درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۶-۸-۱۳۹۷, ۰۸:۲۲ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول
نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #1
روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول


روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول











اشاره

همايشي در سالگرد ارتحال حضرت آية الله العظمي فاضل لنکراني توسط دفتر تبليغات اسلامي برگزار گرديد که فرهيختگاني از علما و فضلاي حوزه در آن مراسم شرکت کردند. بخش هايي از مجموع گفته هاي آن فرهيختگان که بيانگر روشن فقهي و اصولي آن مرجع تقليد است، در پي مي آيد تا اهل تحقيق و علم از آن گفته ها، نکته ها برگيرند.
کليد واژه: آيت الله فاضل، تقريرنويسي، مرجعيّت، روش شناسي.

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
ماجرای تکریم آیت‌الله خوشوقت توسط رهبر انقلاب
نظام سیاسی اسلام در عصر غیبت از منظر آیت‌الله جوادی آملی
اصول مدیریت شهرى و شهرسازى رسول اکرم صلى‏الله ‏علیه‏ و ‏آله در مدینه ‏النبى
عرفان و عبادت در سیره پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)
بررسى جایگاه عدالت اجتماعى در سیره پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)
اصول و جلوه‌های زیبایی شناسی در قرآن کریم
خاطراتی از جلسات درس خارج حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
نگاهی نو به زندگی و شخصیت پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله)
اصول و مراحل تربیت دینى کودکان با تأکید بر سخنان و سیره عملى رسول خدا ص
اصول تغییر و اصلاح رفتار در سیره معصومان علیهم‏ السلام
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #2
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

حجت الاسلام و المسلمين مبلغي:

مرحوم آية الله فاضل لنکراني در شيوه استنباط خود به سادگي از کنار نص و روايات نمي گذشتند. روشن است همه براي نص جايگاهي معتقدند، اما کم نيستند کساني که در مواجهه ي با نص فوري استدلال مي کنند طبعاً به استظهار و اطلاق گيري و عموم گيري در چارچوب قواعد، حکم به اکمال مي کنند. از اين رو، پرونده استکمال قبل از باز شدن بسته مي شود. براي نمونه به مواردي اشاره مي کنم:
نخست اينکه ايشان در مواردي که شايد بسياري به محض ديدن اطلاق و با در نظر گرفتن شرايط ظاهري، حکم به اطلاق مي کنند، مي فرمايند اطلاق در موضوعي که برخوردار از شرايطي است که مي طلبد شارع حکم آن مورد و موضوع را با صراحت بيان کند، اعتباري ندارد؛ چون شرايط ويژه است و حکم آن شرايط نيازمند دخالت شارع در ارائه و بيان صريح است. تأمل در اين نکته مي طلبد که انسان شرايط ويژه را در هر عصري بررسي کند. از اين رو، ايشان در استنباط احکام به تحولات هر عصري توجه ويژه داشتند.
دوم اينکه خيلي ها اگر به واژه اي که در حديث به کار رفته، برخوردند که بعدها در ساحت فقه مصطلح فقهي شده، آن را در روايت به گونه مصطلح فقهي تفسير مي کنند. البته شايد عده اي هم چنين دقت نکنند، ولي کم نيستند که اگر براي نمونه به واژه کراهت در روايت برخورند، آن را حمل صريح بر کراهت به معناي يکي از احکام تکليفي نمي کنند، بلکه دقت مي کنند که شايد کراهت معناي حرمت داشته باشد. اين امري شايع است، اما مرحوم آية الله العظمي فاضل لنکراني افزون بر رعايت اين قاعده، در مواردي فراوان از همين خاستگاه واژه (معنا کردن بر اساس مصطلح فقهي) فراتر رفته است. براي نمونه، ايشان نفي بأس را به نفي حکم وضعي تعريف مي کند. اين معني تعامل با نص، استنطاق نص، نص را آزاد گذاشتن و با آن تعامل و تأني کردن.
سوم اينکه ايشان سه حالت براي نص يا روايت فرض مي کند: يک حالت اين است که نص در مقابل ظاهر کتاب قرار بگيرد.
طبيعي است مي گويد: «يوجب التصرف في بابه الکتاب». همه اين را مي گويند حالا ديدگاه هاي مختلفي هم هست. حالت دوم اين است که نص و روايتي را بر خلاف يک قاعده بيابند. آنجا نيز آن فکر رايج و انديشه رايج مبناي ايشان است؛ «لزوم الاصل به و عنوان علي خلاف القاعده ». حتي اگر برخلاف قاعده است، بايد به اين روايت و نص تمثل کرد. اما حالت سومي که نيازمند بررسي است و مي تواند به عنوان يک موضوع به مطالعه پژوهشگران درآيد، آن است که ايشان مي فرمايند: «لو کانت علي خلاف حکم العقل لکان لازم التصرف فيها و حلّها علي ما لا يخالف الحکم العقل بوجه ». اين قابل تأمل است. اما حالت سوم آنکه نص با روايت ديگر و منصوص مخالف باشد. ايشان مخالف بودن روايت با عقل را موجب اين مي داند که انسان تلاش کند تا سازگاري ايجاد کند؛ شايد ما معنايي براي روايت تلقي کنيم که برخلافش باشد.
مورد چهارم آن است که ما عاد ت کرده ايم اگر اطلاقي باشد، خيلي حساب شده بر اساس قواعد اصولي آن را بسنجيم؛ اگر آن اطلاق در مقابل يک قرينه باشد، حکم به اجمال مي کنيم. لذا حکم به اجمال و عدم انعقاد اطلاق نمي کنيم مگر اينکه قرينه اي باشد. ويژگي ايشان اين بود که مي رفت و اين قراين را شناسايي مي کرد و به قرينه اي که روي صحنه است و در نگاه بدوي ديده مي شود، بسنده نمي کرد. نکته جالب توجه اين است که ايشان درباره اطلاق اگر چه همه شرايط مساعدت کند تا اين اطلاق انعقاد به نظر بدوي پيدا کند، به اطلاق تن نمي داد. جايي کهفهم عرفي اطلاق را نمي فهمد و قرينه اي هم وجود ندارد، مگر اينکه فهم عرفي خودش يک قرينه باشد که حالا مقصود آن نيست، ايشان مي فرمايد: «لم يکن بمصابة من الوجوه بحيث لايکون حاجة أو بحاجة الي الاطلاق.» پس در مورد وجود عدم فهم عرفي اطلاق هم ايشان در مواجهه با اطلاق در خاستگاه عرف، نه در خاستگاه يک مجتهد بلکه مجتهدي که به عرف نگاه دارد، قرار مي گرفت و نگاه مي کرد. اين نکته پردازي ها در عموم اطلاق کم نيست.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #3
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

حجت الاسلام و المسلمين محمد جواد فاضل لنکراني:

تقويت مباني حضرت امام (قده) و آية الله بروجردي (ره)
در طول تاريخ اجتهاد اگر اجتهاد را در سير تاريخي شيعي بررسي کنيم، يکي از جهات جالب توجه اين است که معمولاً بزرگان و صاحبان مکتبي پيش مي آمده اند و عقايد و آرايي را ابداع مي کرده اند. آن گاه اين عقايد و مباني را برجستگاني از آن خيل تقويت مي کرده اند. براي نمونه، بعد از دوره مرحوم شيخ طوسي (رض) مرحوم محقق و مرحوم علامه آمدند و سبک اجتهادي مرحوم شيخ را تقويت کردند. پس از شيخ مفيد و سيدمرتضي نيز که با اخباري گري شايع تا قرن چهارم در حوزه هاي شيعي در قم معارضه کردند تا آن بساط را برچيدند، شاگردان مکتب آن دو مباني و کيفيت استنباط و شکل استنباطي آنان را يک قرن بعد يا بيشتر تقويت کردند. اين البته اختصاص به اجتهاد ندارد؛ در دوران اخباري ها نيز هم در دوران اخباري گري اول و هم در اخباري گري دوم، پيروان سردمداران اخباري گري نظريات آنان را ده ها سال يا شايد يک قرن گستراندند.
شخصيت علمي والد راحل خود امتيازاتي در نحوه استنباط داشت که حضرت آقاي مبلّغي به بعضي از آنها اشاره کردند و ما بايد فقه و اصول ايشان را کندوکاو کنيم.
ايشان در هر بحثي مطلبي دارد. يکي از وجوه امتياز تلامذه بزرگان نجف مانند شاگردان مرحوم آية الله العظمي خوئي با تلامذه مدرسه فقهي و اجتهادي قم مانند شاگردان مرحوم بروجردي و امام، اين است که بيشتر تلامذه نجف بر تقويت و تأييد و ابرام نظرات استادشان اصرار داشته اند، چنان که برخي آنان را به مقلدين بعد از شيخ طوسي تشبيه مي کنند که البته اين را من خودم قبول ندارم، اما تلامذه امام و محروم بروجردي اين چنين نبوده اند. درباره کساني مانند مرحوم آية الله فاضل بايد گفت که آنان آن مباني محکم و ماندگار مرحوم بروجردي و امام را در سي چهل ساله اخير در حوزه علميه قم تقويت کردند.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #4
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

تقرير نويسي

حفظ آثار صاحبان مبنا به چند نحو است: يک نحوه مسئله تقريرنويسي است. مسئله اي که متأسفانه امروز در حوزه رو به فراموشي مي رود، اين است که ديگر در محافل بحث هاي خارج ما کمتر کسي است که بتواند مقرّر باشد. تقرير را کسي مي تواند بنويسد که واقعاً عمق آن نظريه استاد را خوب فهميده باشد. والد ما براي خود من بارها مي فرموده من سر درس چيزي نمي نوشتم؛ سه درس مهم يک درس مرحوم بروجردي و دو درس فقه و اصول امام را شرکت مي کردم و شب که مي شد هر سه درس را از اول تا آخر مي نوشتم. ايشان اولين بروز علمي اش در تقريرات مرحوم آقاي بروجردي است؛ نهاية التقرير که امروز از کتب منبع در مباحث استدلالي صلات است، تمامش را مرحوم آقاي بروجردي ديده اند. مرحوم آقاي بروجردي فقيه و فيلسوف و اديب و جامع بود. من از ايشان پرسيدم که وقتي ايشان نوشته ها را ديدند چقدر اشکال نوشتند. ايشان فرمودند: هيچي! تمام را ديدند و فرمودند اين را چاپ کنيد و اين خاطره را هم دارم که مباحث فقه امام را هم که ايشان نوشته بودند - الان نوشته خطي اش موجود است - امام از اول تا آخر آن را ديده اند. خود ايشان فرمودند که امام مطلبي فرموده بودند که من زير آن نوشتم: «فتأمل!» در حاشيه فرمودند: «لا وجه للتأمل» و خود امام فرموده بودند که ايشان مطالب من را با اينکه خود من گوينده اين مطالب هستم، بهتر از خود من مي نويسند.
نتيجه آنکه واقعاً حوزه بايد به سمت تقريرنويسي برود. زماني اجتهاد در دوران شيخ انصاري به تکامل رسيد که تقريرنويسي آغاز شده بود. قبل از شيخ انصاري تقريرنويسي خيلي مرسوم نبود. تقرير نوسي کاري بسيار مهم و حاکي از قوت علمي و قوت اجتهادي خود مقرّر است؛ اگر به معناي واقعي کلمه نوشته شده باشد. شکل گيري علمي ايشان نيز از اينجا آغاز شده و بعد در همين تقريرات نظريات اين بزرگان را مفصل و دقيق بيان کرده اند. همين حالا هم که بعضي از کتاب هاي ديگر به عنوان تقريرات صلات مرحوم آقاي بروجردي چاپ شده، با اينکه آن زماني که ايشان نوشتند 19 تا 24 سال داشته اند، همين حالا نيز برخي از اهل نظر آن را بر بعضي از تقريرات ديگر ترجيح مي دهند. مباني مرحوم آقاي بروجردي در اين کتاب تقويت شده و خود ايشان فرموده بودند آنچه از من باقي مي ماند اين کتاب است و به اين کتاب خيلي اهتمام داشتند.
آنان که در درس ايشان شرکت داشتند مي دانند که گرچه ايشان محور مباحثشان نظريات دو استادشان مرحوم آقاي بروجردي و امام بود، اما بر تمامي انظار مرحوم آقاي خوئي، فقهاً و اصولاً و رجالاً احاطه داشتند. خود ايشان فرمودند من با اينکه درس ايشان نرفته ام، اما تمامي نظريات ايشان را آگاه هستم، حتي در مباحث تفسيري؛ مدخل التفسيري که ايشان نوشته اند، با ملاحظه بيان مرحوم آقاي خوئي بوده است که يکي از نکات برجسته اين است که در همين مدخل التفسير در آن شبهه دور «إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون» که براي عدم تحريف استدلال مي شود - آنجا براي جواب راه هايي ذکر شده است که يکي از راه ها را هم مرحوم آقاي خوئي فرموده اند - يکي از نواوري هاي والد ما جوابي است که ايشان از راه برهان سبر و تقسيم مطرح کرده اند. ايشان واقعاً مجموعه اي بود از آخرين مباني بزرگان قم و نجف؛ آن هم محققانه! آنجا که نظريات مرحوم آية الله العظمي خوئي را مي پذيرفتند، خيلي هم از اين نظريه تجليل مي کردند و آن را تقويت مي کردند و شواهدي براي آن مي آورند. آنجا هم که نمي پذيرفتند، به آن انتقاد مي کردند. درباره به نظريات مرحوم آقاي بروجردي و امام هم همين طور بودند؛ همان طور که روش مجتهدان بنام مثل مرحوم محقق، مرحوم علامه، شاگردان مفيد و شاگردان صاحبان مباني اين بوده که مباني آنها را حفظ مي کرده اند و انتقال مي داده اند. واقعاً در اين سي چهل ساله اخير حوزه يکي از درس هاي غني که انسان فکر مي کرد مرحوم آقاي بروجردي دارد حرف مي زند، مرحوم امام دارد تدريس مي کند، مرحوم آقاي خوئي دارد استنباط مي کند. و اجتهاد مي کند، درس ايشان بوده است. حتي بعضي از فضلا و محققان مي گفتند که ما نظريات مرحوم آقاي خوئي را با وجود آنکه حتي از بعضي تلامذه بزرگشان شنيده ايم، از زبان والد شما بسيار بهتر دريافته ايم. هنر ايشان اين بود که واقعاً هر نظريه اي را چنان محکم و واضح و روشن بيان مي کرد که اصلاً انسان احساس مي کرد ديگر به مراجعه به اصل آن نظر و کتاب نيازي ندارد.
بنابراين، ما بايد اين وجه را در حوزه علميه زنده نگه داريم. ممکن است امروز در گوشه و کنار حوزه بزرگاني باشند، اما مخاطبي که مبناي اينها را بتوانند درست بفهمند و به نسل ديگر منتقل کنند، حضور نداشته باشند؛ اين خطري براي حوزه است. حوزه بايد به اين سمت پيش برود که آن ميراث گذشته را دوباره احيا کند، طوري نشود که آن ميراث گذشته به فراموشي سپرده شود. با مطالعه تاريخ اجتهاد در مي يابيم که در تکامل آن بزرگاني بوده اند که آن ميراث گذشته را توانسته اند دقيق به نسل آينده منتقل کنند و در صورت نبود آن دوباره آرام آرام اخباري گري آغاز شده است.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #5
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

حضرت آية الله مقتدايي:

تقويت مباني حضرت امام (ره)
حيات بابرکت و نوراني ايشان سرشار از معنويت بود. در زماني که سطح تدريس مي کردند و زماني که خارج تدريس مي کردند و بعد در نوشته هاي ايشان نورانيت و برکاتي مشاهده مي شود. ايشان با تفصيل الشريعه، کتاب تحرير الوسيله امام را زنده کرد و به آن حيات بخشيد و هم چنين است يک دوره 27 جلدي فقه استدلال براي مطالب امام.
ايشان مي فرمودند: مباني اما را با مباني معاصرين و مباني متقدمين مقايسه کردم و به طور حتم اذعان مي کنم که نتوانسته ايم ابعاد علمي ايشان را درک کنيم.روش ايشان هم اين بوده که مباني امام را با مباني معاصرين و بزرگاني که تقريرات، درس ها، بيانات و فتاوايشان در دست است، مقايسه مي کرده اند.
ايشان پس از مقايسه مباني امام با مباني متقدمين مانند مرحوم شيخ، مرحوم صاحب جواهر، مرحوم محقق، علامه و امثال اينها اذعان کرده اند که مباني امام بر آنها تقدم دارد. اين روشي تازه است. براي مثال، ايشان در کتاب هاي القضاء، شهادات، حدود، ديات و قصاص، مبناي امام را کاملاً تشريح مي کند و توضيح مي دهد که مستند امام در اين فتوا چيست. بعد مقايسه مي کند با فتاواي گذشتگان و نظر قدما و متأخرين و معاصرين و ترجيحي که نظر امام از نظر استدلال بر استدلال ديگران دارد. آن گاه تفوّق اين استدلال را توضيح مي دهد. بعد يا خود ايشان آن فتوا را از نظر مبناي فقهي قبول و تأييد مي کند و اگر نظر فقهي ايشان مخالف باشد، با کمال اتقان مطلب امام را که استادش بوده توضيح مي دهد و آن را رد مي کند تا استدلال و مطلب خودشان را اثبات کنند. اين روشي است که در طول اين 27 جلد کتاب از ايشان ملاحظه مي کنيد.
قاعده «درء الحدود بالشبهات» که قاعده مهمي است، در ابواب متعدد حدود و يا قصاص به کار مي رود. مستند اصلي اين قاعده همان روايت نبوي (ص) (ادرؤوا الحدود بالشبهات) است. مرحوم آقاي خوئي اين قاعده را رد مي کنند و مي گويند که مرسله است و اعتباري ندارد و ايشان به مباني ديگر و راه هاي ديگر مي خواهد اين قاعده را درست کند که بعضي از آنها هم مورد شبهه است. مرحوم آية الله فاضل لنکراني مي فرمايند ما قبول داريم که مرسله است، اما مرسلات صدوق بر دو قسمند: بعضي از مرسلات است که مي گويد: «روي عن النبي و روي عن الصادق» و در جايي مرحوم صدوق مي گويد: «قال النبي (ص) و يا قال الصادق (ع) کذا». اينجا نيز مرسله است، اما مرسله اي که مرحوم صدوق با آن مقام علمي و با آن مقام تقوايي قبول کرده و به پيغمبر استناد مي دهد کمتر از مرسلات ابن ابي عمير نيست! ابن ابي عمير کسي است که «لا يروي الا عن ثقه» و برايش اعتبار قائل هستيم. آيا مرسلات صدوق که به پيغمبر و يا امام اسناد مي دهيم، کمتر از مرسله ابن ابي عمير است؟ لذا ايشان با اين استحکام اين مرسله را مورد اعتبار و اعتماد مي داند و شاهد مي آورد که مرحوم صاحب رياض از همين روايت مرسله به نصّ متواتر تعبير مي کرده است. پيداست نصّ متواتر به مرسله اي تعبير مي شود که کاملاً مورد اعتماد و پذيرفتني باشد.
ايشان در مباحثشان و هم چنين برخي از فتاوايي که مرحوم آقاي خوئي داشتند، نظرات را به طور خيلي قوي و محکم رد مي کردند و بعضي جاها هم همان طوري که بعضي از عزيزان مي فرمودند تأکيد مي کردند.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #6
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

تقويت مباني ولايت فقيه

ولايت فقيه از مسائل مهمي بود که اول پيروزي انقلاب مطرح بود و بعضي ها آن را رد و بعضي ها آن را اثبات مي کردند. بعضي مي گفتند که بعضي از مراجع قبول ندارند، بعضي شبهه در مدرک و مستند اين قاعده مي کردند که ولايت فقيه مستندش چند تا روايت است و شايد از نظر سند و يا از نظر دلالت بعضي به آن ايراد مي گرفتند. ايشان در مقام اثبات ولايت فقيه به راهي تازه دست پيدا کردند و آن را به خود حضرت امام انتساب هم مي دادند. ايشان مي فرمودند: ولايت فقيه در رديف ساير مسائل عرفيه فقهي نيست که پشتوانه آن يک و يا چند روايت باشد تا عده اي بخواهند از را ه مناقشه در سند و يا دلالت اين اصل مهم را مخدوش کنند، بلکه امام با ديدي جامع مي خواهد ولايت فقيه را از راه عقلي و بداهت عقلي اثبات کند و آن از اين جهت است که اسلام در همه ابعاد و در امور عبادي دستورات و احکام و قوانين دارد؛ احکامي در امور اجتماعي و احکامي در امور سياسي دارد و از اين رو، ساکت نيست. از طرفي هم اسلام به يک زمان و يک عصر محدود نيست. حلال پيامبر تا قيامت حلال است و «حرامه حرام إلي يوم القيامه».اسلام محدود به يک زمان نيست و با اين نکته که اسلام فقط در دايره تبيين و تبليغ احکام خلاصه نمي شود بلکه بايد در جامعه اجرا شود، بيان مي فرمايد که اسلام ديني جامع است که در تمام ابعاد حکم دارد و مختص به يک زمان نيست و خواسته که اين احکام در اجتماع اجرا شود.
از اين رو، همان طور که وظيفه شخص پيامبر در زمان خودشان و وظيفه ائمه در زمان خودشان، اجراي احکام دين بوده است، وظيفه فقيه جامع الشرايط هم در زمان غيبت چنين است. بنابراين مستند دليل ولايت فقيه را چندتا روايت نمي داند که خدشه بخورد.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #7
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

برخورد هوشمندانه با مسائل نوپيدا

ايشان در پي آنچه در اجتماع ما شهرت پيدا مي کند و وضوع کنوني ما را مورد خدشه قرار مي دهند، به پاسخ مي پردازند. براي نمونه، درباره همين فتاواي نو که گاهي درباره ديه زن، تساوي زن و مرد و ارث زن مطرح مي شود، عالمانه به پاسخ گويي مي پرداخت و مي فرمود که امروزه برخي از افراد با شعار تساوي زن و مرد هدفي را دنبال مي کنند که نه تنها به زن ارزشي نمي دهد بلکه تمام ارزش او را در معرض نابودي قرار مي دهد و خطاب به خانم ها مي فرمود که بدانيد جهل و يا عدم جهل منصب قضا براي زن هيچ گونه تأثيري در ريسدن او به کمالات والاي انساني ندارد. برشماست که حقيقت خود را دريابيد و بر اشکالات واهي که از طرف برخي جاهلان مطرح مي شود، وقتي ندهيد. ايشان در ذيل مطلبي مي فرمود که قرآن نفرموده: «هل يستوي الرجال و النساء» بلکه فرموده: «هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون». برويد علم فرا بگيريد و به اين نکاتي که گفته مي شود توجه نکنيد.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #8
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

حجت الاسلام و المسلمين اقاي بوشهري:

اية الله فاضل، نماينده مکتب قم
سه مکتب در مدارس علمي حوزه وجود دارد: مکتب نجف، سامراء و قم. اگر از مکتب نجف ياد مي کنيم بايد سراغ آخوند خراساني ها، آقا ضياء الدين عراقي ها، حاج شيخ محمد حسين اصفهاني ها و آية الله العظمي خوئي ها را گرفت و به مکتب سامرا که مي رويم بايد سراغ ميرزاي شيرازي و شاگرد آن مکتب حاج شيخ عبدالکريم حائري رفت. تفاوت مکتب نجف با مکتب سامراء در اين بود که مکتب نجف به خصوص آنچه در کفايه آخوند تبلور پيدا کرده بود، به مباحث عقلاني است و آنچه در مکتب ميرزا و مکتب سامراست که در درر حاج شيخ تجلي پيدا کرده، براساس مشي عقلاني سير نشده است. اما اگر بخواهيم سلسله عالمان مکتب قم را بشماريم، انچه بر تارک تاريخ قم مي درخشد آية الله بروجردي، امام و آية الله العظمي فاضل لنکراني است.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #9
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

مباني ايشان در ثواب واجبات غيري

بحث از واجب غيري و نفسي از بحث هاي اصول است. بزرگان ما معتقدند که واجب نفسي ملاک ثواب و عقاب است، يعني به واجب نفسي ثواب و عقاب تعلق مي گيرد، ولي به واجب غيري نه. بعد هم مطرح مي کنند که واجبات غيري توسلي اند و قصد قربت براي واجبات توسلي اعتبار ندارد. در طهارات ثلاث به مشکلي برمي خورند که در رابطه با آن در عين حال که واجب غيري هستند، به قصد قربت اعتبار مي دهند. از چه راهي عباديت اينها را با وجود آنکه واجب غيري هستند، مي شود به کرسي نشاند؟ مرحوم استاد از آقا ضياء عراقي سخني نقل مي کنند که ايشان امر غيري را موجب عباديت طهارات مي دانند و از مرحوم نائيني سخن ديگري نقل مي کنند که امر همان طور که نسبت به اجزاء انبساط و تبعض پيدا مي کند، نسبت به شرايط هم انبساط و تبعيض پيدا مي کند. مرحوم نائيني جمله اي دارند که نقل به معنا چنين است: هر شرطي به تنهايي بعض الامر قرار مي گيرد و در نتيجه، امر متعلق به شرايط همان امر نفسي متعلق به مأمور به است و در نتيجه، عباديت شرايط را هم درست مي کند. از باب انبساط و تبعض، امر به مأمور به، امر به شرايط و امر به واجب نفسي، امر به شرايط هم هست!
اما استاد ما مي فرمايند چه نيازي است ما هميشه عباديت را از رهگذر امر درست کنيم. ايشان دو مبنا را مطرح مي کنند. اگر قصد قربت به معناي انجام عمل به داعي امر متعلق به آن باشد، نياز به امر داريم، ولي از راه ديگر هم مي شود مشکل وضو را قبل از آمدن وحي حل کرد، در عين حال که امر به واجب نفسي نيامده باشد؛ اگر قصد قربت به معناي احيا و به داعي «کونه مقرباً للامر و کونه حسناً و کونه ذا مصلحة» باشد، ما مشکلي نخواهيم داشت. در نتيجه، همان طور که عرض کردم درباره وضو، قبل از تعلق امر مي گويد با امر غيري نياز نيست ان را درست کنيم؛ زيرا خودش حسن و داراي مصلحت است.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 10 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24,243
تاریخ عضویت: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 93
سپاس ها 2
سپاس شده 704 بار در 681 ارسال
ارسال: #10
RE: روش شناسي آيت الله العظمي فاضل لنکراني در فقه و اصول

خطابات عامه

نکته دومي که ايشان در بحث خطابات عامه مطرح مي کنند، درباره تعداد مکلفان خطاباتي مثل «أقيموا الصلاة و آتوالزکوة» و امثال ذلک است که آيا عموميت دارد و خطاب عام انحلال پيدا مي کند يا نه. ايشان به انحلال معتقد نيست؛ زيرا معتقد است انحلال تالي فاسدي دارد که پذيرش آن تالي فاسد درست نيست. تحليل استاد اين است که مي فرمايد: قرينه اي وجود دارد که در خطابات عامه مسئله انحلال وجود ندارد؛ ما مي دانيم افرادي با اين خطاب ها مخالف مي کنند.کسي گوش به حرف «اقيموا الصلاة» نمي کند و ما به اين گونه افراد عاصي خطاب مي کنيم. عاصي به کسي گفته مي شود که تکليف متوجه او شده و مخالفت کرده است. تعبير خيلي زيباست! در حقيقت ايشان توجه تکليف را در مبناي عصيان اخذ شده مي داند. بنابراين، از عنوان عاصي کشف مي کنيم همان طور که تکليف متوجه غير عاصيان است، متوجه عاصيان هم شده است. حالا اگر اين خطاب هم انحلال پيدا کند، معنايش اين است که به اين فردي که خدا مي داند عاصي است هم خطاب متوجه است. ايشان مي فرمايند اگر انحلال در کار بود يعني يک «اقيموا الصلوة» هم متوجه اين فرد مي شد. از اين رو، بايد ملتزم شويم که عاصي مکلف نيست، چرا؟ زيرا خداوند مي داند که اين افراد تکليف را به جا نمي آورند و توجه به تکليف به عاصي با علم خداوند به عصيان صحيح نيست.
بعد اين مسئله را در دو فرع فقهي اجرا مي کنند که خيلي جالب است. ما معتقديم که کفار همان گونه که به اصول مکلف هستند، به فروع هم مکلف هستند. اگر تکاليف عمومي انحلال پيدا کند، ايشان مي فرمايد تکليفي که از آن انحلال متوجه کفار مي شود لغو خواهد بود؛ زيرا او معتقد به چيزي نيست تا بخواهد با مخاطب قرار گرفتن آن را انجام بدهد، اما اگر انحلال را نپذيرفتيم، چنين مشکلي در بين نيست. بعد در مسئله تنجّز علم اجمالي در شبهات محصور که آيا بايد مورد اختلاف باشد يا نه هم از اين قانون خطاباتي را استفاده مي کنند. مطلب ديگرش هم در بحث علم و قدرت است که آيا مثل استطاعت شرط تکليف است يا نه. ايشان معتقدند که علم و قدرت در عداد ساير شرايط نيست.
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۱۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Thumbs Up برخی از اعمال نوروز زندگی کن 0 694 ۲۲-۱۲-۱۳۹۴ ۰۴:۴۱ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Star اسلام و نوروز زندگی کن 0 589 ۲۲-۱۲-۱۳۹۴ ۰۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up صوفی‌گریِ فیلسوفانه زندگی کن 0 517 ۳-۱۱-۱۳۹۴ ۰۴:۰۰ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up پاسخ به شبهه‌ای یهودی پیرامون معجزه زندگی کن 0 724 ۳-۱۱-۱۳۹۴ ۰۴:۰۰ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up نقدی بر یهودیت زندگی کن 0 525 ۳-۱۱-۱۳۹۴ ۰۳:۵۹ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان