درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۳-۵-۱۳۹۷, ۰۳:۴۴ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
نبرد جومونگ و رستم!!!!!!!!
نویسنده پیام
کاربر 1 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 167
تاریخ عضویت: ۱۲ آذر ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #1
نبرد جومونگ و رستم!!!!!!!!

نبرد رستم و جومونگ








نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!

ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم

رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت

جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی

در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین

بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!

و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!

و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
نبرد آرماگدون, نبرد آخرالزمان

بندانگشتی (ها):    

خدایا:کسی که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نده تا شب های دل تنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری......
۹-۱۰-۱۳۸۹ ۰۸:۲۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  طرحی نو mg.fh7073 0 644 ۷-۲-۱۳۹۴ ۱۱:۰۷ عصر
آخرین ارسال: mg.fh7073
Lightbulb ایام فاطميه از کي شروع و در چه تاريخي تمام مي شود زندگی کن 0 753 ۱۳-۱۲-۱۳۹۳ ۰۷:۰۵ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Star ๑۩۞۩๑محـــــــــــــــــ ـــرم ๑۩۞۩๑ زندگی کن 18 6,254 ۲۸-۸-۱۳۹۳ ۰۴:۵۵ عصر
آخرین ارسال: نگار313
  ما گوگل را شیعی میکنیم! IRANi66 0 705 ۱۰-۸-۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ صبح
آخرین ارسال: IRANi66
  ماجرای توبه واقعی جوان هرزه mahya28 0 953 ۱۰-۷-۱۳۹۳ ۱۲:۰۶ صبح
آخرین ارسال: mahya28


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان