگري مي‌فرمايند:
«هر اندازه انسان زنان را دوست بدارد به همان اندازه ايماني برتر خواهد داشت‌».  آري‌، فقط مكتب اسلام است كه دين و دنيا را با هم در نظر مي‌گيرد، در مورد روح و جسم نيز با هم تذكّر مي‌دهد، از طرفي به علم و دانش اهميّت مي‌دهد و از سوي ديگر به عمل سفارش مي‌كند. به خاطر مصالح روح‌، مصالح جسم را يا به خاطر مصالح جسم‌، مصالح روح را رها نمي‌سازد.
براي دنيا راهي و براي دين راه ديگري برخلاف آن معرفي نمي‌كند. ازديدگاه اسلام دوست داشتن زنان هم دين است‌، هم دنيا، معاشرت نيكو هم ‌دين است و هم دنيا، نماز و زكات و حج نيز هم دين است و هم دنيا، چرا كه دراسلام رهبانيّت‌، ماديّت و دنياپرستي هيچ كدام معنا و مفهومي ندارند.
اسلام عشق ورزيدن به زنان را بسيار تأكيد مي‌كند تا مراكز فحشاء ريشه‌كن ‌شوند، شرافتها از بين نروند، بيماريهاي مسري رواج نگيرند و طراوات‌، شادابي ‌و زيبايي جوانان دختر و پسر در راههاي پر پيچ ‌و خم مفاسد به هدر نرود، همچنين صفا و صميميت از زندگي خانواده‌ها گرفته نشود. بنابراين اين‌گونه تأكيدها جاي تعجّب ندارد هر چند ممكن است افراد بيمار از اين تأكيدهاي فراوان به شگفت آيند و از آن در برخي كينه‌توزيها كمك ‌بگيرند. در صورتي كه اگر اسلام غير از اين در مورد زن سفارش مي‌نمود جاي ‌تعجّب داشت‌! در اسلام فقط دستور علاقه و محبّت نيست بلكه اسلام دستور مي‌دهد مرد دوستي‌، عشق و علاقه و محبت خود را نسبت به همسر اظهار كند. به همين دليل پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند: «اين جمله مرد به همسرخود كه‌: دوستت دارم‌، در صميم قلب زن جاي گرفته و هيچ‌گاه از قلبش خارج نمي‌شود».
1) سوره نور: آيه ٣٢.
2) سوره بقره‌: آيه ١٨٧.
برداشتهايي از حقوق زناشويي‌
اسلام حقوق متقابلي براي زن و مرد در نظر گرفته است‌، در برابر حقوق واجبي كه بر عهده زن است‌، زن نيز حقوق واجبي بر گردن مرد دارد، خداوند متعال در اين زمينه مي‌فرمايد:  (در برابر حقوقي كه مردان بر گردن زنان دارند، زنان نيز حقوقي بر گردن مردان‌ دارند). (1)
حضرت امام موسي بن ‌جعفر عليه السلام مي‌فرمايند:
«جهاد زن‌، همسرداري نيكوي اوست‌».
پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم به زنان اين‌گونه سفارش مي‌فرمودند: «نماز خود را طولاني نكنيد در صورتي كه حقّي از همسرتان ضايع مي‌شود». حضرت امام صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند:
«رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم زنان را از زهد و بريدن از دنيا و اختيار نكردن همسر باز داشته است‌». همچنين مي‌فرمايند:
«هر زني به خواب رود در حالتي كه شوهرش بر او خشمگين باشد خداوند از آن ‌زن هيچ نمازي را نخواهد پذيرفت تا زماني كه شوهر از او راضي شود». 
اسلام مرز هر يك از زن و شوهر را در برابر يكديگر تعيين نموده است‌، به ‌عنوان نمونه براي اذيّت و آزار چه از جانب مرد و چه از جانب زن‌، عذاب سختي در پيش است تا محيط خانواده از ناراحتي و آزار و... محفوظ بماند.
پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:  «اگر همسري شوهر خود را آزار دهد، خداوند نماز و ساير كارهاي نيك آن زن راقبول نخواهد كرد حتّي اگر تمام عمر خود را روزه بگيرد و نماز به پا دارد يا بنده‌هاي بسياري را آزاد نموده و ثروت فراواني در راه خدا انفاق كند، تا زماني كه رضايت ‌همسر خود را جلب نمايد و اگر در چنين حالتي (كه همسرش از او ناراضي است‌) از دنيا برود اولين كسي خواهد بود كه وارد جهنم مي‌شود. سپس حضرت فرمودند: اگر مرد هم زن خود را آزار دهد چنين سرنوشتي در انتظار او خواهد بود». اگر كانون خانواده محيطي آلوده باشد و محبّت و علاقه در آن خانواده ازميان رفته باشد، نماز، روزه‌، آزاد كردن بنده‌، انفاق در راه خدا و ديگر حسنات ‌در چنين خانواده‌اي مورد قبول نخواهد بود زيرا نمازي مورد قبول است كه ‌انسان را از ارتكاب زشتيها و كارهاي ناشايست بازدارد، ساير احكام و عبادات ‌اسلامي نيز داراي ارتباط و هماهنگي عميقي هستند و هر كدام از آنان به ‌ديگري مربوط است‌، مانند اعضاي مختلف يك جسم كه در ارتباط با يكديگر مي‌باشند، دين اسلام هم بدون احكام و عبادات كامل نخواهد بود مگر آنكه ‌همه احكام آن اجرا شوند از سوي ديگر هيچ يك از احكام و عبادات در اسلام‌ جاي ديگري را نمي‌تواند بگيرد و انسان را از انجام عبادات ديگر بي‌نياز نمي‌كند.
آري‌، در انجام همه اين احكام‌، عبادات و دستورات اسلامي بايد اين آيه را نيز مدّ نظر داشت كه‌: (خداوند فقط از افراد متّقي خواهد پذيرفت‌).



موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
دانلود رایگان مقاله پیرامون کارآفرینی
دانلود مقاله روشهای تست و نگهداری کابل ها و سیستم های مربوطه
دانلود مقاله امنیت اطلاعات و SNORT‎
دانلود مقاله آشنایی با فناوری بلوری Blue-Ray
دانلود مقاله نابرابریهای طبقاتی و اجتماعی دانش آموزان در شهرستان اسلام آباد
دانلود مقاله در مورد رگولاتور برای رشته برق
دانلود مقاله اهداف و چرایی توسعه اقتصادی‎
دانلود مقاله پیرامون پورت USB
دانلود مقاله پیرامون برش پلاسما
دانلود مقاله پیرامون انرژی خورشیدی

حتی روز" مرگم "هم با هم تفاهم نداریم
من سفید میپوشم
تو سیاه...
۷-۹-۱۳۸۹ ۰۱:۲۲ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 14,149
تاریخ عضویت: ۱۲ خرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 89
سپاس ها 84
سپاس شده 464 بار در 412 ارسال
ارسال: #2
RE:مقاله در مورد انواع اخلاق برای رشته الهیات

خويشاوندان‌
خداوند متعال مي‌فرمايد:
(برخي از خويشاوندان در كتاب خدا از برخي ديگر سزاوارترند). (1)
علاوه بر مسأله ارث‌، برخي از خويشاوندان بيشتر سزاوار نيكي و پيوند هستند زيرا همه آنها از يك ريشه‌اند و اگر چه ميان آنها كدورتي ايجاد گردد بازهم به يكديگر محبّت و علاقه خواهند داشت‌. به همين دليل انسان بايد بداند كدام يك از خويشاوندان به او نزديكتر است‌ تا محبّتش را نسبت به او بيشتر نمايد.
پدر بزرگ و مادر بزرگ‌، عمو و عمّه‌، دايي و خاله و آن گروه از بستگان كه از راه نسب‌، پيوند يا سبب با انسان خويشاوندي دارند، به انسان نزديك‌تر هستند و انسان به آنها بايد محبّت بيشتري نشان بدهد. اين گروه از خويشاوندان از نظر اسلام در مرتبه سوم احترام و تكريم قراردارند، چرا كه قرآن مجيد مي‌فرمايد:  (هنگامي كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند كسي را نپرستيد ونسبت به پدر و خويشاوندان و نزديكان نيكي نماييد). (2)  خويشاوندان گروه بزرگي از جامعه هستند كه از گروههاي كوچك‌تر تشكيل شده‌اند، اگر خويشاوندان در يك جامعه با صلح و صفا در كنار يكديگر باشند، استقامت آن جامعه بيشتر شده‌، شاخه‌هاي آن محكم گشته و ثمره اتحاد و يگانگي خواهد داد، اتحاد ميان افراد خانواده و خويشاوندان و جامعه و... اسلام در مورد اصلاح اجتماع نيز به تدريج اقدام مي‌نمايد، به گونه‌اي كه ‌ابتدا به پاكسازي و اصلاح فرد مي‌پردازد، سپس اين پاكسازي را متوجّه خانواده مي‌نمايد و پس از محكم نمودن اركان خانواده و برطرف نمودن آلودگيها ازمحيط آن‌، به خويشاوندان و بستگان فرد مي‌پردازد، روابط ميان آنان را نزديكتر مي‌گرداند و عاقبت پيروان خود را به وحدت و يگانگي نسبت به خويشاوندان ‌سفارش مي‌كند و افرادي كه رابطه خويشاوندي را قطع مي‌كنند، به عذاب الهي ‌تهديد مي‌نمايد. پس از تكميل اين مراحل نوبت به اجتماع مي‌رسد، اجتماعي كه اعضاي آن ‌تكميل يافته و پاك شده‌اند، افراد خانواده‌هاي اين اجتماع در طي برنامه‌اي ‌صحيح‌، تربيت يافته‌اند كه اصلاح چنين اجتماعي آسان است و برقراري ‌روابطي نيك ميان آنان انسان را دچار مشكل نمي‌سازد. اسلام براي صله رحم‌، اتحاد و پيوند خويشاوندان به اندازه‌اي ثواب مقرّر فرموده كه چه بسا برخي تصوّر مي‌كنند اين پاداشها نوعي مبالغه است‌، درصورتي كه عين حقيقت است‌، ملك وسيع است و پاداش و ثواب الهي نيز ازمحاسبه بيرون مي‌باشد، چرا كه خزانه‌هاي رحمت الهي پايان‌ ناپذير است‌، چگونه مي‌توان در اين مسأله ترديد داشت در صورتي كه خداوند جهان هستي ‌را فقط با يك كلمه (كُن‌ْ) (3) آفريده است‌. پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:«هر كس حق نزديكان پدر و مادر خود را رعايت نمايد خداوند در بهشت ‌هزارهزار درجه به او عطا مي‌كند، البتّه فاصله ميان هر درجه با درجه ديگر به اندازه يكصد سال دويدن اسب اصيل و تندرو است‌». اجر و پاداش صله رحم فقط مربوط به آخرت نيست بلكه در دنيا نيزبراي‌ افرادي كه با بستگان خودارتباط نيكي داشته باشنداجر و پاداش مخصوص به خود بيان شده است‌. پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:«نيكي‌، انسان را از مرگهاي بد حفظ مي‌كند، صدقه خشم پروردگار را فرو مي‌نشاند و صله رحم بر عمر انسان مي‌افزايد و فقر و تنگدستي را از انسان دورمي‌كند».
حضرت علي‌ عليه السلام به نوف بكالي چنين فرمودند:«اي نوف‌! صله رحم به جاي آور كه در اين صورت خداوند بر عمرت ‌مي‌افزايد».  رزق و طول عمر انسان به دست خداوند است‌، كسي را كه بخواهد رزق و روزي و طول عمر عطا مي‌نمايد و از هر كس بخواهد روزي و طول عمر را كم‌ مي‌كند.
پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم براي كم يا زياد شدن عمر به واسطه صله رحم و قطع ‌رحم بياني دارند كه اين فرمايش جاي هيچ تأويل و مجازي باقي نگذاشته است‌! حضرت مي‌فرمايند:  «انسان گاهي صله رحم به جاي مي‌آورد در حالي كه از عمر وي بيشتر از سه سال ‌باقي نمانده است و خداوند بدين واسطه عمر او را به سي‌وسه سال مي‌رساند و چه بسا انسان قطع رحم مي‌نمايد در حالي كه سي‌وسه سال از عمرش باقي مانده و خداوند عمر او را به سه سال كاهش مي‌دهد». در صله رحم دو جنبه عاطفي وجود دارد يكي نوع‌دوستي و انسانيت وديگري خويشاوندي و قرابت كه به همين دليل براي اين عمل اجر و پاداش ‌الهي نيز در نظر گرفته شده است‌.پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم در اين زمينه مي‌فرمايند:  «پاداش صدقه ده برابر است‌، پاداش قرض هجده برابر و پاداش نيكي به برادران‌ ديني بيست برابر و پاداش صله رحم بيست و چهار برابر مي‌باشد».  اين دسته‌بندي بسيار زيبا و بامفهوم است‌، صدقه هر چند نوعي نيكي ودستگيري از مستمندان مي‌باشد ولي ترك اين عمل موجب ضعف و سستي دوچنداني نخواهد شد، بنابراين پاداش صدقه با پاداش ساير نيكيها تفاوتي ‌ندارد، چرا كه قرآن مجيد در مورد پاداش نيكيها مي‌فرمايد: (هر كس حسنه‌اي انجام دهد، پاداش وي ده برابر خواهد بود). (4)  مّا قرض از روي احتياج و ضرورت است كه آبروي شخص قرض كننده به ‌آن بستگي دارد در نتيجه يك پاداش براي برآوردن حاجت و پاداش ديگر براي ‌حفظ آبروي شخص محتاج مي‌باشد به همين دليل اجر و پاداش قرض دادن ازصدقه بيشتر است‌. برادراني كه با يكديگر دوست هستند كمتر پيش مي‌آيد كه ميان آنان ‌ناراحتي به وجود نيايد، بهترين راه رفع اين‌گونه ناراحتيها و مشكلات‌، برقراري ‌ارتباط و نيكي ميان آنان است در اين صورت ناراحتيهاي كوچك كه در طول‌ زمان شدّت مي‌يابند و موجب جدايي بين افراد و فساد در جامعه مي‌گردند ريشه‌كن خواهند شد، پس جاي تعجّب نيست كه اجر و پاداش نيكي و ايجاد ارتباط با برادران ديني حتّي از قرض دادن هم بيشتر باشد! در مورد صله رحم شكّي نيست كه ريشه شر و فساد را از بين مي‌برد چرا كه ‌ميان خويشاوندان هميشه كدورتهايي به وجود مي‌آيد كه اگر برطرف نشوند سبب بروز فتنه‌هاي بزرگي خواهند شد.بنابراين صله رحم كار نيكي است كه موجب حفظ اتّحاد و از بين رفتن ‌ريشه‌هاي شر و فساد مي‌شوند به همين جهت اين عمل اجر و پاداش بيشتري ‌دارد! اسلام حتّي به كمترين درجه برقراري ارتباط كه اتّحاد، همبستگي و ريشه‌كن ‌نمودن فتنه‌ها را به دنبال داشته باشد نيز اكتفا مي‌كند. پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:
«در دنيا با يك سلام هم كه شده ارتباط خود را با نزديكان و خويشاوندانتان حفظ‌كنيد». سلام‌، نيكي و صلح و صفا است كه ريشه كينه‌، غرور و حسادت را از بين ‌مي‌برد.حضرت امام جعفر صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند:
«به نزديكان خود نيكي كن هر چند به واسطه مقداري آب آشاميدني باشد و بهترين نوع صله رحم خودداري از آزار رساندن به آنان است‌، صله رحم مرگ انسان را به تأخير انداخته و موجب دوستي و محبّت ميان خويشاوندان خواهد شد».اسلام محبّت و صله رحم را فقط مخصوص خويشاونداني كه با انسان‌ دوست و مهربان هستند نمي‌داند بلكه مهمتر از آن نسبت به بستگاني كه با انسان دشمني دارند هم دستور صله رحم و نيكي داده است‌. اين روش رفتار ومعاشرت انسان در جامعه را اسلام به ما مي‌آموزد كه هر نوع كينه و حسادتي را از اجتماع ريشه‌كن مي‌نمايد. سالمه كنيز امام صادق‌ عليه السلام مي‌گويد: زماني كه حضرت در حال احتضار بودند خدمت ايشان بودم‌، ناگهان حضرت بي‌هوش شدند وقتي به هوش آمدند فرمودند: «به حسن بن علي‌ّ بن علي‌ّ بن الحسين (همان افطس معروف كه از مخالفان امام صادق‌ عليه السلام بود) هفتاد دينار بدهيد، به فلان شخص اين مقدار و فلان شخص مقدار...عرض كردم‌: آيا شما به كسي بخشش مي‌فرماييد كه با اسلحه شما را مورد حمله قرارداده و قصد كشتن شما را داشته است‌؟! حضرت فرمودند: آيا مي‌خواهي من جزو كساني نباشم كه خداوند متعال در مورد آنان مي‌فرمايد: (كساني كه نسبت به افرادي كه خداوند دستور نيكي نسبت به آنان داده است‌، نيكي مي‌كنند از خداي خود مي‌ترسند و از سختي حساب در پيشگاه عدل الهي وحشت دارند)  آري‌، اي‌ سالمه‌! خداوند بهشت را با بوي خوشي آفريده كه بوي آن از مسافت دوهزار سال نيز استشمام مي‌شود ولي دو گروه از استشمام بوي بهشت حتّي از اين مسافت هم محروم هستند: عاق والدين و قطع كننده رحم‌». اين برخورد حضرت و چنين بخشش و گذشتي در اسلام تعجّب ندارد زيرا اسلام هميشه پيروان خود را به عفو و گذشت امر مي‌فرمايد: (هميشه باگذشت باش‌، مردم را به نيكي تشويق كن و با جاهلان روبرو مشو). 
همچنين مي‌فرمايد: (و اگر گناه و اشتباه ديگران را مورد عفو و بخشش قراردهي به راه و روش تقوي نزديكتر خواهد بود).با توجّه به اين آيات و روايات كه بخشش در مورد بيگانگان است ديگر چگونگي برخورد با خويشان و نزديكان مشخص است‌! اين راه و روش عالي‌اسلام است كه به غير از صلح و صفا و دوستي و محبّت ميان پيروان خود چيزي نمي‌خواهد. البتّه نسبت خويشاوندي نزد پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم با خويشاوندي كه در ذهن ‌ما وجود دارد بسيار متفاوت است زيرا از نظر ايشان افراد اگر با چهل نسل نيز به هم برسند خويشاوند محسوب مي‌شوند، حضرت مي‌فرمايند: «زماني كه مرا به معراج بردند شخصي را ديدم كه به عرش الهي متوسّل شده ازخويشاوند خود به درگاه الهي شكايت مي‌كند به او گفتم شما در خويشاوندي چه ‌فاصله‌اي با يكديگر داريد؟ گفت‌: با چهل نسل‌، پدرانمان به يكديگر مي‌رسند!»قطع رحم و دوري از خويشاوندان جزو آن دسته از گناهاني است كه خداوند در دنيا و قبل از آخرت گناهكار را به سزاي عملش مي‌رساند.حضرت علي‌ عليه السلام در اين زمينه مي‌فرمايند:
«صاحبان سه خصلت زشت تا به سزاي عملشان نرسند از دنيا نمي‌روند: ستمكاري‌، دوري از خويشاوندان و قسم دروغ و به درستي كه از ميان كارهاي نيك ‌اجر و پاداش صله رحم زودتر به انسان مي‌رسد»

1) سوره انفال‌: آيه ٧٥.                                  2) سوره بقره‌: آيه ٨٣.
3) سوره انعام‌: آيه ١٦٠                                 4) سوره رعد: آيه ٢١.
5) سوره اعراف‌: آيه ١٩٩.                              6) سوره بقره‌: آيه ٢٣٧.
فصل سوم
اخلاق نيك‌
هر صفت نيكو يا زشتي بر اعضا و جوارح بدن انسان تقسيم مي‌شود. سهم ‌زبان از اين صفات راستگويي يا دروغگويي است‌،صفتي كه چشم مي‌تواند داشته باشد پاكي يا خيانت است‌،دست نيز گاهي كار نيك انجام داده و گاهي ‌تجاوز و ستمكاري‌،همچنين قلب انسان گاهي در انديشه‌اي نيك يا در فكر پستي  و رذالت است‌. امّا در ميان همه اين صفات فضيلتي است به نام خوش‌اخلاقي كه تمام اعضا و جوارح انسان را در بر مي‌گيرد، همان گونه كه بد اخلاقي در حواس و اعضاي ‌انسان عموميّت دارد و به حسّي مخصوص يا عضوي مشخص اختصاص ندارد، يعني در تمام دستگاههاي بدن جريان دارد مانند روح كه در جسم انسان ‌زنده وجود دارد.معمولاً انسان با داشتن صفت حسن خلق بيش از داشتن هر خصلتي به سعادت خواهد رسيد زيرا صفات پسنديده‌اي مانند صداقت‌، امانت‌، حياء، حسن نيّت و... دوستي به دوستان انسان اضافه نمي‌كند يا دشمن را از انسان ‌دور نمي‌كند ولي اخلاق نيكو مي‌تواند دوستان بسياري را براي انسان جلب‌ نمايد.
خداوند متعال با عطاي اين خصلت نيكو به پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم بر ايشان منّت گذارده‌، مي‌فرمايد:
(با رحمتي از سوي خداوند است كه با آنان به نيكي رفتار مي‌كني‌).
به راستي كه اين صفت موجب رحمتي براي شخص ايشان و امّت اسلام ‌مي‌باشد زيرا خداوند امّت ايشان را از عذابي كه آنان را بسوزاند و آخرتشان را فاسد نمايد رهايي بخشيده است‌. همچنين خداوند متعال مي‌فرمايد:
(اگر تو خشن و سنگدل بودي همه از اطراف تو پراكنده مي‌شدند). (1)
حسن خلق اثري دارد كه دشمن انسان را به دوستي مهربان تبديل مي‌نمايد در حالي كه بداخلاقي گاهي دوست مهربان انسان را به دشمني خطرناك تبديل ‌مي‌كند، واقعاً چه صفتي بهتر از اخلاق نيكو و چه خصلت زشتي بدتر از بداخلاقي مي‌باشد؟!  اخلاق زشت و ناپسند سررشته هر فسادي است چرا كه انسان بداخلاق ‌دروغ مي‌گويد، خشمگين مي‌شود، دشنام مي‌دهد، كينه‌توزي مي‌نمايد، با مردم ‌جنگ و جدال مي‌كند و از هر كمكي به ديگران خودداري كرده و... بنابراين ‌شخص بداخلاق هر اندازه به مردم نيكي كند و هر كار نيكي كه انجام دهد عاقبت با اخلاق ناپسند خود همه را از بين مي‌برد. به عنوان مثال اگر انسان ‌بداخلاق مبلغي به مستمند كمك نمايد، محبت او را نسبت به خود جلب كرده ‌است امّا با بداخلاقي و ترش‌رويي اين محبّت را از بين مي‌برد، چنين شخصي ‌حتّي اگر به همسرش هديه‌اي بدهد يا با فراهم كردن چيزهايي كه همسرش از اوانتظار دارد او را خوشحال نمايد زماني نمي‌گذرد كه با بداخلاقي‌، صفا و محبت ‌از زندگي آنها غروب كرده دشمني و كينه‌توزي جايگزين آن خواهد شد.
پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:
«اخلاق زشت‌، عمل انسان را فاسد مي‌سازد همان‌گونه كه سركه عسل را فاسدمي‌كند». عسل به آن شيريني هنگامي كه با سركه مخلوط شد ترش خواهد شد، عمل ‌شيرين نيز چنين است وقتي با اخلاق زشت همراه شد ترش و فاسد مي‌شود! در اخلاق پسنديده خير دنيا نهفته است‌، موجب دوستي با مردم و عزّت وزندگي همراه با آسايش است‌، در آخرت هم نعمتهاي گوناگون را به دنبال دارد زيرا خداوند شخصي كه داراي اين صفت است را دوست دارد.
پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:
«روزي جبرئيل از جانب پروردگار متعال نزد من آمد و عرضه داشت‌: اي محمّد! بر تو باد به اخلاق نيك زيرا اين صفت خير دنيا و آخرت (هر دو) را جلب مي‌كند. آگاه باشيد از ميان شما كسي بيشتر به من شباهت دارد كه خوش‌اخلاق‌تر باشد».  براي فرد مسلمان حسن خلق يك صفت طبيعي و لازم است زيرا هر شخصي كه بداخلاق باشد، مسلمان اين‌گونه نيست‌، پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:
«دو خصلت است كه در مسلمان جمع نمي‌شود: بخل و بداخلاقي‌».
آيا بداخلاقي فايده‌اي هم دارد؟ آيا مشكلي را حل مي‌كند؟ يا ضرر و زياني ‌را از انسان دور مي‌نمايد؟  بايد بگوييم كه بداخلاقي نه تنها اين فوايد را ندارد بلكه مشكلاتي را كه تصوّر آن نيز ممكن نيست براي انسان فراهم مي‌كند چه رسد به مشكلاتي كه براي اطرافيان و ديگران به وجود مي‌آورد، علاوه بر اين مطالب شخص بداخلاق هميشه غمگين و گوشه‌گير است‌.
پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند:
«شخص بداخلاق در درجه اوّل به خودش سختي مي‌رساند».
شخص بداخلاق هميشه تنها است زيرا هيچ شخصي تحمّل همنشيني ورفاقت با او را ندارد.  حضرت علي‌ عليه السلام در وصيّتي كه به فرزندشان محمد بن حنفيه نموده‌اند، چنين مي‌فرمايند:  «از خودخواهي‌، بداخلاقي و كم‌صبري بپرهيز، زيرا با داشتن اين سه خصلت ناپسند هيچ دوستي براي تو باقي نمي‌ماند و هميشه از مردم دور خواهي شد سعي كن‌خود را به دوستي و رابطه با مردم ملزم سازي‌».
حضرت امام صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند:
«دروغگو مروّت ندارد، افراد سرزنش كننده برادر نخواهند داشت و حسودهيچ‌گاه آسايش ندارد و شخص بداخلاق به عزّت و آقايي نخواهد رسيد».
انسان بداخلاق تا زماني كه داراي اين صفت ناپسند است هميشه گرفتار شرّ خواهد بود، هر گاه كاري انجام دهد به دام شرّي ديگر خواهد افتاد (مانند كسي‌ كه بر روي كوهي لغزنده قرار گرفته است‌) همواره از اين صفت ناپسند توبه ‌مي‌كند ولي بلافاصله اين صفت را در خود مي‌يابد!
حضرت علي‌ عليه السلام به ابي ‌ايّوب انصاري فرمودند:
«از اخلاق و رفتار نيك به چه درجه‌اي رسيده‌اي‌؟ وي در پاسخ عرضه داشت‌: همسايه خود و ديگران را آزار نمي‌دهم و از كار نيكي كه انجام دادن آن در توانم باشد دريغ نمي‌كنم‌. سپس حضرت فرمودند: گناهي نيست مگر آنكه براي آن توبه‌اي است ‌و توبه كننده معمولاً در توبه‌اش صادق و استوار است‌، به غير از انسان بداخلاق كه ‌هميشه از گناهي توبه كرده و گرفتار گناهي بدتر از آن مي‌شود».  آري‌، كسي كه اخلاق ناپسندي داشته باشد محيط زندگي خود را تيره و تار خواهد ساخت همان‌گونه كه خاك‌، آب را كدر مي‌نمايد، شرّ، بدبختي و... از هرسو در وجود انسان بداخلاق پديد مي‌آيد تا اينكه هاله‌اي از تيرگي و شقاوت‌، روي او را احاطه مي‌كند و هر كس به او مي‌نگرد چهره خود را در هم مي‌كشد وهمه دوستان از چنين شخصي دوري مي‌كنند، چه رسد به خانواده او!
حضرت امام صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند:  «گروهي خدمت رسول خدا آمده عرضه داشتند: يا رسول اللّه‌، سعد بن معاذ از دنيا رفته است‌. حضرت برخاستند، ياران نيز به همراه ايشان رفتند. حضرت ‌دستور دادند سعد را غسل دهند، در حاليكه شخص پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در تمام مدّت ‌غسل دادن ايستاده بودند، پس از غسل‌، حنوط و كفن نمودن جنازه سعد به پايان ‌رسيد، جنازه روي تخت تابوت حمل شد، حضرت نيز با حالت عجيبي به دنبال ‌جنازه حركت كردند، يعني بدون كفش و رداء! همچنين حضرت هنگام تشييع‌ جنازه سعد گاهي طرف راست تابوت و گاهي طرف چپ آن را مي‌گرفتند تا به‌ محل قبر رسيدند، حضرت خود وارد قبر سعد شدند، لحد را در محل خود قرار دادند و روي قبر را با خشت پوشاندند، سپس به ياران و اطرافيان مي‌فرمودند: سنگ بدهيد...گل بدهيد و با سنگ و گل شكافهاي ميان خشتها را پر نمودند، پس‌از آنكه حضرت سعد را به خاك سپردند، روي آن خاك ريخته‌، صاف نمودند وفرمودند: مي‌دانم كه اين جنازه به زودي پوسيده خواهد شد ولي خداوند دوست ‌دارد هر كاري كه بنده‌اش انجام مي‌دهد محكم و بي نقص باشد. پس از آنكه خاك ‌روي قبر ريخته شد از سويي صداي مادر سعد به گوش رسيد كه مي‌گفت‌: اي ‌سعد، بهشت بر تو مبارك باد! حضرت فرمودند: اي مادر سعد، آرام باش واين‌گونه با قاطعيّت از جانب خداوند قول مده‌! هم‌اكنون سعد گرفتار فشار قبر شد! رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و مردم بازگشتند، گروهي عرضه داشتند: يا رسول اللّه‌، برخورد شما را نسبت به جنازه سعد به گونه‌اي مشاهده كرديم كه تا به حال با هيچ كس اين رفتار را انجام نداده بوديد، شما بدون كفش و رداء در تشييع جنازه او شركت نموديد! حضرت فرمودند: چون فرشتگان در تشييع جنازه سعد بدون كفش ورداء بودند، من نيز از آنان پيروي كردم‌. اطرافيان گفتند: چگونه بود كه گاهي‌طرف راست تابوت و گاهي طرف چپ را مي‌گرفتيد؟ حضرت فرمودند: دست من ‌در دست جبرئيل بود، هر طرف را كه او مي‌گرفت من هم مي‌گرفتم‌! اطرافيان ‌گفتند: يا رسول اللّه‌، شما دستور فرموديد بدن او را غسل دهند و بر جنازه‌اش نماز خوانديد، براي او لحد ساختيد و سپس فرموديد: فشاري بر سعد وارد شد؟! دليل‌اين مطلب چيست‌؟ رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: بله‌، دچار فشار قبر شد زيرا سعد با خانواده‌اش بداخلاق بود».
آري‌، بداخلاقي سعد او را به فشار هولناك قبر و ناراحتيهاي سخت عالم برزخ كشانيد، با اينكه شخص پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم براي او دعا فرمودند و بر جنازه‌اش‌ نماز خواندند و فرشتگان الهي همراه جبرئيل به تشييع جنازه‌اش حاضر شدند، با آن سابقه درخشان در اسلام و با داشتن نامه عمل روشن‌.
جاي هيچ تعجبي در اين مطلب نيست‌، چرا كه خداوند عادل است و هيچ ظلمي از او فوت نمي‌شود، حتي اگر آن ظلم در زير پرده عبادت و بندگي پنهان ‌شده باشد.
(1) سوره آل‌عمران‌: آيه ١٥٩.
همسايه و دوست‌
پس از خويشاوندان‌، شايسته‌ترين افراد براي نيكي و احسان همسايگان ودوستان انسان هستند، اين دو گروهي كه خداوند نام آنان را در كنار يكديگر ذكركرده‌، مي‌فرمايد: (خداوند را پرستش كنيد و چيزي را شريك خدا قرار ندهيد و نسبت به پدر و مادر و خويشاوندان‌، يتيمان و درماندگان‌، همسايگان و دوستان سفر و در راه ماندگان ‌و كنيزان خود نيكي كنيد، خداوند افراد گردنكش و خودپسند را دوست ندارد). منظو از(الجار الجُنُب‌) در اين آيه همسايه‌اي است كه ميان شخص و او خويشاوندي نباشد و (الصاحب بالجَنْب‌) به مطلق دوست يا دوستان سفر گفته مي‌شود.  نيكي نمودن نسبت به همسايه و دوست‌، سفارشي از جانب خداوند متعال ‌و اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است‌. مروان كلبي مي‌گويد: حضرت امام صادق‌ عليه السلام مرا اين‌گونه سفارش ‌مي‌فرمودند: «تو را به تقواي الهي‌، اداي امانت‌، راستگويي و خوش‌رفتاري با دوستان سفارش مي‌كنم و هيچ نيرو و قدرتي نيست مگر به كمك پروردگار بلند مرتبه‌».   ابوربيع شامي مي‌گويد: با گروهي خدمت امام صادق‌ عليه السلام بوديم و خانه حضرت را جمعيّت زيادي فراگرفته بود كه ايشان فرمودند: «از ما نيست كسي كه با دوست خود خوش‌رفتار نباشد و به رفيق و دوست خود نيكي نكند و با هم‌نمك و هم‌سفره‌اي خود به خوبي رفتار ننمايد و با خوش‌اخلاقي با كسي كه با او چنين است رفتار ننمايد».جمله آخر حضرت به اين معناست كه با مخالف دين خود طبق دستور آيه ‌قرآن عمل نمايد:  (نمي‌يابي مردمي را كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند، امّا دشمنان خدا و رسول خدا را دوست بدارند). (1)
از نظر اسلام لفظ دوست منحصر به كساني كه مدّتها با انسان رابطه‌اي ‌دوستانه داشته‌اند نيست‌، بلكه اولين درجه دوستي‌، يك مرتبه هم‌نشيني است‌.
حضرت امام محمّد باقر عليه السلام مي‌فرمايند:
«دوستي خالصانه‌ات را براي مؤمن بگذار و اگر يك فرد يهودي نيز با تو هم‌نشين ‌شد با او نيز به نيكي هم‌نشيني كن‌».  روش پيشوايان دين ما به گونه‌اي بوده است كه صفت نيكي كه به آن دستورمي‌داده‌اند در درجه اوّل خودشان به آن عمل كرده و هر صفت زشت وناپسندي را كه نهي مي‌كرده‌اند كسي آن صفت را در وجود ايشان نمي‌ديد.حضرت امام باقر عليه السلام مي‌فرمايند: «حضرت علي‌ عليه السلام با شخصي از اهل كتاب در سفر همراه شدند، مرد اهل كتاب به ‌حضرت گفت‌: بنده خدا كجا مي‌روي‌؟ حضرت فرمودند: به سوي كوفه‌، سپس به ‌جايي رسيدند كه مرد اهل كتاب از راه كوفه جدا شد، حضرت علي‌ عليه السلام نيز همراه او رفتند، اهل كتاب به حضرت گفت‌: مگر شما قصد كوفه رفتن نداشتيد؟ حضرت ‌فرمودند: آري‌، او گفت‌: چرا از راه كوفه نرفتيد و همراه من آمده‌ايد، شما كه مي‌دانستيد بايد به كوفه برويد! حضرت به او فرمودند: كمال خوش‌رفتاري در سفر و هنگام ‌جدايي دو هم‌سفر اين است كه انسان تا مقداري از راه‌، هم‌سفر خود را بدرقه نمايد، اين دستور پيامبر ما صلي الله عليه و آله و سلم است شخص اهل كتاب گفت‌: دستور پيامبر شما اين ‌است‌؟ حضرت فرمودند: آري‌، او نيز گفت‌: پس دليل پيروي مردم از پيامبراسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم اين دستورات و كارهاي خوب است‌! از اين پس من نيز گواهي مي‌دهم كه بر دين تو هستم و همراه حضرت به كوفه رفت و هنگامي كه حضرت را شناخت‌، مسلمان شد».   پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم نسبت به همسايه دستور نيكي داده‌اند و حدود آن ‌را هم مشخص فرموده‌اند، حضرت امام صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند: «شخصي از انصار خدمت رسول خدا آمد و عرضه داشت‌: يا رسول اللّه‌، من در محلّه‌اي در فلان‌قبيله خانه‌اي خريداري نموده‌ام و نزديكترين همسايه‌ام كسي است كه اميدي به ‌خيرش ندارم و از شرّش هم در امان نيستم‌، حضرت دستور فرمودند كه حضرت‌علي‌ عليه السلام و سلمان و ابوذر (راوي مي‌گويد: من نام چهارمين آنها را فراموش كرده‌ام‌، شايد مقداد باشد) در مسجد با صداي بلند اين‌گونه اعلام كنند: كسي كه همسايه‌اش از شرّش در امان نباشد، ايمان ندارد! سپس دستور دادند اين‌گونه اعلام كنند: چهل خانه ‌از روبرو، چهل خانه از پشت‌ سر، چهل خانه از طرف راست و چهل خانه از طرف چپ‌، همه ساكنين اين خانه‌ها همسايه انسان به حساب مي‌آيند».
حضرت علي‌ عليه السلام نيز در بستر شهادت اين‌گونه وصيّت فرمودند:
«شما را به خدا، شما را به خدا، نسبت به همسايگانتان كه همسايه سفارش ‌شده پيامبر شماست‌، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به اندازه‌اي نسبت به همسايه سفارش ‌مي‌نمودند كه ما فكر كرديم به زودي همسايه از انسان ارث خواهد برد!»
حضرت امام صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايند:«ملعون است‌، ملعون است كسي كه همسايه‌اش را آزار دهد». همچنين مي‌فرمايند: «خوش‌رفتاري با همسايه موجب افزايش روزي است‌». (2)
1) سوره نساء: آيه ٣٦.
2) سوره مجادله‌: آيه ٢٢.


حتی روز" مرگم "هم با هم تفاهم نداریم
من سفید میپوشم
تو سیاه...
۷-۹-۱۳۸۹ ۰۱:۲۳ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Thumbs Up دانلود پروژه درس ترمیم ساختمان با موضوع بهسازی و مقاوم سازی سازه های بتن آرمه زندگی کن 1 203 ۲۴-۸-۱۳۹۳ ۰۵:۰۶ عصر
آخرین ارسال: mehrnoosh680
  دانلود رایگان مقاله پیرامون کارآفرینی simini 2 340 ۱۹-۸-۱۳۹۳ ۰۲:۳۰ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن
Star دانلود مقالات اختصاصی اقتصاد chakavak 6,091 126,564 ۱۷-۳-۱۳۹۳ ۰۳:۰۷ صبح
آخرین ارسال: chakavak
  دانلود مقاله روشهای تست و نگهداری کابل ها و سیستم های مربوطه Lorax 0 340 ۱۱-۳-۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ عصر
آخرین ارسال: Lorax
  دانلود مقاله امنیت اطلاعات و SNORT‎ Lorax 0 342 ۱۱-۳-۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ عصر
آخرین ارسال: Lorax

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

ارتباط

 

لینک دوستان

جستجو در انجمن