http://www.ads.iran-forum.ir/banner/img/sarzaminblog.gif

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي
نویسنده پیام
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2492 بار در 1135 ارسال
ارسال: #1
زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي
بیوگرافی و زندگینامه

با فرا رسیدن 29 بهمن، سی و یک سال از اعدام خسرو گلسرخی گذشت. در روز 29 بهمن 1352 دو انسان شوریده و میهن دوست به جرم اقدام علیه امنیت کشور اعدام شدند تا صدای اعتراض رو به رشد مردم ایران در نطفه خفه گردد و "جزیره ثبات" امپریالیسم در خاورمیانه دستخوش "ناامنی و بی ثباتی" نگردد.


غافل از آنکه نه تنها توده های مردم در مسیر مبارزات آزادیخواهانه خود از اعدام این دو انقلابی پر شور مرعوب نگشتند که از جسد آنان نیز "پرچم و سرود" ساختند و راه آنان را در مبارزه با استبداد ادامه دادند.

گلسرخی و دانشیان که پیشتر در بیدادگاه نظامی به محاکمه کشیده شده بودند صلاحیت دادگاه را نپذیرفتند و حاضر نگشتند به دفاع فردی از خود بپردازند. گلسرخی در این بیدادگاه که دور تا دور آن سربازان مسلح احاطه کرده بودند در سخنان خود از جمله چنین گفت:

"من در دادگاهی که نه قانونی بودن و نه صلاحيت آنرا قبول دارم از خود دفاع نميکنم . بعنوان يک مارکسيست خطابم با خلق و تاريخ است. هر چه شما بر من بيشتر بتازید من بيشتر بر خود می بالم چرا که هرچه از شما دورتر باشم به مردم نزديکترم و هرچه کينه شما به من و عقايدم شديدتر باشد لطف و حمايت توده از من قوی تر است . حتی اگر مرا به گور بسپاريد – که خواهيد سپرد – مردم از جسدم پرچم و سرود ميسازند."

خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان ستاره بودند و به خیل ستارگانی پیوستند که دست خونریز استبداد آنان را از آسمان خلقهای میهنمان ربود.


شعر از خسرو گلسرخی و به یاد او بخوانیم:

تا آفتابي ديگر (از خسرو گلسرخی )

رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه هاي ديگري در آسمان كهنه خواهم كاشت
نورهاي تازه اي در چشم هاي مات خواهم ريخت
لحظه ها را در دو دستم جاي خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم كرد خواب ها را در حقيقت روح خواهم داد
دیده ها را از پس ظلمت به سوي ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم كاشت
گوش ها را باز خواهم كرد آفتاب ديگري در آسمان لحظه خواهم كاشت
لحظه ها را در دو دستم جاي خواهم داد
سوي خورشيدي دگر پرواز خواهم كرد

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
زندگینامه عراقى
معرفی شاعران بزرگ
زندگینامه رودکى
زندگینامه شيخ محمود شبسترى
زندگینامه صائب‌ تبريزى
زندگینامه منوچهرى
زندگینامه خواجوى کرمانى
زندگینامه اَوْحَدى
زندگینامه امیر خسرو دهلوى
زندگینامه خاقانى
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۱۳-۲-۱۳۸۸ ۱۱:۲۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2492 بار در 1135 ارسال
ارسال: #2
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي
مزار خسرو گلسرخی
[تصویر:  Golesorkhi.jpg]
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۱-۵-۱۳۸۸ ۰۱:۳۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #3
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

تا آفتابی دیگر


رهروان خسته را احساس خواهم داد
 ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
 نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
 لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم کرد
خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم کاشت
گوش ها را باز خواهم کرد
آفتاب دیگری در آسمان لحظه خواهم کاشت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سوی خورشیدی دگر پرواز خواهم کرد

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۱۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #4
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

صبح


دگر صبح است و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است
دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است
دگر صبح است
دگر از سوز و سرمای شب تاریک ، تن هامان نمی لرزد
دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان ما در شب ها نمی ترسد
 دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است
دگر صبح است
 کنون شب زنده داران صبح گردیده
نخوابید ، جنگ در پیش است
 کنون ای رهروان حق ، شب تاریک معدوم است
سفیدی حکم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محکوم است
 کنون باید که برخیزیم و خون دشمنان تا پای جان ریزیم
دگر وقت قیام است و قیامی بر علیه دشمنان است
 سزای حق کشان در چوبه ی دار است
و ما باید که برخیزیم
دگر صبح است
چنان کاوه درفش کاویانی را به روی دوش اندازیم
جهان ظلم را از ریشه سوزانده ، جهان دیگری سازیم
دگر صبح است
دگر صبح است و مردم را کنون برخاستن شاید
نهال دشمنان را تیغ ها باید
که از بن بشکند ، نابودشان سازد
اگر گرگی نظر دارد که میشی را بیازارد
قوی چوپان بباید نیش او ببندد
اگر غفلت کند او خود گنه کار است
دگر صبح است
دگر هر شخص بیکاری در این دنیای ما خوار است
و این افسردگی ، ناراحتی ، عار است
دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را
بسوزانیم دشمن را
که شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان
و یا همراه بادی او شود دور از زمین ها
دگر صبح است
دگر روز تبه کاران به مثل نیمه شب تار است

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۱۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۱:۳۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #5
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

مرد خاکی


 مردی درون میکده آمد
گفت : کشمکش پنجاه و پنج
از پشت پیشخوان
مردی به قامت یک خرس
دستی به زیر برد
تق
چوب پنبه را کشید
و بی خیال گفت : مزه ... ؟
مرد گفت : خاک
دستی به ته کفش خویش زد
الکل درون کبودی لیوان ، ترانه خواند
وقتی شمایل بطری
از سوزش عجیب نگهداری
و بوی تند رها شد
آن مرد بی قرار
دست خاکی خود در دهان گذاشت
ناگاه از تعجب این کار
سی و هشت چشم نیمه خمار بسته
باز شد
و شگفتی و تحسین خویش را
مثل ستون خط و خالی سیگار
در چین چهره ی آن مرد گرم
خالی کرد
ناگاه
مردی صدای بمش را
بر گوش پیشخوان آویخت
میهمان من ، بفرمایید
چند لحظه سکوت ، بعد
صدای پر هیبت مردی دگر
فضای دود کافه را شکافت
من شرط را باختم به رفیقم
میهمان من ، بفرمایید
حساب شد
 در اوج اضطراب میکده
آن مرد خاکی ساکت
پولی مچاله شده
بر چشم پیشخوان گذاشت
و در دو لنگه ی در ، ناپدید شد

  

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۱۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #6
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي


خواب یلدا


شب که می اید و می کوبد پشت را
به خودم می گویم
من همین فردا
کاری خواهم کرد
کاری کارستان
و به انبار کتان فقر کبریتی خواهم زد
تا همه نارفیقان من و تو بگویند
فلانی سایه ش سنگینه
پولش از پارو بالا میره
و در آن لحظه من مرد پیروزی خواهم بود
و همه مردم ،‌ با فدکاری یک بو تیمار
 کار و نان خود را در دریا می رزیند
تا که جشن شفق سرخ گستاخ مرا
باز لال خون صادقشان
بر فراز شهر آذین بندند
و به دور نامم مشعل ها بفروزند
و بگویند
خسرو از خود ماست
پیروزی او دربست بهروزی ماست
و در این هنگام است
و در این هنگام است
که به مادر خنواهم گفت
غیر از آن یخچال و مبل و ماشین
چه نشستی دل غافل ، مادر
خوشبختی ، خوشحالی این است
 که من و تو
 میان قلب پر مهر مردم باشیم
 و به دنیا نوری دیگر بخشیم
شب که می اید و می کوبد
پشت در را
 به خودم می گویم
 من همین فردا
 به شب سنگین و مزمن
 که به روی پلک همسفرم خوابیده ست
 از پشت خنجر خواهم زد
 و درون زخمش
 صدها بمب خواهم ریخت
 تا اگر خواست بیازارد پلک او را
 منفجر گردد ، نابود شود
من همین فردا
 به رفیقانم که همه از عریانی می گریند
 خواهم گفت
گریه کار ابر است
 من وتو با انگشتی چون شمشیر
 من و تو با حرفی چون باروت
به عریانی پایان بخشیم
و بگوییم به دنیا ، به فریاد بلند
عاقبت دیدید ما ما صاحب خورشید شدیم
و در این هنگام است
و در این هنگام است
که همان بوسه ی تو خواهم بود
کز سر مهر به خورشید دهی
و منم شاد از این پیروزی
به حمیده روسری خواهم داد
تا که از باد جدایی نهراسد
و نگوید هوای سردی است
حیف شد مویم کوتاه کردم
شب که می اید و می کوبد پشت در را
به خودم می گویم
اگر از خواب شب یلدا ما برخیزیم
اگر از خواب بلند یلدا ، برخیزیم
ما همین فردا
کاری خواهیم کرد
کاری کارستان
 
  

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۱۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۱:۳۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #7
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

زخم سیاه


 که ایستاده به درگاه ... ؟
 آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار
 بر گونه های تو ایا شیارها
 زخم سیاه زمستان است ... ؟
در ریزش مداوم این برف
 هرگز ندیدمت
زخم سیاه گونه ی تو
از چیست ؟
 آن شال سبز را ز شانه خود بردار
در چشم من
 همیشه زمستان است

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۱۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #8
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

ای پریشانی


 مردی که آمد از فلق سرخ
 در این دم آرام خواب رفته
 پریشان شد
 ویران
 و باد پرکند
 بوی تنش را
 میان خزر
ای سبز گونه ردای شمالی ام
جنگل
اینک کدام باد
 بوی تنش را
 می آرد از میانه ی انبوه گیسوان پریشانت
 که شهر به گونه ی ما
 در خون سرخ نشسته است .... ؟
آه ای دو چشم فروزان
در رود مهربان کلامت
جاری ست هزاران هزار پرنده
 بی تو کبوتریم بی پر پرواز

  

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۲۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۲:۰۳ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
mitra-soleimani
کاربر 8 ستاره
*
ارسال ها:4,032
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۱۰ تير ۱۳۸۸
عضو شماره:2007
اعتبار: 50
   
سپاس ها 0
سپاس شده 19 بار در 16 ارسال
ارسال: #9
RE: زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

ودرادامه میتونید فیلم دفاعیات خسرو گلسرخی رو از لینک زیر دانلود کنید:

فیلم دفاعیات

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم

۲۳-۱۲-۱۳۸۸ ۱۲:۰۹ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
Hese_nab

*
ارسال ها:1
محل سکونت : hichland آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳۱ خرداد ۱۳۸۹
عضو شماره:122306
اعتبار: 0
   
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #10
RE:زندگینامه شاعران ایرانی - خسرو گلسرخي

گل سرخی رو دوست دارم

اما کاش قدرش رو می دونستند...

تالار گفتگوی ایرانیان

http://www.iran-forum.ir

۳۱-۳-۱۳۸۹ ۰۲:۵۷ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اسم دلم akbar66 43 1,056 ۲۷-۸-۱۳۹۲ ۰۳:۰۱ عصر
آخرین ارسال: haleki
  زندگی نامه فریدون مشیری siminam 0 683 ۲۵-۵-۱۳۹۱ ۰۲:۰۰ صبح
آخرین ارسال: siminam
  ندگینامه سعدی siminam 0 768 ۲۵-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۵۴ صبح
آخرین ارسال: siminam
Star زندگینامه عراقى aisa.kermani 1 1,241 ۱۵-۱-۱۳۹۱ ۰۳:۳۹ صبح
آخرین ارسال: asadi550
  معرفی شاعران بزرگ حمیده** 0 1,265 ۲۷-۶-۱۳۹۰ ۰۲:۱۹ عصر
آخرین ارسال: حمیده**

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
به ایران فروم امتیاز دهید

به اين صفحه امتياز دهيد

با تشکر از حمايت شما