درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۷-۸-۱۳۹۷, ۰۵:۱۶ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
جوك دوستانه
نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 15,004
تاریخ عضویت: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 0
سپاس شده 24 بار در 24 ارسال
ارسال: #1
جوك دوستانه

شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.
------------------------------------------------
از پیرزنه میپرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟ پیرزنه میگه ننه جون مکه که فرار نمیکنه
------------------------------------------------
غضنفر پسرش کور به دنیا مياد اسمشو می ذاره حيدرمريم زاده !
------------------------------------------------
یارو بعد از عمری میره مو می‌کاره ، اسمش واسه حج واجب درمیاد .
------------------------------------------------
یارو بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو مي ذاره : پسفطرت !
------------------------------------------------
مامانه به بچه هه می گه : می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی ! بچه هه می گه : آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود
------------------------------------------------
ازغضنفر می‌پرسن : شما كجای تهران می‌شینید ؟ می‌گه : هرجا كه خسته شم !
------------------------------------------------
زن يه دکتر خسیس ميميره روي سنگ قبرش مينويسه:آرامگاه زري همسر دکتر رحيمي، متخصص اطفال،مطب خ جلفا ،کوچه سوم ساعت پذيرش8-2 291
------------------------------------------------
يارو به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول كلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني كه ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
------------------------------------------------
يارو به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولي بچه ها صدام ميکنن شراب ناب يارو ميخواد يعني کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگي
------------------------------------------------
یه بنده خدائی یه جسد می بره پزشكی قانونی. بهش میگن: چطور مرده؟ میگه: سم خورده. میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد
------------------------------------------------
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم
------------------------------------------------
تقویم تاریخ: پانصد سال پیش در چنین روزی رومیان سنگ توالت را اختراع کردند و پنجاه سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخی در ته آن، آن را تکمیل نمودند.
------------------------------------------------
چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار!
------------------------------------------------
در یک همایش بزرگ مردی که کیف پول خود را با موجودی 10هزار دلار گم کرده بود، اعلام کرد که به یابنده کیف پول 100 دلار جایزه خواهد داد. شخصی از انتهای سالن فریاد زد: من 150 دلار می دهم!
------------------------------------------------
اولی: مدل جدید پیکان ضربه ی بزرگی بر پیکر صنایع خودرو سازی ژاپن وارد کرد. دومی: چطور؟ اولی: با دیدن این مدل جدید، تمام صاحبان و مهندسان اتوموبیل سازی ژاپن از خنده مردند!!!
------------------------------------------------
معلم از جان می پرسه: اگر تو 10 تا شکلات داشته باشی، دو تاشو بدی به جولیا، 3 تاشو بدی به رز و 4 تاشو به کیت، اونوقت چی خواهی داشت؟ جان می گه: 3 تا دوست دختر جدید!
------------------------------------------------
مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟ احمد: سه تا! مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟ احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!
------------------------------------------------
افسر از سرباز پرسید: چه موقع یک سرباز مى‏تواند بدون اجازه از پادگان بیرون برود؟ سرباز: وقتى که مطمئن باشد گیر نمى‏افتد.
------------------------------------------------
پدر:« پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.» پسر:« پدرجان! ممکن است بفرمایید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید؟»
------------------------------------------------
اولی:« به نظر تو، هویج باعث تقویت بینایی می شود؟» دومی: «حتما، چون تا به حال هیچ خرگوشی را ندیده ام که عینک زده باشد.»
------------------------------------------------
کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین!
------------------------------------------------
يك گداي پير زن ميره در خونه يك مردي گدايي. صاحب خانه: بازم تو اومدي گدايي??!! گدا:چيه پس توقع داري بيام خواستگاريت!!
------------------------------------------------
یکی تو خيابون هزار تومن پيدا مي کنه ميندازتش ميگه : ما از اين شانسا نداريم.
------------------------------------------------
از یکی میرسن ساعت چنده ؟ طرف هم بلد نبود ساعت بخونه. گفت : بدو بدو دیرت شد.
------------------------------------------------
یه روز یکی زنگ میزنه یه جایی میگه : ببخشید آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف میگه: بله.. بفرمایین !! میگه آقا میشه به آتش نشانی زنگ بزنید ... بگید انگشت من توی شماره 2 گیر کرده..
------------------------------------------------
عادل




جاوید
۱۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۷:۴۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 15,004
تاریخ عضویت: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 0
سپاس شده 24 بار در 24 ارسال
ارسال: #2
RE: جوك دوستانه

------------------------------------------------
نامه یک دانش آموز به معلم برای تشکر: معلم اضيظم عذ اينكه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اضط ممنونم‎
------------------------------------------------
زلیخا: وقتی زشت بودم این همه منت یوسف رو کشیدم حالا که خشکل شدم نوبت یوسفه منت بکشه!!! نتیجه اخلاقی:هیچ وقت به زنان اعتماد نکنید!
------------------------------------------------
يه روز يارو سوار هواپيما مي شه،يهو هواپيما سقوت مي کنه... . . . اين قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمي کنه!
------------------------------------------------
یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه!
------------------------------------------------
آمريكا : ما كار خودمون رو مي كنيم شما هم هرچي مي خواين بگين تا خفه شين! چين : ما كار خودمون رو مي كنيم شما هم خفه شين! روسيه : ما كار خودمون رو مي كنيم اگه چيزي بگين ممكنه خفه شين! فرانسه : ما هر كاري مي كنيم تا شما خفه شين! ايران : ما كار نمي كنيم شما هم غلط كردين، خفه شين! انگلیس : همه اين كارا زير سرماست، خفه شين!
------------------------------------------------
به یارو مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني ...مي گه ازش سبقت ميگيرم
------------------------------------------------
سه نفر داشتن واسه هم خالی می بستن: اولی می گه: من خودم تو کربلا به امام حسین آب دادم . دومی می گه: خالی نبند تو کی به من آب دادی ؟؟؟!!! سومی ساکت بوده، بهش می گن: یه چیزی بگو: می گه: مگه خدا هم حرف میزنه؟؟؟ ------------------------------------------------
یکی تو خيابون هزار تومن پيدا مي کنه ميندازتش ميگه : ما از اين شانسا نداريم
------------------------------------------------
بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟ باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!
------------------------------------------------
ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!
------------------------------------------------
يه روز يه خانمي زنگ ميزنه به دكتر ميگه : آقاي دكتر به دادم برسيد بچه ام مداد قورت داده . دكتره ميگه : من همين الان ميام . خانمه ميگه : دكتر تا اون موقع چي كار كنم ؟ دكتر ميگه : تا اون موقع ميتونين با خودكار بنويسين
------------------------------------------------
يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه: آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه : يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي
------------------------------------------------
در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد!! عشق را با ايرانسل معني كنيد. (روابط عمومي mtn ايرانسل)
------------------------------------------------
روزي روباهي مي رود پيش كلاغي و مي گويد:« به به. عجب دمي، عجب پايي!» كلاغ با خونسردي مي گويد: « كجاي كاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام.»
------------------------------------------------
يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه
------------------------------------------------
آخرين شعرمريم حيدرزاده .:.::...::..:-..:::.::...::-:..:::.-...::...:-...::::_:::...:::_...::::...:: قشنگ بود
------------------------------------------------
فرشته ها حتما مي آيند فرشته ها آمده اند پايين . همه جا پر از فرشته است . از كنارت كه رد مي شوند،مي فهمي؟ اسمت را كه صدا مي زنند، مي شنوي؟ دستشان را كه روي شانه ات مي گذارند ،حس مي كني؟ خوب خيالاتي شديااااااااااااا
------------------------------------------------
هر جا كه ديدي يا حسين ميگن بدون كه شام ميد ن اما اگر ديدي يا علي ميگن بدون كه ميخوان ماشين هل بدن!
------------------------------------------------
از يك ديوونه ميپرسن چرا ديوونه شد ي؟ ميگه : من يه زن ي گرفتم كه يه دختره 18 ساله داشت، دختر زنم با بابام ازدواج كرد، در نتيجه، زن من، مادرزن پدرشوهرش شد، از طرفي دختر زن من كه زن بابام بود، پسري به دنيا آورد كه ميشد برادر من و نوه ي زنم،پس نوه ي منم ميشد، در نتيجه من پدربزرگ برادر ناتني خودم بودم،چند روز بعد زن من پسر ي به دنيا اورد كه زن پدرم، خواهر ناتني پسرم و مادربزرگ او شد،در نتيجه پسرم، برادر مادربزرگ خودش بود، از طرف ي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم،خواهر پسرم بود، در نتيجه من خواهرزاده ي پسرم بودم!!
------------------------------------------------
اگر بت وانم دوباره تو را پيدا كنم، از راه معادله ي دو مجهولي باهم كنار خوهيم آمد و از راه اتحاد مزدوج باهم ازدواج خواهيم كرد . واگر بخواهي از دست من فرار كني و از زندگي من بگريزي، بالاخره روزي تورا زير راديكال عشق ملاقات خواهم كرد. و بوسه اي از كنج لبانت با زاويه اي 90 درجه خواهم گرفت!!
------------------------------------------------
عادل




جاوید
۱۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۷:۴۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 15,004
تاریخ عضویت: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 0
سپاس شده 24 بار در 24 ارسال
ارسال: #3
RE: جوك دوستانه

------------------------------------------------
عزيزم! نمي دانم تورا چه بنامم؛ ايكس يا ايگرگ ! اما همين قدر ميدانم كه كسينوس زا ويه ي چشمانت با كسينوس زاويه ي لبانت برابر است . همانطور كه دوكمان ابروانت را در قلبم وارد كردي، براي انتقام از تو جذر خواهم گرفت . تو گفتي كه عاشقي هميشه از راه دوضلع و زاويه ي بين حاصل ميشود، اما اين را بدان كه قاضي اين قضيه كسي نيست جز فيثاغورث!!
------------------------------------------------
يكي ميدونه كه دوستش داري، يكي نميدونه دوستش داري! بيچاره اوني كه فكر ميكنه دوستش داري!!
------------------------------------------------
هميشه بايد عكس دوست دخترت رو توي كيف پولت بزار ي. هر وقت دچار مشگل بزرگ ي شد ي ، بهش نگاه كن . اون وقت احساس ميكن ي كه هيچ كدوم از مشگلاتت به اندازه ي اين يه دونه وحشتناك نيستند !!!
------------------------------------------------
در 4سالگي موفقيت يعن ي :خيس نكردن شلوار ... در 12 سالگي موفقيت يعن ي :پيدا كردن دوست ... در 18 سالگي موفقيت يعن ي :داشتن گواهينامه ... در 20 سالگي موفقيت يعني:سالم بودن ... در 25 سالگ ي موفقيت يعن ي :ازدواج ... در 30 سالگي موفقيت يعن ي:داشتن پول ... در 40 سالگي موفقيت يعن ي :خوب تربيت كردن بچه ها ... در 50 سالگي موفقيت يعن ي :ثروتمند بودن ... در 70 سالگ ي موفقيت يعن ي :ازدوج دوباره... در 80 سالگي موفقيت يعني خيس نكردن شلوار...!! "هميشه و در هر حالي موفق باشيد"
------------------------------------------------
اول شلوارتو در ميارم بعد ميكشمت جلو بعد بوست ميكنم بعد پوشكتو عوض ميكنم ني ني كوچولوي من
------------------------------------------------
اينقد تنگي كه وقتي ميكنم توت احساس ميكنم داري پاره ميشي .پاره نشي كه فقط تو يكي رو دارم جوراب جون
------------------------------------------------
دستانم را بر كمرت حلقه ميزنم .لبانم را بر لبانت ميگذارم و از عصاره وجودت ميمكم با تمامه وجود فرياد ميزنم،دوستت دارم شيشه نوشابه!!!!!!
------------------------------------------------
خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :" نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن "• خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
------------------------------------------------
هرگز يادم نميره لحظه هاي با تو بودن را هرگز يادم نميره لحظه اي كه لب روي لب هام ميگذاشتي و به من طراوت مي بخشيدي هرگز لحظه هايي كه تو رو زير آب مي بردم و باهات آب بازي مي كردم يادم نميره هرگز از خاطرم نميري ليوانه شكسته‌ي من!!! آخه چرا شكستي؟؟؟
------------------------------------------------
تست كنكور هنر: اولين هنري كه پس از ديدن چهره آرايش كرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟ الف: مينياتور. ب: صافكاري، بتونه كاري و نقاشي اتومبيل!!!! ج: دوپينگ!!!! د: من به ناموس مردم نگاه نميكنم
------------------------------------------------
پنج تا داداش پولاشونو رو هم می ذارن تاکسی می خرند. بعد از چند وقت ورشکست می شن. اگه گفتی چرا؟ آخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی!
------------------------------------------------
حیف نون تو توی جنگ بیسیم چی بوده. بیسیم می زنه می گه من 5000 نفر رو اسیر کردم. بیابد ببریدشون. بهش می گن خوب خودت بیارشون. می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!
------------------------------------------------
در جایی یه انتخابات شد و کاندیدی پشت تریبون گفت: آقایون! چیزی که لازمه ی جامعه ی کنونی ماست رهایی از سوسیالیسم، امپریالیسم، کمونیسم، فاشیسم، رادیکالیسم و... است. در این لحظه پیرمردی گفت: آقای کاندیدا لطفا یک فکری هم برای رماتیسم من بکنید!
------------------------------------------------
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها می گه: نه آقا اشتباهی آمدید!
------------------------------------------------
معلم: بگو ببینم... اگه توی خیابون یه نفر یه خری رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری!
------------------------------------------------
یارو باباش مي ميره مي خواسته خاکش کنه، جو مي گيردش بار اندازش مي کنه!
------------------------------------------------
حیف نون با احساسات زنش بازی مي كنه، سه هيچ مي بازه!
------------------------------------------------
حیف نون رفت حج. اونجا نه نماز می خوند، نه طواف می کرد... ازش پرسیدن چرا؟ گفت: به ما گفتن همه چیز با کاروانه!
------------------------------------------------
به يه پيرمرد ميگن: آرزوت چيه؟ ميگه كاش زنها رو مثل اسكناس مي شد خورد كرد! مثلأ يه 60ساله بدي سه تا 20ساله بگيري!!
------------------------------------------------
3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه: با یکی ازدواج کن... 2 تا جایزه بگیر
------------------------------------------------
عادل




جاوید
۱۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۷:۴۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 15,004
تاریخ عضویت: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 0
سپاس شده 24 بار در 24 ارسال
ارسال: #4
RE: جوك دوستانه

------------------------------------------------
از حیف نون می پرسن شیری یا روباه؟ می گه مگه خر چشه؟
------------------------------------------------
يه آدم لنگ با کشتي ميره سفر، وقتي برمي گرده، مي پرسن: سفر خوب بود؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم. چون هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب!
------------------------------------------------
به یارو ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
------------------------------------------------
يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار مي كشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي مي بينن همون معتاد يه دونه سيگار مي كشه بهش ميگن حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه نه خودم ترك كردم!
------------------------------------------------
يارو ريش پروفسوري داشته، ميره پيش رفيقاش و ميگه: هر سوالي دارين امروز بپرسين، فردا ميخوام ريش هامو بزنم!
------------------------------------------------
مسافري كه تازه به شهر وارد شده بوده از آقاي خنگ مي پرسه ما اينجا غريبيم... كجا آمپول مي زنن... طرف باسنش رو نشون مي ده مي گه اينجا!
------------------------------------------------
از آقاهه مي پرسن با چه ارزي ازمملكت خارج شدي؟ گفت: باعرض معذرت
------------------------------------------------
حیف نان شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري ازش نمي شه. نصفه شب خاک آلود و خسته مي ره خونه. زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ حیف نان مي گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!
------------------------------------------------
قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پول‌هايش را برداشتي؟» متهم: «يعني مي‌فرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»
------------------------------------------------
حیف نان مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست
------------------------------------------------
به یارو ميگن: دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه
------------------------------------------------
دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، مي‌بينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره.‌ يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. ‌اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم،‌ من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرمي‌كردم گوزه، ولي نامرد، ان بود!
------------------------------------------------
مي دوني چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب مي زنن ؟ چون بعدا هر چي ديد صداش در نياد
------------------------------------------------
از يك معتاد ميپرسن چطور شد كه معتاد شدي؟ ميگه با بچه ها قرار گزاشتيم روزهاي تعطيل تفريحي بكشيم يه هويي خورديم به عيدنوروز
------------------------------------------------
به یارو مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني ...مي گه ازش سبقت ميگيرم
------------------------------------------------
به يه نفر مي گن يه اگهي تبليغاتي در مورد خمير دندان پونه بگو ميگه خمير دندونه پونه چشمهارونمي سوزونه
------------------------------------------------
يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم
------------------------------------------------
به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز
------------------------------------------------
معلم: بگو ببينم، تيمور لنگ چه طور به حكومت رسيد؟ دانش آموز: آقا اجازه، لنگ لنگان!!!
------------------------------------------------
حسن از پسرعموهاش می پرسه : " ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه وقنا عذاب النار" يني چي؟! ميگه يني " اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن!!!
------------------------------------------------
عادل




جاوید
۱۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۷:۴۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 15,004
تاریخ عضویت: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 0
سپاس شده 24 بار در 24 ارسال
ارسال: #5
RE: جوك دوستانه

------------------------------------------------
يکي از خدا مي پرسه :اي خدا 30 میلیارد سال برات چقدره؟ خدا ميگه يک دقيقه .بدش مي پرسه30 میلیارد دلار برات چقدر ارزش داره؟خدا ميگه 1 سنت.ميگه پس اي خدا واسه من 1 سنت بده خدا ميگه باشه فقط 1 دقيقه صبر کن
------------------------------------------------
يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام، بابام، بابام. بابام،بابام ...
------------------------------------------------
ميدونی سردره مطب جراحی پلاستيک چی نوشته؟ نوشته لولو تحويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم!
------------------------------------------------
آن بخش از يک سيستم را که می توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می ‌توان به آن فحش داد ، نرم‌افزار می ‌گويند !
------------------------------------------------
از فردا طرح قهوه ای ایرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی میخواهید بخورید
------------------------------------------------
یارو ميره دسشويي .وقتي از دستشويي بر مي گرده نفس نفس مي زنه. ازش مي پرسن: مگه كوه كندي ؟ ميگه نه كوه ساختم
------------------------------------------------
اولي : راستي نتيجه ي امتحان رانندگي ات چي شد؟ دومي : هنوز معلوم نيست! اولي : چرا؟ دومي : چون افسري که از من امتحان گرفته هنوز به هوش نيامده!
------------------------------------------------
یارو با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها‎!
------------------------------------------------
سال 2200 بچه از پدرش ميپرسه : من چطوري به دنيا اومدم . ميگه از اينترنت دانلودت کردم
------------------------------------------------
پیره زنه از مکه میاد توی ساکش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من که پا نداشتم دور کعبه بچرخم!! یه پیک میزدم: کعبه دور سرم می چرخید!!!
------------------------------------------------
حیف نان مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم
------------------------------------------------
يک فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پارکي ببيند روي نيمکتي نوشته اند: رنگي نشويد، فورا انگشت خود را به نيمکت مي کشد تا مطمئن شود
------------------------------------------------
مادر: پرويز جون مگه تو زبون نداري که دستت را وسط سفره دراز مي کني؟ پرويز: چرا مادر جان زبان دارم ولي زبانم به وسط سفره نمي رسه!!!
------------------------------------------------
يه يارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه مي گيره ميره انگشت ميكنه تو چشم راننده قطار
------------------------------------------------
دخترها تو زندگي شون جز شوهر چيزي نمي خوان!!! ولي به شوهر که رسيدن همه چي مي خوان
------------------------------------------------
دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه
------------------------------------------------
یه نفر میره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه . میگه خدا رحم کرد مانور بود!!!
------------------------------------------------
عاشق اون نیست كه واسه عشقش توی سرما آتیش روشن كنه عاشق اونیه كه كتشو بده به عشقش ، خودش سرما بخوره ، 6تا آمپول بزنه ، دهنش سرویس بشه تا دیگه از این غلطا نكنه
------------------------------------------------
بچه:مامان اون آقاروببین كچله!!!! مامان: هیس...میفهمه بچه: اه...مگه تا حالا نفهمیده
------------------------------------------------
یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم
------------------------------------------------
عادل




جاوید
۱۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۷:۴۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  شعرطنز با موضوع دماغ عمل نکرده:) پریماه® 0 749 ۹-۱-۱۳۹۵ ۰۶:۲۳ عصر
آخرین ارسال: پریماه®
Wink شعر طنز درباره عید نوروز از ایرج میرزا زندگی کن 0 720 ۱۲-۱۲-۱۳۹۴ ۰۴:۲۷ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
  جالبه!!!! atish73 29 5,197 ۱۰-۳-۱۳۹۴ ۰۵:۰۸ صبح
آخرین ارسال: *پرستو*
  طنز جالب و خواندنی از دنیای زن و شوهر ها Adel_Transporter 4 2,324 ۱۷-۹-۱۳۹۳ ۰۲:۰۴ صبح
آخرین ارسال: *پرستو*
  مطلب هایی که هیچ جا پیدا نمیشه Lord Forum 98 17,356 ۲۹-۳-۱۳۹۳ ۱۰:۲۵ صبح
آخرین ارسال: *پرستو*


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان