ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنی کامل اشعار نوستراداموس
نویسنده پیام
مشخصات كاربر:
User_m.e
کاربر 10 ستاره
*
ارسال ها:24,243
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸
عضو شماره:9935
اعتبار: 93
نفر سوم برترین ارسال کننده
   
سپاس ها 2
سپاس شده 691 بار در 670 ارسال
ارسال: #1
معنی کامل اشعار نوستراداموس
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۱:۲۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
Arezou-66
کاربر 10 ستاره
*
ارسال ها:15,180
محل سکونت : آسمان اباد آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۲۲ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:177908
اعتبار: 101
مدال تولبار الکساکاربر ارزشمند
   
سپاس ها 1443
سپاس شده 849 بار در 575 ارسال
ارسال: #2
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
نوسْتِرآداموس(به فرانسوی: Nostradamus) نام واقعی او «میشِل دی نُسْتْرِدام» (Michel de Nostredame) است که به نوسترآداموس معروف می‌باشد.
پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانوادهٔ یهودی متولد شد و پس از ازدواج با یک زن کاتولیک به مسیحیت گروید. نخستین فرزند آن‌ها پسری بود که او را میشل نامیدند. میشل دی نستردام در روز ۱۴ دسامبر سال
۱۵۰۳در سینت رمی(Saint-Rémy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد و تحصیلات خود را در شهر آوینیون به پایان رساند.
میشل هنگام تحصیل به
نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان می‌داد. با وجود این به خواست پدرش درسال ۱۵۲۱ در آموزشگاه پزشکی «مونت پلیه» نام نوشت و با نویسندهٔ نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن تکه‌های ادبی پرداخت. نوسترآداموس در سال ۱۵۵۰ نخستین سالنمای نجومی(تقویم نجومی) را که در آن پیش‌بینی‌هایی دربارهٔ رخدادهای سال و اوضاع جوی انجام شده بود، پخش کرد. برای نخستین بار نام میشل دی نستردام در این سالنما نوسترآداموس یاد شده و پیشه و کارشناسی او پزشک و آستروفیلآسترولوگ یا ستاره‌شناس ترجیح داده‌است.
نوشته شده‌است. کلمه آستروفیل هم که برای نخستین بار در این سالنما نوشته شده به معنای دوستدار ستاره‌ها است. نوسترآداموس این کلمهٔ ساختگی را به
از سال ۱۵۵۴ نوسترآداموس یادداشت‌های خود را به صورت رباعی(دوبیتی) سرایید و صد رباعی نخست را با نام «سِنتِریِ نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر» در سال ۱۵۵۵ منتشر کرد. نوسترآداموس در سرآغاز این رباعی‌ها که روی سخن به پسرش سزار نوشته است؛ بر این نکته پا می‌فشارد که سرنوشت مردم(بشر) و آیندهٔ جهان را با دانش و خواندن حرکات ستارگان می‌توان دریافت و هر رباعی او گویای رخدادیست که در آیندهٔ دور یا نزدیک روی خواهد داد.
پیشگویی‌های نوسترآداموس بیشتر به صورت رباعی‌هایی به نظم درآمده و تعداد آن‌ها ۹۶۵ است. علاوه بر این رباعی‌های او ۵۶ مسدس هم دارد و در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای برجستهٔ گیتی تا پایان سال ۱۹۹۹ میلادی پیش‌بینی شده‌است. نوسترآداموس در پیشگویی‌های خود قید می‌کند نمون(رمز) و آمارشی(محاسب‌های) دارد که هر کس را توانایی فهمیدنش نیست. این نمون را نوسترآداموس در نام‌های به عنوان هانری دوم پادشاه فرانسه بیان کرده و کسانی که نوشته‌های نوسترآداموس را ترجمه و تفسیر می‌کنند به استناد همین نامه سالماهانی (تاریخ‌هایی) را که در نوشته‌های نوسترآداموس آمده‌است استخراج می‌کنند.
نوسترآداموس افزون بر پیشگویی‌هایی که با نام صدگانه ارائه کرده، مجموعه‌ای به نام پرساژ(persage) هم دارد که به همان معنای پیشگویی و اختر افکندن(فال و تفائل) است در این مجموعه ۱۴۱ پیشگویی به صورت رباعی آمده‌است که در ماه‌های گوناگون سال تقسیم شده‌است.
کودکی

وی در ناحیهٔ سنت رمی در جنوب فرانسه در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۵۰۳ در محلی که هنوز گفته می‌شود محل تولد او در آنجا است متولد شد، میشل دو نستردام یکی از حداقل هشت فرزند «رینیر دی سنت رمی» و «جام دی نستردام» که غلات فروش و مسئول دفترخانه بود است. خانوادهٔ پدر وی اصالتاً
یهودی بودند، اما پدر جام، «گی گسنت»، در حدود سال ۱۴۵۵ به مذهب کاتولیک روی آورد و نام مسیحی «پیر» و نام خانوادگی «دی نستردام» را برای خود انتخاب کرد(این نام خانوادگی از روز قدیسی که در آن تشریفات گرایش وی به مذهی کاتولیک اجرا شده گرفته شده‌است).
دلفین، جهان(۷۷-۱۵۰۷)، پیر، هکتر، لوئیس(متولد ۱۵۲۲)، برنارد، جین، آنتونی(متولد ۱۵۲۳) از جمله خواهران و برادران نوستراداموس هستند.

در مورد کودکی نوستراداموس اطلاعات بیشتری وجود ندارد، با این وجود روایتی وجود دارد که بر طبق آن وی تحت آموزش پدربزرگ مادریش «سنت دی جین» بوده‌است.


سال‌های تحصیل

نوستراداموس در سن ۱۵ سالگی برای کسب دیپلم وارد دانشگاه اوینگتن شد. کمی بیش از یک سال از ورود وی(زمانی که وی به جای تحصیل
چهارگانه
(Quadrivium) (هندسه، حساب، موسیقی و ستاره شناسی) مشغول تحصیل سه‌گانه (Trivium) (دستور زبان، بلاغت و منطق) بود، پس از اینکه دانشگاه به دلیل ترس از شیوع بیماری طاعون بسته شده مجبور به ترک دانشگاه شد. در سال ۱۵۲۹ پس از چند سال کار کردن به عنوان
عطار، وی برای تحصیل طبوارد دانشگاه «مون‌پلیه» شد. پس از اندک مدتی، زمانیکه دانشگاه از این که وی عطار بوده اطلاع یافت، نوستراداموس از دانشگاه اخراج شد، در آن زمان عطاری طبق مقررات دانشگاه ممنوع بود. اسناد اخراج او(BIU Montpellier, Register S ۲ folio ۸۷) در حال حاضر هنوز در کتابخانه دانشکده موجود است..
با این وجود، برخی از ناشران و خبرنگاران بعدها وی را «دکتر» صدا می‌کردند. نوستراداموس پس از اخراج از دانشگاه به کار خود به عنوان عطار ادامه داد و با ساختن «قرص رز» که گمان می‌شد ضد طاعون است شهرت یافت..


ازدواج و کارهای درمانی

در سال ۱۵۳۱ جولس-سیسر اسکالیگرکه یک دانشمند رنسانس
بود نوستراداموس را برای آمدن به
Agenدعوت کرد. نوستراداموس در آنجا با زنی که نامش مورد تردید است(احتمالا Henriette d'Encausse) ازدواج کرد و او دو فرزند برای نوستراداموس به دنیا آورد..

در سال ۱۵۳۴ همسر و دو فرزند نوستراداموس احتمالا از بیماری طاعون درگذشتند. پس از مرگ آن‌ها، نوستراداموس به سفر ادامه داد و از فرانسه و احتمالاً از ایتالیا عبور کرد.
در بازگشتش در سال ۱۵۴۵، او به یاری پزشک مشهور «لوئیس سر» در جنگ علیه شیوع بیماری طاعون در مارسی پرداخت و سپس خود به تنهایی به مبارزه علیه این بیماری در منطقهٔ سال ون(Salon-de-Provence) و در ناحیهٔ مرکزی(Aix-en-Provence) پرداخت. در نهایت نوستراداموس در سال ۱۵۴۷ در منطقهٔ «سالون» در خانه‌ای که امروزه هنوز موجود است سکنی گزید. وی در آنجا با یک بیوه ثروتمند بنام «آن پونسارد» ازدواج کرد که سه پسر و سه دختر برایش به دنیا آورد.
بین سال‌های ۱۵۵۶ تا ۱۵۶۷، نوستراداموس و همسرش یک سیزدهم سهام پروژه عظیم کانال که «آدم دی کراپون» برای آبیاری منطقه بی آب «سالون» و بیابان نزدیک آن از آب رودخانه دورانس طرح کرده بود، بدست آوردند.
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۱:۴۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
Arezou-66
کاربر 10 ستاره
*
ارسال ها:15,180
محل سکونت : آسمان اباد آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۲۲ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:177908
اعتبار: 101
مدال تولبار الکساکاربر ارزشمند
   
سپاس ها 1443
سپاس شده 849 بار در 575 ارسال
ارسال: #3
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس

پیشگو

پس از بازدیدی دیگر از ایتالیا، نوستراداموس از طب به علوم غیبی و
پیشگویی روی آورد. به دنبال شیوه‌های مرسوم آن دوره، نوستراداموس تقویم نجومی سال ۱۵۵۰ را نوشت و برای اولین بار نام خود را به پیروی از شیوهٔ لاتین از «نستردام» به «نوسترداموس» تغییر داد. او از موفقیت نوشتن سالنامه چنان انگیزه یافت که تصمیم گرفت هر سال یک یا چند سالنامه نجومی بنویسد. گفته می‌شود که کلا در این اثرات نوستراداموس حداقل ۶ هزار و ۳۳۸ مورد پیشگویی , وحداقل ۱۱ تقویم موجود است که شروع تمامی آن‌ها بر خلاف آنچه که گاهی تصور می‌شد در مارس نیست، بلکه در اول ژوئن است. در پی نوشتن سال نامه‌های نجومی بود که نجیب زادگان و دیگر اشخاص مهم از نقاط دور تقاضای طالع بینی و اظهار نظر در مورد آینده را از نوستراداموس کردند و او بر خلاف آنچه که طالع‌بینان حرفه‌ای انجام می‌دادند از «مشتریانش» می‌خواست که اطلاعات مربوط به جداول تولد را که طالع بینی بر اساس آن‌ها بود دقیق ارائه کنند.
او سپس پروژه نوشتن کتاب یک هزار پیشگویی را آغازکرد
که شامل پیشگویی‌های نامعلومی است که او را امروزه مشهور ساخته‌است. در پی خطری که او از جانب مذهبیان حس می‌کرد، با استفاده از نحو سبک «ویرجیل»، بازی با کلمات و استفاده از آمیزه زبان‌هایی مانند یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای سعی در مبهم نمودن معانی نوشته‌های خود کرد. بنا به دلایل تکنیکی مربوط به انتشار پیشگویی‌ها در سه نوبت، چنین به نظر می‌رسد که ناشر سومین و آخرین بخش تمایلی به شروع کار خود از «کتاب صد شعر» نداشته‌است. هیچ نسخه‌ای از آخرین ۵۸ رباعی هفتمین قرن باقی نمانده‌است.

رباعی‌هایی که در کتاب پیشگویی‌ها(Les Propheties) چاپ شدند، با واکنش‌های مختلفی روبرو شدند. برخی بر این باور بودند که نوستراداموس برده شیطان و یک انسان ریاکار و دیوانه است؛ در حالیکه بسیاری از دانشمندان معتقد بودند رباعیات او پیشگویی‌هایی روحانی --- زیرا در سایه منابع نوشته شده پس از زمان کتب مقدس نوستراداموس نیز چنین ادعایی می‌کرد.
کاترین مدیسیهمسر پادشاه هنری دوم پادشاه فرانسه یکی از بزرگترین ستایندگان نوستراداموس بود. وی پس از خواندن تقویم نجومی نوستراداموس مربوط به سال ۱۵۵۵، که به تهدیداتی نسبت به خانواده شاهی اشاره داشت، او را به پاریس فرا خواند تا در مورد آن تهدیدات توضیح دهد و برای کودکانش طالع بینی کند. در آن زمان نوستراداموس فکر می‌کرد که به دار آویخته می‌شود، اما در سال ۱۵۶۶ که از دنیا رفت، کاترین او را به عنوان مشاور و پزشک پادشاه انتخاب کرده بود.


در بیوگرافی نوستراداموس عنوان شده‌است که وی از اینکه به جرم
بدعتگذاری مورد شکنجه قرار گیرد واهمه داشته‌است، اما نه پیشگویان و نه طالع بینان هیچ کدام در این گروه قرار نمی‌گیرند و تنها زمانی که وی از جادو(خلاف طبیعت) برای این مقاصد استفاده می‌کرد، اینگونه خطرات وجود داشت. در حقیقت ارتباط نوستراداموس با کلیسا به عنوان یک پیشگو و شفابخش عالی بود. زندانی شدن کوتاه مدت نوستراداموس در اواخر سال ۱۵۶۱ به این دلیل بود که وی سالنامه ۱۵۶۲ را بدون اجازه قبلی از اسقف منتشر کرد، در حالیکه مطابق فرمان جدید سلطنتی کسب اجازه لازم بود.


سال‌های پایانی و مرگ
در سال ۱۵۶۶ بیماری نقرس که سال‌ها باعث رنجش نوستراداموس شده بود، به ورم یا آب آوردگی تبدیل شد. در اواخر ژوئن او وکیل خود برای آماده کردن وصیتش فراخواند که در آن تمامی دارایش را تا زمان تولد بیست و پنج سالگی پسرانش و تا زمان ازدواج دخترانش به علاوه ۳ هزار و ۴۴۴ کرون، با کم کردن اندک بدهی‌ها، (کلا حدود ۳۰۰ هزار دلار آمریکا) نزد همسرش تا زمان ازدواجش به امانت گذاشت. پس از این یک متمم کوتاه به وصیتنامه افزوده شد گفته می‌شود که وی در عصر روز ۱ ژوئن، منشی خود جین دی چاوینکی را فراخواند و به او گفت: «تو هنگام طلوع خورشید مرا زنده نخواهی دید.» ظاهرا صبح روز بعد بدن بی جان نوستراداموس در کف اتاق تزدیک تختش و میز افتاده بوده‌است. وی در کلیسای محلی Franciscan به خاک سپرده شد(بخشی از آن امروزه به رستوران La Brocherie ملحق شده‌است) اما در زمان انقلاب فرانسه دوباره جزء
nostradamus-repository
شد، جایی که آرامگاه وی امروزه هنوز در آنجا قرار دارد.

کارها

[تصویر:  250px-Nostradamus_prophecies.jpg]

در این کتاب وی پیشگویی‌های مهم و بلند مدت را جمع آوری کرد. اولین بخش در سال ۱۵۵۵ منتشر شد، بخش دوم حاوی ۲۸۹ شعر پیشگویی دیگر در سال ۱۵۵۷ منشر شد. قسمت سوم با ۳۰۰ رباعی دیگر در سال ۱۵۵۸ منتشر شد، که این بخش امروزه تنها به عنوان بخشی از ویرایش آثاری که پس از مرگش در سال ۱۵۶۸ انتشار یافتند باقی مانده‌است. این نسخه شامل ۹۴۱ رباعی قافیه دار و یک رباعی بدون قافیه‌است که به سه گروه صد تایی و یک گروه ۴۲ تایی که «قرون» نام دارند تقسیم شده‌اند.

با توجه به وضعیت انتشار در آن زمان(که شامل حروف چینی «از دیکته» بود)، هیچ دو نسخه‌ای دقیقا یکی نبودند و حتی امکان پیدا کردن دو «رونوشت» دقیقا مشابه نیز کم بود. به طور حتم ضمانتی برای این فرض وجود ندارد که املا و یا نقطه‌گذاری نسخه‌ها دقیقا مشابه با نسخه اصلی نوستراداموس باشند، احتمالی که «رمزگشایان» آینده در نظر می‌گیرند..

این‌ها که محبوب ترین کارهای نوستراداموس بودند، از سال ۱۵۵۰ تا زمان مرگش هر سال منتشر می‌شدند. غالبا او دو و یا حتی سه عدد از این‌ها درهر سال منتشر می‌کرد که یا «تقویم نجومی»(پیش گویی‌های مفصل)، «پیش‌بینی» و یا «نشانه‌های شوم»(پیش‌بینی‌های کلی تر) لقب داده می‌شدند.

نوستراداموس نه تنها یک پیشگو بود بلکه یک شفادهنده ماهر نیز بود. گفته می‌شود که وی حداقل دو کتاب در زمینه علوم طبی نوشته‌است. یکی از آن‌ها «ترجمه» نسبت داده شده از
Galenو در کتاب
propheties. it/nostradamus/۱۵۵۵opuscole/opuscole. html Traité des fardemens
(در اصل کتاب آشپزی پزشکی است که در آن نیز مطالب عموما از منابع دیگر یه عاریه گرفته شده‌اند)، او توضیحی از روش‌هایی که برای معالجه طاعون بکار می‌برد، داده‌است ---که هیچ کدام، حتی روش خون گیری هم، در عمل کارگر نبودند. در این کتاب همچنین در مورد آماده کردن
مواد آرایشی
توضیحاتی آورده شده‌است.
یک نسخه خطی که به عنوان
propheties. it/nostradamus/orus/firstbook. htm Orus Apollo
شناخته شده نیز در کتابخانه شهرداری لیون وجود دارد، جایی که متجاوز از ۲۰۰۰ اسناد اصل مربوط به نوستراداموس تحت حمایت میشل چومارات نگهداری می‌شوند. گفته می‌شود که این یک ترجمه از یک کار یونان باستان بر اساس حروف چینی مصری است که برپایه نسخه‌های لاتین بعدی استوار است که متاسفانه در تمامی آن‌ها معانی درست نسخه‌های مصر باستان نادیده گرفته شده‌اند و بنابراین تا زمان ظهور
Champollion
در قرن ۱۹ هیچ کدام به درستی رمزگشایی نشدند.

پس از مرگ نوستراداموس تنها «پیشگویی‌های» وی محبوبیت خود را به صورتی کاملا عجیب حفظ کردند. بیش از ۲۰۰ نسخه از آن‌ها به همراه متجاوز از ۲۰۰۰ تفسیر در آن زمان پدیدار شدند. چنین به نظر می‌رسید که بخشی از محبوبیت آن‌ها به دلیل مبهم بودن و بدون تاریخ بودن آن‌ها بود که این امکان را ایجاد می‌کرد که پس از هر حادثه مهم بطور انتخابی یکی از آن‌ها را نقل کرد و آن‌ها را به عنوان «کنایه» از وقایع مربوطه اعلام کرد.(رجوع شود به نوستراداموس در فرهنگ عامه پسند).
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۱:۵۵ صبح، توسط Arezou-66.)
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۱:۵۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
Arezou-66
کاربر 10 ستاره
*
ارسال ها:15,180
محل سکونت : آسمان اباد آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۲۲ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:177908
اعتبار: 101
مدال تولبار الکساکاربر ارزشمند
   
سپاس ها 1443
سپاس شده 849 بار در 575 ارسال
ارسال: #4
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس

منابع ادبی

گفته می‌شود که نوستراداموس پیشگویی‌هایش را بر پایه
طالع بینی مستدل-ارزیابی نجومی «چگونگی» اتفاقات احتمالی آینده- انجام داده اما بشدت مورد انتقاد طالع بینان حرفه‌ای زمانش از جمله لارنتس ویدل بوده‌است.که این انتقادات در رابطه با بی صلاحیتی ونادرستی استفاده از این فرض که «طالع بینی مقایسه ای»(مقایسه وضعیت آینده سیارات با وضعیت آن‌ها در زمان رخدادهای گذشته) می‌تواند برای پیشگویی حوادث واقعی آینده بکار روند بوده‌است

بر اساس تحقیقات اخیر قسمت عمده پیشگویی‌های نوستراداموس تفسیر مجموعه پیشگویی‌های باستان پایان جهان(عمدتا بر اساس کتاب مقدس، بهمراه اشاراتی به وقایع تاریخی ومنتخبات نشانه‌ها و سپس استفاده از طالع بینی مقایس‌های برای طرح آن‌ها برای آینده بوده‌است. بنابراین بسیاری از پیشگویی‌ها شامل شخصیت‌های باستان مانند سولا،ماریوس،نرون و براخی دیگر و توضیحات او در مورد «نبرد در ابرهاً و»بارش قورباغه از آسمان«به همین صورت هستند. خود طالع بینی تنها دو بار در»مقدمه«نوستراداموس ذکر شده و ۴۱ بار در»قرن‌هاً آمده‌است، اما بیشتر در نامه تقدیمیش به شاه هنری دوم
nostradamus-repository. org/letter. html Letter to King Henri II
آمده‌است.

منابع تاریخی او شامل مطالب مشهودی ازبرخی مورخان مانند لیوی،سوتونیوس، پلوتارک و سایرتاریخ نویسان کلاسیک و همچنین از تاریخ نویسان قرون وسطی از جمله Villehardouin و
Froissartاست. بسیاری از اشارات طالع بینی او تقریبا کلمه به کلمه از Livre de l'estat et mutations des temps اثر ریچارد روست۰ ۵-۱۵۴۹ گرفته شده‌اند. جداول و نمودارهای تولدی که نوستراداموس خود آماده کرده بود با وجود خطاهای بسیاری که وی در کوپی کردنشان داشت، نیز در حقیقت بر اساس جداولی بودند که طالع بینان حرف‌های قبلا منتشر کرده بودند.(رجوع شود به تحلیل این نمودارها توسط«بریند آمور» در سال ۱۹۹۳، ونقد جامع گروبر از طالع بینی نوستراداموس برای شاه رادولف ماکسیمیلیان.)

ظاهرا منبع اصلی پیشگویی‌های او
propheties. it/nostradamus/mirabilis/mirabilis. html Mirabilis liber
سال ۱۵۲۲ بوده‌است که شامل پیشگویی‌ها توسط سودو متودیوس،سیبیل، جاچیم اهل فیور، ساونارولا و سایرین است.) «مقدمه» او شامل ۲۴ نقل قول از کتاب مقدس است که غیر از دو تا بقیه به همان صورت ساوناروالا هستند.) این کتاب موفقیت زیادی در دهه ۱۵۲۰ بدست آورد، زمانی که نسخه‌های زیادی از آن به چاپ رسید.اما این کتاب تاثیرات خود را از دست داد که شاید به دلیل متن لاتین کتاب، متون گاتیک و اختصارات سخت بسیار آن باشد. نوستراداموس اولین کسی بود که این پیشگویی‌ها را به زبان فرانسه دوباره ترجمه و تفسیر کرد و ممکن است دلیل نسبت دادن آن‌ها به وی همین باشد. لازم به ذکر است که استانداردهای مدرن سرقت ادبی در قرن ۱۶ کاربرد نداشتند. نویسندگان در آن دوره بارها بدون اذعان به آن برخی آثار به خصوص آثار کلاسیک را رونویسی و یا تفسیر می‌کردند.

مطالب دیگری توسط پتروس کرینیتوس در سال ۱۵۰۴ از De honesta disciplina جمع آوری شد، که شامل اقتباساتی است از De daemonibus اثر میشل سلوس و
De Mysteriis Aegyptiorum
(در ارتباط با رموز مصر...)، کتابی درباره اختر شناسی و جادوی آشوری توسط ایامبلیکوس که یک نوطرفدار افلاطون در قرن چهارم بود. نسخه لاتین هر دوبتازگی در لیون منتشر شده بودند و اقتباساتی از هر دو دردو شعر اول نوستراداموس بیان شده بودند(در مورد دوم تقریبا لفظ به لفظ آمده‌است) که شعر اول در ضمیمه این مقاله آورده شده‌است. اگرچه درست است که نوستراداموس در سال ۱۵۵۵ مدعی شد که تمامی کارهای مربوط به غیب و اسرار در کتابخانه اش را به آتش کشید، اما دقیقا نمی‌توان گفت کدامین کتاب‌ها در آتش از بین رفته بودند. این حقیقت که آن‌ها ظاهرا با شعل‌های که به صورتی غیر عادی درخشان بوده سوختند، نشان می‌دهد که برخی از آن‌ها دست نوشته‌هایی بر روی پوست بودند که بطور معمول با شوره قلمیمورد
استفاده قرار می‌گرفتند.
در قرن هفدهم بود که مردم متوجه تکیهِ نوستراداموس بر کارهای پیشین شدند..شاید این بتواند توضیحی برای این حقیقت باشد که در آن دوره، » پیشگویی‌هاً ظاهرا در فرانسه بعنوان مطالب کلاسی استفاده داشت. «تکیه و وابستگی نوستراداموس به سوابق تاریخی از این حقیقت مشهود است که وی آشکارا درچندین موقعیت لقب «پیشگو»(به معنای کسی که خود دارای قدرت پیشگویی است) را رد کرد:
«پسرم اگرچه من از کلمه»پیشگو«استفاده کرده‌ام، اما چنین مقام بالایی را به خود نسبت نمی‌دهم. -» مقدمه سزار"، ۱۵۵۵ و همین طور من نام و یا وظیفه پیشگو را به خود نسبت نمی‌دهم. - «مقدمه سزار»، ۱۵۵۵"

«برخی از پیشگوها اتفاق افتادن حوادث عجیبی را پیشبینی کرده‌اند. بهرحال من به هیچ وجه چنین عنوانی را به خود نسبت نمی‌دهم. -»نامه به شاه هنری دوم«، ۱۵۵۸»
«اما من این شهامت را دارم که به لطف تحقیقاتم وبا در نظر گرفتن آنچه طالع بینی علمی می‌گوید پیش‌بینی کنم(هرگز در مورد جزئیات ضمانت نمی‌دهم) و مردم را در مورد تهدیدات ستاره‌ها آگاه کنم. و من آنقدر احمق نیستم که وانمود کنم پیشگو هستم. - نامه گشاده به پریوی کانسیلر(بعدها چنسلر) بیراگ، ۱۵ ژوئن ۱۵۶۶»
تمرد وی از پذیرش عنوان «پیشگو» با حقیقت عنوانی که به کتابش داد سازگار است: (عنوانی که در زبان فرانسه به معنای «پیشگویی‌هاً»توسط«ام میشل نوستراداموس است که دقیقا همان چیزی است که آن‌ها هستند، یعنی»پیشگویی‌ها «ی» نوستراداموس" که به غیر از چندین مورد، هیچ یک از آن‌ها جدا از نحوه ویرایش بیان و بکارگیری برای آینده نبودند.) انتقاد از نوستراداموس در مورد ادعا درباره پیشگو بودن در واقع انتقاد از او برای چیزی است که او هرگز مدعی آن نشده‌است.
با توجه به اتکا و تکیه نوستراداموس بر منابع ادبی، این قضیه مورد شک می‌باشد که آیا وی برای ورود به وضعیت خلسه، غیر از تعقل، تفکر و دوره تکوین(به معنای در سر پروردن) روش خاص دیگری را بکار گرفته‌است یا نه. تعریف خاص نوستراداموس از این فرآیند در «نامه ۴۱» عنوان شده‌است
افسانهِ مشهوردر مورد استفادهِ نوستراداموس از روش‌های قدیمی خیره شدن به شعله و یا آب و یا هردو بر پایه بی تامل خواندن دو شعر اول وی می‌باشد که در آن‌ها کارهای نوستراداموس به کارهای دانشمندان معبد دلف یونان و برانچیدیک تشبیه شده‌است. اولین مورد در پایان این مقاله چاپ شده‌است. مورد دوم را می‌توان با مراجعه به سایت مربوطه دید.(به لینک‌های خارجی رجوع شود.) نوستراداموس درتقدیم‌نامه خود به شاه هنری دوم اینگونه شرح داد «از طریق آرامش روحی و آسایش خاطر، روح، ذهن و قلبم را از نگرانی‌ها و مشکلات خالی می‌کنم»، اما همیشه پپش از اشارات زیاد وی به تشریفات «سه‌گانه»ی دلف/ دلفی‌ها
از کلمه «مانند» استفاده شده‌است.(بار دیگر اشارات خارجی به متون اصلی را مقایسه کنید).

تعابیر

رباعی‌ها در مورد بلایای مختلف هستند.(تقریبا تمامی آن‌ها فاقد زمان مشخص هستند) آن‌ها شامل سرایت مریضی، زمین لرزه، جنگ، سیل، حمله، جنایت، نبرد و بسیاری دیگر از حوادث مشابه هستند- تمامی آن‌ها به همان نحوی هستند که توسط «میرابیلیس لیبر از پیش خبر داده شده‌اند. دربرخی از رباعی‌ها این بلایا به صورت کلی آورده شده‌اند و در برخی دیگر در ارتباط با شخصی خاص و یا افرادی معدودی عنوان شده‌اند. بعضی تنها مربوط به یک شهر هستند و برخی چندین شهر و یا کشور را شامل می‌شوند. از جمله موضوعات اصلی حمله قریب الوقوع مسلمانان از شرق و جنوب با احساسات ضد مسیحیت به اروپا است که دقیقا منعکس کنندهِ حملات اتامان و پیش از آن اعراب مشابه و پیش از این دو انتظارات»میرابیلیس طرفدار آزادی«است. تمامی این موارد در بطن اعتقاد به آخر الزمان ارائه شده‌است، اعتقادی که باعث بروز پیش گویی‌های آخر الزمان و مجموعه‌ای چاپ نشده توسط کریستوفر کلمبوس شد.
بعضی اندیشمندان بر این باورند که نوستراداموس برای پیشگو بودن ننوشته‌است، بلکه برای در امان ماندن از اذیت‌ها، تفاسیرش از وقایع زمان خود را با استفاده از زبانی استعاری و رمزآلود نوشت. این شبیه به تعبیرات پریتریستاز کتاب وحیاست.
طرفداران نوستراداموس ادعا می‌کنند که او بسیاری از حوادث بزرگ را همچون آتش سوزی بزرگ لندن، به قدرت رسیدن ناپلئون و هیتلر و حملات ۱۱ سپتامبربه مرکز تجارت جهانی را پیشگویی کرده‌است. نظرات مختلف را در ذیل مشاهده کنید.
شکاکانی همچون رندی براین باورند که شهرت نوستراداموس در پیشگویی بیشتر برخاسته از طرفداران او در قرن حاضر است که گفتارهای او را به اتفاقاتی نسبت می‌دهند که یا اتفاق افتاده‌اند و یا وقوع آن‌ها اجتناب ناپذیر است که به "غیب بینی عطف به ماسبقشهرت دارند. هیچ مدرک آکادمیکی(رجوع شود به منابع ذیل) وجود ندارد که ثابت کند نوستراداموس اتفاقی را قبل از اینکه اتفاق افتد، پیشگویی کرده باشد، مگر صحبت از اتفاقاتی که به موارد دیگر هم می‌توان آن‌ها را نسبت داد.
دیدگاه‌های متفاوت

دیدگاهی نیز وجود دارد که که می‌گوید: آمریکا با سو استفاده از این پیشگویی(یعنی خود آن‌ها انفجارها را انجام دادند، همانگونه که از این پیشگویی به نفع خودشان فیلم معروف نوسترآداموس را ساختند) تا بگویند حالا که این پیشگویی تا اینجا درست از آب درآمد پس بقیه این پیشگویی نیز به همین صورت امکان پذیر خواهد بود، که این موضوع باعث ترس جامعه آمریکا شد و اجازه هر گونه عمل پیشگیرانه را به خود دادند.
در ادبیات موجود و در اینترنت دیدگاه‌های کاملا متفاوتی در این زمینه وجود دارند. در یک طرف دیدگاه‌های بسیار آکادمیک مانند دیدگاه‌های ژاک هالبورن(رجوع کنید به
free. fr/analyse. htmlو
free. fr/mndamus. html) وجود دارد که مفصلا بیان می‌دارند که«پیشگویی‌های» نوستراداموس در واقع مطالبی جعلی هستند که بعدها توسط افرادی با اهداف سیاسی نوشته شده‌اند. اگرچه احتمالا هالبرون بیش از هر کس دیگری در مورد این متون و اسناد مربوطه می‌داند(وی به کاوش و تحقیق در مورد بسیاری از آن‌ها کمک کرده‌است)، اما نظریات وی را بسیاری از دیگر متخصصان در این زمینه رد کرده‌اند

در طرف دیگر، انبوهی از کتاب‌های جدید و وب‌گاه‌های خصوصی وجود دارند که نه تنها پیشگویی‌های نوستراداموس را حقیقی می‌دانند بلکه از وی به عنوان یک پیشگوی واقعی یاد می‌کند. بدلیل تعابیر و تفاسیر توام با خیالپردازی، این گروه در مورد اینکه نوستراداموس چه چیزی را پیشگویی کرده و پیشگویی‌هایش در مورد آینده بوده یا گذشته به توافق نرسیده‌اند. با این وجود این گروه در مورد اینکه نوستراداموس انقلاب فرانسه،
ناپلئون بناپارت، هیتلر، هم جنگ‌های جهانی و هم تخریب اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در این زمینه توافق وجود دارد که وی تمامی وقایع مهم در زمان انتشار یک کتاب را پیشبینی کرده‌است، از فرود آپولو در ماه، مرگ پرنسس دیانا، پرنسس ویلز و حادثه فضاپیمای چلنجر به وقایع ۱۱ سپتامبر: چنین به نظر می‌رسد که این جنبه 'movable feast' از ویژگی‌های این ژانر است

احتمالا اولین کتابی که در انگلیس مشهور شد، کتاب هنری سی رابرت «پیشگویی‌های کامل نوستراداموس» در سال ۱۹۴۷ بود که طی ۴۰ سال پس از آن حداقل ۷ بار تجدید چاپ شد، این کتاب شامل رونوشت پیشگویی‌ها، ترجمه آن‌ها بهمراه تفسیری کوتاه است. پس از آن در سال ۱۹۶۱ کتاب کاملا بیطرف ادگار لئون بنام «نوستراداموس و پیشگویی‌هایش» منتشر شد که تا پیش از سال ۱۹۹۰ بهترین و کاملترین تحلیل ازپیشگویی‌های نوستراداموس در سطح جهان بشمار می‌رفت. پس از آن کتاب مشهور اریکا چیتام بنام «پیشگویی‌های نوستراداموس» انتشار یافت که در واقع شامل چاپ مجددی از نسخه قبلی سال ۱۵۶۸ بود که از سال ۱۹۷۳ چندین بار ویرایش و چاپ شده بود و در آخر بنام «پیشگویی‌های نهایی نوستراداموس» منتشر شد. این کتاب به عنوان اساس فیلم مشهور ارسون ولس بنام مردی که فردا را دید
مورد استفاده قرارگرفت. جدا از ترجمه دو قسمتی اثر جین-چارلز دی فونبروم بنام «نوستراداموس: historien et prophète» در سال ۱۹۸۰، می‌توان گفت که این گونه کتاب‌ها با کتاب‌های مشهور جان هوگ در مورد پیشگویی از سال ۱۹۹۴ به بعد به نقطه اوج رسیدند که شامل «نوستراداموس: پیشگویی‌های کامل»(۱۹۹۹) و کتاب اخیر "نوستراداموس: زندگی و معماً(۲۰۰۳) می‌باشد.

به غیر از رابرتس، این کتاب‌ها و کارهای تقلیدی مشابه آن‌ها نه تنها در مورد توان پیشگویی نوستراداموس متفق القول بودند، بلکه در مورد برخی جنبه‌های زندگینامه او نیز توافق داشتند. او از خاندان اسرائیلی ایساچار بوده و تحت آموزش پدربزرگنانش بوده که هر دو در دربار
پادشاه خوب رنهدر
Provenceطبیب بودند، وی در سال ۱۵۲۵ وارد دانشگاه مون‌پلیه شد. وی در بازگشت در سال ۱۵۲۹ با موفقیت مدرک طب خود را دریافت کرد و در دانشکده پزشکی به تدریس پرداخت، تا زمانیکه عقاید وی محبوبیت خود را از دست دادند، وی دارای این عقیده بود که مرکزیت جهان در خورشید است، نوستراداموس به شمال-شرق فرانسه سفر کرد و در آنجا در«خانقاه اوروال» رباعیات پیشگویی خود را نوشت، وی در جریان سفرهایش کارهای خارق العادهِ زیادی انجام داد که از آن جمله این است که نام پاپ آینده را مشخص کرد و بیماری طاعون را در منطقه
Aix-en-Provence
و در مناطق دیگر درمان کرد، نوستراداموس همچنین
از دهه ۱۹۸۰ تا کنون این امر مخصوصا در فرانسه با واکنش‌های آکادمیک روبرو شده‌است. چاپ نامه‌های خصوصی نوستراداموس در سال ۱۹۸۳و طی سال‌های پس از آن نسخه‌های اصلی سال‌های ۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ کشف شده توسط چومارات و بنازرا به همراه کشف بسیاری از مطالب آرشیو شده نشان داد که بسیاری از حرف‌هایی که در مورد نوستراداموس گفته شده بود با اسناد حقیقی مطابقت نداشت. رندی جیمز از چهره‌های دانشگاهی می‌نویسد که هیچ سند معتبر امروزی هیچ یک از ادعاها را ثابت نمی‌کند. بسیاری از ادعاها مشخصا براساس شایعات غیر معتبر بوده‌است که توسط مفسران بعدی همچون ژابرت(۱۶۵۶)، گوناد(۱۶۹۳) و بارست(۱۸۴۰) بر اساس تفاسیر غلط از متون فرانسوی قرن ۱۶ و یا بر اساس کذب محض بعنوان حقیقت نقل شده‌اند. حتی ادعایی که رباعی L۳۵ دقیقا مرگ پادشاه هنری دوم را پیشگویی کرده‌است در سال ۱۶۱۴، یعنی ۵۵ سال پس از آن واقعه چاپ شد.
بالاتر از همه اینکه چهره‌های دانشگاهی که خود سعی دارند از هر گونه تفسیر غلط بپرهیزند، اذعان داشتند که ترجمه‌های انگلیسی اغلب دارای کیفیتی پایین داشتند، هیچ دانشی از فرانسه قرن ۱۶ را نشان نمی‌دادند، غرضمند ترجمه شده بودند و بدتر از همه اینکه در مواقعی به گونه‌ای ترجمه شده بودند که کاملا شبیه به چیزی شوند که به آن رجوع داده می‌شدند(و یا برعکس). مطمئنا هیچ یک از آن‌ها بر اساس نسخه اصل نبودند: رابرتز ترجمه خود را بر اساس نسخه سال ۱۶۷۲ نوشته بود و چیتهام و هوگ بر اساس نسخه منتشر شده پس از مرگ نویسنده در سال ۱۵۶۸. حتی لئونی که ترجمه‌اش کمی قابل قبول‌تر از بقیه‌است، به اقرار خودش در صفحه ۱۱۵ ترجمه، هیچ وقت نسخه اصلی را ندید. این در حالیست که او در هیچ یک از صفحات پیشین هیچ اشاره‌ای به این مطلب نکرده‌است که بسیاری از مطالبش بدون منبع است.
با این حال هیچ یک از مفسران انگلیسی بدلایل زبانی و زمانی به این تحقیقات و تفسیرها دسترسی نداشتند. هوگ بدلیل موقعیتی که داشت از این منابع برخوردار بود، اما در سال ۲۰۰۳ بود که وی اقرار کرد برخی از مطالب بیوگرافی‌های قبلی او جعلی و دروغین بوده‌است. در همین حال اندیشمندان معترض از تلاش‌های پیشین نویسندگانی(هویت ۱۹۹۴، اواسان ۱۹۹۷، راموتی ۱۹۹۸) بودند که سعی در استخراج معنی پنهان متون با استفاده از قلب کلام، کدهای عددی، گراف و دیگر ابزارها بودند.
فرهنگ غالب

پیشگویی‌های نوستراداموس در قرن بیست و بیست و یک به صورت یک
فرهنگ غالب درآمدند. نوستراداموس و پیشگویی‌هایش موضوع هزاران کتاب(داستانی و غیر داستانی) شدند، زندگی نوستراداموس در چندین فیلم و برنامه‌ِ ضبطی نمایش داده شد و نوشته‌های وی به موضوع مورد علاقه مطبوعات تبدیل شدند.

همچنین درچندین حقه مشهور اینترنتی، رباعی‌هایی به سبک رباعی‌های پیشگویی‌های نوستراداموس از طریق ایمیل به عنوان واقعیت منتشر شدند. مشهورترین نمونه مربوط به ویران شدن مرکز تجارت جهانی در حادثه ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ است که منجر به برخی حقه‌ها و تفاسیر مجدد توسط علاقه‌مندان چنین رباعیاتی شد.
حمله ۱۱ سپتامبر، ۲۰۰۱ در نیویورک منجر به تفکر در مورد پیشگویی احتمالی نوستراداموس در مورد این واقعه شد. طرفداران نوستراداموس رباعی‌های وی را به عنوان پیشگویی احتمالی این حادثه عنوان کردند، در حالیکه اندیشمندان این موضوع را بی‌ارتباط عنوان کردند(بخش‌های مربوطهِ وب‌گاه‌های Lemesurier وSnopes را که در ذیل آورده شده‌است مقایسه کنید)
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸-۱۱-۱۳۸۹ ۱۱:۲۰ صبح، توسط Arezou-66.)
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۰۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
Arezou-66
کاربر 10 ستاره
*
ارسال ها:15,180
محل سکونت : آسمان اباد آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۲۲ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:177908
اعتبار: 101
مدال تولبار الکساکاربر ارزشمند
   
سپاس ها 1443
سپاس شده 849 بار در 575 ارسال
ارسال: #5
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
قطعات 1-25
*****************
1
آن قول
که
دشمن به دشمن داده است
استوار نمی ماند
به هیچ یک از اسیران رحم

نمی شود
یکی از آنان
به جلاد سپرده می شود
و دیگران در تن پوش هایشان
به این دلیل
که
از پاسداران بوده اند
لعنت می شوند.
*****************
2
آن کشتی که بادبانی است
کشتی پارویی را
مخفی می کند
کشتی بزرگ تر
سبب ساز بیرون شدن کشتی کوچک تر
از صحنه می شود
سپس
نزدیک به ده کشتی دیگر
برای بازگرداندن کشتی کوچک تر
روی به پشت باز می گردند
کشتی بزرگ پیروز می شود
و برای در آمدن به حلقه ی ایمان
به آنان
می پیوندد.
*****************
3
در زمانی
که
شماره ی پنج
دیگر نمی تواند جمعیت را به شور در آورد
یک فراری
"پنه لون" را از بند آزاد می کند
آن مرد
که
در ابتدا به اشتباه زمزمه های گلایه آمیز را آغاز کرده است
از آن پس
به یاریگری می آید
و آن گاه
فرمانده به محاصره ی بزرگ
پایان بخشیده
و تسلیم می شود.
*****************
4
فرمانده ی جنگاوران
شبانه
راه گریز را در پیش گرفته
و به ناگهان
از چشم ناپدید می شود
اگر چه
در آغاز
هیچ کس به بازگشت او
امیدی ندارد
اما پس از گذشت هفت سال هم
دیگر، هیچ کس او را به خاطر پیشینه اش
محکوم نمی کند.
*****************
5
نه نفر مرد
از آریاییان لیسبون پرتقال
با منطق "آلبی" و "کاسترز"
وحدت نوینی را
پایه گذاری می کنند
پس آن گاه
چون فرمانروای تازه
در چهره ی اعجوبه ای جدید
از "لوآرگوس" باز می آید
شهرهای "تولوز" و "کارکاسون" هم
به وحدت دسیسه آمیز آنان
می پیوندند.
*****************
6
رودخانه های بلند "کاردون"
با چنان عمقی
در "نیمس" جاری می شود
که آن ها
می اندیشند
باری دیگر "دوکالیون" زاده شده است
شاخه ی بزرگتر "کولوسوس"
ویران می شود
و آتش جاودانی "وستا"
در مقبره
به چشم خاموش
می نماید.
*****************
7
درباره ی
نبرد سنگینی که آن ها
در شهر نانسی به راه انداخته اند
آاِ مارتین سخن خواهد آورد
و خواهد گفت
که
همه ی آن جنگسازان را
مقهور خود می کند
جزایر انگلیس
غوطه ور در نمک و شراب
نا آرام می نمایند
ای فلیپ دوم
به من گوش بسپار
نفرت به زمانی دراز
نمی پاید.
*****************
8
آن مرد
به کمک انگشت سبابه
و شست خویش
پیشانی را مرطوب می کند
کنت "سن گالیا"
با پسر خویش
به سوی چندید "ونوس"
مأموریتی کوتاه می یابند
آن ها
در مدت هفت روز
تا سر حد مرگ
جراحت برمی دارند.
*****************
9
از زنی نا ارزشمند
در روزی مه آگین
شه زاده ای توانا
در کاخ "فیگوراس"
زاییده می شود
که فرانام "چااوس"
پس از مرگ پدر
به او
آوازه ای بس هولناک خواهد بخشید
چنان که
هیچ گاه
در سرزمین او
فرمانروایی به آن زشت نامی
نبوده است.
*****************
10
نام بزرگ ترین
دشمن انسانیت
به جرم زنا
و قتلی بی رحمانه
چنان لکه دار می شود
که
حتی از نام نیاکانش نیز لکه دار تز می شود
پدرها و عموها
در آتش، در آب
در پولاد
و در توحش خون
از تمامی سرشت های انسانی
به دور خواهند شد.
*****************
11
آن مرد
که
پس از خاموشی پدرش
چشم به روشنایی زندگی
بازگشوده است
در گذرگاهی خطر آفرین
در زیر صخره های "ژان کارا"
بار باریگران خویش
دشمنی را آغاز می گیرد
دوک بزرگ
بدون جامه دان
از دامنه ی "پیرنه" می گذرد
اما
در راهی که "پرنیان" را به "تنده" می پیوندد
ایست می کند.
*****************
12
او
آن مردی
که
به نام پاپ انتخاب شده است
پس از انتخاب
به مسخره گرفته می شود
او به ناگهان
و بی هیچ انتظاری
حرکت را آغاز می کند
به کار پرداخت
و به دلیل نیک اندیشی و مهربانی
نه تنها تسلیم شد
بلکه
خود را نیز به مرگ سپرد
اگرچه پیش از مرگ
به خاطر کشته شدن نگهبان خویش
بسی رنجور
و وحشت زده شد.
*****************
13
او
در زیر علوفه ی حیوانات نشخوارگر
از سوی همآنان
به انبار نگهداری علوفه
باز فرستاده می شود
جنگاوران خود را به مخفی گاه ها می رسانند
و چکاچک اسلحه ی آنان
در مکانی
که
با "آنتیب" فاصله ی زیادی دارند
شنیده خواهد شد.
*****************
14
آن مرد
که
"اورنل واسیل" نام دارد
بدون طرح نقشه ی قبلی
به دلیل وحشت از گرفتاری
و به بند کشیده شدن
همراه با چند روسپی
به جسارت
در صومع ی "کارتوزین" بارسلونا
به دین دیگری
درمی آید.
*****************
15
در آخرین روز
پسر دوک
انکار می کند که پدرش را خود
به زندان فرستاده است
و پدر که سالخورده
و تشنگی کشیده است
سرانجام
در چاه آب خفه می شود
از آن پس
مجلس سنا به پسر پیرمرد
یک مرگ
و تسلیتی دراز مدت را
هدیه می کند.
*****************
16
او
که
در خاک فرانسه بسی شادمان است
او
که
در زندگی بسی شادمان است
خشم و توفندگی
و خون و مرگ را
در پیرامن خویش نادیده می گیرد
اما سرانجام
از نامی که بسیار

فریب دهنده است
احساس رشک می کند
شهریاری از جایگاه خود
ربوده می شود
که
به آشپزخانه ی او
ایمانی بسیار است.
*****************
17
ملکه ی یائسه


با دختر خویش
که
به دلیل گناه پنهان در شکمش
رنگ پریده می نماید
روی به روی می شود
زان پس
از منطقه ی "آنگولم"
فریادهایی بس اندوه بار برمی خیزد
و ازدواج با دختر عمو نیز
به تلخی
به عقب می افتد.
*****************
18
منطقه ی "لورین"
به سوی منطقه ی "وندوم"
راهی باز می گشاید
آن چه که در فراز است
به فرود می افتد
و آن چه که در فرود بوده است
اوج می گیرد
پسر هامون
از سوی شهر روم برگزیده می شود
و دو بزرگمرد
در سراشیب زوال
قرار می گیرند.
*****************
19
روزی
که
از پس روز شکرگزاری می آید
همان روزی است
که
به آن بانوی بزرگ
به نام ملکه
درود فرستاده می شود
محاسبه به تمام درست است
و آن بانو
که تبدیل به غرورمندترین خواهد شد
زمانی
بسیار فروتن بوده است.
*****************
20
جست و جوی
نامه های ناشناسی
که به ملت تعلق دارند
آغاز می شود
و تمامی دوستانی
که
از کارگزاران جمعیت می باشند
به دست جلاد، سپرده می گردند
و آن گاه
آن بزرگمرد
به دست شش نفر کشته می شود
رومی ها
هیچ گاه، هیچ گاه
این چنین
به اشتباه نرفته اند.
*****************
21
شهریار بزرگ
در همان زمانی
که
به مردی بازنده
از هواداران لجوج خود
جواهری را هدیه می کند
به قتل می رسد
پدر
که آرزومند نفوذ پسر خویش است
به نجابت تمام
همان کاری را با او می کند
که
زمانی مغ ها
در پرشیا انجام می دادند.
*****************
22
فرمانروای تمامی جزایر
چون به طلاقی
که
به زودی
کاری ناشایسته شمار می شود
رضایت نمی دهد
مجبور به فرار می شود
و کسی بر جای او می نشیند
که هیچ نشانه ای
از قدرت را
در خود نمی دارد.
*****************
23
بار نخست
به مردم ناسپاس حمله برده می شود
از آن پس
منطقه ی "آنتیب" را تصرف می کنند
اعلام جرم ها
بر دروازه های "موناکو"
به چشم خواهد خورد
به دنبال آن
یک نفر
زمین های ساحلی "فروژوس" را
از آن دیگری
باز می گیرد.
*****************
24
شهزاده ی دستگیر شده
که
در کشور ایتالیا آزاد می شود
از راه دریایی "جنوا"
به بندر "مارسی" می رود
خارجی ها
با کوششی بسیار
به جز یک شلیک تفنگ
و یک بشکه زنبور عسل
تمامی چیزهای دیگر را
به تصرف خویش
در می آورند.
*****************
25
از راه "اب رو"
به سوی منطقه ی "بریزان"
گذرگاهی باز می شود
به دور از حوزه ی "تاگو"
مجمع بزرگی برگزار می شود
از بانویی ارجمند
که در جمع نوازندگان نشسته است
در محلی به نام "پلی گو"
انتقامی سخت
گرفته می شود.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸-۱۱-۱۳۸۹ ۱۱:۳۱ صبح، توسط Arezou-66.)
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۰۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
as@l
مدیر بازنشسته تالار
***
مدیر بازنشسته
ارسال ها:29,179
محل سکونت : تهران غایب
تاريخ ثبت نام: ۱۳ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:171267
اعتبار: 115
نفر دوم برترین ارسال کننده
   
سپاس ها 0
سپاس شده 1035 بار در 1011 ارسال
ارسال: #6
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
29
یک خرس
آن مرد را
که
در غار بزرگ "سن پل" در "دموسول"
پنهان شده است
بیرون کشیده و سبب ساز دستگیری او می شود
اسیر چونان سگی در چنگال مردم "بیگور" گرفتار شده
و تا نزدیکی های منطقه ی "نارب"
نمایش داده می شود
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۱۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
as@l
مدیر بازنشسته تالار
***
مدیر بازنشسته
ارسال ها:29,179
محل سکونت : تهران غایب
تاريخ ثبت نام: ۱۳ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:171267
اعتبار: 115
نفر دوم برترین ارسال کننده
   
سپاس ها 0
سپاس شده 1035 بار در 1011 ارسال
ارسال: #7
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
26
به کین خواهی برادر
جانشین او
آن سرزمین را
در سایه های انتقام تسخیر می کند
اما
نه تنها خود او نیز کشته می شود
بلکه
با قتل او
سدی هم که بر سر راه گناه کار وجود دارد
از میان برداشته می شود
اگرچه
خون او
برای زمانی بس بلند
انگلستان را
با فرانسه
درگیر می کند.

27
آن ها
از شماره ی پنج
و از یک هرکول بزرگ
در اندیشه ی نبردی
برای گشودن در معبد
از راه می رسند
"کلمان"، "ژولیوس" و "اسکان" ها
همگی
به عقب رانده می شوند
شمشیر، کلید و عقاب
هیچ گاه
نفرتی چنین را
احساس نکرده اند.

28
دومین و سومین نفر
پس از
بازگشایی نخستین کلاس موسیقی
از سوی پادشاه تقدیر شده
و به درجه ای والا می رسند
از گزارش ناروای "ونوس"
مقامات فربه و نحیف
و حتی نیمه نزار
کاستی می یابند.

29
یک خرس
آن مرد را
که
در غار بزرگ "سن پل" در "دموسول"
پنهان شده است
بیرون کشیده و سبب ساز دستگیری او می شود
اسیر چونان سگی در چنگال مردم "بیگور" گرفتار شده
و تا نزدیکی های منطقه ی "نارب"
نمایش داده می شود.


30
آن برادرزاده ای
که به تازگی از خونی مقدس
تولد یافته است
با نام خانوادگی خویش
دروازه ها، تاق ها و سقف ها را می سازد
آن ها
برهنه
به بیرون رانده شده
و تا لحظه ی مرگ دنبال می شود
زان پس
رنگ سبز آن ها
به رنگ های سرخ و سیاه
بدل می شود.

31
امپراتور مقدس
به جایگاه ژرمن ها می آید
ایشمالیت ها
پناه گاه کشف شده ای را باز می یابند
حتی نادان ها نیز
"کارمانیا" را طلب خواهند کرد
اجساد تمامی حمایتگران
با خاک یکی می شوند.

32
قدرت امپراتوری
هر سال
از پیش فزون تر می شود
یک مرد
برای فرمان روایی به تمامی مردم
از راه می آید
او
می تواند خودش را
با کشتی هایش سرگرم کند
اما
هم در ازای زندگانی اش
و عمر سرزمینش
کوتاه خواهد بود.

33
حامی بیدادگر
دشنه ای تیز را
در زیر ردای بلند خود
پنهان می کند
دوک با هدف تسخیر "فلورانس"
و تصرف جایگاه دو واژه
فرا خواهد آمد
اما کار او
از سوی جوان ها
و چاپلوسان گزافه گو
کشف می شود.

34
آن مرد فرانسوی
که جایگاه امپراتوری خویش را
در جنگ به دست آورده است
با خیانت شوهر خواهر جوانش
روی به روی می شود
خائن
به اسب تربیت ناشده ای بسته شده
و بدنش به روی زمین کشیده می شود
و از آن پس، برادر آن خائن هم
به مدتی دراز
منفور همگان خواهد بود.

35
نخستین پسر پادشاه
از شور عشقی پر شور
که
به دختر عموی خود دارد
در همه جا
رسوا می شود
مردی ناشناس
که
از "مارن" می آید
زنی را که برای قربانی شدن انتخاب گردیده است
در معبد "دیانا"
آرایش می کند.

36
پس از آن
که
پادشاه سنگین پا
از جنگ سخن می آورد
جزایر متحده
او را کوچک و خوار می شمارند
نیکمرد
چند سالی را به غارتگری و آزاررسانی
خواهد گذرانید
آن گاه
به دلیل حکومت خودسالاری
از ارزش جزیره نیز
کاسته می شود.

37
در نزدیکی "مون بلیان"
گروه بسیاری از مردم
بر ساحل دریاچه ی "لوبرژه"
به هم گرد آمده
به صف آرایی می پردازند
نقشه ای را نیز
شالوده ریزی می کنند
"چامبری" و "سن ژولیان دوموری"
با یک دیگر
نبرد می کنند.

38
از آن جایی
که
تمامی بربرهای "نودین"
وارد پادگان نظامی می شوند
نور عشق
دیگر بیش از آن نمی تواند
از محاصره پاسداری کند
در آن زمانی
که
ترس از سربازن
به ساکنین "گریسون" منتقل می شود
"اورسینی" و "آدریا"
به کشور فرانسه
امنیت می بخشند.

39
نخستین پسر
در زندکی زناشویی
شکست خورده
و فرزندی نیز به بار نمی آورد
پسر کوچک تر نیز
پیش از آن
که
به هیجدهمین سال عمر خویش برسد
از سوی کسانی که از او
بسی فرورتبه تر هستند
نامزد حکومت می شود
دو جزیره
در فتنه و آشوب
غرق می شوند.

40
آن جوان
که
پدرش در حال مرگ از او تمجید می کند
در شهر لندن
تولد یافته است
اما
پس از آن
که
پدرش با زندگی وداع می کند
لندن
با او به ستیز برخاسته
و قدرت را
از او
باز می ستاند.

41
پهنه های "کاشاد"
و "کابلوس"
که
از دره های ژرف
زیاد به دور نیستند
از نوای موسیقی "ویل فرانس"
از آوای عود
و از صدای سنج
و تمامی الات موسیقی
آکنده می شود.

42
شیوه ی انسانی
فرزند انگلیسی
در حکومت مداری
سبب می شود
تا این سرزمین در صلحی وحدت آمیز
پایدار بماند
اما از آن پس
در ان احصار
به صورت نیمه اسیر در می آید
اگرچه
با این همه
آنان به زمانی دراز از صلح
سخن خواهد گفت.

43
از غفلتی ناگهانی
هم زمان های بسیار خوش
و هم سخاوت های بی شمار درباری
بشتاب
نابود می گردد
آن مرد
از سر نادانی
همسر وفادار خویش را
نادرست خوانده
و به سبب عقاید خویش
او را
به مرگ می سپارد.

44
در آن زمان
که
به رغم خواسته های یک ملت
پادشاهی به حکومت
برگزیده می شود
ساکنین "بولوا"
به شهرنشین های "لیگور"، "مامل"، "کوردوبا" و "دالماتیا"
هجوم می برند
پول هایی تازه "خرج می شود"
و ارواحی تازه "به آسمان می روند"
پس آن گاه
از شماره هفت
بر سر پادشاه
سایه ای
آشکار می شود.

45
سایه ای
که
بر بخش "ناوار" فرو افتاده است
درست نمی نماید
و هم آن سایه
به زودی
زندگانی بزرگمردی را
غیر قانونی می سازد
پیمانی مشکوک در "کامباری" بسته می شود
و فرمانروای "اورلئان"
مرزی غیر قانونی
تصاحب می کند.

46
تقدیر
زندگی و مرگ
مردمانی سود جو
فقط به خاطر سکه های طلا
بی ارزش می شود
آن مرد
آن که اخستین برگزیده ی "ساکسونی" نیست
به سبب یک نشانه ی عاشقانه
که نادرست گمراه
آن را به مردمان می نمایاند
از "برونزویک"
اخراج می شود.

47
شورای داوری "بورگوس"
بانوی ارجمند "کارلند" را
به خیانت متهم می سازد
اسقف بزرگ "لیون"
و دزدان "فورماندو"
که به جامه ی زیارت کنندگان در آمده اند
از پای در می آیند.

48
پرچم هایی
از آخرین مرزهای اروپا
و از دورترین بخش های اسپانیا
فرا می آید
موج آشوب و ناآرامی
از نردیکی های پلی
که
بر منطقه ی "لاین" کشیده شده است
می گذرد
اما شمار بسیار آشوبگران
در دست مردان مدافع
نابود می شوند.

49
باغ دنیا
نزدیک به شهر جدید
گسترده شده است
و آن مرد
در راهی کوهستانی
که
به غارها می پیوندند
دیتگیر شده
و وادار می شود
پس از نوشیدن آب مسموم مخلوط با سولفور
به مخزن آب
سقوط کند.

50
در آن هنگام
که
"مااوس"
برآمدن روز را در خاک "لوکزامبورگ"
می بینند
زحل را نیز
همراه با شماره ی سه
در برج دلو
خواهد یافت
زهر آبی گسترده
به سیلابی که در "لورن" جاری می شود
به شهر و شهرک ها و دهات
به کوه ها و دشت ها
خیانت می کند
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۲۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
as@l
مدیر بازنشسته تالار
***
مدیر بازنشسته
ارسال ها:29,179
محل سکونت : تهران غایب
تاريخ ثبت نام: ۱۳ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:171267
اعتبار: 115
نفر دوم برترین ارسال کننده
   
سپاس ها 0
سپاس شده 1035 بار در 1011 ارسال
ارسال: #8
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
51
برای دیدار افقی نوین
مردمانی چند گرد هم می آیند
و شهریاران و شهر زادگان نیز
از تماشاگران خواهند بود
به ناگاه
دیوارها و ستون ها
فرو می ریزند
اما نه تنها شهریار
بل، سی تن از حاضران نیز
به شگفتی
از چنگال مرگ
نجات می یابند.
[/font]
52
بر جای مردی بزرگ
که
به مرگ محکوم خواهد شد
دوست او برنشسته است
و خود او
آن محکوم
بیرون از زندان است
به مدت شش ماه
امید تروژان
از نوزادی که مرده به دنیا آمده است
پذیرایی می کند
در آن هنگام
که
خورشید در خانه ی دلو است
سطح تمامی رودخانه ها
از یخ پوشیده می شود.
53
اسقف پر آوازه ی فرانسوی
که ذهن پادشاه را
نسبت به یکی از اشراف زادگان
مشکوک کرده است
به هنگام شب
از کشور خود گریخته
از سرزمین بریتانیا
به سرزمین بیزانس
از آن پس
به قبرس و تونس رفته
و همچنان
کشف ناشده برجای می ماند.
[font=tahoma]54
به هنگام دومین خروسخوان
در طلوع سپیده
مردم "تونس"
مردم "فز" و "پوگی"
و عرب ها
به سال هزار و ششصد و هفت دینی
فرمان روای مراکش را
به اسارت می گیرند.
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۲۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
as@l
مدیر بازنشسته تالار
***
مدیر بازنشسته
ارسال ها:29,179
محل سکونت : تهران غایب
تاريخ ثبت نام: ۱۳ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:171267
اعتبار: 115
نفر دوم برترین ارسال کننده
   
سپاس ها 0
سپاس شده 1035 بار در 1011 ارسال
ارسال: #9
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
دوره ی بعدی:
1
تاق کمانی خزانه
و آن تاقه ای که بر روی گنج نهاده شده است
در دام فریب کاری
آشیل می افتد
چهار دیواری
به سازنده ی آن
شناسانیده می شود
از کنش های درباری
سرانجام
اختراع شناخته می شود
و مردمان
جسدی را که آویزان شده است
به چشم خواهند دید.
[/font]
2
ناحیه ی آرنو
که جنگ آن را فتح کرده است
دیگر
هیچ مقاومتی را از خود
نشان نمی دهد
سربازان
به هنگام شب
به ناگاه
حیرت زده خواهند شد
سیاه و سپید
رنگ نیلی را در ژرفایی پنهانی پنهان می کنند
در سایه های واهی
دست ها
خائنان را
در حالی سخنرانی
خواهند دید.
3
باشندگان "بارسلونا" و "سیلینونس"
و مردم "مارسلین"
پس از
پیروزی دریایی فرانسه
در جامه ی دزدان طلا
در می آیند
سندان
در داخل گوی جای می گیرد
و ساکنان "پتولون"
تنها
از حیله گری، ترفندبازی و فریبکاری
جانب داری می کنند.
4
دوک بزرگ "لانگرس"
همچنان که
مردم "اوتون"، "لیون" و "جنوا" همراهی اش می کنند
در منطقه ی "دوال"
محاصره می شود
ساکنین "اوکسبورگ"
در رویای گذر از بلندای کوه ها
به مخالفت با مردم "آنکونا"
به باشندگان خاک "پیراندولا"
متحد می شوند.

[font=tahoma]
5
قطراتی چند
از شرابی که روی میز است
به دور ریخته می شود
سومین نفر
هرگز
آن چه را که ادعای آنست
به دست نخواهد آورد
مردی
که
دوبار در برابر شخصیت سیاه "پارما"
سقوط کرده است
آن چه را که به آن ایمان دارد
در موزه ی "پروس"
در شهر "پیزا"
به واقعیت در می آورد
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۳۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
as@l
مدیر بازنشسته تالار
***
مدیر بازنشسته
ارسال ها:29,179
محل سکونت : تهران غایب
تاريخ ثبت نام: ۱۳ شهريور ۱۳۸۹
عضو شماره:171267
اعتبار: 115
نفر دوم برترین ارسال کننده
   
سپاس ها 0
سپاس شده 1035 بار در 1011 ارسال
ارسال: #10
RE: معنی کامل اشعار نوستراداموس
6
شهر "ناپل"
شهر "پالرمو" و تمامی منطقه ی "سیسیلیا"
به دست وحشی ها
ویران خواهد شد
در جزایر "کورسیکا" و "سالرنو"
و جزایر "ساردینیا"
گرسنگی و بیماری و جنگ
فراگیر خواهد شد
و سرانجام
قدرت اهریمن
بر تمامی این نقاط
چیره می شود.
[/font]
7
بر فراز مبارزه ای
که
بین اسبان سبک پا در گرفته می شود
گفته خواهد شد
هلال ماه بزرگ
نابود شده است
شباهنگام
در مناطق کوهستانی
کشتارهایی می شود
و زان پس
آب های خلیج تا ژرفاهای خویش
از خون سرخ می شود.
8
شهر فلورانس
به نزدیکی شهر روم
پرواز می کند
در بخش "فی یسول"
ستیزی در خواهد گرفت
و خونی فرو ریخته می شود
سپس
بلند جاه ترین مرد آن منطقه
با دست
به اسارت گرفته می شود
نه نیایشگاه و نه جنسیت
برای هیچ یک
هیچ بخششی نیست.
9
نایب السلطنه
در غیبت ارباب بزرگ
می کوشد
تا از بانو
عشق را گدایی کند
قولی نابجا داده می شود
و عشق سوزان
شاه زاده ای والا قدر
به پایانی ناخوش
دچار می آید.
[font=tahoma]10
شهر "مان"
به همت شاه زاده ای گرامی
که ارجمند و شجاع است
و فرماندهی لشگر را
نیز دارد
فتح می شود
آن ها
برای گذر از "بارلون" و "جبل الطارق"
و غارت جزیره
در کنار "بریتون" ها
هم در زمین
و هم دریا
محاصره می شوند
۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۰۲:۳۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ۞ تاپیک شعرها و جملات عاشقانه و زیباوسخنهای جالب ۞ NINJA_KNIGHT 3,294 115,015 ۱۹-۱۲-۱۳۹۲ ۱۱:۴۵ صبح
آخرین ارسال: tanaz
  این شعر از کیه ..بقیه اش چیه؟ nasrinit 345 16,354 ۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۲:۱۰ صبح
آخرین ارسال: امشاسپند
  تنهایی من... eli joon 79 7,452 ۱۸-۱۰-۱۳۹۲ ۰۹:۰۷ عصر
آخرین ارسال: یلداخسرونژاد
Photo مجموعه اشعار منتخب و زيبا از شاعران admin 1,171 55,651 ۲۵-۶-۱۳۹۲ ۰۸:۴۷ صبح
آخرین ارسال: haleki
  اشعار مريم حيدر زاده aryana.majid 51 3,342 ۲۱-۶-۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ عصر
آخرین ارسال: atishparehhhh1996

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
به ایران فروم امتیاز دهید

به اين صفحه امتياز دهيد

با تشکر از حمايت شما