درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۳-۸-۱۳۹۷, ۱۱:۰۲ صبح



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
چیستی و چرایی انتظار
نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #1
چیستی و چرایی انتظار

چیستی و چرایی انتظار - بخش اول/
حکمت و چرایی غیبتخبرگزاری
فارس: وجود مبارک ولیّ عصر (عج) در چشم دنیاطلبان که سر از عالم طبیعت
بیرون نمی‌کنند و از پس ابر تعلقات دنیوی او را به نظاره می‌نشینند،غائب
است؛ اما آنان که بر غبار هواهای نفسانی پا نهاده و به آسمان معنا سر
کشیده‌اند،هر لحظه در حضور آن وجود شریف‌اند.












اشاره


بی‌تردید جهان هستی در انتظار سبزترین فصل خود است تا بشریتِ مانده در
انتظار، در آخرالزمانِ زندگی، نیکوترین فرجام را برای زمینیان، همراه با
عطر دل‌انگیز بهشت تجربه نماید.بلندای این اندیشه آن‌سان سر بر آسمان
می‌ساید که سایه بر سر هر آیین و مکتبی انداخته، همگان را از خنکای خود
بهره‌مند کرده است.در میان مکاتب و مذاهب، این تنها فرهنگ پویا و سترگ تشیع
است که عالی‌ترین و کامل‌ترین تصویر را از آن ارائه نموده، جزئیات ‌آن
انقلاب‌گر بزرگ و انتظار راستین را ارائه داده است؛ تصویری که خود به
تنهایی فرهنگی است که هر فرد به فراخور ظریفیت علم و شناخت خود از آن بهره
می‌برد.


مطلق یا نسبی بودن غیبت ولی عصر (عج)


نام مقدس ولیّ عصر (عج) هماره با مفاهیمی چون غیبت و انتظار ملازم است.
هرگاه از این مفاهیم مطالب صحیح برداشت شود، منشأ پویایی و حرکت جامعه
اسلامی می‌گردد وگرنه به توقف، جمود ﴿و حتی در برخی اندیشه‌ها﴾ تعطیلی
دستورهای اکید قرآن و عترت می‌انجامد. همین امر موجب می‌شود تا آنان که در
طریق وصول به معرفت حیاتبخش امام عصر (عج) عزمی راسخ و همتی بلند دارند، با
گسترش افق اندیشه به فهمی دقیق‌تر از مفاهیم ارزنده‌ای چون انتظار دست
یابند و آن‌گاه نه تنها خویشتن؛ بلکه جامعه را نیز به جادة صلاح و فلاح که
مشارالیه سرانگشت مبارک امام هدایت (عج) است، رهنمون گردند.


<غیبت> نیز از جمله مفاهیمی است که با ادراک صحیح آن می‌توان
اندیشه انتظار را بارور ساخت و زیر سایه چنین باوری به حیات معقول
رسید.غیبت دو قسم است؛ مطلق و نسبی، غیبت مطلق آن است که در همه مقاطع
وجودی و برای همگان پوشیده است؛ همچون ذات اقدس خداوندی که معرفت کنه ذاتش
مقدور هیچ کس نیست و نسبت به همگان غیب است.


غیب نسبی، آن است که در برخی مقاطع وجودی یا برای بعضی غیب است؛ همچون
قیامت و فرشتگان که برای بسیاری غیب هستند؛ اما عده‌ای از انسان‌های پاک
قیامت را در دنیا شهود می‌کنند و برخی اولیای الهی با تمثّل فرشتگان رو به
رو می‌شوند: )فَتَمَثّلَ لَها بَشَرًا سَوِیّا(. اخبار گذشتگان نیز نسبت به
انسان‌های امروز از مصادیق غیب است: )ذلِکَ مِنْ أنْباءِ الْغَیْبِ
نُوحیهِ إِلَیْکَ(.


براین اساس، وصف شیء به غائب، وصف به حال متعلق موصوف است؛ یعنی به
اعتبار نسبت آن شیء با غیر خودش به غائب وصف می‌شود وگرنه هر شیئی برای
خویش حاضر و مشهود است و هرگز چیزی در گستره هستی‌اش، از خویش غائب نخواهد
بود؛ آنچه می‌تواند حقیقت این مشهود همگانی و علم عمومی را روشن نماید،
آیات متعدد قرآن حکیم است که هر موجودی را مُسبّح، حامد، خاضع، منقاد و
ساجد نسبت به خداوند سبحان می‌داند؛ زیرا همه این اوصاف در پرتو معرفت حاصل
می‌شود. دلیلی بر حمل آیات اشاره شده بر مجاز نیست.با این بیان روشن
می‌شود که اتصاف وجود مبارک امام عصر (عج) به وصف غائب، به لحاظ محرومیت
جامعه از ادراک وجود مبارک اوست؛ پس باید گفت مردم از محضر ایشان غائب‌اند،
نه آن حضرت؛ زیرا آن حضرت ولیّ حق و شاهد بر خلق است و هرگز از خود و غیر
خود غائب نبوده و نیست.


حکمت و چرایی غیبت


حکومت صالحان بر زمین، وعده تخلف‌ناپذیر الهی است: )وَعَدَ اللّهُ
الّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنّهُمْ
فِی اْلأرْضِ( و وجود مبارک حضرت ولیّ عصر (عج) هنگام تولد با قرائت آیه
)وَ نُریدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأرْضِ وَ
نَجْعَلَهُمْ أئِمّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ( بر تحقق این وعده الهی
تأکید ورزیدند؛ اما تحقق چنین وعده مبارکی شروطی دارد که بی‌تحقق آن‌ها،
ظهور دشوار بلکه ناشدنی خواهد بود.


آری، خدای قادر متعالی با امر تکوینی «کن» آنچه را اراده سازد، محقق
می‌گرداند: )إِنّما أمْرُهُ إِذا أرادَ شَیْئًا أنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ
فَیَکُونُ( و فیاضیّت او در گرو هیچ شرطی نیست، به گونه‌ای که می‌تواند
تمام فیوضات خویش را یکباره نازل سازد و هر زمان اراده کند، حکومت صالحان
را ایجاد فرماید؛ اما نقص وجودی موجودات مستفیض، سبب ناتوانی آنان در جذب
دفعی فیض حق سبحانه می‌شود؛ غرض آنکه محدودیت از ناحیه قابل است نه فاعل.


در باور راسخ امامیه شکی نیست که این وعدة الهی به دست آخرین ذخیرة
خداوند و پس از غیبتی طولانی جامة تحقق خواهد پوشید و غیبت، خود از شرایط
تحقق این وعده تخلف ناپذیر است و بنابر همین باور، حکمتی والا و تدبیری
حکیمانه برای غیبت است که همانا زمینه‌سازی ظهور حکومت صالحان بر زمین
می‌باشد.بحث و بررسی در حوزة حکمت‌های نهفته در مسئله غیبت پسندیده است،
ولی نباید رهزن مقصود نهایی گردد؛ زیرا هدف از گفت‌وگو درباره غیبت امام
عصر (عج) اولاً و بالذات، کشف چرایی غیبت آن وجود مبارک نیست؛ بلکه آن است
که مؤمن منتظر، وظیفه خویش را در زمان این غیبت حکیمانه باز شناسد و آن‌گاه
دریابد که آیا به وظیفه خویش عمل می‌کند یا نه.


اسرار غیبت


1. ترس از قتل


بر پایه برخی روایات، خوف از کشته شدن، از اسباب غیبت وجود مبارک ولیّ
عصر (عج) است، چنان‌که امام صادق(ع) فرمود: قال رسول‌الله(ص): <لابدّ
للغلام من غیبة. فقیل له: ولم یا رسول‌الله؟ قال: یَخاف القتل>.ترس یاد
شده، هرگز خوف مذموم نیست که از ضعف نفس بر می‌خیزد؛ بلکه هراسی عقلی است
که امری بس پسندیده و در برخی موارد لازم و ضروری است.


بدین ترتیب مراد آن حضرت از ترس در این‌گونه روایات، ترس عاقلانه است که
عین شجاعت است، نه ترس برخاسته از ضعف نفس؛ پس باید گفت که حضرت ولیّ عصر
(عج) از آن ترسان‌اند که با ظاهر شدن در میان مردم، پیش از آنکه موعد الهی
آن فرا رسد، حضرتش را به قتل رسانند و بدین‌سان با شهادت آخرین ذخیره الهی،
دین حقیقی و غیر محرّف خدا رخت بربندد و واسطة فیض میان خالق و مخلوق قطع
شود و امدادهای الهی به شایستگانش نرسد و وعده حاکمیت صالحان محقق نشود
و... .


این ترس نه از سر ضعف نفس بلکه عین تدبیر و نهایت شجاعت است و عمل به آن
واجب؛ به ویژه آن ذات مبارک، آخرین ذخیرة الهی است و همین سبب امتیاز ایشان
از دیگر معصومان: می‌باشد؛ زیرا سایر ائمه: چون شهید می‌شدند، حجّت و
معصوم دیگری در زمین قیام می‌کرد؛ اما وجود مقدس امام عصر (عج) آخرین حجّت و
امام معصوم الهی است.


2. رهایی از بیعت طاغوت‌ها


اسحاق‌بن یعقوب در نامه‌اش که به دست دومین نائب خاص حضرت ولی عصر (عج)
محمدبن عثمان عمری به آن حضرت رساند، در ضمن سؤالات خویش، از حکمت غیبت
پرسید و آن حضرت پاسخ فرمود: اما در خصوص علت غیبت، پس بدان که خدای سبحان
می‌فرماید: ای مؤمنان! از اموری نپرسید که چون هویدا گردند، اندوهگین
می‌شوید. همه پدرانم ناگزیر از بیعت طاغوت زمانشان بودند؛ اما من در حالی
ظهور خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی را بر گردن ندارم؛ «و اما علة ما وقع من
الغیبة؛ فإن‌الله﴿عزّوجلّ﴾ یقول: )یا أیّهَا الّذینَ آمَنُوا لا
تَسْئَلُوا عَنْ أشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ( إنه لم یکن أحدٌ
من آبائی: إلاّ وقد اوقعت فی عُنقه بیعة لطاغیة زمانه و إنّی أخرج‌ حین
أخرج ولابیعة لأحد من الطواغیت فی عنقی>.


این روایت افزون بر آنکه بیان یکی از اسرار غیبت آن وجود مبارک است، نشان
می‌دهد که حضرتش در زمان ظهور، تمام طاغوت‌های عصرش را به اسلام ناب فرا
می‌خواند و اگر استنکار یا استکبار ورزند، با آنان مبارزه می‌کند و بر سر
احکام الهی با کسی مداهنه، مواهنه و سازش روا نمی‌دارد و این رهایی، خود از
برکات غیبت آن حضرت است وگرنه هیچ امام معصومی از بیعت با خلفای ستم اموی،
مروانی و عباسی خشنود نبوده است.


3. افاضه تدریجی


بی‌شک، امام معصوم(ع) واسطه فیض خدا بر خلق و حضور مشهودانة ایشان خود
فیضی مضاعف است؛ اما این فیض‌رسانی با شرایط و مقدمات خاصی ملازم است که
بدون آن‌ها، موجود مستفیض یا از فیض محروم می‌شود یا از آن بهرة تامّی
نمی‌برد.بر این اساس، سخن از برخورداری از فیض حکومت صالحان، اگرچه از سوی
مبدأ فیاض بی‌گذراندن مقدمات مانع ندارد، قابل‌ها فاقد استعداد لازم برای
دریافت جمعی فیض و تابع شرایط، مقدمات و زمینه‌های لازم‌اند؛ به گونه‌ای که
تا آن شرایط و مقدمات در بستر زمان فراهم نیایند، نمی‌توانند به این فیض
الهی برسند و از شرایط اساسی استقرار حکومت صالحان، پرورش انسان‌های صالح و
ایجاد آمادگی در مردم برای پذیرش حکومت عادلانه جهانی است که غیبت امام
معصوم عصر (عج) برای تحقق این شرایط است.


سر نهانی غیبت


بر پایه برخی روایاتِ معصومان:، غیبت، علل و اسرار دیگری نیز دارد که پس
از ظهور آن وجود مبارک آشکار می‌گردد. امام صادق(ع)در پاسخ کسی که از راز
غیبت سؤال کرد، فرمود:<مصلحتی هست که مجاز به گفتنش نیستیم>؛ سپس در
پی اصرار پرسشگر فرمود:<همان حکمتی که در غیبت حجج الهی در زمان‌های
گذشته بود، در غیبت آن جناب نیز هست و این راز سر به مُهر قبل از ظهورش کشف
نخواهد شد، چنان‌که راز شکستن کشتی، کشتن جوان و تعمیر دیوار به دست
خضر(ع) قبل از جدایی برای موسی(ع) روشن نگردید>.


این غیبت، امری از امور الهی، سری از اسرار و غیبی از غیوب اوست. وقتی
می‌دانیم خدای سبحان حکیم است، تصدیق خواهیم کرد که افعال او همه حکیمانه
است؛ هرچند که رازش بر ما پوشیده باشد: وجه الحکمة فی غیبته وجه الحکمة فی
غیبات من تقدّمه من حجج الله تعالی ذکروه. إنّ وجه الحکمة فی ذلک لاینکشف
إلاّ بعد ظهوره، کما لاینکشف وجه الحکمة لما أتاه الخضر(ع) من خرق السفینة و
قتل الغلام و إقامة الجدار لموسی(ع) إلاّ وقت افتراقهما. یا ابن الفضل!
إنّ هذا الأمر، أمرٌ من أمرالله تعالی و سرّ من سرّ الله و غیب من غیب الله
و متی علمنا إنّه (عزّوجلّ) حکیم صدقنا بأنّ أفعاله کلّها حکمة و إن کان
وجهها غیر منکشف لنا.


چگونگی بهره بردن از امام زمان در عصر غیبت


برخی چنین می‌اندیشند که چون امام چراغ هدایت است، برخورداری از نور
وجودش در گرو دسترسی به اوست و از سوی دیگر، مراجعه به امام برای پاسخ به
مسائل شرعی و مشکلات علمی و اجرای حدود و قوانین که ثمرة وجود مبارک حضرت
است در عصر غیبت میسور نیست؛ زیرا غیبت مانع افاضه آن مشعل هدایت و استفاضه
مؤمنان می‌گردد. حال که چنین است، چرا امام(ع) باید در غیبت به سر بردند و
مؤمنان از فیض وجود مبارکشان بی‌بهره بمانند؟


آنچه در چنین اندیشه‌ای از فوائد وجود امام و مشروط به حضور ایشان بیان
گردیده است، تنها بخش کوچکی از آثار وجود آن حضرت است؛ زیرا تأثیر امام
معصوم(ع) در نظام آفرینش، والاتر از آن است که به امور خاص و به حضور
مشهودانه محصور مشروط شود.هرچند در برخی روایات، امام معصوم(ع) به چراغ
هدایت تشبیه گردیده‌اند، این تعبیری متوسط دربارة یک جنبه از منافع آن وجود
مبارک است.


همان‌طور که برخی روایات با تعبیری کامل‌تر و رساتر، امام (ع) را به
آفتابی عالم‌تاب تشبیه کرده‌اند که به جهان روشنایی می‌بخشد؛ عن جابر
الأنصاری إنّه سأل النبی(ص): یا رسول الله! فهل یقع لشیعته الانتفاع به فی
غیبته؟ فقال(ص): أی والذی بعثنی بالنبوة إنّهم یستضیئون بنوره و ینتفعون
بولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و إن تجلّلها سحاب. در این روایت
طبق بیان رسول اکرم(ص)، وجود امام(ع) به خورشید و غیبت آن حضرت ـ مهدی
موجود موعود (عج) ـ به وقوع شمس در پس ابر تشبیه شده است و چگونگی انتفاع
مردم از آن حضرت، همچون بهره‌مندی آنان از آفتاب پنهان است:


1. چونان که خورشید در منظومه شمسی، محور حرکت کرات و سیارات است، وجود
مبارک حجت خدا(ع) محور نظام هستی است؛ ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق
الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسماء.


«مفتقر» در خمِ چوگان تو گویی، گوئیست!

چرخ با آن عظمت نیز به جز گوی تو نیست


2. بهره‌مندی موجودات منظومه شمسی از خورشید به تابش مستقیم آن منحصر
نیست تا پوشیده شدنش به ابر، مانع انتفاع کلّی از آن باشد؛ بلکه نیروی
جاذبه که مایة ثبات و بقای نظام کیهانی است، وزش باد، ریزش باران، رویش
گیاهان و... همه از برکات وجود خورشید و اشراق اوست؛ همچنین برکات وجود
امام عصر (عج) بسیار فراتر از آن است که غیبت ظاهری آن انسان کامل، موجودات
را از فیض او بی‌بهره سازد. قوام آسمان و زمین، تدبیر امور عالم، رزق دادن
به روزی خورندگان، هدایت یافتن مستعدان و ... همه گوشه‌ای از فیوضات وجود
مبارک آن حضرت است که پرده غیبت مانع افاضه آن‌ها نیست.


3. هنگامی که ابر چونان پرده‌ای میان دیدگان و قرص خورشید حائل می‌شود،
خورشید را پنهان نمی‌سازد؛ بلکه بیننده را می‌پوشاند و او را از دریافت نور
و مشاهدة اشراق خورشید محروم می‌سازد؛ زیرا هم خورشید بزرگ‌تر از آن است
که به ابر پوشیده شود و هم منافعش بیش از آن است که با ندیدنش قطع
گردد.وجود مبارک انسان کامل نیز که مایة استمرار حیات عالم و آدم است، بسی
بزرگ‌تر از آن است که چیزی او را از افاضه، محجوب دارد و رابطة میان وی و
عالم هستی را متزلزل سازد. چگونه موجودی که خلیفه خداست و عنان نظام هستی
را به اذن خداوند در کف دارد و از نهان و آشکار آن با خبر است، دچار غیبت
می‌شود؟

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد


4. ابر دیدگانی را که از زمین به خورشید می‌نگرند محجوب می‌سازد، نه
چشم‌هایی را که از فراز ابرها نظاره‌گر اویند. وجود مبارک ولیّ عصر (عج)
نیز در چشم دنیاطلبان که سر از عالم طبیعت بیرون نمی‌کنند و از پس ابر
تعلقات دنیوی او را به نظاره می‌نشینند، غائب است؛ اما آنان که بر سر
شهوت‌ها و غبار هواهای نفسانی پا نهاده و به آسمان معنا سر کشیده‌اند، هر
لحظه در حضور آن وجود شریف‌اند.

تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون

کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد؟


5. نورافشانی و افاضه خورشید قطع ناشدنی است و مرز و تبعیضی ندارد و هر
قابلی به قدر استعداد و پیوندش با خورشید از فیض او بهره‌مند می‌شود. حال،
موجودی که تمام موانع را بر می‌دارد و خویش را بلاواسطه به اشراق شمس عرضه
می‌کند، بهرة کامل‌تری خواهد داشت.وجود مبارک مهدی موجود موعود (عج) که
واسطة فیض الهی است،‌ چونان خورشیدی به تمام هستی فیض می‌رساند و در این
جهت، میان بندگان خدا تفاوتی نمی‌گذارد؛ لیکن هر کس به میزان استعداد و قوت
ارتباط خود، مستفیض می‌گردد.


6. همچنان که نتابیدن خورشید، هرچند از پس ابر، به فراگیری ظلمت و شدّت
برودت می‌انجامد و حیات زمین و زمینی را ناممکن می‌سازد، اگر عنایت و افاضة
ولیّ خدا و انسان کامل عصر (عج) ـ هرچند از پس پردة غیبت نبود ـ سختی‌ها و
تنگنای معیشت و کینه توزی دشمنان، به دوستان خاندان عصمت امان نمی‌داد؛
همچنان امام عصر (عج) در توقیع مبارک به شیخ مفید چنین فرمود: ما در مراعات
حال شما سهل‌انگار نیستیم و هرگز شما را فراموش نمی‌کنیم، وگرنه سختی‌ها و
تنگناهای فراوانی به شما می‌رسید و دشمنان، شما را نابود می‌کردند؛ إنّا
غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم؛ ولولا ذلک، لنزل بکم اللأواء و
اصطلمکم الأعداء.

با که توان گفت این سخن که نگارم


شاهد هر جایی است و پرده‌نشین است


نیز می‌توان امام(ع) را چونان مغناطیسی دانست که شاخص قبله‌نمای قلوب
انسان‌ها و قطب‌نمای تمام هستی به سوی آن وجود مبارک جهت می‌گیرد، تا
گمشدگان صحرای جهالت را به خورشید وجودش رهنمون شود.


منبع:شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.

ادامه دارد.............

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
رابطه ي انتظار و بهداشت روان
امتداد انتظار
فرهنگ انتظار
انتظار سبز مهدوی
درسهاي اعتقاد به مهدويّت معناي انتظار، خودسازي و آگاهي و روشن بيني
انتظار، عامل نشاط روحی
انتظار چیست؟
انتظار
انتظار، انواع و آثار (1)
انتظار عجیب!
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۵:۱۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #2
RE: چیستی و چرایی انتظار

چیستی و چرایی انتظار،بخش دوم/
ضرورت نیابت درعصر غیبتخبرگزاری
فارس: ولایتی که در عصر غیبت تداوم‌بخش دین الهی در عرصه‌های تعلیم، تقنین
و اجراست، بنابر تصریح روایات مشهور و مستند، بر عهدة نایبان عام امام
عصر(عج)، فقیهان عادل و اسلام‌شناس است.












اشاره


غیبت، نامی گره خورده با نام امام مهدی(عج) و دارای اسراری همچون ترس از
قتل، رهایی از بیعت طاغوت‌ها و افاضه تدریجی است؛ اما بزرگ‌ترین راز غیبت،
همان حکمتی است که خداوند در غیبت دیگر حجج الهی قرار داده بود. این حکمت
نیز آشکار نخواهد شد، مگر با ظهور امام(عج). در شماره گذشته ضمن بیان این
مطالب، به شیوه‌های بهره‌مندی از وجود مبارک امام در پس پرده غیبت نیز
پرداختیم.


ضرورت نیابت در عصر غیبت


براهین عقلی ضرورت نیاز جامعه بشر به عنصر فاعلی نظم صحیح برای حفظ نظام
امت، در زمان غیبت ولی عصر (عج) می‌توانند برای تثبیت نائب یا نمایندة آن
حضرت به کار آیند؛ زیرا هرگز نمی‌توان دوران غیبت را که شاید ـ معاذالله ـ
هزاران سال بینجامد، روزگار هرج و مرج دانست یا از بخش مهم احکام اسلامی
چشم پوشید و حکم جاهلیت را به دست زمامداران خودسر اجرا کرد و به این بهانه
که منشأ حرمان جامعه از برکات ظهور آن حضرت و آثار حیات‌بخش احکام الهی
تبهکاری و عصیان مردم است، زعامت در زمان غیبت را نفی و حدود الهی را تعطیل
و یا به بهانه رویگردانی مردم از رهبری غیر معصوم، ضرورت وجود زمامداری
عادل را انکار کرد؛ عادلی که منش و روشش پیروی از قرآن کریم و رهبران معصوم
باشد.


بر همین اساس در داستان حضرت لوط(ع)، با اینکه فقط اعضای یک خانواده
ایمان آورده بودند و خداوند بر این حقیقت که دیگران ایمان نخواهند آورد،
عالم بود؛ پیامبر خود را برای رهبری آن قوم فرستاد: (فَأخْرَجْنا مَنْ کانَ
فیها مِنَ الْمُؤْمِنینَ )( فَما وَجَدْنا فیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ
الْمُسْلِمینَ) و در تبیین همین مطلب که تباهی مردم مانع تداوم سنت الهی
نیست و خداوند هماره رهبران الهی را برای هدایت مردم ارسال می‌کند چنین
فرمود: (أ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحًا أنْ کُنْتُمْ قَوْمًا
مُسْرِفینَ )( وَ کَمْ أرْسَلْنا مِنْ نَبِیّ فِی اْلأوّلینَ )( وَ ما
یَأْتیهِمْ مِنْ نَبِیّ إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ) و چون برهان
عقلی تخصیص‌بردار نیست، وجود نائب یا نمایندة ولیّ عصر(عج) در زمان غیبت آن
حضرت لازم خواهد بود و اینکه محقق طوسی; فرمود:


<وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منّا>؛ به این معناست که اصل
وجود ولیّ عصر(عج) لطف و تصرف خاص آن حضرت(عج) لطف دیگری است؛ به شکلی که
هیچ تلازمی بین این دو لطف نیست که اگر دومی نبود، اولی هم نباشد؛ چنانکه
امام علی(ع) فرمود: <اللّهمّ! بلی لا تخلو الأرض من قائم لله بحجة؛ اما
ظاهراً مشهوراً و إمّا خائفاً ﴿حافیا﴾ مغموراً لئلاّ تبطل حجج الله>.


آری، تصرف مطلق آن حضرت به وسیلة نائبان و منصوبان عام خود، ممتنع یا
معدوم نخواهد بود و در زمان غیبت با فقدان تصرف خاص و برکات مخصوص آن حضرت
روبه‌رو هستیم که بر اثر تبهکاری جوامع بشر دامنگیر آنان شده است، ولی اصل
تصرف آن حضرت ـ هرچند به صورت نصب نائب و توکیل عام ـ برقرار است.آری، اگر
مردمی نخواستند نائبان آن حضرت را یاری دهند تا از <کظة ظالم و لا سغب
مظلوم> جلوگیری شود، فقدان این قسم از تصرف عمومی و از دست دادن این
لطف، نتیجه سوء اختیار مردم است.


بی‌تردید، تأسیس نظام اسلامی و اجرای احکام و حدود آن و نیز دفاع از کیان
دین و حراست آن از مهاجمان در زمان غیبت، مطلوب و پسندیده است؛ زیرا اگرچه
حفظ میراث اسلامی بالاصاله در اختیار امام معصوم است، ولی در عصر احتجاب
جامعه از شهود آن حضرت، حفظ کیان اسلام بالتبع وظیفة نمایندگان آن حضرت
خواهد بود و هرگز احتمال تعطیل حکومت اسلامی و احکام و حدود الهی متصور
نخواهد شد.


از همین رو صدر المتألهین، دین را همراه سیاست می‌داند و از فقه سیاسی،
کنار فقه عبادی سخن می‌گوید و کفالت آن را برعهدة نائبان رسول اکرم(ص)
می‌سپرد و تولیت این علم جامع را در عصر غیبت به عهده فقیهان می‌نهد. شبیه
به همین مطالب را در سخنان فارابی، ابن‌سینا و دیگر حکمای قبل از جناب صدر
المتألهین نیز می‌توان دید.


خلاصه آنکه برهان عقلی بر ضرورت حفظ همه شئون نیابت پذیر امام معصوم(ع)
در عصر احتجاب جامعه از آن حضرت، تام است و هیچ وهنی در مقدمات آن راه
ندارد و ثمرة این برهان در بحث‌های آینده روشن خواهد شد که نائب عام آن
حضرت، متصدی همة شئون امامت خواهد بود، مگر اموری را که مشروط به عصمت است و
در ضرورت نظم جامعه دخالت صریح ندارد.


نیابت در عصر غیبت


امام رضا(ع) در سفر به مرو و در میان مردم مشتاق نیشابور از آبای کرام و
فرشتگان امین از خداوند نقل فرمودند: <لا إله إلاّ الله حصنی>؛ یعنی
آن که بخواهد در دنیا و آخرت در امان باشد، می‌باید موحد و خداپرست زندگی
کند. آن‌گاه لحظاتی بعد هنگام حرکت، سر مبارکشان را از محمل بیرون آوردند و
افزوند: <بشروطها و أنا من شروطها>. آن‌که امامت و ولایت و رهبری
خاندان رسول گرامی اسلام(ص) را نپذیرد، "کلمه توحید نیز به حالش سودی
نخواهد داشت؛ کسی در امان الهی است که امامت خاندان عصمت را پذیرا باشد.


همین سخن نورانی را وجود مبارک علی(ع) نیز فرمودند: <إنّ لِـ"لا إله
إلاّ الله" شروطاً [و] إنّی و ذریتی من شروطها>؛ کلمه لا إله إلاّ الله
که زمینة رسیدن و مایه ورود به بهشت موعود حق است، شروطی دارد که عقیده به
امامت من و فرزندانم از اهم آن شروط است> و آن‌که به چنین ولایتی معتقد
نباشد، اهل نجات نخواهد بود.


پیامبر گرامی اسلام(ص)، نخستین معلم و مبیّن قرآن کریم و والاترین منادی
ندای توحید است که در دوران حیات وجود مبارکش تبیین آیات الهی و تطبیق آن
بر موارد جزئی زندگی بشر از اولین برنامه‌های آن حضرت بود و این وظیفه خطیر
و مسئولیت والا پس از ارتحال آن نبی مکرم بر عهده اهل بیت طاهرینش نهاده
شد و آن بزرگان در زمان‌های گوناگون و اوضاع متفاوت و در تمام فراز و
نشیب‌های زندگی مسلمانان و جامعه اسلامی، معارف بلند قرآن را همواره برای
مردم تبیین و تفسیر فرموده‌اند.


در عصر غیبت وجود مبارک خاتم الاوصیاء(عج)، شاگردان مکتب اهل‌بیت:یا همان
عالمان دینی و مفسران دقیق براساس منابع غنی و قوی معرفتی دین ﴿کتاب کریم
الهی، سنت معصومان:و عقل برهانی و اجماع﴾، به قدر میسور به تبیین آیات الهی
پرداخته و فقهای وارسته‌ای با شناخت شرایط زمان و پدیده‌های نو ظهور هر
عصر، احکام اسلامی را از آن منابع استنباط کرده و در اختیار اهل ایمان قرار
داده‌اند همین تلاش پیگیر و مجاهدت خستگی‌ناپذیر، سبب بهره‌مندی جوامع
اسلامی از علوم، معارف و احکام الهی و مانع حرمان انسان‌ها از هدایت قرآن و
عترت در عصر غیبت شده است.


تداوم نیاز به اجرای قوانین اسلامی


با رسالت پیامبر اعظم اسلام(ص)، نزول قانونی جدید از آسمان وحی نیز پایان
یافت؛ زیرا آنچه پاسخ‌گوی سعادت بشر از عصر نزول تا صبح قیامت است، به دست
اعجاز الهی در صحیفة نورانی قرآن نگاشته و به یکی از دو نیاز اساسی بشر
یعنی قانون الهی برای همیشه پاسخ داده شده است؛ زیرا عقل که از معارف
مُلْهَم بهره دارد، استنباط لازم و کافی از مطالب مُنْزَل را به کمک روایات
معتبر معصومان(ع) به عهده دارد. تنها تحقق بخشیدن به این قانون در حیات
فردی و اجتماعی و نیز اجرای احکام دینی مانده است که نیاز دوم انسان‌هاست.


قانون بی‌بدیل وحی که در آیینه قرآن کریم درخشیده است، با تبیین نورانی
نبی‌ مکرم(ص) و خاندان عصمت و اهل‌بیت طاهرینش: پاسخ‌گوی نیازهای جزئی و
کلی فرد و جامعه انسانی و اسلامی است؛ همچنان که در عصر هر امامی از ائمه
هدایت(ع)، ایشان قرآن و سنت را تبین و معارف و مدعیات آن را تعلیل و علاوه
بر آن، نیاز جامعه به اجرای اصول و احکام اسلامی را به قدر تحمل و خواست
جوامع به مقدار میسور برآورده می‌کردند.


بی‌شک جامعه انسانی و اسلامی همواره و در هر زمان نیازمند اجرای قوانین
جاوید و سعادت‌بخش الهی است؛ زیرا پیامد عدم اجرای آن‌ها یا بی‌نظمی و هرج و
مرج است یا برده‌گیری، ظلم، فساد و تباهی انسان‌ها و عصر غیبت وجود مبارک
ولیّ عصر(عج) نیز از این معنا مستثنی نیست. از سویی دیگر بی‌تردید خدای
سبحان در این فضای غبارآلود که طوفان شک و تردید و تندبادهای فساد و جهالت،
انسان را به سوی تباهی و نابودی می‌کشاند، بشر و جامعه انسانی را گسسته از
هدایت و رها شده در وادی ضلالت نگذارده و کسانی را برای ولایت جامعه
گمارده است تا عهده‌دار هدایت جامعه باشند.


چنین ولایتی که در عصر غیبت تداوم‌بخش دین الهی در عرصه‌های تعلیم، تقنین
و اجراست، بنابر تصریح روایات مشهور و مستند، بر عهدة نایبان عام امام
عصر(عج)، فقیهان عادل و اسلام‌شناس است؛ آنانی که از سویی با بذل جهد و سعی
بلیغ و اجتهاد مستمر، احکام شریعت را نسبت به همه موضوعات گذشته، حال و
آینده تبیین می‌کنند و از طرفی با اجرای آن، ولایت اجتماعی و ادارة جامعه
مسلمانان را تداوم می‌بخشند.


ناروایی تعطیلی احکام در عصر غیبت


برخی اثبات ولایت عصر غیبت را برای فقها و نائبان عام امام عصر(عج) بر
نمی‌تابند و بر این گمان‌اند که حکومت، تنها از آنِ معصوم(ع) است و جز او ـ
اگرچه فقیهی عادل و وارسته باشد ـ واجد ولایت و شایسته حکومت نیست. مسلماً
این دسته از افراد هدف معصومان: از حکومت را کشورگشایی مشئوم یا تسلط و
قدرت نادرست نمی‌دانند؛ بلکه حاکمیت ائمه(ع) را اجرای احکام الهی و تنفیذ و
تبلیغ تعالیم الهی ارزیابی می‌کنند.


ناگفته پیداست که عدم استمرار چنین حاکمیتی در عصر غیبت امام عصر(عج)،
توقف و تعطیل اجرای احکام و تعالیم در بسیاری از موارد و مقاطع تاریخ را در
پی دارد ﴿همان‌طور که رخ داده است﴾؛ زیرا بسیاری از احکام حدود، دیات،
مبانی حقوقی و مانند آن، بی‌حکومت اسلامی اجرا پذیر نیست و چنین حکومتی نیز
جز با سرپرستی امام معصوم یا نائبان خاص یا عام حضرتش شکل نخواهد گرفت و
از سوی دیگر از هیچ حکومت غیر دینی نیز انتظار نمی‌رود به اجرای احکام دینی
چون قصاص و حدود اقدام کند.


بنابر آنچه گذشت، یا باید به تعطیل بسیاری از احکام الهی فتوا دهیم یا
بپذیریم که در عصر غیبت، زمام ولایت امور در دست نائبان عام ولیّ عصر(عج)،
فقهای عدالت‌پیشه و وارسته است و آنان امور مسلمانان را براساس احکام الهی
تمشیت کنند.صلاحیت دین اسلام برای بقاء و دوام تا قیامت، مطلبی قطعی و روشن
است که هرگز بطلان، ضعف و کاستی در آن راه ندارد: (لا یَأْتیهِ الْباطِلُ
مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ) و
تعطیل احکام حیات‌بخش آن در عصر غیبت و عدم اجرای حدود الهی، بستن راه خدا و
مخالفت با ابدیت اسلام در همة شئون عقاید، اخلاق و اعمال است؛ بنابراین
هرگز نمی‌توان در دوران غیبت زعامت دینی عصر غیبت را نفی و حدود الهی را
تعطیل کرد.


بی‌تردید، اجرای احکام و حدود الهی و دفاع از کیان دین و حراست از آن در
برابر مهاجمان، مطلوب و بلکه ضروری و در گرو تأسیس نظامی اسلامی است. اگرچه
در زمان کنونی جامعه اسلامی از ادراک حضور و شهود ولیّ عصر(عج) محروم است،
اما هتک نوامیس الهی و مردمی و گمراهی مردم و تعطیل اسلام هرگز مورد رضایت
خداوند نیست. بر همین اساس، پرداختن به وظایف مختلفی که تأمین کننده اهداف
یاد شده و استمرار احکام و تعالیم حیات‌بخش اسلامی است، در عصر غیبت امام
زمان(عج) بر عهده نمایندگان خاص و عام آن حضرت می‌باشد.


علاوه بر آن، بررسی احکام سیاسی ـ اجتماعی اسلام، گویاست که بی‌زعامت
فقیه جامع الشرایط، تحقق این اهداف شدنی نیست و عقل نیز حکم می‌کند که
خداوند متعال اسلام و جامعه مسلمانان را در غیبت امام معصوم بی‌سرپرست رها
نکند و فقهای عدالت‌پیشه را نائب والیان معصوم گرداند.همه فقیهانی که به
حکمت فقه اندیشیده‌اند، ضرورت وجود والی دین‌شناس و عادل را به روشنی ادراک
کرده‌اند. فقیه بزرگوار، شیخ محمدحسن نجفی، صاحب جواهر; نمونه روشنی از
این دسته فقیهان ژرف‌اندیش است.


این فقیه بزرگوار بر مسئله‌ای عقلی تأکید می‌ورزد. او پس از اندیشه در
انبوهی از احکام اسلامی در زمینه‌های گوناگون حیات بشر، به این نتیجه رسید
که یقیناً احکام فراوان اسلامی نیازمند متولّی و مجری است، وگرنه امور
زندگی شیعیان در عصر غیبت ولیّ عصر(عج) دچار رکود و بلکه تعطیل خواهد گشت.
برای تأکید بر این معنا می‌گوید: آن‌که در ولایت فقیه وسوسه کند، گویا طعم
فقه را نچشیده و از حکمت وجودی دین و احکام آن بی‌خبر است.


ایشان در نهایت می‌گوید: بعید است فقیه جامع شرایط، حق جهاد ابتدایی
نداشته باشد.باید متوجه بود که اگر حدود الهی در عصر غیبت قابل اجرا نباشد،
بسیاری از مطالب قرآنی و روایی و به پیوست آن‌ها احکام فقهی و حقوقی اسلام
تعطیل خواهد شد؛ زیرا کیفیت قضا و نحوة ثبوت جرائمی که دارای حدود
خاص‌اند، در قرآن و روایات معصومان مطرح و با مساعی بلیغ فقهای گذشته تحریر
شد.


با معطل شدن حدود تفسیر، بخش قابل توجهی از آیات، فقه الحدیث مقدار زیادی
از احادیث و تدبّر فقیهانه در آن‌ها از بین خواهد رفت؛ زیرا جرم‌شناسی که
تعزیر کارشناسانه حقوق بشر را به همراه داشته باشد، معیار خاص خود را دارد و
هرگز نمی‌توان با معیارهای مشخص حدود، مسائل حقوقی و قضایی را برای
تعزیرات پیاده نمود.


منبع:شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.

ادامه دارد....................
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۵:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #3
RE: چیستی و چرایی انتظار

چیستی و چرایی انتظار،بخش سوم/
انقلاب اسلامی آینه انقلاب مهدویخبرگزاری
فارس:و لایت فقیه که خود از پیشروترین قواعد اسلام در عصر غیبت معصوم(ع)
است به ولایت فقاهت و عدالت باز می‌گردد؛نه حکومت فرد از جهت شخصیت
حقیقی‌اش،همچنان‌که امام راحل در این نظام الهی به عنوان روح‌الله موسوی
خمینی جز یک رأی نداشت.












اشاره


سنت خداوندی بر این قرار گرفته است که هیچ‌گاه زمین را بی‌جهت باقی
نگذاشته است، اما شاید پاسخ به این سؤال، یکی از ضروریات جامعه باشد که
وقتی حجت خدا در پس پرده غیبت به سر می‌برد و مردم نمی‌توانند به طور
مستقیم از وجود او و علمش بهره ببرند، تکلیف آنان چیست؟ چگونه می‌توان در
هدایت جامعه بشری از امامی که در پس پرده غیبت است، بهره برد؟ در شماره
گذشته در پاسخ به این سؤال، به بیان نیابت در عصر غیبت و ضرورت آن، تداوم
نیاز به اجرای قوانین اسلامی و ناروای تعطیلی احکام در عصر غیبت پرداختیم.
اینک در ادامه، به بیان مطالب این مبحث می‌پردازیم.


ضرورت حکومت اسلامی برای تحقق قضای اسلامی


هیچ اندیشمند پژوهشگری در ثبوت نظام قضا در اسلام تردید ندارد [باور چنین
نظامی در اندیشة دینی، خود همچون برهانی است که نتیجه‌اش ثبوت ولایت فقیه
عادل است].بحث قضا با ولایت تفاوت عمیقی دارد، چرا که قضا شأنی از شئون
والی به شمار می‌رود که مباشرتاً ﴿بی‌واسطه﴾ یا تسبیباً ﴿با واسطه﴾
عهده‌دار آن خواهد بود و چون مسئله قضا اولاً در تمام مشاجرات اقتصادی،
سیاسی، نظامی، اجتماعی و غیر آن‌ها اعم از دریایی، فضایی، زمینی، داخلی و
خارجی حضور فقهی دارد و ثانیاً صرف حکم و داوری بدون اجرای حکم قاضی سودمند
نیست و ثالثاً تنفیذ حکم به معنای وسیعش بدون وجود ولایت و قدرت اجرایی
مقدور و میسور نیست، لازمِ قطعی پذیرش قضا در اسلام ضرورت وجود حکومتی
اسلامی است.


آنان که ثبوت اصل قضا در عصر غیبت را پذیرفته‌اند، به پاره‌ای از لوازم
آن نیز پایبند گردیده‌اند.اما حقیقت این است که در بررسی عالمانه روشن
خواهد شد که لوازم پذیرش نظام قضا در عصر غیبت ولی عصر همه شئون کشور را
فرا می‌گیرد؛ زیرا نزاع‌ها و مشاجره‌های قضایی گاه میان اشخاص حقیقی و
زمانی بین شخصیت‌های حقوقی رخ می‌‌دهد که در شکل دوم، پایان یافتن خصومت
طرفین نزاع بدون وجود حکومت مقدور نخواهد بود.


چنانکه اختلاف حقوقی گاهی محلی، زمانی منطقه‌ای و گاهی بین‌المللی است و
اسلام برای هر سه مقطع رهنمود فقهی، حقوقی و قضایی دارد. مسلماً تعهد به
اسلام و اجرای قوانین قضایی آن در بخش‌های یاد شده، بودن حکومت نظام‌مند و
مقتدر مقدور نخواهد بود. چگونه می‌توان رژیم حقوقی مرزهای دریایی، فضایی و
زمینی کشور اسلامی را بدون حکومت ترسیم نمود.


نتیجه آنکه لازمِ عقلی پذیرش نظام قضا در سیستم دستورهای اسلام، پذیرش
ضرورت وجود حکومت اسلامی است و به حکم روشن عقل، جز اسلام‌شناسی متخصص و
عدالت‌پیشه دیگران شایستگی تصدی چنین حکومتی را نخواهند داشت.چنین حاکمی که
یا به عنوان نیابت خاص و یا نیابت عام منصوب حضرت ولی عصر و نماینده آن
جناب است، ولیّ جامعه اسلامی است و امت آن جامعه، مولّیٰ علیه او؛ نه اینکه
او برگزیده و منصوب مردم باشد تا وکیل یا نماینده و نائب مردم باشد و
‌آنان موکل او؛ چرا که دایره نفوذ وکیل بیش از محدوده تعیینی موکل نیست،
حال آنکه ولیّ منصوب امام(ع) در حیطة ولایت منوب عنه خود، واجد شایستگی
اعمال ولایت بر مولّیٰ علیهم است.


دعای امام صادق(ع) راهی بر اثبات ولایت فقیه


ادعیه مأثور، دریای عمیق معارف الهی‌‌اند که در قالب نیایش از زبان
معصومان: صادر شده‌اند و دقت و بررسی عمیق نکات و لطایف مندرج در آن‌ها
راهگشای بسیاری از عرصه‌های علمی و اعتقادی است. دعای وجود مقدس امام
صادق(ع) که آن را به زراره آموختند، از بهترین نمونه‌هایی است که می‌توان
در این زمینه از آن یاد کرد:در جمله پایانی این دعا می‌خونیم:<اللّهمّ!
عرّفنی حجّتک، فإنّک إن لم تعرفنی حجّتک ظللت عن دینی؛ خدایا اگر من
ولیّ‌ات را نشناسم، از دینم منحرف خواهم شد>.


عدم معرفت ولیّ هر زمان، به انحراف و گمراهی از دین و صراط مستقیم
می‌انجامد؛ امّا آیا این شناخت تنها در عصر حضور امام معصوم(ع) است؛ یا
زمان غیبت امام معصوم(ع) را هم در بر می‌گیرد؟ قطعاً در عصر غیبت نیز
محتوای این حدیث و دعای شریف سریان و جریان دارد.آری بخش از ولایت امام
معصوم(ع) بی‌حضور فیزیکی امام زمان اعمال کردنی نیست؛ در این امور آیا
می‌توان ولایت امام عصر را عِضَه عِضَه کرد و به اجرای بعضی و تعطیل برخی
دیگر فتوا داد؟


اگر چنین کاری شدنی نیست، چه کسی می‌باید نائب آن وجود مبارک باشد و امور
مسلمانان را در عصر غیبت سامان ببخشد؟ بسیاری از سخنان ناروا و شبهه‌های
نادرستی همچون زعم وجود قرائت‌های گوناگون یا شبهات مختلف درباره نظام
اسلامی و ولایت فقیه از سر ناآشنایی با معارف چنین ادعیه‌ای است.


در عصر ائمه: آن‌جا که خودشان شخصاً به مردم دسترسی نداشتند، چه کسانی را
به نیابت خویش می‌گماردند؟ آیا کسانی که از شاگردان ایشان بودند، امر و
سخن امام را ادراک می‌کردند یا افرادی که هیچ رابطه علمی و عملی با امام
نداشتند؟ وجود مبارک حضرت امیر مؤمنان(ع) آن هنگام که شخصاً در مصر حضور
نداشت شاگردش را به مصر گسیل داشت و وجود مبارک سیدالشهداء(ع) نیز شخصیتی
برجسته از شاگردان خویش همچون مسلم‌بن عقیل را به نیابت از خود به کوفه
روانه ساخت، چون جز کسانی که در مکتب امام(ع) دانش آموخته و به ادراک
اندیشه امام بار یافته و با او به نحوی سنخیت پیدا کرده‌اند، دیگری توان
نیابت و جانشینی امام معصوم(ع) را ندارد.


گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش


روایات فراوانی که در نیابت فقها از امام معصوم(ع) رسیده است در رسیدن به
ولایت فقاهت و عدالت از معصوم کفایت می‌کند، گرچه عقل نیز مستقلاً پس از
نظر در ادله نقلی به همین مطلب فتوا می‌دهد. طبق دعای شریف امام صادق(ع) تا
کسی خدا را نشناسد،پیامبرشناس نخواهد شد و تا پیامبر شناس نباشد، به شناخت
حجت خدا و امام عصر خویش راه نمی‌یابد و جانشینان پیامبرش را نخواهد
شناخت.


قهراً ـ چنانچه قبلاً بیان شد ـ آن‌که امامت و امام را نیز نشناسد،
جانشین امام معصوم در عصر غیبت را نخواهد شناخت و چنین کسی دین‌شناس نخواهد
بود، در نتیجه در منظر او جمهوری اسلامی دو ضلع خواهد داشت: جمهوریت و
اسلامیت. چنین نظامی از پایین آغاز و از کثرت به سوی وحدت می‌رود؛ سهمی از
آنِ مردم و سهمی دیگر آن هم به اندازه مساوی یا کمتر از آنِ اسلام؛ چونان
نظام‌های مدّعی مردمی بودن که بر اندیشه‌های لائیک استوارند.با نگرش توحیدی
و تأمل در دعای حضرت صادق(ع) در می‌یابیم که جمهوری اسلامی یعنی جمهوری
مردمی که این دین و این راه را پذیرفته‌اند و متعهد به رعایت تمام قواعد
علمی و عملی آن هستند.


ولایت فقیه که خود از پیشروترین قواعد اسلام در عصر غیبت معصوم(ع) است به
ولایت فقاهت و عدالت باز می‌گردد؛ نه حکومت فرد از جهت شخصیت حقیقی‌اش،
همچنان‌که امام راحل1 در این نظام الهی به عنوان روح‌الله موسوی خمینی جز
یک رأی نداشت؛ همانند سایر شهروندان ایران اسلامی پای صندوق اخذ رأی می‌رفت
و رأی می‌داد. اگر رأی شخصیت حقیقی امام; معیار اسلامی بود، دیگر چه نیازی
به تنفیذ مسئولیتِ مسئول برگزیده مردم بود؟


سرّ مطلب آن است که رأی به صندوق انداخته نظر شخص حقیقی امام راحل1 بود
که از حیث حقوقی همانند رأی سایر شهروندان بود؛ ولی تنفیذ حکم، نه به شخص
حقیقی بلکه به شخصیت حقوقی ولایت فقیه باز می‌گردد که در آن مقام نه نظر
شخص که رأی اسلامی است. از این‌رو تا ولیّ فقیه حکم را تنفیذ نکند یا اذن
ندهد، نه شورای نگهبان و نه ریاست جمهور و نه هیچ نهاد سیاسی دیگری مشروعیت
نمی‌یابد. آن مسئولی شایستگی اعمال مسئولیت و بذل اطاعت دارد و آن
نهادهایی رسمی می‌شوند که شخصیت حقوقی ولیّ فقیه به نیابت از سوی امام عصر
حکم آن را امضا و تنفیذ کند.


اکنون روشن شد که خورشید کلام صادق آل محمد(ص) که در شکل دعا به زراره
آموخته می‌شود ، چگونه از پس اعصار و قرون متمادی چهرة استمرار ولایت ولیّ
معصوم را در عصر غیبت روشن می‌سازد و ولایت فقیه عادل را می‌شناساند و
می‌آموزد که تنها راه زدودن مشکل جامعه در مسئله امامت و ولایت برهان لمّ
است: آن‌که منوب عنه را نشناخت، به شناخت نائب راه نمی‌یابد؛ امام معصوم
نائب رسول اکرم(ص) است و ولایت فقیه عهده‌دار نیابت عام امام معصوم، پس
آنکه وحی و نبوت را نشناخت، امام‌شناس نمی‌شوند و آن‌که امام‌شناس نشد،
نیابت عام و ولایت فقیه را نخواهد شناخت و شخص فقیه نیز تابع فقاهت خواهد
بود.


انقلاب اسلامی آینه انقلاب مهدوی


برخی افراد در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با محدودی از شاگردان و
سربازان ویژه آن حضرت آغاز می‌گردد و سرانجام به تغییر نظام حاکم بر پهنه
زمین خواهد انجامید، تشکیک روا می‌دارند و چنین تحول عظیمی را که با یاری
گروهی به ظاهر اندک آغاز می‌شود، بعید می‌شمارند.انقلاب اسلامی ایران در
این حوزه نمونه بسیار روشنی از امکانِ وقوعی چنین خیزش و حرکتی عظیم است؛
چون انقلاب پر ارج اسلامی به رهبری امام راحل1 به خوبی روشن ساخت که با
افرادی اندک می‌توان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضدّ طاغوت و طغیان آغاز
کرد و با بیدار کردن دل‌های خفتة انسان‌ها آنان را با خویش همراه ساخت و با
برچیدن نظام طاغوت، شاهد درخشش خورشید حکومتی الهی و اسلامی بود.


پیر روشن‌دل و سفر کرده این انقلاب با دستی تهی از عوامل مادی امّا باوری
عمیق به نصرت الهی، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهانی آفرید که برخی نشریات
خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند: هذا
المنفی از عج الشرق، حیّر الغرب و شغل العالم؛ یعنی این شخص تبعیدی، شرق را
به زحمت انداخت، غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش سرگرم ساخت.


حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاورمیانه، بلکه سراسر جهان بر محور نوک
قلم او می‌گشت و از انوار پر تلألؤ بنان و بیان او روشنایی می‌گرفت و در
تپش و انقلاب به سر می‌برد.وقتی نماینده‌ای از نمایندگان امام عصر چون امام
راحل1 چنین قدرتی دارد، در تسخیر عالم به دست با کفایت وجود مبارک ولیّ
الله الاعظم با 313 شاگرد و ارادتمند ـ همانند امام راحل1 ـ جای شک و تردید
نیست، هرچند دیگران نیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر خواهند پیوست.


بدین ترتیب، انقلاب شکوهمند اسلامی از جهات متعددی آینه انقلاب جهانی
مهدوی خواهد بود. بی‌شک انقلاب عظیم مهدوی نقطه عطف تاریخ است، همان‌گونه
که نمونه کوچک آن نهضت عظیم نقطه عطف بود. نقطة عطف بودن انقلاب اسلامی در
قیاس با نهضت مهدوی ، چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد رقمی.انبیای دیگر نیز
گرچه نقطه عطف عصر خویش بودند، در برابر انقلاب آن حضرت همان شبنم‌اند.
آن‌که کل جهان را تغییر می‌دهد و نظام ظلم و طاغوت را به نظامی بر محور حق و
عدالت تبدیل می‌سازد، او نقطة عطف جهان‌شمول و عالم‌گیر است.


شرط زمینه‌ساز بودن انقلاب اسلامی برای انقلاب مهدوی


این انقلاب گرانقدر که ثمره مجاهدات خستگی‌ناپذیر جوانان، پیران و زنان و
مردان این سرزمین، به رهبری نائب امام عصر امام راحل1 است، هدفی جز
زمینه‌سازی برای ظهور آن وجود مبارک ندارد؛ اما باید دانست که این نظام
مقدس وقتی زمینه ظهور بقیة الله را فراهم می‌آورد که فرهیختگان فرهنگی آن،
جامة علم صحیح و کسوت عمل صالح را در پیروی از معارف الهی و احکام نورانی
اسلام در برکنند و لباس کهنه و فرسودة دوران طغیان را برکنند و نیز پیراهن
مدرن جاهلیت نوین را در بر نکنند، تا تجربة کارآمد جمهوریت را در محضر
اسلام ناب، بی‌افراط و تفریط به جهانیان ارائه کنند.


منبع:شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.

ادامه دارد.................
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۵:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #4
RE: چیستی و چرایی انتظار

چیستی و چرایی انتظار،بخش چهارم/
ارزش انتظار و کَرامت منتظَرخبرگزاری
فارس: ارج انتظار به کرامت منتظَر است و حرمت ترقّب، به مقدار تأثیر
مترقّب؛ چون ولیّ عصر(عج)،قلمرو تأثیر او، اعم از معارف بود و نبود و مسائل
باید و نباید است و منطقة وساطت وی، اعم از انسان و غیر انسان است.












اشاره


انتظار فرج و ظهور امام مهدیعج)، انتظاری شیرین و در عین حال سخت است که
شاید بتوان ادعا کرد هر کسی توان پذیرش آن را ندارد. انتظار فرج تنها به
معنای نشسستن و انتظار کشیدن نیست؛ بلکه باید به زمینه سازی فرج و ظهور
امام مهدیعج) پرداخت. در قسمت گذشته به ضرورت حکومت اسلامی برای تحقق قضای
اسلامی و دعای امام صادقع) به عنوان راهی برای اثبات ولایت فقیه پرداختیم.
اینک در ادامه بحث به انتظار فرج انتظار در مکتب اهل بیت:، شرایط تحقق
حقیقت انتظار و ارزش انتظار و کرامت منتظر خواهیم پرداخت. اینک در ادامه،
به بیان مطالب این مبحث می‌پردازیم.


انتظار فرج


فرج وجود مبارک امام عصرعج)، از بزرگ‌ترین آرزوهای پیروان مکتب اهل‌بیت:
است که سبب امید به آینده و حرکت و پویایی در جامعه اسلامی است. مهم، باور
حتمی بودن ظهور و انتظار راستین برای تحقق آن است. رسول خدا6 بهترین عمل
امت را انتظار فرج از جانب خدای سبحان می‌داند: <أفضل أعمال اُمّتی
انتظار فرج من ‌اللهعزّوجلّ)> و اهل‌بیت: برجسته‌ترین مصداق این عنوان
کلی را انتظار فرج وجود مبارک ولیّ عصرعج) دانسته‌اند؛ چرا که برای
انسان‌های مؤمن ظهور آن حضرت گشایش حقیقی است.


حضرت عبدالعظیم حسنی فرمود: بر سرورم حضرت جوادالائمهع) وارد شدم؛ تصمیم
داشتم از او بپرسم که آیا <قائم> شما همان مهدی است یا غیر او؛ پیش
از آنکه سخن بگویم، فرمود: <ای اباالقاسم! قائم ما همان مهدی است که
باید در زمان غیبتش منتظر او بود و در زمان ظهورش وی را اطاعت کرد و او
سومین فرزند من است.


قسم به خدایی که محمد6 را به پیامبری برگزید و امامت را به ما اختصاص
داد، اگر تنها از عمر دنیا یک روز باقی باشد، خدای تعالی آن روز را به قدری
طولانی می‌کند که قائم ما ظهور و خروج کند و آن‌گونه که زمین از ظلم و جور
پر شده است، آن را از عدل و قسط پر گرداند. خدای سبحان کار او را در یک شب
اصلاح می‌کند و اوضاع را به نفع او می‌گرداند، چنان که کار موسیع) را در
یک شب اصلاح کرد. موسی برای گرفتن شعله‌ای از آتش برای استفاده خانواده‌اش
رفت؛ اما هنگام بازگشت به شرافت رسالت و افتخار نبوت رسیده بود>. سپس
امام جوادع) فرمود: <بهترین اعمال شیعیان ما انتظار گشایش امور به دست
آن حضرت است>.


انتظار در مکتب اهل‌بیت:


ظهور منجی آخرالزمان، اندیشه‌ای جهانی است که بشر را بر محور انتظار گرد
می‌آورد. فارغ از آنچه دیگران به عنون منجی بدان امید بسته‌اند، امت اسلامی
براساس آموزه‌های نبی مکرم اسلام6 مصداق منحصر منجی آخرالزمان را وجود
مبارک مهدیعج) می‌دانند؛ اما در میان همین امت، گروهی درس مهدویت را در
مکتب نورانی عترت پیامبر بزرگ اسلام6 آموخته‌اند و دسته‌ای علم را از غیر
اهلش گرفته و به باوری ابتر راه یافته‌اند.


انتظار پیروان اهل‌بیت عصمت و طهارت: با انتظار دیگران تفاوتی عمیق دارد؛
چون فرقة ناجیه در انتظار طلوع شمس موجود مستور است و دیگران منتظر ستاره
معدوم. به اعتقاد راسخ ما، مهدی موعود، موجود است؛ اما در پندار دیگران فقط
موعود است نه موجود. تفاوت معنای انتظار در دو طیف مزبور، همان فاصلة عریق
میان موجود معدوم است که نمی‌توان مرز آن را تحدید کرد؛ زیرا یکی دل به
نقش ماه خوش داشته و دیگری به نظاره آن چشم از آسمان پر کرده است و ماه را
در سپهر یافته و به انتظار اوج، فرازمندانه عروج می‌کند:


دلا خـود را در آیـینه/تـو کـژ بـینـی هــر آیــینه تـو کـژ بـاشی نه آیینه/ تو خود را راست کن اول


یکی می‌رفت در چاهی/چو در چَه دید او ماهی مه از گردون ندا کردش من این سویم/تو لاتعجل


مَـجو مـه را دریـن پـستی که نبود در عدم هستی نـرویـد نـیشکر هـرگز/ چـو کـارد آدمـی حنظل


در تبیین معنای حقیقی انتظار، روایات متعددی هست، از آن جمله روایتی است
که ابوبصیر از حضرت صادقع) چنین نقل می‌کند: <لیُعدَنَ أحَدُکم لخروج
القائم ولو سهماً...> بر این اساس آن که بخواهد به واقع منتظر وجود
مبارک آن حضرت باشد، لازم است خویشتن را مهیا سازد، اگرچه با آماده کردن یک
تیر باشد.تأمل در این روایت شریف می‌فهماند که انسان تا مرد میدان جهاد و
مبارزه نشود، نمی‌تواند خویشتن را در زمرة منتظران راستین آن حضرت بداند و
این، همان معنای بلندی است که در ادعیه نورانی شب‌های ماه مبارک رمضان به
آن اشاره گردیده است: <و قتلاً فی سبیلک مع ولیّک فوفّق لنا>.


آن ‌که خویش را خواهان ظهور حضرت ولیّ عصرعج) می‌داند و امید اصلاح امور
را از آن حضرت دارد؛ اما خود اهل جهاد نیست، سخن به گزاف گفته و در حقیقت،
نه منتظر که منزوی از ایشان است.به قطع پس از ظهور، آن حضرت با جنگ روبه‌رو
خواهد بود، پس کسانی توان یاری‌اش را خواهند داشت که کارآزمودة این میدان
باشند و اگر کسی اهل کارزار نباشد کار او زار است.


در عرصه جهاد علمی، مسلح شدن به سلاح قلم و تیغ سخن و در عرصه عملی تجهیز
به اسلحه رزم و ‌آموختن شیوه‌های نوین آن، لازمِ انتظار حقیقی است، حال
آنکه میان این دو عرصه را جمع کند و به سلاح مناسب هر یک مسلح شود، به اجر
هر دو جهاد نائل می‌شود،  طُوبی‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَئآبٍ؛ البته بخش مهم
پیروزی آن حضرت مرهون رشد فرهنگی جامعه بشری است.


نتیجه آنکه معنای عمیق انتظارِ موجودِ موعود در مکتب اهل‌بیت:، از سویی
اقتدا به سنت امامان هدایت: و از سوی دیگر، مسلح بودن یا مسلح شدن به سلاح
علم و ایمان برای مجاهده در راه خداست.این عبادت والا، عرصه‌های گوناگونی
دارد که در هر یک عنصر انتظار تجلی خاصی دارد و به شیوه‌ای متفاوت مطرح
می‌گردد. عرصه فرهنگ از اساسی‌ترین عرصه‌هایی است که در زمینه‌سازی طلوع
شمس مهدویعج) مؤثر است، از این‌رو دریافت فهم صحیح انتظار در این عرصه سهم
اساسی در تصحیح فرهنگ انتظار دارد.


امام باقرع) فرمود: <رحم الله عبداً حبس نفسه علینا، رحم الله عبداً
أحیا أمرنا>؛ این سخن نورانی، نمود روشنی از جلوة انتظار حقیقی در عرصه
فرهنگ را به نمایش می‌گذارد؛ چرا که انسان منتظر در این عرصه می‌باید خویش
را در محدوده اوامر الهی بگذارد و از قلمرو دستورهای قرآن و عترت تجاوز
نکند.


شرایط تحقق حقیقت انتظار


انسان، تنها انتظار کسی یا چیزی را می‌کشد که او را به کارگشایی بشناسد؛
چون که شیء ناشناخته در اصل خود غریب است، چه رسد به آنچه متعلق به اوست.
حال، هرچه دانش و معرفت والاتر و صحیح‌تر باشد، انتظار نیز عمق و حقیقت
بالاتری خواهد داشت. انسان‌های عصر غیبتِ وجود مبارک ولیّ عصرعج) یا در
زمرة منتظران آن حضرت‌اند یا نیستند و آنان‌که در گروه منتظران نیستند،
ناگزیر در زمرة متحیران وادی ضلالت و جاهلیت‌اند.


بی‌شک، زمین همواره به نور مصباح هدایت و امام معصومی روشن است. امام
صادقع) فرمود: <إنّ الله أجلّ و أعظم من أن یترک الأرض بغیر إمام
عادل>. وجود مستمر امام معصوم و خلیفه الهی تا آنجا مورد تأکید است که
آن وجود مبارک می‌فرماید: <لو بقیت الأرض بغیر إمام لساخت>. نیز
می‌فرماید: از آن هنگام که خداوند زمین را آفریده است تا هنگام برپایی
قیامت، زمین از حجت خدا خالی نبوده و نخواهد بود و اگر چنین نباشد، عبودیت
خدای سبحان به تعطیلی می‌انجامد؛ اما این حجت الهی گاه ظاهر و معروف است و
گاه غائب و مستور: <لم تخل الأرض منذ خلق الله آدم من حجة لله فیها؛
ظاهر مشهور أو غائب مستور؛ ولا تخلوا إلی أن تقوم الساعة من حجة فیها؛
ولولا ذلک لم یعبد الله>.


بر همین اساس، اعتقاد راسخ پیروان مکتب اهل‌بیت: بر این مبنا استواراست
که همواره در تمام اعصار و در میان بندگان خدا، امامی معصوم هست که خلیفة
خدا و حجت اوست، از این‌رو به تولد و موجودیت حجت غائب و مهدی موعود، باوری
عمیق دارند. وجه تمایز پیروان مکتب اهل‌بیت: در این عرصه با سایر معتقدان
به ظهور منجی موعود، ـ چنانچه قبلاً بیان شد ـ همین اصل موجودیت موعود است
وگرنه دیگران نیز در باور به منجی موعود با آنان هم‌داستان‌اند.پس از باور
به موجودیت موعود، بایسته است که او را بشناسیم و جان و روان را در خدمت
حجت خدا بنهیم و حقیقت انتظار را عمق بیشتری ببخشیم.


گفتنی است مراد از شناخت خلیفه الهی و امام هر عصر، تنها معرفتی ساده و
ابتدایی براساس شناخت حسب و نسب و نیز شناخت تاریخی نیست تا آنکه امام را
به اسم و خاندان و تاریخ شناخت، گمان کند به معرفت حیات‌بخش امام راه یافته
و از حیات و مرگ جاهلی رهیده است؛ بلکه حیات معقول را معرفت امامت و
اعتقاد به ولایت و شناخت شخصیت حقیقی امام به انضمام اطاعت او تأمین می‌کند
و گرنه حاکمان برخاسته از سقیفه، طاغوتیان شام، فاجعه آفرینان انسانیت کُش
کربلا، حکمرانان خونریز مروانی و عباسی و... بیش از دیگران به زوایای سطحی
شناخت امامان عصر خویش عالم بودند.


دیگر اینکه حقیقت انتظار که از اعظم عبادات است با امید، هماهنگ و از
آرزوی خام منزّه است. قرآن کریم ضمن امضا و تأیید رجاء، اُمنیّه را خرافه
می‌داند: لَیْسَ بِأمانِیِّکُمْ وَ لا أمانِیّ‏ِ أهْلِ الْکِتابِ،
اُمنیّه همان آرزوی ناپخته‌ای است که با مبادی آن همراه نیست؛ اما امید
میوة قابل نضج است که با مقدمات پختگی آمیخته است، همچون امید مادری به رشد
و بالندگی کودکش. چنین کسی بر اثر همان امید در شیر دادن و سایر
مراقبت‌های لازم کوتاهی نمی‌کند و باغبانی که به رشد و بالندگی نهال خویش
امید دارد در غرس، هرس، آبیاری و نگهداری آن قصور روا نمی‌دارد، همان‌طور
که نبی اعظم اسلام6 فرمود: <الأمل رحمة لاُمّتی، لولا الأمل ما رضعت
والدة ولدها ولا غرس غارس شجراً>.


ارزش انتظار و کَرامت منتظَر


ارج انتظار به کرامت منتظَر است و حرمت ترقّب، به مقدار تأثیر مترقّب؛
چون ولیّ عصرعج) قلمرو تأثیر او، اعم از معارف بود و نبود و مسائل باید و
نباید است و منطقة وساطت وی، اعم از انسان و غیر انسان است و نصاب توانمندی
او در این است که گسترة به ظلم و جور آلوده زمین را به پهنة پاک قسط و عدل
بدل می‌کند و جهنم سوزان نظام سلطه را که مایه پر شدن عرصه حیات بشر از
غبار ستم و دود طغیان است، با دست انتقام الهی خاموش و آرمان شهر بهشت‌
گونه را که لبریز از برابری و برادری و میانه‌روی است، تأسیس می‌کند.
بنابراین منطقة انتظار مترصدان حضرتش که جهان‌آرای واقعی است، به وسعت
قلمرو بشریت است؛ زیرا همگان خواه و ناخواه به امید طلوع چنان شمسی،
بی‌صبرانه به سر می‌برند.


معرفتِ قدیم را، بُعد حـجاب کـی شود؟ /گرچه به شخص غایبی، در نظری مقابلم


آخِرِ قصد من تویی/ غایت جهد و آرزو تا نرسم/ز دامنت دستِ امید نگلسم


بهترین راه، برترین انتظار


برترین شکل انتظار آن است که با جان منتظِر آمیخته گردد و سراسر هستی او
را فرا گیرد و وی را از سهو و نسیان به حضور و ذکر و از ظلمات وهم به نور
عقل بازگرداند؛ بدان‌سان که قلب را در اختیار کسی قرار دهد که آن را به اذن
خدا و براساس (یَهْدُونَ بِأمْرِنا) متحول سازد. چنین منتظِری عالم را در
کام خود شیرین می‌یابد و هیچ حادثه‌ای توان قبضه کردن چنان قلبی را نخواهد
داشت و این نه فقط در آخرت، بلکه در دنیا همچنین است: (ألا إِنّ أوْلِیاءَ
اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ).بهترین راه نیل به
چنان مقام آن است که انسان مترصد امر غیب باشد، تا اگر نسیمی وزید و پرده
عالم شهادت را کنار زد، بتواند نظری به پس پرده بیندازد.


اولیای الهی، خود پرده غیبت را کنار می‌زنند و ما را از پس آن آگاه
می‌سازند، آن‌چنان که ائمه: چنین بودند؛ اما بار یافتن به چنین بارگاهی
برای ما که بی‌دست و پا هستیم، شدنی نیست. تنها می‌توانیم چشمانی باز داشته
باشیم و هرگز به خواب غفلت نرویم و از مقابل پرده کناره نگیریم، تا اگر
نسیمی وزید و پرده کنار رفت، گوشه‌ای از ماوراء این پرده برایمان آشکار
شود: <إنّ لربهم فی أیام دهرکم نفحات ألا فتعرّضوا لها>.


عقل، راهبرد انتظار حقیقی


انتظار حقیقی زمینه‌ساز ظهور حضرت ولیّ عصرعج) است و این انتظار مقدس از
جهات مختلفی درخور بررسی است. در زمینه‌سازی طلوع خورشید ظهور، روشن
نگاهداشتن چراغ وحی و دفاع از حریم آن سهم عمده دارد و این مهم جز با
پرداختن به تنویر جان‌ها به مصباح عقل به دست نمی‌آید، پس باید عده‌ای مسلح
به سلاح عقل، از اندیشه‌های وحی دفاع کنند و متعدیان متجاوزی را که به
امید فتح عقول و قلوب جوانان و نوجوانان، به سرزمین دل‌های پاکشان هجوم
می‌آورند، با تیغ برّان برهان و شعاع فروزان عقل منکوب سازند، تا بر آنان
که می‌کوشند با زعم آفل قرائت‌های مختلف از دین و القای شبهه و مغالطه، عقل
را کور و دل را تاریک سازند، عرصه تنگ گردد.


عقل قوی‌ترین ابزار بلکه حجت خداوند بر بندگان است، همان طور که ابن‌سکیت
از امام رضع) پرسید، در اوضاعی که مدعیان امامت، خلافت و ولایت بسیارند،
حجت خدا بر مردم چیست؟ امام رضع) از عقل نام برد. آن‌گاه ابن‌سکیت در محضر
امام هشتمع) گفت: هذا والله هو الجواب.آنان که منتظران واقعی
بقیةاللهعج)اند می‌باید اولوالالباب، اولوا البصائر و اولوا الابصار باشند
تا (أُولُوا بَقِیّةٍ) شوند و اولوا بقیة، یعنی نامداران صاحب بقا؛ آنانی
که ذات اقدس الهی بقای آنان را تثبیت فرمود که اینان غیر از علمای وارسته
نیستند.


منبع:شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.

ادامه دارد.................
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۵:۲۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #5
RE: چیستی و چرایی انتظار

چیستی و چرایی انتظار،بخش پنجم/
منتظر واقعیخبرگزاری
فارس: شناخت وجود مبارک امام زمان (عج) بی‌تردید معبر و گذر از جاهلیت به
سوی حیاتی معقول و باوری حیات‌بخش است و بر همین اساس، انتظار آن وجود
مبارک نیز حیات‌بخش خواهد بود.












اشاره


در قسمت گذشته به انتظار فرج و روایات وارد شده از معصومین: در این زمینه
پرداختیم و گفتیم که انتظار پیروان اهل‌بیت عصمت و طهارت: با انتظار
دیگران تفاوتی عمیق دارد. شرایط تحقق حقیقت انتظار و موضوعاتی همچون ارزش
انتظار و کرامت منتظر؛ بهترین راه، برترین انتظار؛ عقل، راهبرد انتظار
حقیقی از جمله موضوعاتی بود که مورد بررسی قرار گرفت.


منتظر


آنان که به حقیقت انتظار بار یافتند، منتظران واقعی‌اند که چشم دل به صبح
دیدار امام عصرشان دوخته‌اند و در مسیر آماده‌سازی ظهورش در تلاش و
تکاپویند. آن‌که بخواهد در ظلمات عصر غیبت امام عصر (عج) از مرگی جاهلانه
رهیده و به حیاتی عقلانی دست یازد و در زمرة اهل سعادت قرار گیرد، ناگزیر
از معرفت به وجود امام معصوم زمان خویش است؛آن‌گاه چون امامت را و امام
خویش را در پرتو معرفت توحید و نبوت شناخت، برنامه‌های حکومت و دولت کریمه
امام خویش را خواهد شناخت، تا بداند در برابر چنین امام و چنان حکومتی، چه
وظیفه‌ای بر عهده دارد.


کسی که وظیفه خود را در راستای تحقق حکومت امام معصوم عصرش به روشنی
دریابد، تلاش می‌کند تا امر آن حضرت را در درون و برون احیا سازد و خویش و
جامعه‌اش را مهیای ظهور وجود مبارک امام زمانش کند؛ آن‌گاه چنین فردی
شایستگی می‌یابد تا بر اساس (یَهْدُونَ بِأمْرِنا)مجرای فیض عنایات ولیّ
خود شود و قلبش به نور معرفت و فروغ ایمان روشن گردد و چون قلب هدایت شد،
قالب نیز دنباله‌رو آن خواهد بود.


شناخت وجود مبارک امام زمان (عج) بی‌تردید معبر و گذر از جاهلیت به سوی
حیاتی معقول و باوری حیات‌بخش است و بر همین اساس، انتظار آن وجود مبارک
نیز حیات‌بخش خواهد بود.کسی که قلبش با چنین انتظار زنده‌کننده‌ای حیات
یافت، هرگز دچار ناامیدی نمی‌شود؛زیرا وعدة نصرت الهی را شنیده و به آن
باور دارد و به امید تحقق آن از حرکت و پویایی دست نخواهد کشید؛ چون
می‌داند وعده الهی تخلف نمی‌پذیرد و قطعاً محقق خواهد شد، بنابراین از پیِ
آن می‌رود تا جان خویش را که متعلّق وعده خدای سبحان است، اصلاح کند تا
هماره شایسته این بشارت باشد که (وَعَدَ اللّهُ الّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ
وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنّهُمْ فِی اْلأرْضِ کَمَا
اسْتَخْلَفَ الّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنّ لَهُمْ دینَهُمُ
الّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ
أمْنًا یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئًا).


خدای سبحان به اهل ایمان و عمل صالح نصرت را وعده داده است و بشارت
می‌دهد که آنان را جانشین انسان‌های صالح گذشته کند. مؤمن منتظر که خود اهل
ایمان و عمل صالح است، با اطمینان از نصرت الهی و امید مستحکم به بشارت
قرآن از یأس مبرّا خواهد بود و نور امید همواره از مشرق جانش خواهد تابید و
سرزمین قلب مؤمنش را روشن می‌سازد.


منتظر حقیقی


منتظران حقیقی ویّ عصر (عج) که به حق عارف ولایت اولیای الهی‌اند، از فیض
(إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ)برخوردارند؛ زیرا یا به دیدار و ادراک ظهور آن
حضرت مفتخر می‌گردند یا به منزلت کسانی می‌رسند که همراه حضرتش جهاد کرده
باشند. مسلّم، درجات و مراتب منتظران و یاوران آن حضرت در معرفت، ایمان و
انتظار ظهور او متفاوت است؛ اما بار یافتن به مقام (إحدَی الحُسنَیَین) به
فراخور مرتبه‌شان بهره همگی آنان خواهد بود.


دوست‌داران امام غائب در برابر منتظران امام قائم


بی‌شک، ظهور امام عصر (عج) و ایجاد حکومت عدل مهدوی (عج) با مبارزات
فراوانی همراه خواهد بود، چرا که سردمداران کفر و طغیان به راحتی پیام
عدالت‌گستر و حق محور امام عصر (عج) را بر نتابیده و با حضرتش به جنگ
خواهند پرداخت، بنابراین قیام آن حضرت با مجاهده و ایثار و نثار آغاز خواهد
گشت.


در عصر غیبت، کسانی منتظر حقیقی آن حضرت‌اند که از سویی بر اساس (الّذینَ
یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیامًا وَ قُعُودًا وَ عَلی‏ جُنُوبِهِمْ وَ
یَتَفَکّرُونَ فی خَلْقِ السّماواتِ وَ اْلأرْضِ)اهل معرفت و فکر و ذکرند و
با دعا و نیایش، خواست و اندیشه و راز و نیاز انسی دارند و از سویی دیگر،
براساس <لیعدنّ أحدکم لخروج القائم ولو سهماً>هماره آماده جهاد،
شهادت، حماسه، ایثار و نثارند.


زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته یا
نخواسته دوستدار امام غائب‌اند نه امام قائم؛ و چون آن حضرت ظهور کند، چنین
افرادی اولین کسانی‌اند که از او رخ برتابیده و دستورهای مبارزه‌آموز و
سیرت‌های مخاطره‌آمیزش را نادرست خواهند دانست.مطلوب اینان غائب آل محمد(ص)
است، نه قائم آل محمد(ص).


آنان که در کنار زهد و پارسایی در عرصه‌های علمی و عملی اهل میدان جهاد،
مبارزه و شهادت‌اند و خویش را برای یاری و حمایت امامشان (هرچند به آماده
ساختن یک تیر) مهیا کرده‌اند و آماده دفاع از مرز دین و حریم قرآن و
عترت‌اند و از غیر خدا نهراسیده و سلاح در کف، اهل زمزمه و مناجات‌اند،
منتظران راستین ولی عصر و مشتاقان قائم آل محمدند (عج).حال آن‌که می‌خواهد
صدق انتظارش را بیازماید، باید ببیند علاقه‌مند امام غائب است یا مشتاق
امام قائم، تا بداند منتظر حقیقی امام عصر است یا عنوان انتظار آن حضرت را
به گزاف بر خود بسته است.


آثار انتظار


1. امید به آینده


انتظار ظهور ولیّ عصر (عج) آثار و نتایج فراوان فردی و اجتماعی دارد.
امید به آینده‌ای روشن که سهم بزرگی در حرکت‌ها، کوشش‌ها و تلاش‌های فردی و
اجتماعی دارد، یکی از این آثار شمرده می‌شود و چه بسا یکی از جهات تأکید و
توصیه انتظار در لسان عترت طاهرین: لحاظ همین فایده بوده است؛ آن‌گونه که
امیر مؤمنان علی(ع) انتظار فرج را محبوب خدای سبحان دانسته و امید به رحمت
خدا را از آثار آن معرفی می‌کند: <انتظروا الفرج ولا تیأسوا من
روح‌الله، فإنّ أحبّ الأعمال إلی‌الله(عزّوجلّ) انتظار فرج>و حضرت
سیدالساجدین(ع)، انتظار فرج را از بزرگ‌ترین گشایش‌ها می‌شمارد: <انتظار
الفرج من أعظم العمل>.


2. اصلاح‌گرایی در عرصه‌های فردی و اجتماعی


آن‌که باور دارد که هیچ تلاشی برای اصلاح امور در غیبت ولیّ خدا ثمربخش
نیست، هرگز برای مبارزه با طاغوتیان و مقاومت در برابر دشواری‌ها انگیزه‌ای
نخواهد داشت؛ اما آنان که دل به انتظار راستین سپرده و قلبی مملو از امید
به ظهور امامشان دارند و می‌دانند که دیر یا زود صالحان، حاکمان زمین
خواهند بود و حق به صاحبانش باز می‌گردد و با محو ستم و بیداد امر جامعه
اصلاح و سامان می‌پذیرد، برای رسیدن به چنین جامعه‌ای خویشتن را اصلاح
خواهند کرد و در اصلاح جامعه خود نیز می‌کوشند، تا زمینه ایجاد و تشکیل آن
دولت کریمه را فراهم آورند.


بر همین اساس، آن که منتظر راستین مصلح جهانی است، هم صالح است و هم
مصلح. چنین کسی با اقتدا به دعای مولای خویش از خدای سبحان چنین می‌خواهد:
<اللّهمّ! إنّا نرغب إلیک فی دولة کریمة، تعزّ بها الإسلام و أهله و
تذلّ به النفاق و أهله و تجعلنا فیها من الدعاة إلی طاعتک والقادة إلی
سبیلک>.


3. تلاش، پویایی و پیشرفت در تمام عرصه‌ها


آن‌که منتظر راستین حجت خداست، هماره در تلاش و تکاپوست تا فرهنگ ناب
مهدوی (عج) از علم به عین آید و از گوش به آغوش؛ از این روست که هر متخصص
فن‌آوری که در مکتب انتظار آموخته گردیده است، در ارائه صحیح تخصّص
متعهدانه، هیچ قصوری روا نمی‌دارد.


اگر امام صادق(ع) فرمود: <لیعدنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً> ـ
یعنی منتظر ظهور آن حضرت حتی یک تیر هم که شد، آماده کند ـ صبغة تمثیل
دارد نه تعیین؛ زیرا متخصص نظامی، آمادگی رزمی وظیفه اوست و کارشناس
اقتصادی، رسالتش تلاش برای حل تورم، رفع بیکاری، تعدیل تقاضا و عرضه، تقلیل
فاصله رنج‌آور طبقاتی و تعطیل اسراف و اتراف و ترفّه است و مجتهد فقهی یا
حقوقی یا سیاسی، عهده‌دار جهل‌زدایی و ایستادگی در برابر هجوم فرهنگی و در
نهایت، تبیین و تعلیل و حمایت عالمانه از مبانی اعتقادی است.


4. تخلق به فضائل نفسانی


آن‌که به راستی امام خویش را موجود می‌داند و او را مظهر (هُوَ بِکُلّ‏ِ
شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ)، (هُوَ السّمیعُ الْبَصیرُ)و (هُوَ عَلی‏ کُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ
شَهیدٌ)می‌شناسد، هماره خویش را در محضر خلیفة الهی و امام معصوم خود
می‌داند، همان‌گونه که حضور خدای والا را در مرتبه‌ای بالاتر ادراک می‌کند و
آن‌گاه بر اساس آموزه‌های اساسی قرآن در محضر خدای سبحان و خلیفه او حیا
پیشه می‌کند و از درون و برون، خود را در مشهد حق و امام خویش دیده، و از
زشتی‌ها و معاصی دوری می‌کند و چنین انتظاری موجب تنزیه روح او شده، قلبش
را نورانی می‌سازد.


5. آمادگی برای ظهور


مجموعه آثار تحرک‌آفرین، امیدبخش و اصلاحگر انتظار راستین، منتظر صادق را
بدان سوی رهنمون می‌شود که چون وقت ظهور ناپیداست، می‌باید همواره واجد
شرایط و لوازم ظهور مهدی موجود موعود (عج) باشد و همین آمادگی و پرهیز از
تسویف و تأخیر، در اصلاح فرد یا جامعه، در بارور شدن فکر فردی و عقل جمعی
سهم به سزایی خواهد داشت.


6. استحقاق نگاه تشریفی اهل‌بیت


آن‌که منتظر راستین امام عصر (عج) است، بر اثر تخلق به اخلاق الهی گرد
حرام نمی‌گردد و جانش به گَرد معصیت غبار نمی‌گیرد و می‌کوشد در انجام دادن
واجب و دوری از معصیت که در رأس آموزش‌های فرعی اسلام است، قصور و تقصیر
روا ندارد. واجبات را عمل و از حرام‌ها دوری کند و فراخور توان خویش به
انجام دادن مستحب و ترک مکروه نیز اهتمام ورزد؛ و چون چنین کند، مطلوب
مولای خویش را به انجام رسانیده و مستحق عنایت خاص و نگاه تشریفی امام خویش
و سایر عترت طاهره: خواهد شد.


7. شکوفاسازی اندیشه‌ها


شکوفایی گنج‌های اندیشه انسان‌ها از برترین برنامه‌های وجود مبارک امام
عصر (عج) است، همان‌گونه که در بسیاری از روایاتِ ظهور حضرتش به اوج گرفتن
سطح آگاهی در عصر ظهور تصریح شده است.سیر طبیعی علوم از سویی و کوشش
بی‌وقفه علما و صاحبان عقل و دانش و فرهنگ از سویی دیگر، سبب گسترش مباحث و
معارف علمی و زمینه رشد فکر و شکوفایی اندیشه را فراهم می‌آورد. این حرکت و
جنبش علمی که با تألیف کتاب یا سایر دستاوردهای علمی و فکری و به دست علما
که سربازان واقعی و منتظران حقیقی امام عصر (عج) اند به وجود می‌آید،
فتنه‌های برخاسته از خواسته‌های نفسانی برای خاموش کردن چراغ عقل را ناکام
می‌گذارد و سبب تعالی اندیشه و دانش خواهد گشت.


8. باریابی به مقام اعتماد


انسان منتظر که در پرتو یقین به حضور ذات اقدس الهی و ادراک محضر امام
عصر خویش در میدان جهاد اوسط و اکبر به مبارزه با شیطان درون و بیرون قیام
می‌کند، می‌تواند تا بدان پایه اوج گیرد که امام معصوم به منظور تجلیل از
او و تشویق سایر صحابه به پژوهشگری و پرهیزکاری سخن او را در اثنای قول
خویش یادآور می‌شود و از او سخن نقل کند، همان‌طور که امام باقر(ع) میان
شاگردانش به سخنی از ابوذر استناد فرمودند.گرچه ابوذر با همه جلالت شأنش
معصوم نیست تا سخنش چونان کلام معصوم(ع) حجت باشد، چون معصوم(ع) سخن او را
نقل فرموده است، روشن می‌شود که بر سخن او صحه گذارده است.


هر چند ولیّ معصوم به نقل قول از غیر معصوم نیاز ندارد، با چنین کاری،
الگوسازی می‌کند و می‌آموزاند که انسان بر اثر مجاهده با نفس و ادراک حضور
خدای سبحان و ولیّ الله عصر خویش می‌تواند تا بدان پایه اوج گیرد که مورد
اعتماد امام(ع) باشد، به گونه‌ای که امام معصوم از او نقل قول کند.


9. ورود به جایگاه رفیع <منّا اهل البیت>


مقام والای عترت طاهره که همان <مقام محمود عندالله>است، از
بالاترین مراتب تقرب به خدای سبحان و آرزوی هر مؤمن صاحب معرفتی است؛ گرچه
استقرار در این مقام، یعنی در رتبه عترت طاهره: میسور و مقدور افراد عادی
نیست. از آنجا که هر حقیقت موجودی مراتب فراوانی دارد، ورود به چنین
جایگاهی بر حسب مرتبه وجودی هر سالک صادقی، میسور و مقدور است.


چه بسا منتظران صالح و صادق حجت منتظر (عج) که خویش را در عرصه جهاد اوسط
و اکبر پرورده و به بارگاه قبول اهل‌بیت: باریافته‌اند و مشمول نظرة
رحیمیة آنان گشتند و مس وجودشان بر اثر نگاه کیمیایی عترت طاهره گرانبها
شده است، در خور مرتبه وجودی‌شان به مقام محمود اهل‌بیت: باریابند و مدال
<منّا أهل البیت> را بر گردن آویزند، همان‌گونه که بزرگانی نظیر فضّة
خادمه3، ابوذر، سلمان، و... به لطف ارتباط راستین با ولیّ زمانشان بدین
بارگاه بار یافته و بدان افتخار مفتخر شدند.


فضه3، خادمة خانة نورانی علوی و فاطمی است که روزگاری مس وجودی نداشت؛
ولی به برکت وجود کیمیا اثر خاندان عترت، طلایش گردانید و تا مقامی بار
یافت که در فضیلت (وَ یُطْعِمُونَ الطّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکینًا وَ
یَتیمًا وَ أسیرًا)با موالیانش شرکت جست و به افتخار <منّا اهل
البیت> رسید.


منبع:شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.

ادامه دارد............
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۵:۲۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #6
RE: چیستی و چرایی انتظار

چیستی و چرایی انتظار،بخش ششم و پایانی/
پویایی و تلاش لازمه جدایی ناپذیر انتظارخبرگزاری
فارس:کسانی که به انتظاری تهی از رزم‌آوری و مجاهده دل خوش می‌دارد و گمان
می‌کند بی‌آمادگی برای جهاد و شهادت می‌توان منتظر موعود موجود بود، خیالی
باطل دارد و کار انتظارش به سامان نخواهد رسید.












اشاره


آنان که به حقیقت انتظار بار یافتند، منتظران واقعی‌اند که در مسیر
آماده‌سازی ظهور در تلاش و تکاپویند. منتظران حقیقی ولی عصر یا به دیدار و
ادراک ظهور آن حضرت مفتخر می‌گردند یا به منزلت کسانی می‌رسند که همراه
حضرتش جهاد کرده باشند. منتظر حقیقی کسی است که آماده جهاد و شهادت، حماسه و
ایثار است، نه زاهد عابدی که پیوندی با جهاد و شهادت ندارد.*


تکالیف و وظایف منتظران


1. امام‌شناسی


دعای نورانی وجود مبارک امام صادق(ع) ـ‌ چنانچه گذشت ـ نخستین وظیفه
انسان اهل انتظار را تبیین می‌کند: «اللّهمّ! عرّفنی نفسک، فانّک إنّ لم
تعرّفنی نفسک لم أعرف نبیّک. الّلهمّ! عرّفنی رسولک، فإنّک إن لم تعرّفنی
رسولک لم أعرف حجّتک. اللّهمّ! عرّفنی حجّتک، فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک
ضللت عن دینی».(1)شناخت امامت و امام، اولین وظیفه مؤمن اهل انتظار است، که
بر اساس معرفت توحید و شناخت نبوّت استوار می‌گردد، چون دانستیم پیامبر
خلیفه خداوند است و براساس امر و وحی او سخن می‌گوید و کار می‌کند، آن‌گاه
می‌بایست امام را در پرتو معرفت پیامبر بشناسیم، وگرنه می‌پنداریم مسئله
امامت را می‌توان تحت لوای سقیفه به سامان رسانید.


از آنجا که امامت جز نیابت رسالت نیست و نائب جز سخن منوب عنه را
نمی‌گوید، آن که منوب عنه را شناخت، به معرفت نائب او بار می‌یابد و چون
بدین پایه رسید، مشکلات علمی و عملی‌اش حل خواهد شد؛ یعنی وقتی به این
معرفت بار یافت و از مجرای امامت و نبوّت به توحید مرتبط شد، آن‌گاه در فکر
و عمل، به غیر دین سر نخواهد سپرد و در تمامی عرصه‌های زندگی دین‌سالار
خواهد بود. در عرصه امور اجتماعی، به مردم سالاری غیر دینی تن نخواهد داد و
قانون را بر محور «امرالله» خواهد دانست نه «امر الناس»، از این‌رو به
قانونی جز قوانین الهی که از بیان و بنان و تبیین مقام والای نبوّت و امامت
جاری می‌گردد تسلیم نخوهد شد.


2. پویایی و تلاش


ادراک صحیح و روشن معنای انتظار اقتضا می‌کند که انسانِ منتظر حرکتی
دائمی و تلاشی پویا داشته باشد، تا بر اثر آن خود و جامعة خویش را مهیای
ظهور امام منتظر(عج) سازد. فرمایش وجود مبارک امام صادق(ع) که «لیعدنّ
أحدکم لخروج القائم ولو سهماً»(2) چراغ روشنایی بخش این راه خجسته است.


لحظه میمون ظهور ناپیداست و این خود سبب می‌شود تا هر لحظه بی‌صبرانه در
انتظار طلوع مبارکش باشیم. این انتظار عاقلانه در پرتو کلام نورانی صادق آل
محمد(ص) ما را بر آن می‌دارد که خویش را با حرکت و تلاش در راه
استعدادیابی و زمینه‌سازی ظهور حضرتش و فراخور خود حتی به اندازه مهیا کردن
تیری، آماده حضورش سازیم. آنچه هست این تیر، گاه تیر بیان و بنان است و
گاه تیری درخور سایر عرصه‌‌های علمی و نظامی.


یا باید توانمند باشیم که معارف الهی را شرح و تفسیر کنیم و توسعه دهیم و
نشر و ابلاغ کنیم و با تمییز عقل از حسّ و قیاس و وهم و استحسان و خیال و
مغالطه، در صیانت این چراغ نورانی بکوشیم؛ یا با تسلط به فن‌آوری‌های
گوناگون در عرصه‌های مختلف به ویژه در زمینه دفاع نظامی مهیّای رویارویی با
آنانی باشیم که زعم خاموشی شعله فروزان وحی را در سر می‌پرورانند، گرچه
داشتن هر دو سلاح، مطلوب‌تر است.آن‌که به انتظاری تهی از رزم‌آوری و مجاهده
دل خوش می‌دارد و گمان می‌کند بی‌آمادگی برای جهاد و شهادت می‌توان منتظر
موعود موجود بود، خیالی باطل دارد و کار انتظارش به سامان نخواهد رسید.


3. تخلق به کرائم اخلاقی


شکی نیست که منتظران وجود مبارک ولیّ عصر(عج) که در مکتب انتظار صادقانه
درس صلاح و اصلاح آموخته‌اند، می‌باید افزون بر دعای زبانی برای تعجیل در
فرج وجود مبارک امامشان، با زبان حال و استعداد نیز چنان باشند. بر همین
اساس، آن‌که انتظارش حقیقی و ترقّبش صادق باشد، می‌تواند از عمق جان خویش
با زبان حال و قال فرج میمون و خجسته امام خویش را از خداوند سبحان مسئلت
دارد.برای نیل به چنین مرتبه‌ای انسان منتظر می‌بایست به دانش خود عمل کند و
مجهولات را بپرسد؛ نیز خیرخواه همگان باشد و کینه کسی را در دل نپرورد،
چرا که قلب کین‌آلوده شایسته بذرافشانی معرفت و محبت ولیّ عصر(عج) نیست.


منتظر حقیقی را بایسته است که به غیر خدا تکیه نکند و جز به او امید
نبندد و مراقب سرزمین قلبش باشد و این کالای ثمین را به ثمن بخس شهوت و
غفلت نفروشد، زیرا ارائه دهنده چنین کالایی جز دشمن آشکار انسان نیست و
ابلیس چون چنین معامله‌‌ای کند، ثمن و مثمن را با هم می‌برد و چیزی جز
خسران و زیان بهره فروشنده نخواهد شد.


ترک تعلق به مظاهر دنیای مذموم، زمینة طهارت روح و پاکی ضمیر انسان منتظر
را فراهم می‌آورد؛ آن‌گاه به لطف خدای سبحان صاحب شامّه‌ای می‌شود که نه
تنها با این شامّه بوی خوش یار را در می‌یابد، رایحة عفن دنیازدگی،
دنیاخواهی، نفاق و تفرقه‌افکنی را نیز تشخیص می‌دهد و از حریم هلاکت‌بار آن
نیز دوری خواهد کرد.


4. تعالی فرهنگ، مدیریت، شهامت و شجاعت


معنای حقیقی انتظار،‌ تحصیل شرایط حضور و ظهور ولیّ عصر(عج) است و هر که
در این مسیر مجاهده نکند، انتظارش به حقیقتِ انتظار موصوف نمی‌شود.بر پایه
روایات تشریح وقایع پس از ظهور، هنگام قیام ولیّ عصر(عج) دست لطف الهی بر
سر امت کشیده و عقل‌هایشان کامل می‌گردد و بردبار می‌شوند. این رشد و
بالندگی چیزی نیست که نیازی به زمینه‌سازی نداشته و انسان‌ها ناگاه و
یک‌باره از نادانی به دانایی رسند.


تعالی سطح فرهنگ، تعقل و فهم عمومی، نخستین زمینه لازم جهت ادراک پیام
انسان کامل و ظهور ولیّ مطلق خداست و این مهم از گرانمایه‌ترین وظایف
منتظران آن حضرت است، زیرا جامعه‌ای که از سطح فرهنگ والاتر و بالاتری
برخوردار باشد، معارف الهی را که امام(ع) عرضه خواهد کرد بهتر ادراک و در
برابر هجوم امواج جهل و کینه بهتر ایستادگی و دفاع می‌کند. نه خود گرفتار
جهل و تجاهل می‌گردد و نه اجازه‌ می‌دهد از جهل دیگران سوء استفاده شود.


وظیفه دیگر اهل انتظار، رشد و تعالی بخشیدن به تدبیر امور، مدیریت‌های
اجتماعی و اکمال ملکات شهامت و شجاعت است، زیرا دین و اجرای احکام حیات‌بخش
آن همواره به این چهار عنصر محتاج است و به فرموده امام باقر(ع) شجاعت،
صلابت و نفوذ در اجرای احکام الهی از ویژگی‌های یاران وجود مبارک امام
زمان(عج) است: «اجری من لیث و أمضی من سنان»(3) و چون جامعه اسلامی در رشد و
تعالی فرهنگ و خردورزی از سویی و بالندگی شجاعت، شهامت و مدیریت از سوی
دیگر به نصاب خود رسید، زمینة ظهور حجت مطلق الهی فراهم می‌گردد.


5. اقتدا به سنت و سیره پیامبر(ص) و امامان((ع))


امام عصر(عج) احیا کنندة آموزه‌های نورانی قرآن و معارف پیامبر اکرم(ص) و
ائمّه هدیٰ((ع)) است. رهاورد امام عصر(عج) همان اسلام ناب و معارف والایِ
پیامبر عظیم المنزله اسلام است که از خزائن الهی عرضه داشت و امامان
معصوم((ع)) یکی پس از دیگری این حقیقت را در بیان و سیره خویش پاس
داشتند.راه امام عصر(عج) جز راه قرآن و عترت نیست و منتظر امام عصر(عج)،
می‌بایست با قرآن و آموزه‌هایش از سویی و با سیره و معالم عترت از سویی
دیگر آشنا باشد، تا بتواند خویش را در پرتو انوار روح‌بخش آن‌ها نهد و با
اقتدای به آنان خود را برای حضور در محضر امام زمان(عج) آماده سازد.


ارتباط با امام زمان(عج)


عترت طاهره که یکی از دو ثقل به جا مانده از رسول‌گرامی(ص) است، همتای
قرآن و همدوش آن است و بر همین اساس، احکامی که دربارة قرآن ثابت است، در
مورد عترت طاهره نیز ثابت خواهد بود،از این‌رو ارتباط با امام عصر(عج) نیز
زندگی‌بخش و تأمین کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است، چون نبی مکرم
اسلام(ص) ـ چنانچه قبلاً بیان شد ـ عدم معرفت و پذیرش ولایت امام معصوم
زمان را مایه مرگ جاهلی بر شمردند و آنچه نبودش مرگ جاهلانه می‌آورد، بودنش
حیات عاقلانه را تأمین خواهد کرد و آن‌که معرفت و ولایت را فهمید، همواره
خویش را در معرض ارتباط با امام معصوم عصر خویش می‌نهد.


چگونگی ارتباط با امام زمان(عج)


تشرف بی‌واسطه و مستقیم به محضر نورانی امام زمان(عج) لیاقت و
شایستگی‌هایی ویژه می‌خواهد، از این‌رو تنها اوحدی از موحدان به باریابی
محضر مطهرش توفیق می‌یابند.آنچه برای همگان ضروری و میسور است، ایجاد و حفظ
ارتباط روحی و معنوی با آن حضرت است که در پرتو رعایت ادب حضور و ارتباط
با آن حضرت تحصیل خواهد شد.انجام دادن مستحبات و اعمال صالح به نیابت از آن
حضرت و اهدای ثواب آن به ارواح طیّب عترت طاهره((ع)) از بهترین راه‌هایی
است که می‌تواند ارتباط انسان با آن وجود مبارک را تأمین کند و بهترین حالت
در چنین نیابتی، آن است که انسان در برابر عمل خویش از آن امام خواسته‌ای
نداشته باشد، چرا که از قدر عملش می‌کاهد.


البته این سخن بدین معنا نیست که انسان اگر مشکل خاصی دارد، با امام خویش
در میان نگذارد و از او نطلبد؛ بلکه مقصود آن است که در انجام دادن اعمال
صالح به نیابت از آن حضرت، طلبی نداشته باشد و پیشنهادی ندهد تا آنان در
خور خویش عطا کنند؛ نه در اندازة مطلوب محدود ما. آنان چون در خور خویش عطا
کنند، هم قابلیت و ظرفیت می‌بخشند و هم مقبول و مظروف.


ادعای بابیّت و سفارت از ولی‌ّ عصر(عج)


ارتباط با امام زمان(عج) آرزوی هر منتظر مشتاق و افتخار والای هر صاحب
معرفتی است؛ اما این کالای ثمین به اقتضای قدر والای خود در کنار اولیای
بی‌ادعایی که از خورشید آن کسب نور کرده‌اند، همواره به مدعیانی مبتلا بوده
است که ادعای ارتباط با قلب عالم را وسیلة نیل به اهداف روا یا ناروای
خویش قرار داده و خواسته یا ناخواسته رهزن مؤمنان مشتاق اما ساده‌دلی
شده‌اند که دائماً تشنة رسیدن خبری یا رؤیت اثری از جان جانان عالم‌اند.


هر منتظر متعقلی، ضروری است با شناخت راه‌های اصیل ارتباط با ولیّ
عصر(عج) از سویی و معرفت مدعیان ارتباط از سویی دیگر، خویش و جامعه را از
در افتادن به وادی وهم و خرافه که مورث گمراهی است رهایی بخشد.دو واژه
«بابیت»(4) و «سفارت» دربارة کسانی به کار می‌رود که مدعی رابطه با امام
عصر(عج) بوده و ادعا می‌کنند که از امام(ع) دستورهایی به آن‌ها رسیده
است(5)؛ یعنی به امام معصوم(ع) دسترسی یافته و آموزه‌هایی را از آن حضرت
گرفته‌اند که در این صورت آن آموزه‌ها برای او و آنانی که این سخنان را از
وی ـ که واسطه میان امام(ع) و دیگران شده است ـ می‌شنوند، حجت شرعی و
دستوری الهی است، این معنای حقیقی چنین ادعایی است، گرچه مدعیان ارتباط با
حضرت ولی عصر(عج) به آن تصریح نکنند.


گفتنی است نیل به زیارت وجود مبارک صاحب الامر(عج) که از آن به ملاقات
تعبیر می‌شود، غیر از ادعای بابیت یا سفارت از سوی آن حضرت است. بی‌شک،
ملاقات و زیارت آن حضرت امری محال نیست، همان‌گونه که برخی از انسان‌های
صالح در عصر غیبت به این سعادت رسیده‌اند و نیز بهره‌برداری از هدایت باطنی
آن حضرت نیز امری مسلّم و مقبول است که همواره شایستگان از آن مستفید
گشته‌اند.میان این دو معنا از بهره‌مندی و ارتباط با امام معصوم و ادعای
بابیت و سفارت، فاصله عمیقی است که بر اهل بصیرت پوشیده نیست.


براساس حکم عقل و برآیند دستورهای نقل، تکذیب مدعیان سفارت و تلقی حکم یا
پیام از سوی آن امام، وظیفه دوستان و منتظران واقعی آن حضرت است(6)؛ چرا
که با گشوده شدن چنین بابی و پذیرفتن ادعای آنان فضایی ساخته خواهد شد تا
هر روز بلکه هر لحظه، کسی با چنین داعیه‌ای دیگران را به خویش و پیام
ادعایی خود بخواند و چه بسا که در این میان، مدعی تغییر یا تبدیل یا جعل
احکام اسلامی گردند، که خود هرج و مرج می‌آفریند. بر این اساس، نه تنها
تکذیب چنین کسانی واجب است؛ بلکه هر گونه عملی که به تقویت آنان انجامد، به
بداهت عقل و براساس معاونت بر اثم، حرام خواهد بود.


در عصر غیبت کبرای ولیّ عصر(عج) برای رهایی از بی‌سر و سامانی و نجات از
بلاتکلیفی از سوی ائمه هدی((ع)) امت اسلامی به اطاعت از فقیه جامع شرایط
مأمور و موظف گردیده است تا در فروع دین، یا کارشناسی شده یا با استناد به
نظر کارشناس امین و عادلی که توانایی استنباط احکام شرعی از ادله عقلی و
نقلی را دارد زندگی کرده و اعمال فردی و اجتماعی خویش را انجام دهند.


نه خواب و رؤیا و نه ادعای ارتباط و تلقی ارشاد از امام معصوم(ع) هیچ
کدام در تعیین تکلیف عملی جامعه در ارتباط با امام عصر ارزش و اعتباری
ندارد؛ زیرا اولاً امت اسلامی به تبعیت از آن امر نشده‌اند و ثانیاً هیچ
ضابطه و قانونی برای اثبات صدق رؤیاها یا ادعاها وجود ندارد، تا بتوان صحیح
آن را از سقیم تشخیص داد؛وگرنه باید پذیرفت که در هر گوشه‌ای کسی سری
بردارد و با ادعای دیدن رؤیایی یا تلقی امری وظیفة شرعی تازه خاصی را بیان
سازد که در این صورت بر هیچ عاقلی پوشیده نمی‌ماند که نه دین خدا از تحویل و
تبدیل در امان می‌ماند و نه مسلمانانِ منتظر، سیرِ نورانی انتظار را به
سلامت می‌پیمایند، چون دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و نظام فقهی و اجتماعی
اسلام و جامعه اسلامی در هم می‌پاشد.


باید هماره به یاد داشت در عصر غیبت کبری باب سفارت و نیابت خاص آن حضرت
بسته است و هیچ کس جز «کذّاب مفتر» چنین ادعایی نخواهد داشت و ارتباط
عاشقان منتظر با امام منتظر(عج) از طریق عمل به فتاوای نواب عام حضرتش
تأمین می‌شود؛ اما هماره باید مراقب بود بر اثر محبت به نواب عام آن حضرت
به دام افراط گرفتار نیاییم و حکم نائب خاص را به نواب عام تسرّی نبخشیم،
که هر افراط و تفریطی در نادانی ریشه دارد: «لاتری الجاهل إلاّ مفرطاً أو
مفرِّطاً».(7)


پی‌نوشت:


*.مطلب حاضر، خلاصه‌ای از کتاب شریف <امام مهدی(عج)، موجود موعود>،
تراوشی از خامه استاد آیت‌الله جوادی آملی درباره حضرت بقیة الله(عج)
می‌باشد.

1. اصول کافی، ج 1، ص 337.

2. الغیبة، نعمانی، ص 320.


3. بصائر الدرجات، ص 24؛ بحارالانوار، ج 52، ص 318.


4. این واژه که امروزه برای فرقه‌ای ساخته و پرداخته دست استعمار، عَلَم گردیده، در معنای اصطلاحی خود (واسطه) به کار رفته است.

5. ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص 88.


6. مانند آنچه در نامة آخرین امام(عج) به آخرین نائب خاص خویش مرقوم
فرمود: «سیأتی شیعتی من یدعی المشاهدة. ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج
السفیانی والصیحة فهو کاذب مفتر»؛ کمال الدین، ج 2، ص 193؛ الاحتجاج، ج 2، ص
556 (با اندکی اختلاف).

7. نهج البلاغه، حکمت 70.


منبع:شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۵:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  بیا اینجا برای سلامتی امام زمان(عج) صلوات بفرست admin 6,387 458,487 ۱۰-۱۲-۱۳۹۴ ۰۳:۴۴ عصر
آخرین ارسال: tanha37
  صلوات خاصه امام رضا baranpayizi 135 8,061 ۳-۲-۱۳۹۴ ۰۸:۳۰ عصر
آخرین ارسال: امشاسپند
  تا وارد انجمن شدید یک دعای فرج برای امام زمان بخونید. آرشین1 610 35,924 ۳۰-۱-۱۳۹۴ ۱۰:۱۲ عصر
آخرین ارسال: mahya28
Heart دعا برای امام زمان "عج الله تعالی فرجه الشریف" فاطمه313 0 775 ۲۴-۱-۱۳۹۴ ۱۲:۲۳ عصر
آخرین ارسال: فاطمه313
  حرف دلتو به امام زمان بگو mahya28 3 1,038 ۱۵-۱۲-۱۳۹۳ ۰۷:۰۳ عصر
آخرین ارسال: mahya28


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان