درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۶-۸-۱۳۹۷, ۱۱:۵۹ صبح



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
سیرى‌ در مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌ نگارى‌ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر
نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #1
سیرى‌ در مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌ نگارى‌ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر

بخش اول/
سیرى‌ در مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌ نگارى‌ عاشورا از آغاز تا عصر حاضرخبرگزاری
فارس: مقتل‌نویسان‌ و مورخان‌ تاریخ‌ عاشورا، اخبارمربوط‌ به‌ واقعه‌
عاشورا و کیفیت‌ نبرد و شهادت‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» و یارانش‌ را در
یک‌ جا جمع‌ کرده‌ و آن‌ آثار، محل‌ گردآورى‌ ‌ اخبار شده‌ است‌.












چکیده‌


پژوهش‌ حاضر در دو مقطع‌ کلى‌ به‌ شناسایى‌ و معرفى‌ مقاتل‌ و
نگاشته‌هاى‌ مربوط‌ به‌ تاریخ‌ عاشورا از آغاز تا عصرحاضر مى‌پردازد. مقطع‌
نخست‌ در دو بخش‌ سامان‌ یافته‌ که‌ در بخش‌ اول‌ آن‌ به‌ شناسایى‌ و
معرفى‌ فهرست‌ وار مقاتل‌از آغاز تا قرن‌ هفتم‌ پرداخته‌ و در بخش‌ دوم‌،
معرفى‌ توصیفى‌ آثار موجود در تاریخ‌ عاشورا تا قرن‌ هفتم‌، صورت‌
گرفته‌است‌. اما مقطع‌ دوم‌ که‌ درباره‌ مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ قرن‌ هشتم‌
تا چهاردهم‌ است‌، نیز شامل‌ دو بخش‌ است‌.


در بخش‌نخست‌، پس‌ از بیان‌ یک‌ مقدمه‌، به‌ شناسایى‌ و معرفى‌ چند اثر
مهم‌ از قرن‌ هشتم‌ تا عصر حاضر پرداخته‌ و در بخش‌دوم‌، مهم‌ترین‌ آثار
قرن‌هاى‌ معاصر که‌ نقش‌ به‌ سزایى‌ در تحریف‌ و ارائه‌ گزارش‌ نادرست‌ و
جعلى‌ و در برخى‌ موارد، افسانه‌اى‌، درباره‌ قیام‌ عاشورا داشته‌اند،
شناسایى‌ و معرفى‌ شده‌ است‌.


این‌ پژوهش‌ به‌ سبب‌ گستردگى‌، در سه‌ قسمت‌، ارائه‌ مى‌شود: قسمت‌ اول‌
و دوم‌ آن‌ مربوط‌ به‌ مقطع‌ نخست‌ (از آغازتا قرن‌ هفتم‌ و شامل‌ دو
بخش‌) است‌ که‌ در این‌ شماره‌ و شماره‌ بعدى‌ به‌ چاپ‌ مى‌رسد و قسمت‌
سوم‌ آن‌ که‌ مربوط به‌مقطع‌ دوم‌ است‌، انشاء الله‌ در شماره‌ 16 زمستان‌
سال‌ 1386 به‌ چاپ‌ خواهد رسید.


مقدمه‌


بى‌تردید واقعه‌ عاشورا در میان‌ حوادث‌ قرن‌هاى‌ نخستین‌ پس‌ از ظهور
اسلام‌، مهم‌ترین‌ و تاثیرگذارترین‌ حادثه‌ تلقى‌شده‌ و از ابعاد گوناگون‌
بیشترین‌ اهمیت‌ را در میان‌ دیگر حوادث‌ تاریخى‌ به‌ خود اختصاص‌ داده‌
است‌. عظمت‌ واهمیت‌ خاص‌ این‌ رخ‌داد تاریخى‌ موجب‌ شده‌ که‌ از همان‌
روزهاى‌ نخستین‌ پس‌ از حادثه‌، کسانى‌ نقش‌ گزارش‌گر راایفا کرده‌ و
تفصیل‌ ماجرا را براى‌ دیگران‌ بازگویند. اینان‌ همان‌ شاهدان‌ عینى‌
حادثه‌ بودند که‌ به‌ گونه‌اى‌ در کربلاحضور داشته‌ و از نزدیک‌ شاهد
رخ‌دادها بودند.

در میان‌ این‌ گروه‌، در یک‌ سو، بازماندگان‌ کاروان‌ حسینى‌ به‌
عنوان‌موثق‌ترین‌ گزارش‌گران‌ این‌ حادثه‌، و در راس‌ آنان‌ امام‌
سجاد«علیه‌السلام‌»، و در سوى‌ دیگر، برخى‌ از افراد سپاه‌دشمن‌ بودند. بر
این‌ دو، باید روایات‌ امامان‌ معصوم‌ شیعه‌«علیهم‌السلام‌» را نیز افزود
که‌ به‌ مرور، هر چه‌ از تاریخ‌حادثه‌ دورتر مى‌شدند، براى‌ احیاى‌ یادِ
این‌ رخ‌داد، گوشه‌هایى‌ از آن‌ را باز مى‌گفتند. مجموعه‌ این‌ روایات‌ و
گزارش‌ها، رفته‌ رفته‌ از شکل‌ شفاهى‌ خارج‌ و صورت‌ مکتوب‌ به‌ خود گرفت‌.

آن‌گاه‌ که‌ هنوز تاریخ‌ و دیگر علوم‌ اسلامى‌، از حدیث‌ متمایز نشده‌
بود و نوشته‌هاى‌ حدیثى‌، مجموعه‌اى‌ از احادیث‌مربوط‌ به‌ رشته‌ها و
گرایش‌هاى‌ مختلف‌ را در برمى‌گرفت‌، جست‌وجوى‌ روایات‌ مربوط‌ به‌ ماجراى‌
کربلا نیز درلابه‌لاى‌ آثار حدیثى‌ ممکن‌ بود؛ اما رفته‌رفته‌، همراه‌ با
تمایز موضوعى‌ اخبار و روایات‌، آثارى‌ با عنوان‌
«مقتل‌الحسین‌«علیه‌السلام‌»» یا با عناوین‌ مشابه‌، و مشتمل‌ بر روایاتى‌
که‌ به‌ گونه‌اى‌ درصدد بیان‌ مقدمات‌، اصل‌ واقعه‌ وحوادث‌ و پیامدهاى‌
آن‌ بودند، پدید آمد.

از آن‌ زمان‌ تاکنون‌، «مقتل‌ نگارى‌» بخش‌ مهمى‌ از تاریخ‌ نگارى‌
اسلامى‌ را به‌خود اختصاص‌ داده‌ و سیر تاریخى‌ و فراز و فرودهاى‌ خاصى‌
داشته‌ و تحول‌ و دگرگونى‌هایى‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ است‌که‌ در این‌ پژوهش‌
به‌ آن‌ پرداخته‌ مى‌شود.


این‌ نوشتار در دو بخش‌ کلى‌ به‌ شناسایى‌ و معرفى‌ مقاتل‌ و آثار مکتوب‌
مربوط‌ به‌ تاریخ‌ عاشورا مى‌پردازد. در بخش‌نخست‌، ابتدا آثار یاد شده‌
از آغاز تا قرن‌ هفتم‌ به‌ صورت‌ فهرست‌وار معرفى‌ شده‌ و سپس‌ در ادامه‌،
مقاتل‌ ونگاشته‌هاى‌ به‌جاى‌ مانده‌ مربوط‌ به‌ تاریخ‌ عاشورا تا قرن‌ یاد
شده‌، معرفى‌، توصیف‌ و نقد و بررسى‌ شده‌ است‌. اما دربخش‌ دوم‌ که‌ آثار
تاریخ‌ عاشورا از قرن‌ هشتم‌ تا چهاردهم‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌ است‌،
ابتدا به‌ توصیف‌ و نقد و بررسى‌چند اثر مهم‌ در این‌ دوره‌ پرداخته‌ و در
پایان‌ چند اثر مهم‌ قرن‌هاى‌ اخیر که‌ در تحریف‌ گزارش‌ این‌ واقعه‌، نقش‌
به‌سزایى‌ داشته‌ و باید آن‌ها را به‌ عنوان‌ «منابع‌ تحریف‌ گستر»
شناخت‌، معرفى‌ شده‌ است‌.


پیش‌ از پرداختن‌ به‌ بحث‌ اصلى‌، تذکر دو نکته‌ ضرورى‌ است‌: یکى‌ آن‌
که‌ دایره‌ بحث‌ این‌ نوشتار، منابع‌ و آثارى‌ است‌که‌ درباره‌ تاریخ‌
عاشورا و شرح‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» و یارانش‌ نگاشته‌ شده‌
است‌، اعم‌ از آن‌ که‌ به‌ نام‌ مقتل‌باشد یا به‌ نام‌ دیگرى‌. هم‌چنین‌
محور این‌ بررسى‌، منابعى‌ است‌ که‌ در حد قابل‌ اعتنا و چشم‌گیر، به‌
تاریخ‌ عاشوراپرداخته‌ و نسبتاً از قدمت‌ تاریخى‌ برخوردارند، اعم‌ از
کتاب‌هاى‌ تاریخ‌ ائمه‌«علیهم‌السلام‌»، تاریخ‌ عمومى‌، منابع‌مربوط‌ به‌
تراجم‌ و شرح‌ حال‌ نگارى‌ها و... .


دوم‌، آن‌ که‌ در این‌ بررسى‌، همه‌ آثار مربوط‌ به‌ تاریخ‌ عاشورا تا
قرن‌ هفتم‌ که‌ ویژگى‌هاى‌ یاد شده‌ را داشته‌، شناسایى‌ ومعرفى‌ شده‌،
زیرا تا این‌ قرن‌، آثارى‌ نگاشته‌ شده‌ است‌ که‌ برخى‌ از گزارش‌هاى‌
آن‌ها برگرفته‌ از آثار مقتل‌نویسان‌ کهن‌است‌ که‌ اکنون‌ اثرى‌ از
نگاشته‌هاى‌ آنان‌ نیست‌.


اما از قرن‌ هشتم‌ به‌ بعد، چنین‌ رویکردى‌ وجود ندارد. به‌ تعبیر دیگر،
تا قرن‌ هفتم‌ برخى‌ از مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ کهن‌، مانند مقاتل‌ هشام‌
کلبى‌، ابن‌ ابى‌ الدنیا، ابوعبید قاسم‌ بن‌ سلام‌ هروى‌، ابوعبیده‌
مَعْمَر بن‌ مُثَنّى‌ و... نزد مقتل‌نویسان‌ و مورخان‌ تاریخ‌ عاشورا بوده‌
است‌ و از گزارش‌هاى‌ آن‌ها در آثار خودبهره‌ برده‌اند که‌ اگر این‌
نگاشته‌ها نادیده‌ گرفته‌ شود، در واقع‌، بخشى‌ از گزارش‌هاى‌ نگاشته‌هاى‌
کهن‌ تاریخ‌ عاشورا که‌اکنون‌ اصل‌ آن‌ها باقى‌ نمانده‌، نادیده‌ گرفته‌
شده‌ است‌.

اما گزارش‌هاى‌ نگاشته‌هاى‌ قرن‌ هشتم‌ به‌ بعد یا همان‌گزارش‌هاى‌
مقاتل‌ کهن‌ِ به‌ جاى‌ مانده‌ و متاخر است‌ که‌ طبیعتا اعتبار آن‌ها بسته‌
به‌ اعتبار مآخذ آن‌هاست‌ یا گزارش‌هاى‌آن‌ها جعلى‌ و افسانه‌اى‌ است‌ که‌
اعتبار نداشته‌ و قابل‌ استشهاد نیست‌.


پیش‌ از پرداختن‌ به‌ این‌ مقطع‌، تعریف‌ لغوى‌ و اصطلاحى‌ مقتل‌ ارائه‌ مى‌شود.


مقتل‌ در لغت‌ و اصطلاح‌


«مقتل‌» بر وزن‌ مَفْعَل‌، اسم‌ مکان‌ از ریشه‌ «قتل‌»، به‌ معناى‌
قتل‌گاه‌ و کشتن‌ گاه‌ است‌. 2 اما در اصطلاح‌تاریخ‌نگارى‌، مراد از «مقتل‌
الحسین‌«علیه‌السلام‌»»، نوعى‌ تک‌نگارى‌ تاریخى‌ است‌ که‌ در آن‌ به‌
شرح‌ جریان‌ شهادت‌امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» و یارانش‌ و در یک‌ کلام‌،
به‌ واقعه‌ کربلا (از آغاز تا پایان‌) پرداخته‌ شده‌ است‌.


البته‌ این‌ که‌ بربسیارى‌ از آثار یاد شده‌ عنوان‌ مقتل‌ اطلاق‌ شده‌
به‌ این‌ علت‌ است‌ که‌ مقتل‌نویسان‌ و مورخان‌ تاریخ‌ عاشورا، اخبارمربوط‌
به‌ واقعه‌ عاشورا و کیفیت‌ نبرد و شهادت‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» و
یارانش‌ را در یک‌ جا جمع‌ کرده‌ و آن‌ آثار، محل‌ گردآورى‌ آن‌ اخبار شده‌
است‌. بنابر این‌، تعبیر «مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»» به‌ معناى‌ مکان‌
اخبار گردآورى‌ شده‌درباره‌ واقعه‌ عاشورا و به‌ ویژه‌ شهادت‌ امام‌
حسین‌«علیه‌السلام‌» است‌.

سیر تاریخى‌ مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌نگارى‌ عاشورا در جهان‌ اسلام‌ چنان‌
که‌ گذشت‌، در یک‌ بررسى‌ کلى‌، روند تاریخى‌ مقتل‌نویسى‌ و نگاشته‌هاى‌
تاریخ‌ عاشورا را مى‌توان‌ به‌ دو دوره‌ ومقطع‌ کلى‌ تقسیم‌ کرد:


مقطع‌ نخست‌: قرن‌ دوم‌ تا قرن‌ هفتم‌


بخش‌ اول‌: شناسایى‌ و معرفى‌ اجمالى‌ مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ مربوط‌ به‌ عاشورا


در این‌ دوره‌، نگاشته‌هاى‌ مربوط‌ به‌ عاشورا از نظر کمیت‌، ابتدا سیر
صعودى‌ و سپس‌ سیر نزولى‌ داشته‌ است‌. اوج‌ این‌نگاشته‌ها در این‌ مقطع‌،
در قرن‌هاى‌ سوم‌ و چهارم‌ بوده‌ و پس‌ از قرن‌ چهارم‌، رو به‌ کاهش‌
گذاشته‌ است‌. ازمقتل‌نویسان‌ و تاریخ‌نگاران‌ عاشورا در این‌ دوره‌ به‌
ترتیب‌ قرن‌ که‌ آثار آن‌ها چاپ‌ شده‌ یا برخى‌ از نسخه‌ هاى‌ خطى‌آن‌ها در
برخى‌ از کتابخانه‌هاى‌ جهان‌ موجود مى‌باشد و یا اساساً از آن‌ها اثرى‌
نمانده‌ و تنها نام‌ یا برخى‌ از گزارش‌هاى‌آن‌ را در برخى‌ از نگاشته‌هاى‌
بعدى‌ مى‌توان‌ یافت‌، به‌ آثار ذیل‌ مى‌توان‌ اشاره‌ کرد:


الف‌) آثار قرن‌ دوم‌


1. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ جابر بن‌ یزید جعفى‌. وى‌ از اصحاب‌
امام‌ باقر«علیه‌السلام‌» و امام‌صادق‌«علیه‌السلام‌»بود که‌ در سال‌ 128
درگذشت‌. 3


2. تسمیة‌ من‌ قتل‌ مع‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» من‌ ولده‌ و اءخوته‌ و
اهل‌ بیته‌ و شیعته‌؛ فضیل‌ بن‌ زبیر اسدى‌ رسّان‌ کوفى‌ (ازاصحاب‌ امام‌
باقر و امام‌ صادق‌)


3. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ قاسم‌ بن‌ اصبغ‌ بن‌ نباته‌ مجاشعى‌؛


مشهور آن‌ است‌ که‌ کهن‌ترین‌ مقتل‌ مکتوب‌ از اصبغ‌ بن‌ نباته‌ است‌،
چنان‌ که‌ شیخ‌ طوسى‌ کتاب‌ مقتل‌ الحسین‌ بن‌ على‌ رااز آثار اصبغ‌ بن‌
نباته‌ دانسته‌ است‌. 4 هرچند بنا بر خبرى‌ که‌ شیخ‌ صدوق‌ نقل‌ کرده‌
است‌، اصبغ‌ بن‌ نباته‌، شهادت‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» را درک‌ کرده‌، 5
اما در اخبار و گزارش‌هاى‌ تاریخى‌، هیچ‌ گونه‌ خبرى‌ درباره‌واقعه‌
عاشورا از او نقل‌ نشده‌ است‌، بلکه‌ راوى‌ برخى‌ از گزارش‌ها در این‌
باره‌، فرزند وى‌ قاسم‌ بن‌ اصبغ‌ است‌، از این‌رو آن‌چه‌ صحیح‌ به‌ نظر
مى‌رسد آن‌ است‌ که‌ قاسم‌ فرزند اصبغ‌ که‌ راوى‌ برخى‌ از اخبار واقعه‌
عاشورا است‌، مقتلى‌داشته‌ است‌، چنان‌ که‌ طبرى‌، 6 ابوالفرج‌ اصفهانى‌، 7
شیخ‌ صدوق‌8 و سبط‌ بن‌ جوزى‌9 اخبارى‌را به‌ یک‌ یا چند واسطه‌ از او
نقل‌ کرده‌اند.


4. امام‌ باقر«علیه‌السلام‌» و امام‌ صادق‌«علیه‌السلام‌» و گزارش‌ مقتل‌ حضرت‌ سیدالشهدا«علیه‌السلام‌»


به‌ جز روایات‌ کوتاه‌ درباره‌ حادثه‌ کربلا که‌ از امامان‌
شیعه‌«علیهم‌السلام‌» در مجامع‌ حدیثى‌ نقل‌ شده‌ است‌، گاه‌ به‌روایاتى‌
طولانى‌ بر مى‌خوریم‌ که‌ در نوع‌ خود مى‌تواند یک‌ مقتل‌ قلمداد شود، از
جمله‌ حدیث‌ طولانى‌ شیخ‌ صدوق‌که‌ در امالى‌ خود به‌ صورت‌ مسند از امام‌
صادق‌«علیه‌السلام‌» نقل‌ کرده‌ است‌.



قرن‌ سوم‌ را به‌ لحاظ‌ تعداد
مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ مربوط‌ به‌ واقعه‌ کربلا مى‌توان‌ اوج‌ دوره‌
مقتل‌نگارى‌ و نگاشته‌هاى‌عاشورایى‌ به‌ حساب‌ آورد. البته‌ نگارش‌ مقتل‌
نیز هم‌ چون‌ دیگر شاخه‌هاى‌ علوم‌، تحت‌ تاثیر فضاى‌ پدید آمده‌ در
این‌قرن‌ براى‌ نگارش‌ آثار مختلف‌، از جمله‌ مجامع‌ حدیثى‌ بود.



این‌ حدیث‌، بخش‌هاى‌ مختلف‌ حادثه‌کربلا را از بدو شکل‌گیرى‌ آن‌ در
مدینه‌ پس‌ از مرگ‌ معاویه‌ و تلاش‌ والى‌ مدینه‌ جهت‌ اخذ بیعت‌ براى‌
یزید، تا شهادت‌حضرت‌ و سپس‌ گوشه‌اى‌ از جریان‌ اسارت‌
اهل‌بیت‌«علیهم‌السلام‌» و مجلس‌ ابن‌ زیاد، در بر دارد. 10
هم‌چنین‌مى‌توان‌ روایت‌ عمار دُهْنى‌ از امام‌ باقر«علیه‌السلام‌» را
درباره‌ سیر قیام‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» از آغاز تا پایان‌ و
جریان‌اسارت‌ اهلبیت‌«علیهم‌السلام‌»در شام‌ و بازگشت‌ آنان‌ به‌ مدینه‌ و
نیز جریان‌ قیام‌ مسلم‌ در کوفه‌، از این‌ دست‌ روایات‌شمرد. 11

5. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ عمار بن‌ ابى‌ معاویة‌ بجلى‌ دُهنى‌، مشهور به‌ عمار دُهْنى‌ (م‌ 133 ق‌) ؛


اگرچه‌ هیچ‌ یک‌ از مورخان‌ و رجال‌شناسان‌ متقدم‌، نگاشته‌اى‌ براى‌
عمار دهنى‌ به‌ نام‌ مقتل‌الحسین‌«علیه‌السلام‌» یارساله‌اى‌ درباره‌
واقعه‌ عاشورا ثبت‌ نکرده‌اند، اما - چنان‌ که‌ اشاره‌ شد - با توجه‌ به‌
آن‌ که‌ طبرى‌ چند صفحه‌ از تاریخ‌خود را به‌ خبرى‌ نسبتاً طولانى‌ از عمار
دهنى‌ درباره‌ واقعه‌ عاشورا از آغاز تا پایان‌، اختصاص‌ داده‌ است‌، و
هم‌چنین‌ ازآن‌جا که‌ برخى‌ از اخبار وى‌ در این‌ باره‌ در برخى‌ منابع‌
دیگر آمده‌ است‌، 12 به‌ نظر مى‌رسد که‌ وى‌ نیز در این‌ باره‌نگاشته‌
مستقلى‌ - هرچند مختصر همانند بسیارى‌ از نگاشته‌هاى‌ دیگر متقدّمان‌ -
داشته‌ است‌، چنان‌ که‌ برخى‌ ازمحققان‌ معاصر نیز چنین‌ مقتلى‌ را به‌ او
نسبت‌ داده‌اند. 13


6. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابومخنف‌ لوط‌ بن‌ یحیى‌ ازدى‌14 (م‌157ق‌) .


ب‌) آثار قرن‌ سوم‌


قرن‌ سوم‌ را به‌ لحاظ‌ تعداد مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ مربوط‌ به‌ واقعه‌
کربلا مى‌توان‌ اوج‌ دوره‌ مقتل‌نگارى‌ و نگاشته‌هاى‌عاشورایى‌ به‌ حساب‌
آورد. البته‌ نگارش‌ مقتل‌ نیز هم‌ چون‌ دیگر شاخه‌هاى‌ علوم‌، تحت‌ تاثیر
فضاى‌ پدید آمده‌ در این‌قرن‌ براى‌ نگارش‌ آثار مختلف‌، از جمله‌ مجامع‌
حدیثى‌ بود. در این‌ قرن‌ تلاش‌هاى‌ ارزنده‌اى‌ در مقتل‌نگارى‌، هم‌ ازسوى‌
شیعیان‌ و هم‌ توسط‌ سنّیان‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ بعضاً دست‌ مایه‌ آثار بعدى‌
قرار گرفت‌ که‌ در این‌ میان‌، بخش‌ بسیاراندکى‌ به‌ دست‌ ما رسیده‌ و
غالب‌ آن‌ها از بین‌ رفته‌اند.


از میان‌ محدثان‌ و مورخان‌ شیعى‌ و سنّى‌ در این‌ قرن‌ که‌ در منابع‌
فهرست‌نگار و رجالى‌ متقدم‌، کتابى‌ با عنوان‌ مقتل‌الحسین‌«علیه‌السلام‌»
یا نزدیک‌ به‌ آن‌، به‌ آنان‌ نسبت‌ داده‌ شده‌، مى‌توان‌ از این‌ افراد
نام‌ برد:


1. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ هشام‌ بن‌ محمد کلبى‌15 (م‌204یا 206ق‌) ؛


2. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ محمد بن‌ عمر واقدى‌16 (م‌207ق‌) ؛


3. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوعبیده‌ مَعْمَر بن‌ مُثَنّى‌17 (م‌ 209ق‌) ؛


سید ابن‌ طاووس‌ در یک‌ جا - بنا بر آن‌چه‌ در یکى‌ از نسخه‌هاى‌ ملهوف‌ آمده‌ است‌ - گزارشى‌ از این‌ مقتل‌ نقل‌ کرده‌است‌. 18


4. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ نصربن‌ مزاحم‌ منقرى‌19 (م‌212ق‌) ؛


5. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» ابوعبید قاسم‌ بن‌ سلام‌ هروى‌20 (م‌ 223 یا 224ق‌) ؛


چنان‌ که‌ خواهیم‌ گفت‌، ابن‌ عبد ربه‌21 و محمد بن‌ احمد بن‌ تمیم‌22 بخشى‌ از گزارش‌هاى‌ مقتل‌ وى‌ راآورده‌اند.


6. مقتل‌ الحسین‌ بن‌ على‌ 23 یا السیرة‌ فى‌ مقتل‌
الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛24 ابوالحسن‌ على‌ بن‌ محمد مدائنى‌بغدادى‌ (م‌224
یا 225ق‌) ؛


ابوالفرج‌ اصفهانى‌، 25 سبط‌ ابن‌ جوزى‌26 و جمال‌ الدین‌ یوسف‌ مِزِّى‌27 از مقتل‌ او نقل‌ کرده‌اند.


7. ترجمة‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» و مقتله‌ من‌ الطبقات‌ الکبرى‌؛ محمد بن‌ سعد (م‌ 230 ق‌) ؛


8. کتاب‌ المقتل‌؛ احمد بن‌ حنبل‌ (م‌ 241 ق‌) ؛


ابن‌ شهر آشوب‌ گزارشى‌ را از این‌ مقتل‌، نقل‌ کرده‌ است‌. 28


9. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»، ابراهیم‌ بن‌ اسحاق‌ نهاوندى‌29 (م‌269ق‌) ؛


10. کتاب‌ المقتل‌؛ عبدالله بن‌ عمرو وراق‌ (م‌ 274 ق‌) ؛30


سبط‌ ابن‌ جوزى‌ در یک‌ جا خبرى‌ را از این‌ مقتل‌، نقل‌ کرده‌ است‌. 31


11. مقتل‌ الحسین‌ بن‌ على‌ ؛ ابن‌ قتیبه‌ دینورى‌32 (م‌276ق‌) ؛


وى‌ هم‌چنین‌ حدود هشت‌ صفحه‌ از کتاب‌ الامامه‌ و السیاسه‌ را (که‌
منسوب‌ به‌ اوست‌) به‌ گزارش‌ قیام‌ امام‌حسین‌«علیه‌السلام‌»اختصاص‌ داده‌
است‌ که‌ گزارش‌هاى‌ وى‌ با گزارش‌هاى‌ ابن‌ عبد ربه‌ در العقد الفرید در
این‌ باره‌، شباهت‌ بسیارى‌ دارد. 33


12. ترجمه‌ و مقتل‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» (جلد سوم‌ از مجموعه‌
سیزده‌ جلدى‌ از انساب‌ الاشراف‌) ؛ احمد بن‌یحیى‌ بن‌ جابر بلاذرى‌
(م‌279ق‌) .


13. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوبکر عبدالله بن‌ محمد بن‌ عبید بن‌
سفیان‌ بن‌ قیس‌ قرشى‌ اموى‌ معروف‌ به‌ ابن‌ ابى‌الدنی34 (م‌281ق‌) ؛


عبدالرحمان‌ بن‌ جوزى‌ (م‌ 597 ق‌) 35و ابن‌ عساکر36 از گزارش‌هاى‌ وى‌
بهره‌ برده‌اند. هم‌چنین‌ این‌ مقتل‌ نزدسبط‌ بن‌ جوزى‌ (قرن‌ هفتم‌) بوده‌
و او در چند جا از کتاب‌ خود، اخبارى‌ را از آن‌ نقل‌ کرده‌ است‌. 37


14. گزارش‌ قیام‌ کربلا در الاخبار الطوال‌؛ ابوحنیفه‌ دینورى‌ (م‌ 282 ق‌) ؛


15. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابو اسحاق‌ ابراهیم‌ بن‌ محمد بن‌ سعید ثقفى‌ کوفى‌ صاحب‌ کتاب‌ الغارات‌38 (م‌283 ق‌) ؛


16. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ حسن‌ بن‌ سهل‌ مُجَوَّز بصرى‌39 (م‌ 290 ق‌) 40؛


17. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوعبدالله محمد بن‌ زکریا غَلابى‌ بصرى‌ بغدادى‌41 (م‌ 298 ق‌)؛


ابن‌ عساکر از وى‌ درباره‌ قبر امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» خبرى‌ را نقل‌ کرده‌ است‌. 42


ج‌) آثار قرن‌ چهارم‌


1. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ محمد بن‌ سلیمان‌ کوفى‌43 (زنده‌ تا سال‌ 300 ق‌) ؛


2. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»44 یا مولد الحسین‌ بن‌ على‌ و مقتله‌45 ؛
ابوالفضل‌ سلمه‌ بن‌ خطاب‌ براوستانى‌ازدورقانى‌ (م‌301ق‌) ؛


3. گزارش‌ قیام‌ عاشورا در کتاب‌ تاریخ‌ الامم‌ و الملوک‌؛ محمد بن‌ جریر طبرى‌ (م‌ 310 ق‌) ؛


4. گزارش‌ واقعه‌ عاشورا در کتاب‌ الفتوح‌؛ احمد محمد بن‌ على‌ بن‌ اعثم‌ کوفى‌ (م‌ 314 ق‌) ؛


5. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوالقاسم‌ عبدالله بن‌ محمد بغوى‌46 (م‌ 317ق‌) ؛


ابن‌ عساکر برخى‌ از اخبار وى‌ را درباره‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» نقل‌ کرده‌ است‌. 47


6. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابو جعفر محمد بن‌ یحیى‌ عطار قمى‌48 (م‌328ق‌) ؛


7. قیام‌ عاشورا در کتاب‌ العقد الفرید؛ احمد ابن‌ محمد بن‌ عبد ربه‌ اندلسى‌ (م‌ 328 ق‌) ؛


8. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» و ذکر الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابواحمد
عبدالعزیز بن‌ یحیى‌ بن‌ احمد عیسى‌ جَلودى‌ازدى‌ بصرى‌49 (م‌ 332 ق‌) ؛


9. قیام‌ عاشورا در کتاب‌ المحن‌؛ ابوالعرب‌ محمد بن‌ احمد بن‌ تمیم‌ تمیمى‌ (م‌ 333 ق‌) ؛


10. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوالحسین‌ عمر بن‌ حسن‌ شیبانى‌ قاضى‌ معروف‌ به‌ ابن‌ اشنانى‌ بغدادى‌50 (م‌339ق‌) ؛


11. گزارش‌ قیام‌ کربلا در مروج‌ الذهب‌ و معادن‌ الجوهر؛ ابوالحسن‌ على‌ بن‌ حسین‌ بن‌ على‌ مسعودى‌ (م‌ 346 ق‌) ؛


12. گزارش‌ واقعه‌ کربلا در کتاب‌ البدء و التاریخ‌؛ مطهر بن‌ طاهر مقدسى‌ (متوفاى‌ پس‌ از 355 ق‌) ؛


13. گزارش‌ قیام‌ عاشورادر مقاتل‌ الطالبیین‌؛ ابوالفرج‌ اصفهانى‌51 (م‌ 356ق‌) ؛


14. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ سلیمان‌ بن‌ احمد حافظ‌ طبرانى‌ (م‌360 ق‌) ؛


طبرانى‌ از محدثان‌ بزرگ‌ قرن‌ چهارم‌ است‌ که‌ دو اثر بزرگ‌ روایى‌
المعجم‌ الکبیر و المعجم‌ الاوسط‌ از اوست‌. ابن‌ منده‌(م‌ 475ق‌) در شرح‌
حال‌ طبرانى‌ از کتابى‌ به‌ نام‌ مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» یاد کرده‌
است‌. 52 این‌ کتاب‌ در بسترزمان‌، از بین‌ رفته‌ و اثرى‌ از آن‌، موجود
نیست‌، اما آن‌چه‌ وجود دارد و منتشر شده‌ است‌، متن‌ استخراج‌ شده‌ از
جلدسوم‌ کتاب‌ المعجم‌ الکبیر طبرانى‌ است‌53 که‌ ابتدا با تحقیق‌ سید
عبدالعزیز طباطبایى‌ ضمن‌ کتابى‌ با عنوان‌الحسین‌«علیه‌السلام‌» و السنه‌
چاپ‌ شده‌ است‌.


این‌ کتاب‌ 148 روایت‌ دارد که‌ هریک‌ به‌ بخشى‌ از زندگى‌، فضایل‌
امام‌حسین‌«علیه‌السلام‌» و حادثه‌ کربلا و حوادث‌ خارق‌ العادة‌ پس‌ از
شهادت‌ حضرت‌، پرداخته‌ است‌. هم‌چنین‌ محمدشجاع‌ ضیف‌ الله این‌ بخش‌ را
تحقیق‌ و به‌ صورت‌ جدا، با عنوان‌ مقتل‌ الحسین‌ بن‌ على‌ بن‌ ابى‌
طالب‌«علیهم‌السلام‌»چاپ‌ کرده‌ است‌. امتیاز تحقیق‌ محمد شجاع‌ در مقایسه‌
با کار طباطبایى‌، آن‌ است‌ که‌ وى‌ سى‌ روایت‌ مربوط‌ به‌
امام‌حسین‌«علیه‌السلام‌» را افزوده‌ است‌. طبعاً نمى‌توان‌ به‌ متن‌
استخراج‌ شده‌، مقتل‌ به‌ معناى‌ معمول‌ و مصطلح‌، اطلاق‌کرد، اما چون‌
گزارش‌هاى‌ یاد شده‌ از قدمت‌ خاصى‌ برخوردار بوده‌ و طبرانى‌ آن‌ها را به‌
صورت‌ مسند نقل‌ کرده‌، شایان‌توجه‌، مطالعه‌ و بررسى‌ است‌.


15. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ شیخ‌ صدوق‌54 (م‌381ق‌) ؛


با توجه‌ به‌ غلبه‌ جریان‌ حدیث‌ گرا در میان‌ محدثان‌ قم‌، مقتل‌ شیخ‌
صدوق‌ نیز هم‌ چون‌ دیگر آثار او، اثرى‌ حدیثى‌ بوده‌و اکثر قریب‌ به‌
اتفاق‌ احادیث‌ آن‌ از معصومان‌«علیهم‌السلام‌»، به‌ویژه‌ امام‌
سجاد«علیه‌السلام‌»، امام‌صادق‌«علیه‌السلام‌»و امام‌ رضا«علیه‌السلام‌» و
به‌ صورت‌ مسند نقل‌ شده‌ است‌.


البته‌ با توجه‌ به‌ حساسیت‌ محدثان‌حوزه‌ قم‌ در دو قرن‌ سوم‌ و چهارم‌
مبنى‌ بر پرهیز از نقل‌ احادیث‌ ضعیف‌، و نیز برخورد ایشان‌ با محدثانى‌
که‌ ناقل‌احادیث‌ ضعیف‌ بودند، این‌ مقتل‌ مى‌بایست‌ در مقایسه‌ با دیگر
مقاتل‌، احادیث‌ و روایات‌ ضعیف‌ کمترى‌ داشته‌ باشد.55 این‌ مقتل‌ تا قرن‌
ششم‌ موجود بوده‌ و ابن‌ شهرآشوب‌ از آن‌ نقل‌ کرده‌ است‌. 56


16. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ محمد بن‌ على‌ بن‌ فضل‌ بن‌ تمام‌ بن‌ شهریار اصغر ملقب‌ به‌ سکین‌57 (زنده‌ در381ق‌) ؛


17. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوجعفر محمد بن‌ احمد بن‌ یحیى‌ اشعرى‌ قمى‌58 (قرن‌ چهارم‌ هجرى‌) ؛


18. کتاب‌ المقتل‌؛ محمد بن‌ ابراهیم‌ بن‌ یوسف‌ احمد بن‌ یوسف‌ کاتب‌ شافعى‌ (متولد 281 ق‌، متوفاى‌ قرن‌ چهارم‌) ؛59


19. قیام‌ سیدالشهداء حسین‌ بن‌ على‌ و خون‌خواهى‌ مختار به‌ روایت‌
طبرى‌ و انشاى‌ ابوعلى‌ محمد بن‌ محمد بلعمى‌ (قرن‌ چهارم‌ هجرى‌) ؛60


20. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ از نویسنده‌اى‌ مجهول‌. 61


د) آثار قرن‌ پنجم‌


1. مقتل‌ الحسین‌؛ ابوعبدالله حاکم‌ نیشابورى‌62 (م‌ 405 ق‌) ؛


2. تاریخ‌ و قیام‌ امام‌ حسین‌ در کتاب‌ الارشاد فى‌ معرفة‌ حجج‌ الله على‌ العباد؛ شیخ‌ مفید (م‌ 413 ق‌) ؛


3. بخش‌ تاریخ‌ عاشورا از کتاب‌ تجارِب‌ الامم‌ و تعاقب‌ الهِمَم‌؛ ابو على‌ مسکویه‌ رازى‌ (م‌ 421 ق‌) ؛


4. مقتل‌ الحسین‌ بن‌ على‌ ؛ ابوزید عمارة‌ بن‌ زید خیوانى‌ همدانى‌63 (متوفاى‌ پیش‌ از 450 ق‌) ؛


5. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ شیخ‌ طوسى‌64 (م‌ 458 یا460 ق‌) ؛


6. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوالحسن‌ احمد بن‌ عبدالله بکرى‌ (قرن‌ پنجم‌) . 65


ه) آثار قرن‌ ششم‌


1. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوالموید موفق‌ بن‌ احمد خوارزمى‌ (م‌ 568ق‌) ؛


2. مقتل‌ نورالائمة‌«علیهم‌السلام‌» (فارسى‌) ؛ ابوالموید موفق‌ بن‌ احمد خوارزمى‌ (م‌ 568ق‌) ؛


کمال‌ الدین‌ حسین‌ بن‌ على‌ واعظ‌ کاشفى‌ (م‌ 910 ق‌) در کتابش‌ روضة‌
الشهداء در جریان‌ گزارش‌ قیام‌ عاشورا، بارها ازکتابى‌ به‌ نام‌
نورالائمة‌ که‌ نویسنده‌اش‌ خوارزمى‌ است‌، یاد کرده‌ و از آن‌ مطالبى‌
نقل‌ کرده‌ است‌. 66 پرسشى‌ که‌ دراین‌ باره‌ مطرح‌ است‌ آن‌ است‌ که‌ آیا
کتاب‌ یاد شده‌، همان‌ ترجمه‌ مقتل‌ خوارزمى‌ است‌ یا خوارزمى‌ مقتل‌
دیگرى‌ براى‌پارسى‌ زبانان‌ نوشته‌ است‌؟



قرن‌ سوم‌ را به‌ لحاظ‌ تعداد
مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ مربوط‌ به‌ واقعه‌ کربلا مى‌توان‌ اوج‌ دوره‌
مقتل‌نگارى‌ و نگاشته‌هاى‌عاشورایى‌ به‌ حساب‌ آورد. البته‌ نگارش‌ مقتل‌
نیز هم‌ چون‌ دیگر شاخه‌هاى‌ علوم‌، تحت‌ تاثیر فضاى‌ پدید آمده‌ در
این‌قرن‌ براى‌ نگارش‌ آثار مختلف‌، از جمله‌ مجامع‌ حدیثى‌ بود.



با توجه‌ به‌ حساسیت‌ محدثان‌حوزه‌ قم‌ در دو قرن‌ سوم‌ و چهارم‌ مبنى‌ بر
پرهیز از نقل‌ احادیث‌ ضعیف‌، و نیز برخورد ایشان‌ با محدثانى‌ که‌
ناقل‌احادیث‌ ضعیف‌ بودند، این‌ مقتل‌ مى‌بایست‌ در مقایسه‌ با دیگر
مقاتل‌، احادیث‌ و روایات‌ ضعیف‌ کمترى‌ داشته‌ باشد

با بررسى‌ و مقایسه‌ اجمالى‌ که‌ صورت‌ گرفت‌، پاسخ‌ این‌ پرسش‌ را
نمى‌توان‌ به‌ آسانى‌ و روشنى‌ داد، زیرا برخى‌ ازنقل‌هاى‌ کاشفى‌ از کتاب‌
یاد شده‌، تا حدودى‌ به‌ مطالب‌ مقتل‌ وى‌ شباهت‌ دارد، 67 اما برخى‌
مطالب‌ نقل‌ شده‌دیگر یا اصلاً در مقتل‌ خوارزمى‌ یافت‌ نشد68 و یا هیچ‌
شباهتى‌ با متن‌ عربى‌ اشعار و رجزهاى‌ مقتل‌ ندارد، مانندترجمه‌ فارسى‌
اشعار و رجزها. 69


3. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ سید نجم‌ الدین‌ محمد بن‌ امیرکا بن‌ ابى‌الفضل‌ جعفرى‌ قوسینى‌70 (متوفاى‌ پیش‌از 585 ق‌) ؛


4. گزارش‌ زندگى‌، مناقب‌ و فضایل‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» و قیام‌
عاشورا در کتاب‌ مناقب‌ آل‌ ابى‌طالب‌«علیه‌السلام‌»؛ابن‌ شهرآشوب‌ (م‌ 588
ق‌) ؛


5. ترجمه‌ ریحانة‌ رسول‌ الله الامام‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» از تاریخ‌
مدینة‌ دمشق‌؛ ابوالقاسم‌ على‌ بن‌ حسن‌ بن‌ هبة‌ الله، مشهور به‌ ابن‌
عساکر دمشقى‌ (م‌ 571 ق‌) ؛


6. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوالقاسم‌ مجیرالدین‌ محمود بن‌ مبارک‌ بن‌ على‌ بن‌ مبارک‌ واسطى‌ بغدادى‌71 (م‌592 ق‌)


7. قیام‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» برگزیده‌ از کتاب‌ الفتوح‌ ابن‌
اعثم‌، ترجمه‌ محمد بن‌ احمد مستوفى‌ هروى‌72 (ترجمه‌ شده‌ در سال‌ 596 ق‌)
؛


8. مقتل‌ الشهداء (فارسى‌) ؛ ابوالمفاخر رازى‌؛73


ابوالمفاخر رازى‌ از شعراى‌ پارسى‌ گوى‌ قرن‌ ششم‌ است‌ که‌ مهم‌ترین‌
اثر او، مقتل‌ الشهداء بوده‌ است‌. به‌ نظر مى‌رسدرازى‌ گزارش‌ شرح‌ واقعه‌
کربلا را بیشتر در قالب‌ شعر آورده‌ است‌. وى‌ با ترجمه‌ رجزهاى‌ اصحاب‌
امام‌حسین‌«علیه‌السلام‌»به‌ فارسى‌ سهم‌ عمده‌اى‌ در مقتل‌نویسى‌ به‌
زبان‌ فارسى‌ داشته‌ است‌. 74 این‌ نگاشته‌ در اختیارکاشفى‌، نویسنده‌
روضة‌ الشهداء بوده‌ و بسیارى‌ از اشعار75 و در مواردى‌ متن‌ منثور آن‌ را
آورده‌ است‌. 76


و) آثار قرن‌ هفتم‌


1. گزارش‌ قیام‌ عاشورا در الکامل‌ فى‌ التاریخ‌؛ عزالدین‌ ابوالحسن‌ على‌ بن‌ ابى‌ کرم‌، مشهور به‌ ابن‌ اثیر؛


2. مثیر الاحزان‌؛ نجم‌ الدین‌ محمد بن‌ جعفر، مشهور به‌ ابن‌ نما حلى‌ (م‌645ق‌) ؛


3. قیام‌ عاشورا در کتاب‌ الحدائق‌ الوردیه‌ فى‌ مناقب‌ الائمة‌ الزیدیه‌؛ حمید بن‌ احمد بن‌ محمد مُحَلّى‌ (م‌ 652 ق‌) ؛


4. دُرَرالسِمْط‌ فى‌ خبر السِبْط‌؛ نگاشته‌ محمد بن‌ عبدالله بن‌ ابى‌ بکر قضاعى‌، معروف‌ به‌ ابن‌ ابار بلنسى‌ (م‌ 658 ق‌) ؛


5. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ عزالدین‌ ابومحمد عبد الرزاق‌ بن‌ رزق‌
الله بن‌ ابى‌ بکر بن‌ خلف‌ جزرى‌، مشهور به‌رسعنى‌77 (م‌ 661 ق‌) ؛


6. باب‌ مربوط‌ به‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» از تذکرة‌ الخواص‌ من‌
الامة‌ بذکر خصائص‌ الائمه‌«علیهم‌السلام‌»؛ سبط‌ بن‌جوزى‌ (م‌ 654 ق‌) ؛


7. ترجمة‌ الامام‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» از کتاب‌ بغیة‌ الطلب‌ فى‌
تاریخ‌ حلب‌؛ احمد بن‌ ابى‌ جراده‌ حلبى‌، مشهور به‌ ابن‌عدیم‌ (م‌ 660 ق‌)
؛


8. الملهوف‌ على‌ قتلى‌ الطفوف‌؛ سید رضى‌ الدین‌ ابوالقاسم‌ على‌ بن‌ موسى‌ بن‌ جعفر بن‌ طاووس‌ (م‌ 664 ق‌)


9. زندگى‌، مناقب‌ و گزارش‌ حادثه‌ عاشورا بر اساس‌ کتاب‌ کشف‌ الغمه‌
فى‌ معرفة‌ الائمه‌«علیهم‌السلام‌»؛ على‌ بن‌ عیسى‌اربلى‌ (م‌ 692 ق‌) ؛


10. گزارش‌ واقعه‌ عاشورا بر اساس‌ کتاب‌ الکامل‌ البهائى‌ فى‌ السقیفه‌؛ عمادالدین‌ طبرى‌ (زنده‌ تا 701 ق‌) .


کتاب‌هاى‌ مراثى‌


در مطالعه‌ و بررسى‌ آثار مربوط‌ به‌ واقعه‌ کربلا در این‌ مقطع‌، گاه‌
به‌ آثارى‌ برمى‌ خوریم‌ که‌ اگرچه‌ در آن‌ها به‌ تاریخ‌عاشورا پرداخته‌
نشده‌، اما از آن‌ رو که‌ مشتمل‌ بر اشعارى‌ در رثا و عزاى‌ امام‌
حسین‌«علیه‌السلام‌» بوده‌ و قدمت‌ خاصى‌داشته‌ و حتى‌ برخى‌ از نویسندگان‌
آن‌ها مورد تمجید ائمه‌«علیهم‌السلام‌» قرار گرفته‌اند، به‌ نام‌ آن‌ها
اشاره‌ مى‌شود:


1. المراثى‌؛ ابو رمیح‌ عمیر بن‌ مالک‌ خزاعى‌ (متوفاى‌ حدود 100ق‌) ؛78


2. کتاب‌ المراثى‌؛ جعفر بن‌ عفان‌ طائى‌ (م‌150 ق‌) ؛


وى‌ از مرثیه‌سرایان‌ شیعه‌ در عصر امام‌ صادق‌«علیه‌السلام‌» است‌ که‌
به‌ سبب‌ اشعارش‌ در رثاى‌ امام‌حسین‌«علیه‌السلام‌»و قرائت‌ آن‌ها در محضر
امام‌ صادق‌«علیه‌السلام‌»، از سوى‌ آن‌ حضرت‌ مورد تمجید قرار گرفت‌.79
به‌ گزارش‌ ابن‌ ندیم‌ کتاب‌ مراثى‌ وى‌، دویست‌ برگ‌ داشته‌ است‌. 80



در مطالعه‌ و بررسى‌ آثار
مربوط‌ به‌ واقعه‌ کربلا در این‌ مقطع‌، گاه‌ به‌ آثارى‌ برمى‌ خوریم‌ که‌
اگرچه‌ در آن‌ها به‌ تاریخ‌عاشورا پرداخته‌ نشده‌، اما از آن‌ رو که‌
مشتمل‌ بر اشعارى‌ در رثا و عزاى‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌» بوده‌ و قدمت‌
خاصى‌داشته‌ و حتى‌ برخى‌ از نویسندگان‌ آن‌ها مورد تمجید
ائمه‌«علیهم‌السلام‌» قرار گرفته‌اند



3. مراثى‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابوعبدالله محمد بن‌ زیاد اعرابى‌ (م‌230 ق‌) ؛


به‌ گزارش‌ شیخ‌ آقا بزرگ‌ تهرانى‌، نسخه‌اى‌ مخطوط‌ از آن‌ در کتابخانه‌
خدیویه‌ دارالکتب‌ المصریه‌ وجود دارد. این‌ اثر، توسط‌ یکى‌ از
پژوهشگران‌ انگلیسى‌ با یک‌ مقدمه‌ و ملاحظاتى‌ چاپ‌ شده‌ است‌. 81


4. مراثى‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابن‌ حماد بن‌ عمر بن‌ کلیب‌ مولى‌ بنى‌ عامر بن‌ صعصعه‌؛


وى‌ عصر بنى‌امیه‌ و بنى‌عباس‌ را درک‌ کرده‌ است‌. 82


5. کتاب‌ المراثى‌؛ محمد بن‌ عمران‌ مرزبانى‌ خراسانى‌ (م‌ 384 ق‌) .


این‌ کتاب حدود پانصد برگ‌ دارد. 83


بخش‌ دوم‌:معرفى‌ توصیفى‌ مقاتل‌ و نگاشته‌هاى‌ موجود درباره‌ تاریخ‌عاشورا از آغاز (قرن‌ دوم‌) تا قرن‌ هفتم‌


چنان‌ که‌ در آغاز این‌ نوشتار گفته‌ شد، برخى‌ از آثار مربوط‌ به‌
تاریخ‌ عاشورا از دستبرد حوادث‌ زمان‌ مصون‌ مانده‌ که‌ دراین‌ بخش‌ به‌
اختصار به‌ معرفى‌ توصیفى‌ و بیان‌ ویژگى‌هاى‌ آن‌ها پرداخته‌ مى‌شود:


1. تسمیة‌ من‌ قتل‌ مع‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» من‌ ولده‌ و اءخوته‌ و اهل‌ بیته‌ و شیعته‌؛ فضیل‌ بن‌ زبیر اسدى‌ رسّان‌کوفى‌84


فضیل‌ بن‌ زبیر در این‌ اثر، نام‌ افرادى‌ را که‌ همراه‌ امام‌
حسین‌«علیه‌السلام‌» شهید شده‌اند، آورده‌ و در مواردى‌، نام‌ قاتل‌یا
قاتلان‌ آنان‌ را نیز بیان‌ کرده‌ است‌. وى‌ ابتدا اسامى‌ بیست‌ تن‌ از
شهداى‌ اهل‌بیت‌«علیهم‌السلام‌» را که‌ در راس‌ آنان‌امام‌
حسین‌«علیه‌السلام‌» قرار دارد، نام‌ برده‌، سپس‌ اسامى‌ 86 شهید از اصحاب‌
را مى‌شمرد و در مجموع‌، 106 نام‌آورده‌ است‌. 85 وى‌ در پایان‌، به‌
اسارت‌ اهل‌بیت‌«علیهم‌السلام‌» و برخى‌ از سخنان‌ آنان‌ اشاره‌ مى‌کند.


فضیل‌ بن‌ زبیر نقل‌هاى‌ نادر و عجیبى‌ هم‌ دارد. براى‌ مثال‌، او به‌
رغم‌ آن‌ که‌ به‌ بیمارى‌ امام‌ سجاد«علیه‌السلام‌» تصریح‌کرده‌، اما
مى‌گوید ایشان‌ در برخى‌ از میادین‌ جنگ‌ در کربلا حضور داشت‌!86 نویسنده‌
هرچند از محدثان‌ واصحاب‌ امام‌ پنجم‌ و ششم‌ بوده‌، اما بنا به‌ اعتقاد
برخى‌ رجالیان‌، زیدى‌ مذهب‌ و از اصحاب‌ برجسته‌ و از مبلغان‌ زیدبوده‌،
87 با وجود این‌، ممدوح‌ یا موثق‌، معرفى‌ شده‌ است‌. سال‌ درگذشت‌ وى‌
معلوم‌ نیست‌، اما باید در نیمه‌دوم‌ قرن‌ دوم‌ باشد. دست‌رسى‌ ما به‌ این‌
اثر، امروزه‌ تنها از طریق‌کتاب‌هاى‌ الامالى‌ الخمیسیه‌ نگاشته‌ یحیى‌
بن‌ حسین‌ (م‌ 479ق‌) 88و الحدائق‌ الوردیه‌89 نگاشته‌ حمید بن‌ احمد بن‌
محمد محلّى‌ (م‌ 652ق‌) امکان‌پذیر است‌.


2. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ ابومخنف‌ لوط‌ بن‌ یحیى‌ بن‌ سعید بن‌ مخنف‌ بن‌ سلیم‌ ازْدى‌ غامدى‌ (م‌ 157 ق‌) 90


ابومخنف‌ لوط‌ بن‌ یحیى‌ ازدى‌ کوفى‌، دیگر مقتل‌نویس‌ قرن‌ دوّم‌ است‌
که‌ با تدوین‌ کتاب‌ مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» نام‌خود را به‌ عنوان‌
مشهورترین‌ و از قدیمى‌ترین‌ مقتل‌نویسان‌ در تاریخ‌ ثبت‌ کرد. وى‌ هرچند
در خانواده‌اى‌ با پیشینه‌شیعى‌ (به‌ معناى‌ تشیع‌ سیاسى‌ و دوست‌دار
اهل‌بیت‌«علیهم‌السلام‌») رشد و نمو کرده‌، اما تشیع‌ خود او ثابت‌
نشده‌است‌. نجاشى‌، رجالى‌ شهیر شیعى‌، در اثر رجالى‌ خود، از وى‌ با
عنوان‌ «شیخ‌ أصحاب‌ الاخبار بالکوفه‌ و وَجْهُهُم‌؛ استاد وچهره‌ بزرگ‌
اصحاب‌ اخبار در کوفه‌ ]و نه‌ شیخ‌ اصحابنا[» یاد مى‌کند که‌ بر تشیع‌ وى‌
دلالتى‌ ندارد


91 برخى‌ محققان‌، قرینه‌ دیگرى‌ بر عدم‌ تشیع‌ او (به‌ معناى‌ تشیع‌
اعتقادى‌) بیان‌ کرده‌اند، و آن‌ این‌که‌ رجالیان‌ غیر شیعى‌ او را متهم‌
به‌«رافضى‌ بودن‌» نکرده‌اند؛ شیوه‌اى‌ که‌ معمولاً توسط‌ ایشان‌ درباره‌
شیعیان‌ اعتقادى‌ به‌ کار گرفته‌ مى‌شود. 92 ابن‌ ابى‌الحدید نیز به‌ عدم‌
تشیع‌ او تصریح‌ کرده‌ است‌. 93 برخى‌ دیگر از رجالیان‌، معتقد به‌ تشیع‌
او هستند و اتهام‌ تشیع‌به‌ او توسط‌ رجالیان‌ اهل‌ سنت‌ را دلیل‌ این‌ امر
دانسته‌اند. 94 به‌ هر حال‌، با صرف‌ نظر از مذهب‌ او، با توجه‌ به‌مدح‌
وى‌ توسط‌ نجاشى‌ با جمله‌ «و کان‌ یسکن‌ اءلى‌ ما یرویه‌؛ آن‌چه‌ نقل‌
مى‌کرد، مورد اعتماد و پذیرش‌ بود»، وثاقت‌ اوقابل‌ اثبات‌ است‌. 95


ابومخنف‌، صاحب‌ آثار متعددى‌ بوده‌ که‌ غالب‌ آن‌ها تک‌نگارى‌هاى‌
مربوط‌ به‌ حوادث‌ مهم‌ قرن‌ اول‌ و دوم‌ است‌. درمیان‌ این‌ آثار، کتاب‌
مقتل‌الحسین‌«علیه‌السلام‌» او به‌ لحاظ‌ ویژگى‌هاى‌ ذیل‌، جایگاه‌ خاصى‌
یافته‌ است‌:


اول‌: اهمیت‌ موضوع‌، زیرا جریان‌ کربلا، به‌ویژه‌ نزد شیعیان‌، همواره‌ در قیاس‌ با دیگر حوادث‌، موقعیت‌ خاصى‌داشته‌ است‌.


دوم‌: نزدیک‌ بودن‌ نویسنده‌ و تالیف‌ او به‌ زمان‌ حادثه‌، زیرا
ابومخنف‌، روایات‌ این‌ کتاب‌ را گاه‌ از شاهدان‌ عینى‌ و گاه‌ بایک‌ یا دو
واسطه‌ نقل‌ کرده‌ که‌ در مقایسه‌ با مقاتل‌ تدوین‌ شده‌ در ادوار بعد،
امتیازى‌ ویژه‌ است‌.


سوم‌: توجه‌ مورّخان‌ بعدى‌، اعم‌ از شیعه‌ و سنّى‌، به‌ این‌ اثر و نقل‌
تمام‌ یا غالب‌ روایات‌ آن‌، از جمله‌ توسط‌ شاگردش‌، هشام‌ بن‌ محمد بن‌
سائب‌ کلبى‌ (م‌ 204 یا 206 ق‌) و سپس‌ محمد بن‌ جریر طبرى‌ (م‌ 310 ق‌) ،
ابوالفرج‌ اصفهانى‌ (م‌356 ق‌) ، شیخ‌ مفید (م‌ 413 ق‌) و سبط‌ بن‌ جوزى‌
(م‌654 ق‌) .


چهارم‌: جایگاه‌ نویسنده‌ که‌ به‌ تعبیر نجاشى‌، «شیخ‌ اصحاب‌ الاخبار
بالکوفه‌» بوده‌ و تک‌نگارى‌هاى‌ تاریخى‌ بسیارى‌داشته‌ است‌.


اما این‌که‌ ابومخنف‌ در چه‌ زمانى‌ به‌ نگارش‌ این‌ مقتل‌ پرداخته‌،
طبق‌ برخى‌ قراین‌ او این‌ مقتل‌ را در دهه‌ سوم‌ قرن‌ دوم‌نگاشته‌ است‌،
چنان‌ که‌ وى‌ در خبر ورود مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ خانه‌ مختار بن‌ ابوعبیده‌
ثقفى‌ در کوفه‌ مى‌گوید که‌ هم‌ اکنون‌این‌ خانه‌، خانه‌ مسلم‌ بن‌ مسیب‌
خوانده‌ مى‌شود96 و مسلم‌ بن‌ مسیب‌ در سال‌ 128ق‌ عامل‌ یوسف‌ بن‌ عمر
برشیراز بوده‌ است‌. 97


یعقوبى‌ در خصوص‌ اوضاع‌ سیاسى‌ - اجتماعى‌ این‌ دوره‌ مى‌نویسد: پس‌ از
شهادت‌ زید بن‌على‌ در سال‌ 121ق‌، شیعیان‌ خراسان‌ (یعنى‌ عباسیان‌ و
علویانى‌ که‌ مخالف‌ بنى‌امیه‌ بودند) به‌ جنب‌ و جوش‌ آمده‌ وپیروان‌
بسیارى‌ را پیدا نموده‌، و ستم‌هایى‌ که‌ بر خاندان‌ پیامبر«صلى‌الله‌
علیه‌ و آله‌ و سلم‌» شده‌ بود، براى‌ مردم‌ بازگوکردند و یکى‌ از کارهایى‌
که‌ صورت‌ گرفت‌، تدریس‌ و مباحثه‌ کتاب‌هاى‌ ملاحم‌ بود. 98


البته‌ مقصود از این‌ نوع‌کتاب‌ها، کتاب‌هایى‌ در موضوع‌ جنگ‌ها و
نبردهاى‌ مسلمانان‌ بود که‌ از مصادیق‌ بارز آن‌، مقاتل‌ و به‌ ویژه‌ مقتل‌
امام‌حسین‌«علیه‌السلام‌» به‌ شمار مى‌رفت‌. به‌ نظر مى‌رسد این‌ همان‌
زمانى‌ است‌ که‌ ابومخنف‌ شرایط‌ را براى‌ نگارش‌ مقتل‌امام‌
حسین‌«علیه‌السلام‌»مناسب‌ دیده‌ و - چنان‌ که‌ برخى‌ از محققان‌ گفته‌اند -
تشویق‌ و ترغیب‌ ابومخنف‌ توسط‌برخى‌ از داعیان‌ عباسى‌ که‌ در پى‌ ترویج‌
مثالب‌ و مفاسد و جنایات‌ بنى‌امیه‌ بوده‌اند و نیز ضعف‌ و افول‌ دولت‌
بنى‌امیه‌که‌ شرایط مناسبى‌ را براى‌ بیان‌ ستم‌هاى‌ آنان‌ بر اهل‌بیت‌
پیامبر«صلى‌الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم‌» فراهم‌ ساخته‌ بود، سبب‌شده‌ که‌ او
اقدام‌ به‌ جمع‌آورى‌ اخبار واقعه‌ عاشورا و نگارش‌ این‌ مقتل‌ کند. 99
بنابراین‌ مى‌توان‌ گفت‌ که‌ مقتل‌ابومخنف‌ تقریباً هم‌زمان‌ با مقتل‌ جابر
بن‌ یزید جعفى‌ نگاشته‌ شده‌ است‌.


متاسفانه‌ این‌ مقتل‌ به‌ مرور زمان‌ مفقود شده‌ است‌ و اگر گزارش‌هایى‌
از آن‌ در منابعى‌، هم‌چون‌ تاریخ‌ طبرى‌، مقاتل‌الطالبیین‌ ابوالفرج‌
اصفهانى‌، الارشاد شیخ‌ مفید و تذکرة‌ الخواص‌ سبط‌ بن‌ جوزى‌ منعکس‌
نمى‌شد، از این‌ مقتل‌ نیزامروزه‌ هم‌چون‌ بسیارى‌ دیگر، جز نامى‌ باقى‌
نبود. البته‌ دور نیست‌ علت‌ عمده‌ از بین‌ رفتن‌ چنین‌ مقتلى‌، اقدام‌
هشام‌بن‌ محمد، شاگرد ابومخنف‌ در انعکاس‌ تمام‌ یا دست‌کم‌ بیشتر اخبار
مقتل‌ استادش‌ در کتاب‌ مقتل‌الحسین‌«علیه‌السلام‌»خود باشد، زیرا ممکن‌
است‌ این‌ امر، سبب‌ فراموش‌ شدن‌ تدریجى‌ مقتل‌ ابومخنف‌ نزد مورخان‌و
مقتل‌نویسان‌ قرون‌ بعدى‌ شده‌ باشد.


نکته‌ دیگر در این‌ باره‌ آن‌ که‌ تا حافظه‌ تاریخ‌ به‌ خاطر دارد، هر
امر و کار ارزش‌مندى‌، در طول‌ زمان‌، دچار صدمات‌ وآسیب‌هایى‌ شده‌ است‌.
مقتل‌ ابومخنف‌ نیز به‌ سبب‌ اعتبار و قدمت‌ آن‌، از این‌ آسیب‌، مصون‌
نمانده‌، از این‌ رو از قرن‌ششم‌ به‌ بعد، برخى‌ از اخبار و نوشته‌ها
درباره‌ حادثه‌ عاشورا که‌ از اعتبار چندانى‌ برخوردار نبوده‌ است‌ و
سازندگان‌آن‌ها خواسته‌اند به‌ هر قیمتى‌ به‌ خوانندگان‌ شان‌ بقبولانند،
به‌ ابومخنف‌ نسبت‌ داده‌اند. 100


و این‌ امر تا بدان‌جاپیش‌ رفته‌ است‌ که‌ در قرن‌هاى‌ اخیر به‌ سبب‌
فقدان‌ اصل‌ کتاب‌ مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» ابومخنف‌، کتابى‌ با
همان‌عنوان‌ مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»، به‌ ابومخنف‌ نسبت‌ داده‌ شده‌
است‌ که‌ تفاوت‌هاى‌ فاحشى‌ بین‌ آن‌ و گزارش‌هاى‌ابومخنف‌ در آثار
فوق‌الذکر وجود دارد. افزون‌ بر این‌، اثر یاد شده‌ مشتمل‌ بر اغلاط‌
فاحشى‌ است‌. 101 زمان‌ نگارش‌چنین‌ مقتل‌ جعلى‌ و محرفى‌ به‌ درستى‌ روشن‌
نیست‌، اما برخى‌ محققان‌، اثر یاد شده‌ را ساخته‌ و پرداخته‌ عصر
صفوى‌دانسته‌اند. 102


این‌ اثر گویا براى‌ نخستین‌ بار، در سال‌ 1275ق‌ به‌ خط‌ محمد رضا
خوانسارى‌ در تهران‌ به‌ ضمیمة‌الملهوف‌ و مهیج‌ الاحزان‌ چاپ‌ سنگى‌ شده‌
است‌. 103 هم‌چنین‌ تا آن‌جا که‌ آگاهى‌ است‌، اثر یاد شده‌ یک‌ بار
به‌اردو و دوبار به‌ فارسى‌ ترجمه‌ شده‌ است‌، یکى‌ در سال‌ 1332 به‌ قلم‌
محمد طاهر بن‌ محمد باقر موسوى‌ دزفولى‌ وهمراه‌ کتاب‌ اخذ الثار فى‌
احوال‌ المختار - که‌ این‌ اثر نیز منسوب‌ به‌ ابومخنف‌ است‌ - در 240
صفحه‌ و بار دوم‌ در سال‌1405ق‌ با عنوان‌ به‌ ضمیمه‌ کتاب‌ اخذ الثار فى‌
احوال‌ المختار در 317 صفحه‌. 104

در سال‌هاى‌ اخیر، اقداماتى‌ در جهت‌ بازسازى‌ آثار ابومخنف‌ صورت‌
گرفته‌ است‌ که‌ از جمله‌ مى‌توان‌ به‌ احیاى‌ مقتل‌وى‌ توسط‌ یکى‌ از
محققان‌ معاصر با عنوان‌ وقعة‌ الطف‌ بر اساس‌ گزارش‌هاى‌ موجود از مقتل‌
الحسین‌«علیه‌السلام‌»ابومخنف‌ در کتاب‌هاى‌ یاد شده‌، اشاره‌ کرد. 105


نکته‌ دیگر آن‌که‌ بر اساس‌ گزارش‌ برخى‌ محققان‌ معاصر، چهار نسخه‌ خطى‌
از مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» در کتابخانه‌«گوته‌» (ش‌ مارة‌ 1836) ،
«برلین‌» (شماره‌ 159 - 160) ، «لیدن‌» (شماره‌ 792) و«سنت‌ پطرزبورگ‌»
(شماره‌ 78) موجود است‌ که‌ هرچند برخى‌ از مستشرقان‌ در انتساب‌ این‌
نسخه‌ها به‌ ابومخنف‌، تردید کرده‌اند، اما در این‌ که‌ این‌نسخه‌ها از
قدمت‌ خاصى‌ برخوردار است‌، هیچ‌ کس‌ تردید نکرده‌ است‌. 106 هم‌چنین‌ بنا
بر گزارش‌ محقق‌ دیگرى‌، میکرو فیلم‌ نسخه‌ خطى‌ دیگرى‌ به‌ نام‌ مقتل‌
الحسین‌ ابومخنف‌ در کتابخانه‌ امبروزیاناى‌ شهر میلان‌ ایتالیا به‌ شماره‌
233موجود است‌107 که‌ احراز قدمت‌ آن‌، نیاز به‌ بررسى‌ دارد.


3. مقتل‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌»؛ هشام‌ بن‌ محمد بن‌ سائب‌ کلبى‌ (م‌ 204108 یا 206 ق‌109)


چنان‌ که‌ اشاره‌ شد، هشام‌ بن‌ محمد بن‌ سائب‌ کلبى‌ یکى‌ از شاگردان‌
ابومخنف‌، مورّخى‌ شهیر و مورد عنایت‌ شیعه‌ واهل‌ سنت‌ و از شاگردان‌
امام‌ صادق‌«علیه‌السلام‌» بوده‌ است‌. ضمن‌ آثار وى‌، نام‌ کتاب‌ مقتل‌
الحسین‌«علیه‌السلام‌» به‌چشم‌ مى‌خورد که‌ بیشترِ اخبار آن‌، همان‌
روایات‌ استادش‌ است‌، 110 اما از آن‌جا که‌ امروزه‌ اثرى‌ از مقتل‌ وى‌
نیست‌، نمى‌توان‌ به‌ درستى‌ درباره‌ میزان‌ بهره‌گیرى‌ وى‌ از اخبار
ابومخنف‌، داورى‌ کرد.


البته‌ گزارش‌هاى‌ او از ابومخنف‌ وبرخى‌ دیگر، بعدها در آثارى‌ هم‌چون‌
تاریخ‌ طبرى‌، مقاتل‌ الطالبیین‌ و الارشاد شیخ‌ مفید و تذکرة‌ الخواص‌
سبط‌ بن‌جوزى‌ آمده‌ است‌. از آن‌جا که‌ درگذشت‌ هشام‌ در اوایل‌ قرن‌ سوم‌
و در نتیجه‌، بخش‌ عمده‌ زندگى‌اش‌ در قرن‌ دوم‌ بوده‌، مى‌توان‌ اثر وى‌
را نیز از مقاتل‌ قرن‌ دوم‌ به‌ شمار آورد.


4. ترجمة‌ الامام‌ الحسین‌«علیه‌السلام‌» و مقتله‌ (من‌ القسم‌ غیرِ
المطبوع‌ من‌ کتاب‌ الطبقات‌ الکبرى‌) ؛ محمد بن‌ سعد (م‌ 230 ق‌)


محمد بن‌ سعد گزارش‌ مهمى‌ را ذیل‌ شرح‌ حال‌ امام‌ حسین‌«علیه‌السلام‌»
در کتاب‌ الطبقات‌ خود آورده‌ است‌ که‌ چون‌چاپ‌ نخستین‌ آن‌ به‌ اهتمام‌
برخى‌ از خاورشناسان‌ در لیدن‌ از سال‌ 1904 - 1917 م‌ بر اساس‌ نسخه‌
ناقصى‌ چاپ‌ شده‌، بخش‌ زیادى‌ ازترجمه‌ و شرح‌ حال

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
مسیحیت در آمریکای لاتین؛ از آغاز تاکنون
تاریخ وجوب نمازهاى یومیه در اسـلام
تاریخ ادیان، تمهیدی برای تعامل ادیان
عوامل‌ وفاق‌ اجتماعى‌ ایرانیان‌ در تاریخ‌ معاصر(باتأکید بر نقش‌ تشیع‌)
إرهاصات در زندگی پیامبراکرم‌(ص) از منظر تاریخ
تدوین تاریخ اسلام نزد مسلمانان
درآمدی بر تاریخ اجتماعی اسپانیای اسلامی
قانون‏مندی تاریخ از منظر عقل و دین
نقش آفرینی عاشورا در رویدادهای سیاسی اجتماعی قرن نخست
مروری بر عنصر شهادت طلبی در تاریخ اسلام
۱۱-۹-۱۳۹۱ ۰۶:۱۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #2
RE: سیرى‌ در مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌ نگارى‌ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر

بخش دوم/
سیری در مقتل‏نویسی و تاریخ‏نگاری عاشورا از آغاز تا عصر حاضرخبرگزاری
فارس:مقاتل و آثاری که از قرن دوم تا هفتم نگاشته شده از نظر قدمت، اعتبار
و اتقان گزارش، از ارزش و اعتبار،برخوردار هستند.این امر از آن روست که
مورخان اولیه تاریخ عاشورا، همانند ابومخنف، هشام کلبی و...، واقعه عاشورا
را در قالب روایت و با ذکر اسناد، گزارش کرده‏اند.












چکیده


پژوهش حاضر در دو مقطع کلی به شناسایی و معرفی مقاتل و نگاشته‏های مربوط
به تاریخ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر می‏پردازد. در مقطع نخست در دو بخش
سامان یافته که در بخش اول آن به شناسایی و معرفی فهرست‏وار مقاتل از آغاز
تا قرن هفتم پرداخته و در بخش دوم، آثار موجود در تاریخ عاشورا تا قرن هفتم
به صورت توصیفی معرفی شده است.


اما مقطع دوم که درباره مقاتل و نگاشته‏های قرن هشتم تا چهاردهم است، نیز
شامل دو بخش است. در بخش نخست، پس از بیان یک مقدمه، به شناسایی و معرفی
چند اثر مهم از قرن هشتم تا عصر حاضر پرداخته و در بخش دوم مهم‏ترین آثار
قرن‏های اخیر که نقش بسزایی در تحریف و ارائه گزارش نادرست و جعلی و در
برخی موارد، افسانه‏ای، درباره قیام عاشورا داشته‏اند، شناسایی و معرفی شده
است.


چنان‏که در شماره پیشین گفته شد، به سبب گستردگی این پژوهش، این نوشتار
در سه قسمت، ارائه می‏شود. قسمت نخست آن که مربوط به مقطع نخست (از آغاز تا
قرن هفتم و شامل دو بخش) است، در شماره پیشین چاپ شد و ادامه آن، یعنی
قسمت دوم، در این شماره به چاپ می‏رسد. اما قسمت سوم آن که مربوط به مقطع
دوم است، در شماره بعدی به چاپ خواهد رسید.


واژگان کلیدی: امام حسین علیه‏السلام ، عاشورا، مقتل‏نگاری و قرن دوم تا هفتم.


اشاره


چنان‏که گفته شد، بخش دوم مقطع نخست، به معرفی توصیفی آثار موجود در
تاریخ عاشورا تا قرن هفتم، اختصاص دارد که به سبب طولانی بودن این بخش،
ادامه آن در این شماره، به چاپ می‏رسد. و از هشتمین اثر آغاز می‏شود:


8 . تاریخ الرسل و الامم و الملوک، ابوجعفرمحمد بن جریر طبری (م 310 ق)


طبری ذیل حوادث سال‏های 60 و 61 ق حوادثی را که منجر به واقعه عاشورا شد،
شرح داده است. بخش بزرگ گزارش عاشورا در این اثر، مرهون گزارش‏های
مقتل‏الحسین ابومخنف است. وی این گزارش‏ها را به واسطه هشام بن محمد بن
سائب کلبی، شاگرد ابومخنف، از وی نقل کرده است. اسناد طبری در این باره
چنین است: «قال هشام بن محمد عن ابی‏مخنف» یا «قال هشام، قال ابومخنف» و یا
«حدثتُ عن هشام، عن‏ابی‏مخنف ».1...افزون بر این، طبری از خودِ مقتل هشام
نیز بهره بسیار برده و برخی گزارش‏ها را که هشام از غیر ابومخنف نقل کرده،
آورده است.2 در حقیقت، هشام همه کتاب یا بیشتر روایات ابومخنف را با
اضافاتی که از طرق دیگر داشته، به صورت کتابی تدوین و تنظیم کرده، آن‏گاه
یک قرن بعد، طبری از آن بهره کامل برده است.


طبری گزارش‏های واقدی را نیز نادیده نگرفته است.3 هم‏چنین وی بر اساس
روایت عمار دُهنی، مطالبی از امام باقر علیه‏السلام در خصوص مرگ معاویه و
بیعت‏خواهی ولید بن عتبه (حاکم مدینه) از امام حسین علیه‏السلام تا بازگشت
اهل بیت به مدینه و عزاداری بنی‏هاشم در این شهر، در دو بخش آورده4 که منبع
مکتوب آن نامشخص است. طبری در بخش نخست نقل یاد شده، ابتدا گزارش واقعه را
از ابتدا تا پایان شهادت مسلم بن عقیل به اختصار از عمار دهنی نقل کرده و
سپس تفصیل آن را به نقل از ابومخنف آورده است.5


مجموع گزارش‏های حادثه کربلا در تاریخ طبری با عنوان «استشهاد الحسین» با
تحقیق سید جمیلی به ضمیمه رساله رأس الحسین ابن‏تیمیه چاپ شده است.6
هم‏چنین گزارش‏های طبری درباره قیام امام‏حسین علیه‏السلام به اهتمام
حجت‏اللّه‏ جودکی ترجمه و تصحیح و با عنوان قیام جاوید: گردانیده مقتل
الحسین ابی‏مخنف چاپ شده است.7


9. تاریخنامه طبری، ابوعلی بلعمی (قرن چهارم)


بلعمی، گزارش واقعه کربلا را با عنوان «خبر پادشاهی یزید بن معاویه» آغاز
کرده و با گزارشی درباره فرستادن اسرای اهل‏بیت علیهم‏السلام به مدینه
توسط یزید، پایان داده است.8 با آن‏که مشهور است که تاریخ بلعمی ترجمه
فارسی تاریخ طبری است، اما چنان‏که متن این اثر خود گواه است با یک بررسی
اجمالی، به سهولت می‏توان دریافت که این اثر، ترجمه تمام و دقیق گزارش‏های
طبری نیست، بلکه ترجمه و برداشت اختصار گونه از تاریخ طبری همراه با
افزوده‏هایی از سوی مترجم است.


از این رو در همین بخش مورد بحث، یعنی گزارش قیام امام حسین علیه‏السلام،
شاهد گزارش‏هایی هستیم که به هیچ رو در متن تاریخ طبری وجود ندارد،
چنان‏که او مدعی است که امام حسین علیه‏السلام به پیشنهاد و ابتکار
ابن‏عباس، مسلم بن عقیل را روانه کوفه کرد!9یا سن طفل شیرخوار امام
علیه‏السلام یک سال بوده10 یا بدن مطهر امام‏حسین علیه‏السلام بی سر و
پا(!) به همراه دیگر شهدا، سه روز روی زمین کربلا افتاده بود11 و یا گزارش
محل دفن امام حسین علیه‏السلام ، حضرت علی‏اکبر و حضرت عباس را نگاشته
است،12 حال آن‏که چنین گزارش‏هایی را به هیچ رو نمی‏توان در تاریخ طبری
یافت و تنها مورد آخر در گزارش شیخ مفید در الارشاد آمده است.13نکته آخر
آن‏که بخش مربوط به امام‏حسین علیه‏السلام از تاریخنامه طبری، به اضافه
گزارش قیام مختار و خون‏خواهی وی از روی نسخه‏ای که از قرن ششم بر جای
مانده، با عنوان قیام سیدالشهداء حسین بن علی علیه‏السلام و خونخواهی مختار
چاپ شده است.14


10. کتاب الفتوح؛ ابومحمد احمد بن اعثم کوفی (م 314 ق)15


ابن‏اعثم کوفی در کتابش با عنوان الفتوح به بیان حوادث تاریخ اسلام پس از
رحلت پیامبر، به‏ویژه جنگ‏ها و فتوحات خلفا و حاکمان اسلامی بر اساس تسلسل
زمانی حوادث، پرداخته است. وی به مناسبت بیان حوادث سال 60 و 61 ق متناسب
با ساختار کتاب خود، به نهضت عاشورا پرداخته است.به سبب اهمیت این حادثه،
وی حدود 157 صفحه (یعنی حدود یک دهم) از کتاب خود را به گزارش این حادثه
اختصاص داده است. ابن‏اعثم گزارش قیام عاشورا را با عنوان «ابتداء أخبار
مقتل مسلم بن عقیل و الحسین بن علی و ولده و شیعته» آغاز کرده16 و با گزارش
بازگرداندن محترمانه اسرای اهل‏بیت به مدینه توسط یزید، به پایان رسانده
است.17


سبک تاریخ‏نگاری ابن‏اعثم همانند یعقوبی و دینوری، بدون ذکر سند و ترکیبی
و در برخی موارد، قصه‏پردازی و داستان‏سرایی است،18 از این رو گزارش‏های
او را درباره واقعه عاشورا، بایستی با احتیاط و با مقابله و مقایسه با
اخبار ابومخنف در تاریخ طبری و الارشاد شیخ مفید و گزارش‏های مورخانی
همانند بلاذری و دینوری بررسی کرده و در صورت عدم تعارض و مخالفت، به آن
اعتنا کرد.با این همه، این اثر از منابع مهم و کهن تاریخی است که در طول
زمان، شیعه و سنی به آن استناد کرده‏اند. برای نمونه، برخی از اخبار
المناقب ابن‏شهرآشوب و بحارالانوار و بسیاری از مطالب مقتل الحسین
علیه‏السلام خوارزمی، از این کتاب گرفته شده است.


هم‏چنین برخی از گزارش‏های ابن‏اعثم، از ارزش خاصی برخوردار است، زیرا وی
در نقل آن بر همه مورخان، پیشی گرفته است، همانند گزارش متن وصیت‏نامه
امام حسین علیه‏السلام به محمد حنفیه و جمله مشهور حضرت درباره فلسفه قیام
خویش: «و انی لم أخرج أشرا و لا بطرا و...».19از دیگر گزارش‏های ارزش‏مند
او نقل خطبه انقلابی و پرشور حضرت زینب در نکوهش کوفیان هنگام اسارت در
کوفه است که ابن‏اعثم پس از ابن ابی‏طیفور20 (م 280 ق)، دومین ناقل این
خطبه است.


هم‏چنین ابن‏اعثم در ارائه گزارش احتجاج پیرمرد شامی با امام سجاد هنگام
ورود اسرا به شام و مجاب شدن پیرمرد و توبه کردن وی،21 بر تمام مورخان و
مقتل‏نویسان، تقدم دارد و به نظر می‏رسد که شیخ صدوق (م 381 ق) هم که بعدها
آن را نقل کرده،22 از ابن‏اعثم گرفته است. هم‏چنین کهن‏ترین منبع موجود
درباره خطبه امام‏سجاد علیه‏السلام در مجلس یزید نیز این کتاب است.23


هم‏این‏طور وی برخی از اخبار را درباره آگاهی امام حسین علیه‏السلام از
شهادتش آورده است. یکی از این موارد، جریان خواب امام حسین علیه‏السلام
کنار قبر جدش پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در مدینه است که طی آن رسول‏خدا
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به حضرت فرمود:به زودی می‏بینم که تو در سرزمین کربلا
به دست گروهی از امتم کشته خواهی شد، در حالی که تشنه هستی و سیراب
نمی‏شوی.24افزون بر این، ابن‏اعثم، أخبار مربوط به پیش‏گویی ملائکه و
پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و حتی خبری از کعب‏الاحبار یهودی درباره شهادت
امام حسین علیه‏السلام را آورده است.25 این در حالی است که چنین گزارش‏هایی
در منابع متقدم و یا معاصر ابن‏اعثم، کمتر و در حد اشاره، به چشم می‏خورد.


ترجمه کتاب الفتوح


کتاب الفتوح در قرن ششم (596 ق) از آغاز دوران خلافت ابوبکر تا پایان
حادثه عاشورا به قلم و انشای محمد بن احمد مستوفی هروی26 ترجمه شده که چندی
پیش تصحیح و منتشر شده است.27 از آن‏جا که مترجم، تمایلات شیعی داشته،
برخی از تعابیر و باورهای شیعی را در ترجمه افزوده است.28بخش پایانی این
ترجمه، مربوط به حادثه عاشورا از آغاز تا فرجام آن است و با متن اصلی
تفاوت‏هایی دارد که با بررسی و تطبیق متن اصلی و ترجمه، این تفاوت‏ها
دانسته می‏شود. برای نمونه، در جریان آگاهی ابن زیاد ازحفر چاه توسط
امام‏حسین علیه‏السلام در کربلا، مترجم گزارش کیفیت حفر چاه را توسط حضرت
همانند خوارزمی آورده است که در گزارش ابن‏اعثم نیست.29


محتمل است گزارش یاد شده یا در نسخه موجود از فتوح نزد مترجم بوده و یا
وی این گزارش را از مقتل خوارزمی گرفته و در تکمیل گزارش ابن‏اعثم، به متن
ترجمه افزوده است. هم‏چنین مترجم، افرادی مانند مالک بن اوس مالکی30 و عمرو
بن خباوه31 را از اصحاب امام حسین علیه‏السلام دانسته که نه‏تنها در گزارش
ابن‏اعثم از آنان نام برده نشده، بلکه در هیچ منبع معتبری، یارانی به
نام‏های یاد شده برای امام علیه‏السلام گزارش نشده است. نکته آخر در این
باره آن‏که بخش مربوط به امام‏حسین علیه‏السلام این ترجمه، با عنوان قیام
امام حسین علیه‏السلام (برگزیده از کتاب الفتوح) به صورت مستقل چاپ شده
است.32


11. العقد الفرید؛ احمد بن محمد بن عبد ربّه اندلسی (م 328 ق)


ابن‏عبد ربّه اندلسی به مناسبت بیان حوادث سال 61 ق چند صفحه‏ای از
نگاشته خود را به قیام عاشورا اختصاص داده33 و به اختصار به سیر قیام امام
حسین علیه‏السلام از آغاز تا پایان پرداخته است. نکته قابل توجه در این
نگاشته، اخبار مورخان و مقتل‏نویسانی است که او از آن‏ها بهره برده است. وی
آغاز گزارش خود را از مقتل قاسم بن سلام هروی که از بین رفته، به واسطه
شخصی به نام علی بن عبدالعزیز نقل کرده است.


سپس از محدثان، مورخان و نسب‏شناسانی، همانند زبیر بن بکار (به واسطه علی
بن عبدالعزیز)، ضحاک بن عثمان خزاعی، شعبی (به نقل از یحیی بن اسماعیل) و
حسن بصری (به نقل از ابوالحسن مدائنی) اخباری را آورده است. از گزارش‏های
خلاف مشهور ابن عبد ربّه که از قاسم بن سلام نقل کرده، جریان دیدار امام
علیه‏السلام با عبداللّه‏ بن مطیع در راه مکه است که وقتی وی از حضرت سؤل
می‏کند کجا می‏روی؟ حضرت می‏فرماید: به عراق، چون از سوی آنان بیش از یک
بار (شتر) برایم نامه (دعوت) آمده است!34 در حالی که ـ چنان‏که نگاشته
خواهد شد ـ دعوت عراقیان، چند روز پس از اقامت حضرت در مکه بوده است.


12. کتاب المحن؛ ابوالعرب محمد بن احمد بن تمیم تمیمی (م 333 ق)


نویسنده این اثر، گزارشی درباره شهادت امام حسین علیه‏السلام، به‏ویژه
حوادث خارق‏العاده پس از آن، از قبیل پدیدار شدن سرخی در آسمان و برآمدن
خون از زیر سنگ‏ها، آورده است.35 شش صفحه نخست گزارش وی، همان گزارش قاسم
بن سلام است که ابن عبد ربّه نیز آن را نقل کرده است.


13. مروج الذهب و معادن الجوهر؛ ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (م 346 ق)


مسعودی، مورخ و جغرافی‏دان مشهور قرن چهارم از نوادگان عبداللّه‏ بن
مسعود،36 صحابی بزرگ رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. او به مناسبت گزارش
حوادث سال 61 ق چند صفحه‏ای از اثر خود را به گزارش واقعه کربلا اختصاص
داده است.37 اگرچه گزارش او درباره واقعه عاشورا همان گزارش‏های مشهور
منابع کهن است، اما برخی از گزارش‏ها را تنها او آورده است. برای نمونه،
تاریخ ورود مسلم بن عقیل را به کوفه، پنجم شوال نگاشته است.38 هم‏چنین آمار
اصحاب امام علیه‏السلام را هنگام روانه شدن به کربلا به همراه سپاه حرّ،
پانصد سوار و حدود صد پیاده،39 و آمار شهدای کربلا را 87 نفر نوشته است.40


14. البدء و التاریخ؛ مطهر بن طاهر مقدسی (م پس از 355 ق)


نویسنده این اثر نیز مباحثی چون بیعت ستاندن یزید، سفر مسلم به کوفه،
واقعه کربلا و اشعار یزید هنگام چوب زدن بر لبان امام حسین علیه‏السلام را
در چند صفحه از تاریخ خود آورده است.41


15. مقاتل الطالبیین؛ ابوالفرج اصفهانی ( م 356 ق)


از میان شیعیان غیر امامی نیز، ابوالفرج اصفهانی (م 356ق) که اُموی نسب و
گرایش شیعی داشته،42 با تدوین کتاب مقاتل الطالبیین، ضمن نقل روایات مسند
درباره قیام‏ها و کشته‏های خاندان ابوطالب، حدود 38 صفحه را به مقتل امام
حسین علیه‏السلام و اهل‏بیت و اصحاب او و نیز اسارت خاندانش اختصاص داده
است.43


در گزارش ابوالفرج از مقتل امام حسین علیه‏السلام ، ابتدا اسامی و چگونگی
شهادت 23 تن از شهدای بنی‏هاشم (با احتساب امام حسین علیه‏السلام ) آمده، و
در ادامه، چگونگی شهادت مسلم بن عقیل در کوفه با تفصیل بیشتر گزارش شده
است. وی در نهایت، جریان شهادت امام حسین علیه‏السلام و سپس گوشه‏هایی از
گزارش‏های مربوط به اسارت اهل‏بیت حضرت را آورده و در مجموع، بنای وی بر
ایجاز و عدم تفصیل بوده است.


ابوالفرج اخبار مربوط به حادثه کربلا را از راویانی چند نقل کرده، اما
بخش اصلی حادثه، یعنی شهادت امام حسین علیه‏السلام و مقدمات آن را از
ابومخنف نقل کرده است و در واسطه‏های میان او و ابومخنف، گاه نام نصر بن
مزاحم منقری،44 و گاه نام ابوالحسن مدائنی45 آمده است. وی روایاتی نیز از
امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم‏السلام در این زمینه نقل کرده
است.46 در برخی موارد، هم‏چون گزارش چگونگی شهادت حضرت چند روایت را ترکیب
کرده و پس از ذکر سندها، یک جا، به نقل متن آن‏ها پرداخته است.


شیوه روایی و تأکید بر نقل اسناد توسط ابوالفرج موجب شده که امکان نقد
سندی در روایات او فراهم شود، و نیز از این ناحیه، امکان احیای اثر از بین
رفته ابومخنف در مقتل نیز (تا حدی که ابوالفرج از او نقل کرده) امکان‏پذیر
شده است.ابوالفرج در برخی موارد، اشعاری نیز از شعرای مرثیه‏سرا، هم‏چون
کمیت بن زید اسدی47 و سلیمان بن قته48 آورده است.


16. شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار علیهم‏السلام؛ قاضی نعمان تمیمی مغربی (م 363 ق)


از دیگر شیعیان که در این قرن، روایات مربوط به مقتل امام حسین
علیه‏السلام را نقل کرده، قاضی نعمان بن محمد تمیمی مغربی است. وی در کتاب
خود با عنوان شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار علیهم‏السلام بیش از
پنجاه روایت درباره شهادت امام‏حسین علیه‏السلام و حادثه عاشورا و وقایع پس
از آن نقل کرده است.49قاضی نعمان پیشینه غیر شیعی داشته و از پیروان مذهب
مالکیه50 (و به قولی حنفیه)51 بود ه و سپس به تشیع گراییده است، ولی در
این‏که تشیع وی امامی بوده یا اسماعیلی، میان شرح حال نویسان اتفاق نظر
نیست.


بسیاری از عالمان شیعی و برخی از شرح حال نویسانِ غیر شیعی او را شیعه
امامی دانسته‏اند، اما به سبب تقیه از دولت فاطمی، این امر را در
نوشته‏هایش بروز نمی‏داده است، و از این رو از امامان پس از امام صادق
علیه‏السلام با کنیه‏های مشترک یاد کرده است.52وی ابتدا روایاتی را که
مربوط به اصل شهادت امام حسین علیه‏السلام و إخبار پیامبراکرم
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امیرالمؤنین علیه‏السلام از این امر است، نقل کرده و
سپس سیر حرکت حضرت از مدینه تا کربلا، شهادت مسلم در کوفه، مواجهه و شهادت
حضرت و وقایع پس از آن، هم‏چون اسارت اهل‏بیت علیهم‏السلام و مجلس
ابن‏زیاد و یزید را آورده است.


او درباره این‏که علی‏اکبر آیا امام سجاد علیه‏السلام بوده یا خیر، دو
قول نقل کرده و نیز در این‏که تعداد اصحاب امام علیه‏السلام 72 نفر بوده یا
کمتر، دو احتمال مطرح کرده است. بنا به نقل وی، قاتل امام علیه‏السلام،
سنان بن انس نخعی بوده و قاطع رأس حضرت، خولی. معرفی اسامی شهدای اهل‏بیت
امام علیه‏السلام، از دیگر بخش‏های گزارش‏های او در مقتل است. گزارش‏های وی
معمولاً مسند است، اما به این صورت که بخشی از سند را نقل و بخش دیگر را
به اسناد راوی وامی‏گذارد.


17. الإرشاد فی معرفة حجج اللّه‏ علی العباد؛ محمد بن محمد بن نعمان، معروف به «شیخ مفید» (م 413 ق)


شیخ مفید در فصل مربوط به امام حسین علیه‏السلام، پس از امیرالمؤنین
علیه‏السلام، بیشترین حجم از کتاب خود (یعنی حدود 109 صفحه،53 نزدیک به یک
هفتم) را به شرح حال و زندگی حضرت و واقعه عاشورا اختصاص داده است که این
میزان عنایت و پرداختن وی به این موضوع، اهمیت سترگ این واقعه را نزد او
می‏رساند. او ـ چنان‏که خود تصریح کرده است ـ گزارش واقعه کربلا را از هشام
کلبی (چنان‏که گفته شد او نیز به نوبه خود بیشتر از مقتل استادش ابومخنف
نقل کرده است)، مدائنی و غیر این دو آورده است.


با مطالعه و بررسی اجمالی گزارش شیخ مفید این نکته به سهولت روشن می‏شود
که در بیشتر موارد، گزارش‏های تاریخ طبری را با حذف اسناد و رعایت اختصار
آورده است. این نکته با مقایسه گزارش‏های وی با گزارش‏های طبری که با ذکر
سند آورده شده قابل پی‏گیری و اثبات است. نکته شایان توجه در گزارش‏های شیخ
مفید، افزوده‏هایی است که در گزارش‏های طبری نمی‏توان یافت. برای نمونه،
گزارش کیفیت نبرد و شهادت حضرت عباس54 یا تعیین محل دفن حضرت علیاکبر، شهدا
و حضرت عباس55 را تنها شیخ مفید نگاشته و در گزارش طبری موجود نیست.


18. مقتل الامام الحسین علیه‏السلام من کتاب تاریخ الخلفاء؛ (نویسنده مجهول قرن سوم تا پنجم) تحقیق رسول جعفریان


در سال 1968م در مسکو کتابی با عنوان تاریخ الخلفاء از نویسنده‏ای
ناشناخته به صورت عکسی چاپ شد که بخشی از آن به مناسبت پرداختن به خلافت
یزید، درباره واقعه کربلاست. چنان‏که محقق آن بر این باور است، نثر این اثر
با قرن سوم و چهارم متناسب و گزارش آن با متون اصیل کهن سازگار است.
نویسنده این کتاب، با بهره‏گیری از منابع کهن معتبر، گزارش این واقعه را با
حذف اسناد، به اختصار و به صورت ترکیبی و در برخی موارد، با اندکی تغییر
در تعابیر آورده که البته گزارش و نکته جدیدی در آن دیده نمی‏شود. وی تنها
در گزارش گفت‏وگو و احتجاج امام سجاد علیه‏السلام با ابن‏زیاد، از حمید بن
مسلم (یکی از سپاهیان دشمن و حاضر در مجلس ابن‏زیاد که ابومخنف با واسطه
سلیمان بن ابی‏راشد، از او بسیار روایت کرده است) نام برده است.56


نویسنده در پایان گزارش مقتل امام حسین علیه‏السلام ، می‏نگارد: ما
درباره حسین علیه‏السلام و مقتل او، سخن را بسط دادیم، گرچه در مقایسه با
آن‏چه راویان در این باره نگاشته‏اند، اندک است. دلیل تفصیل ما آن بود که
مانند چنین حادثه‏ای در پیش و پس از اسلام اتفاق نیفتاده و گمان ما آن است
که در سایر ادیان نیز تا زمان ما چنین چیزی رخ نداده و حتی نزدیک به آن هم،
صورت نگرفته است.57


19. تجارِب الامم و تعاقب الهِمَم؛ ابو علی مسکویه رازی (م 421 ق)


ابوعلی مسکویه، به مناسبت پرداختن به حوادث عصر خلافت یزید بن معاویه،
بیش از چهل صفحه از کتاب خود را به واقعه عاشورا اختصاص داده است. او در
این بخش، به همان اخباری که طبری در تاریخ خود از ابومخنف و راویان دیگر
درباره این حادثه آورده است، اکتفا کرده و به شیوه ترکیبی و حذف اسناد، این
حادثه را از آغاز بیعت‏ستانی یزید تا پایان بازگرداندن اسرای اهل‏بیت
علیهم‏السلام به مدینه، به اختصار، گزارش کرده است.58


20. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب؛ ابوعمر یوسف بن عبداللّه‏ بن محمد بن عبدالبرّ قرطبی (م 463 ق)


ابن عبد البرّ قرطبی، حدود پنج صفحه از اثر خود را به ترجمه و شرح حال
امام حسین علیه‏السلام و برخی از اخبار نهضت عاشورا اختصاص داده است.59 یکی
از نکاتی که نویسنده به آن پرداخته، گزارش یحیی بن معین است که از قول
کوفیان نقل کرده که کشنده امام حسین علیه‏السلام ، عمر سعد بود. وی در
توجیه سخن کوفیان نوشته است اینکه قاتل عمر سعد دانسته شده از این‏روست که
وی با این شرط که حکومت ری به او برسد، به عنوان فرمانده سپاه ابن زیاد،
مأمور جنگ با حسین بن علی علیه‏السلام شد.60 گزارش‏هایی که ابن عبدالبر
درباره امام حسین علیه‏السلام و حادثه عاشورا آورده، به جز نقل چند روایت
فقهی از حضرت، اخبار مشهوری است که در منابع دیگر آمده و نکته جدیدی ندارد.


21. روضة الواعظین؛ محمد بن فتال نیشابوری (م 508 ق)


ابن‏فتال نیشابوری، این اثر را در قالب مجلس سامان داده است. وی چندین
مجلس را به زندگی و حوادث عصر ائمه علیهم‏السلاماختصاص داده است که در این
میان، قیام عاشورا را در قالب یک مجلس، گزارش کرده است.61 وی عمده
گزارش‏های خود را در این باره از دو کتاب الإرشاد شیخ مفید و الأمالی شیخ
صدوق نقل کرده است، به این ترتیب که گزارش شهادت امام حسن علیه‏السلام و
تحرک شیعه در عراق تا پیوستن حر بن یزید به امام حسین علیه‏السلام را از
ارشاد شیخ مفید به اختصار بیان کرده است.62 اما در ابتدای گزارش خود،
گفت‏وگوی عبداللّه‏ بن حوزه با امام علیه‏السلام و احتجاج حضرت تا شهادت
حضرت قاسم را از امالی شیخ صدوق آورده،63 سپس دوباره گزارش شهادت طفل
شیرخوار و شهادت امام علیه‏السلام تا اسب تازاندن بر بدن حضرت را از شیخ
مفید به اختصار نقل کرده است.64


و از آن پس، از آغاز گزارش به خون مالیدن اسب یال و پیشانیش را به خون
بدن امام علیه‏السلام و حضور اسرای اهل‏بیت علیهم‏السلام در کوفه و شام و
احتجاجات آنان با ابن زیاد و یزید را با جابه‏جایی و حذف برخی از اخبار، از
امالی آورده است65 و سرانجام، گزارش بازگرداندن محترمانه اهل‏بیت
علیهم‏السلام را به مدینه به دستور یزید و عزاداری بنی‏هاشم را در مدینه
مجددا از شیخ مفید به اختصار نقل کرده است.66 هم‏چنین ابن‏فتال سه صفحه
آخر67 و نیز دو صفحه آغازین68 این مجلس را به چندحدیث و گزارش اختصاص داده
است که برخی از آن‏ها را می‏توان در ارشاد و امالی یافت.


22. إعلام الوری بأعلام الهُدی؛ فضل بن حسن طبرسی (م 548 ق)


شیخ طبرسی شرح حال زندگی امام حسین علیه‏السلام و حادثه عاشورا را در 59
صفحه و ضمن پنج فصل آورده است.69فصل اول: تاریخ تولد و مدت عمر امام
علیه‏السلام . فصل دوم: بیان دلایل امامت حضرت و این‏که از سوی پدر و
برادرش بر امامت ایشان تصریح شده است. فصل سوم: بیان برخی از خصائص، مناقب و
فضایل آن حضرت. فصل چهارم: مختصری از اخبار خروج حضرت بر یزید و مقتل وی.
فصل پنجم: تعداد فرزندان و اسامی آنان.


اگرچه او تصریح نکرده که گزارش واقعه عاشورا را از شیخ مفید گرفته است،
اما با بررسی و مقایسه گزارش وی و شیخ مفید، به سهولت دانسته می‏شود که
تمام گزارش شیخ مفید را در این باره به اختصار و با اندکی تغییر در برخی از
تعابیر و عبارات، نقل کرده و تنها در پایان گزارش، دیدگاه شیخ مفید را
درباره محل دفن اصحاب امام حسین علیه‏السلام ، آورده است.70


23. مقتل الحسین علیه‏السلام ؛ موفق بن احمد خوارزمی (م 568 ق)


ابوالمؤد موفق71 بن احمد بن محمد72 بکری مکی حنفی معروف به «اخطب
خوارزم»، فقیه، خطیب، قاضی، ادیب و شاعر، ملقب به «صدر الائمه»، «اخطب
خوارزم»73 و «خلیفه الزمخشری» حدود سال 484 ق دیده به جهان گشود74 و در سال
568 ق بدرود حیات گفت.75درباره مذهب خوارزمی باید گفت با توجه به آن‏که در
عصر وی مذهب شایع در خراسان بزرگ و ماوراءالنهر، از جمله منطقه خوارزم
مذهب «حنفی» بوده است، خوارزمی نیز این مذهب را در فروع، اختیار کرده است.
یکی از شواهد قوی بر مذهب او کتاب مناقب ابی‏حنیفه اوست که در فضایل
ابوحنیفه نوشته و در آن به مدح و ثنای وی، در قالب قصیده‏ای طولانی پرداخته
است.


البته او در اصولِ اعتقادات، اشعری بوده است، با این همه او به تشیع
متمایل و علاقه‏مند به اهل‏بیت علیهم‏السلام نیز بوده است، چراکه افزون بر
نگارش مقتل الحسین علیه‏السلام ، کتاب‏های دیگری همانند فضائل امیرالمؤنین
معروف به المناقب، کتاب ردّ الشمس لأمیرالمؤنین علیه‏السلام ، کتاب قضایا
امیرالمؤنین علیه‏السلام و الأربعین فی مناقب النبی الأمین و وصیة
امیرالمؤنین علیه‏السلام نگاشته است.


مقتل الحسین علیه‏السلام خوارزمی، کتابی تاریخی روایی است که بیشتر
روایات و گزارش‏های تاریخی آن، با سلسله سند بیان شده است. بیشتر مطالب این
اثر از فصل نهم تا پایان فصل یازدهم (که از جریان بیعت‏خواهی معاویه برای
یزید آغاز شده و با شهادت آن حضرت و یارانش در کربلا به پایان می‏رسد)
برگرفته از کتاب الفتوح ابن‏اعثم است که خود بارها به این موضوع در کتابش
تصریح کرده است.


وی در برخی موارد پس از نقل گزارش ابن‏اعثم، حدیث یا گزارش دیگری را بر
آن افزوده و سپس ادامه گزارش ابن‏اعثم را آورده است: «قال احمد بن اعثم
الکوفی».76 گزارش‏های افزوده شده معمولاً گزارش‏هایی است که خوارزمی به طور
مسند از مشایخ خود نقل کرده است.برخی از مشایخ روایت خوارزمی که در این
اثر از آنان بسیار نقل کرده است، عبارت‏اند از: جاراللّه‏ محمود بن عمر
زمخشری (م 538 ق)، ابومنصور شهردار بن شیرویه دیلمی (م 558 ق)، حسن بن احمد
عطّار همدانی (م 544 ق) و ابوالحسن علی بن احمد عاصمی.


فصل‏های مقتل خوارزمی


کتاب مقتل الحسین علیه‏السلام یک سرآغاز و پانزده فصل دارد که در یک مجلد
دو جلدی گرد آمده است. جلد اول این کتاب، شامل ده فصل و بخش اول فصل یازده
است و جلد دوم، بخش دوم فصل یازده و چهار فصل دیگر را در بردارد. عناوین
این فصل‏ها چنین است:


جلد اول: 1. برخی از فضائل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله،
2. فضائل خدیجه دختر خویلد، 3.فضائل فاطمه دختر اسد پسر هاشم پسر عبد مناف
مادر امیرالمؤنین علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام ، 4. نمونه‏ای از فضائل
امیرالمؤنین علیه‏السلام ، 5. فضائل فاطمه زهرا علیهاالسلامدختر رسول‏خدا
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، 6. فضائل حسن و حسین علیهماالسلام، 7. فضائل اختصاصی
حسین علیه‏السلام ، 8. پیش‏گویی رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از حسین
علیه‏السلام و احوال وی، 9. آنچه بین حسین علیه‏السلام و بین ولید بن عتبه و
مروان بن حکم در مدینه، در زمان حیات معاویه و بعد از مرگش، روی داد، 10.
آنچه از سرگذشت حسین علیه‏السلام که در مدت اقامتش در مکه اتفاق افتاد و
آنچه از نامه‏های کوفیان به دست او رسید و فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه و
قتل او در این شهر، 11. خروج حسین بن علی علیه‏السلام از مکه به سوی عراق و
حوادث و اتفاقاتی که بین راه رخ داد و فرودش در سرزمین طف (بخش اول).

جلد دوم: کشته شدن امام حسین علیه‏السلام (بخش دوم)،
12. عقوبت و مجازات قاتل حسین علیه‏السلام ، 13. برخی از مرثیه‏هایی که
درباره حضرت سروده شده است، 14. زیارت حضرت و فضیلت آن، 15. انتقام مختار
بن ابی‏عبید ثقفی از کشندگان حسین علیه‏السلام . هم‏چنین خوارزمی در پایان
این فصل، به جریان کشته شدن مصعب و عبداللّه‏ پسران زبیر، پرداخته است.


خوارزمی و ابن‏اعثم


چنان‏که نگاشته شد، خوارزمی در نگارش واقعه کربلا تا پیش از روز عاشورا،
بیشترین بهره را از کتاب الفتوح ابن‏اعثم برده است، اما گزارش‏های وی در
مقایسه با اخبار ابن‏اعثم، اضافات، کاستی‏ها و تفاوت‏هایی از جهات دیگر
دارد که به نظر می‏رسد این امر، معلول سه عامل بوده است: اول، آن‏که فتوح
ابن‏اعثم نسخه‏های متعدد و تا اندازه‏ای متفاوت از یکدیگر با اضافات و
کاستی‏هایی داشته است.


شاهد بر این ادعا، اختلاف نسخه‏های موجود کنونی با نقل‏های خوارزمی از
ابن‏اعثم است. نمونه بارز در این باره، تفاوت‏های اشعار آورده شده به
مناسبت حوادث مختلف در فتوح ابن‏اعثم با مقتل خوارزمی از جهت کمی و محتوایی
است. هم‏چنین احتمال دارد برخی از اضافات مقتل خوارزمی به این علت باشد که
نسخه‏ای کامل‏تر از فتوح نزد خوارزمی بوده است.


دوم، آن‏که خوارزمی، خطیب و اهل منبر بوده است که با تأثیرپذیری از چنین
منصب و حرفه‏ای، به تغییر کمّی و در برخی موارد، تغییر کیفی گزارش‏های
ابن‏اعثم با نقل به معنای آن‏ها کرده است تا گزارش‏های این حادثه،
منطقی‏تر، قابل پذیرش‏تر و جذاب‏تر برای خواننده باشد. البته این کار در
بسیاری از موارد تا حدی بوده که موجب تحریف اصل جریان نشود.


سوم، آن‏که طبیعت بسیاری از حوادث و قضایای تاریخی آن است که وقتی گرد و
غبار گذشت زمان بر آن‏ها می‏نشیند و نویسندگان قرن‏های بعدی پا به عرصه
حیات علمی گذاشته و به بازنگاری آن می‏پردازند، در نتیجه چنین فاصله زمانی
از زمان حادثه، اضافات و شاخ و برگ‏هایی بر اصل حادثه می‏افزایند که در
گزارش‏های اولیه، وجود ندارد.


24. مقتل الحسین علیه‏السلام ؛ ابوالحسن احمد بن عبداللّه‏ بن محمد بکری (قرن پنجم و ششم)


بکری، رساله کوتاهی درباره امام‏حسین علیه‏السلام نگاشته است که نسخه‏ای
از آن با عنوان حدیث وفاة سیدنا الحسین علیه‏السلام در کتابخانه دانشگاه
قرویین شهر فاس در مراکش ضمن مجموعه‏ای (به شماره 575 / 3، ص 77 ـ 86)
نگهداری می‏شود.77رجال‏نویسان اهل‏سنت، بکری را نکوهش کرده و از او به
«کذّاب دجال»،78 «قَصّاص» و دروغ‏گوتر از مسیلمه کذاب، تعبیر کرده‏اند.79


ابن‏حجر افزوده است که از کتاب‏های مشهورش، کتاب الذروه فی السیرة
النبویه است که در آن هر جنگی از جنگ‏های عصر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
را که گزارش کرده است، یا اصل آن را نادرست روایت کرده و یا گزارش‏های
نادرست بر آن افزوده است.80اگرچه رساله مقتل الحسین بکری مختصر است، اما به
نظر می‏رسد سبک نگارش داستانی ادبی نویسندگانی، همانند بکری در قرن پنجم و
ششم که تاریخ صدر اسلام را در قالب کتاب الذروه فی السیرة النبویه به این
شیوه روایت کرده است آغاز مهمی در روایت کردن تاریخ عاشورا هرچند به
اختصار، به این سبک بوده است.


25. ترجمه ریحانة رسول‏اللّه‏
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، الإمام الحسین علیه‏السلام (من تاریخ مدینه دمشق)؛
ابوالقاسم علی بن حسن هبة اللّه‏ شافعی، معروف به «ابن‏عساکر دمشقی» (م 571
ق)



ابن‏عساکر به مناسبت پرداختن به شرح حال بزرگان و افراد برجسته که در
دمشق ساکن بوده یا به این شهر و اطراف و نواحی آن آمده‏اند، به شرح حال
امام حسین علیه‏السلام پرداخته است.81 وی در شرح حال 150 صفحه‏ای درباره
امام حسین علیه‏السلام و حادثه عاشورا، در مجموع، 402 روایت و گزارش آورده
که مضمون بسیاری از آن‏ها تکراری است. این اثر، نظم و تبویب مناسبی ندارد و
در مواردی، اخبار برخی از موضوعات و عناوین، به صورت پراکنده آمده است.82


نکته شایان توجه درباره این نگاشته آن‏که ابن‏عساکر در گزارش مختصر خود
از سیر قیام امام حسین علیه‏السلام ، بخشی از آغاز گزارش مقتل امام حسین
علیه‏السلام ابن‏سعد83 را با همان سلسله اسناد وی نقل کرده است.84 افزون
بر این، او برخی گزارش‏های دیگر مقتل وی را به صورت پراکنده در لابه لای
نگاشته خود آورده است.85


اما نکته‏ای که درباره کمیت و کیفیت محتوایی این اخبار و گزارش‏ها و
رویکرد خاص ابن‏عساکر در انتخاب و چینش آن‏ها حائز اهمیت است، آن که وی
اولاً: اخبار و گزارش‏هایی را بیشتر گزینش کرده و آورده است که اطلاعات
تاریخی کمتری در باره این واقعه داشته و بیشتر به مسائل حاشیه‏ای و کم‏ارزش
پرداخته است، ثانیا: چنان‏که گفته شد، بسیاری از مضامین این اخبار، چندین
بار تکرار شده است، چندان‏که حدود صد روایت مربوط به روز و سال ولادت و
شهادت، مدت عمر، نام و کنیه امام86 و بیش از 120 روایت، یعنی بیش از یک
چهارم آن‏ها درباره مناقب و فضایل حضرت87 است که بسیاری از روایات این دو
دسته، تکراری است.


بیش از سی روایت، مربوط به پیش‏گویی‏های پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و
امیرالمؤنین علیه‏السلام درباره کشته شدن امام حسین علیه‏السلام ،88 بیش
از ده روایت درباره منع حضرت توسط برخی از افراد سرشناس از رفتن به کوفه،89
بیش از بیست روایت درباره شرح قیام امام حسین علیه‏السلام و خطبه‏های حضرت
در روز عاشورا،90 بیش از بیست خبر درباره حوادث خارق‏العاده و غریب پس از
شهادت امام،91 بیست خبر درباره کیفرها و بلایایی که قاتلان امام
علیه‏السلام در دنیا به آن مبتلا شدند92 و باقی گزارش‏ها، اخبار پراکنده‏ای
درباره موضوعات مختلف است.


چنان‏که ملاحظه می‏شود، ابن‏عساکر در مقایسه با حجم این ترجمه، اخبار
اندکی، یعنی تنها کمی بیش از بیست خبر به شرح قیام و شهادت امام حسین
علیه‏السلام و یارانش و مهم‏تر از همه، هدف و فلسفه قیام حضرت اختصاص داده
است، چراکه او به اقتضای آن‏که دمشقی و ساکن شام بوده است، همانند بسیاری
از مورخان شامی، اموی مسلک بوده که از بنی‏امیه جانب‏داری خاصی کرده و در
مقابل، به خاندان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چندان عنایت و محبتی
نداشته‏اند.


از این رو چنان‏که بایسته است به شرح جنایات و ستم‏هایی که بنی‏امیه بر
امام حسین علیه‏السلام ، خاندان و یارانش، در این واقعه روا داشتند،
نپرداخته است.نکته آخر آن‏که در قرن هشتم، مِزّی93 (م 742 ق) و ذهبی94 (م
748 ق) بخشی از نگاشته‏های خود را به اخبار مربوط به زندگی و قیام امام
حسین علیه‏السلام اختصاص داده‏اند که بسیاری از گزارش‏های آنان همان
گزارش‏های ابن‏عساکر است.


26. مناقب آل ابی‏طالب؛ ابوعبداللّه‏ محمد بن علی بن شهرآشوب (م 588 ق)


ابن شهرآشوب به مناسبت پرداختن به شرح زندگانی، مناقب و فضایل امام حسین
علیه‏السلام، بخشی از مباحث این باب را به گزارش مقتل امام حسین
علیه‏السلام اختصاص داده است. وی پس از اختصاص چند فصل به معجزات، مناقب و
مکارم اخلاق حضرت، حوادث خارق‏العاده پس از شهادت حضرت، برخی از اخبار
مربوط به اظهار علاقه و محبت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به ایشان و بیان
تاریخ ولادت و القاب حضرت، به گزارش واقعه عاشورا پرداخته است.


چنان‏که از نام این کتاب پیداست، این اثر نوشته‏ای تاریخی نیست، بلکه
نویسنده درصدد جمع‏آوری و گزارش اخباری درباره مناقب و فضایل امامان
علیهم‏السلامبوده است که در کنار آن به برخی از حوادث عصر آنان ـ بدون توجه
چندانی به ترتیب زمان وقوع آن‏ها ـ اشاره کرده است. او در قسمتی که به
مناقب و فضایل امام حسین علیه‏السلام پرداخته، به سبب اهمیت قیام عاشورا،
بیشترین مطالب خود را به این موضوع اختصاص داده است. البته به سبب اجتناب
از تفصیل و تطویل کتابش، این حادثه را به اجمال و اختصار گزارش کرده و
علاوه بر این‏که در مواردی، ترتیب حوادث را چندان رعایت نکرده، به سبب
گزینش برخی از حوادث نیز به بسیاری از حوادث، اشاره نکرده است.


وی روایاتی را از امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا
علیهم‏السلام در باره زندگی، مناقب و حادثه عاشورا و مقتل امام حسین
علیه‏السلام آورده است. افزون بر این، او از منابعی چون انساب الاشراف
بلاذری، تاریخ طبری، مقتل ابن‏بابویه، فضائل العشره ابوالسعادات، حلیة
(الاولیاء) ابونعیم اصفهانی و از افرادی همانند ابومخنف، شعیب بن
عبدالرحمان خزاعی، سید جرجانی، ابن مهدی مامطیری، عبداللّه‏ بن احمد بن
حنبل، شاکر بن غنمه و ابوالفضل هاشمی، گزارش‏های این باب را روایت کرده
است.


چند نکته درباره اخبار و گزارش‏های ابن شهرآشوب، شایان توجه و تأمل است:


اول، آن‏که او تنها کسی است که پس از ابن‏اعثم، ناقل سخن معروف امام حسین
علیه‏السلام یعنی «انی لم اخرج بطرا و لا اشرا ...» است، البته با این
تفاوت که او این سخن مشهور را پاسخ حضرت (نه وصیت‏نامه به محمد حنفیه) به
افرادی همانند محمد حنفیه، عبداللّه‏ بن مطیع و ابن‏عباس دانسته که خواستند
حضرت را از رفتن به عراق بازدارند.95


دوم، آن‏که اگرچه ابن شهرآشوب برخی از اخبار ابومخنف را آورده است، اما
او در چند مورد نیز اخباری را به ابومخنف نسبت داده96 که افزون بر آن‏که
مضمون آن‏ها نامعقول و غیرقابل پذیرش است، در اخبار به جای مانده از
ابومخنف در منابع معتبر و کهن، موجود نیست. از این رو به نظر می‏رسد اخبار
جعلی منسوب به ابومخنف در عصر ابن‏شهر آشوب رایج بوده که وی برخی از آن‏ها
را نقل کرده است.


سوم، آن‏که اگرچه نویسنده تصریح نکرده که گزارش مبارزه و رجز اصحاب
امام‏حسین علیه‏السلام را از فتوح ابن‏اعثم گرفته است، اما با اندکی بررسی و
مقایسه بین دو گزارش، و شباهت بسیار گزارش ابن‏شهر آشوب با گزارش
ابن‏اعثم، به سهولت دانسته می‏شود که ابن شهرآشوب در نگارش این قسمت از
گزارش خود، از کتاب ابن‏اعثم بهره برده است.97


چهارم، آن‏که ابن شهرآشوب تنها گزارش‏گر متقدم برخی از گزارش‏ها درباره
این واقعه است که برخی از آن‏ها را نمی‏توان پذیرفت. برای نمونه، او آمار
کشته‏های دشمن را به دست امام حسین علیه‏السلام (به جز مجروحان) 1950 نفر
نگاشته است98 که به هیچ رو نمی‏توان آن را پذیرفت.هم‏چنین او گزارش شهادت
حضرت عباس را متفاوت از شیخ مفید و به گونه‏ای دیگر نوشته است که به نظر
می‏رسد بعدها این گزارش با اضافات و شاخ و برگ‏هایی، در نگاشته‏های قرن‏های
بعد آورده شده و محتوای مرثیه و روضه حضرت عباس در عصر کنونی شده است، در
حالی که اضافات یاد شده مأخذ معتبری ندارد.


پنجم، آن‏که این اثر، کهن‏ترین منبع رجزهای حضرت عباس و برخی از رجزهای
امام حسین علیه‏السلام99 در روز عاشوراست که در هیچ یک از منابع متقدم بر
این نگاشته، نیامده و خود او مأخذ مشخصی برای این رجزها بیان نکرده است.
این رجزها سال‏هاست که در محافل و منابر، از شهرت خاصی برخوردار است.

پی نوشت:


1. طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج 4، ص 250، 267، 286، 302، 311، 331، 355 و 357 ـ 358.


2. همان، ص 260، 265، 290، 300، 310، 343، 348، 351، 354، 356 و 358.

3. همان، ص 255 و 296.

4. ج 4، ص 257، 260، 292 و 294.

5. همان، ص 257 و 260.

6. بیروت، دار الکتاب العربی، 1417 ق.


7. چاپ اول: تهران مؤسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، 1377.


8. بلعمی، تاریخنامه طبری، ج 4، ص 698 ـ 715.

9. همان، ج 4، ص 699.

10. همان، ص 710.

11. همان، ص 712.

12. همان.

13. مفید، الارشاد، ج 2، ص 114.

14. به کوشش محمد سرور مولایی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1359 و نیز تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377.


15. حموی درباره او گفته است که ابن‏اعثم کتاب تاریخی دارد تا پایان عصر
مقتدر معجم الادباء، ج 2، ص 231. از این عبارت دانسته می‏شود که او تا
پایان عصر خلافت مقتدر، یعنی سال 320 ق زنده بوده است.


16. ابن‏اعثم، کتاب الفتوح، ج 4، ص 322.

17. همان، ج 5، ص 134.


18. برای نمونه، او گزارش مفصل چگونگی خروج امام از مدینه را برخلاف تمام
گزارش‏های معتبر این گونه نگاشته است که ابتدا امام حسین علیه‏السلام به
بیعت فرا خوانده می‏شود، پس از مخالفت حضرت و احتجاج وی با مروان در راه
خروج از منزل خود، ولید بن عتبه حاکم مدینه، خبر آن را به شام می‏فرستد که
طبیعتا دریافت پاسخ یزید، چندین روز به درازا می‏کشد و چون نامه یزید مبنی
بر دستور کشتن امام به دست ولید می‏رسد، امام حسین علیه‏السلام چندین شب در
مدینه توقف کرده و بر سر قبر جدش پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حاضر شده و
سپس شبانه ظاهرا شب سوم از مدینه خارج می‏شود (همان، ج 5، ص 10 ـ 22). در
حالی که بر اساس منابع معتبر که قراین، شواهد و شرایط حاکم نیز همین را
اقتضا می‏کرده است، امام حسین علیه‏السلام شب اول به قصر ولید حاکم مدینه
رفت و شب دوم از مدینه خارج شد.


19. همان، ج 5، ص 25. البته چنان‏که خواهیم نوشت بعدها ابن شهرآشوب م 588
ق این جمله مشهور را در قالب پاسخ شفاهی(نه وصیت‏نامه) امام حسین
علیه‏السلام به پیشنهاد عبداللّه‏ بن مطیع، محمد حنفیه و ابن‏عباس مبنی بر
منع رفتن حضرت به عراق آورده است. نکته دیگر در این باره آن‏که در برخی
منابع متأخر شیعی، همانند بحار الانوار این جمله مشهور در همان قالب
وصیت‏نامه آمده است ر.ک: بحار الانوار، ج 45، ص 329 ـ 330 و علامه مجلسی
اگرچه، این نقل را از کتاب تسلیة المُجالس و زینة المَجالس سیدمحمد بن
ابی‏طالب موسوی نقل کرده است، اما با اندکی بررسی و مقایسه، می‏توان به این
نکته پی برد که تسلیة المجالس نیز از مقتل الحسین خوارزمی گرفته که او نیز
به نوبه خود، از ابن‏اعثم گرفته است.


20. ابن ابی‏طیفور، بلاغات النساء، ص 23 ـ 24.


21. ابن‏اعثم، کتاب الفتوح، همان، ج 5، ص 130.


22. شیخ صدوق، الامالی، مجلس 31، ص 230، شماره 3.

23. ابن اعثم، همان، ج 5، ص 132 ـ 133.

24. همان، ص 19 و نیز ص 87 و 99 ـ 100.

25. همان، ج 4، ص 323 ـ 327.


26. درباره مترجم کتاب الفتوح که یک یا دو نفر بوده است، ر.ک: ترجمه فتوح، مقدمه مصحح، ص 18 به بعد.


27. تصحیح غلام‏رضا مجد طباطبایی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1372، ص 819 و 924.


28. برای نمونه، مقایسه شود صفحات 499، 567، 644 و 811 از ترجمه فتوح به
ترتیب با متن کتاب الفتوح، ج 2، ص 495؛ ج 3، ص 77 و 159 و ج 4، ص 346.


29. ابن‏اعثم، ترجمه کتاب الفتوح، ص 893 مقایسه شود با کتاب الفتوح، ج 5، ص 91.


30. ابن‏اعثم، ترجمه کتاب الفتوح، ص 905.

31. همان.

32. تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، 109 صفحه.


33. ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج 4، ص 352 ـ 362.

34. همان، ص 352.

35. تمیمی، کتاب المحن، ص 142 ـ 155.

36. ابن‏ندیم، الفهرست، ص 171.

37. مسعودی، مروج الذهب، ج 3، ص 65 ـ 73.

38. همان، ص 65.

39. همان، ص 71.


40. همان، ص 72. البته پس از او، مقدسی نیز چنین آماری را در کتابش آورده است البدء و التاریخ، ج 6، ص 11.

41. البدء و التاریخ، ج 6، ص 138.


42. از کتاب مقاتل الطالبیین او می‏توان این گرایش را استنباط کرد، اما تشیع امامی را نمی‏توان به او نسبت داد.


43. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص 84 ـ 121. شیوه ابوالفرج در
نقل روایات، معمولاً شیوه روایی و به صورت نقل خبر همراه با ذکر سند است.

44. همان، ص 113.

45. همان، ص 85، 92، 94، 102، 109 و 114.


46. به ترتیب: یک، نه و چهار روایت، در ص 85، 88، 90، 91 ـ 92، 93، 97، 99 و 113.

47. همان، ص 90.

48. همان، ص 121.


49. قاضی نعمان، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار علیهم‏السلام، ج 3، ص 134 ـ 199، شماره 1074 ـ 1128.


50. ابن‏خلکان، وفیات الاعیان و أنباء أبناء الزمان، ج 5، ص 415.


51. ابن تغری بردی، النجوم الزاهره فی احوال ملوک مصر و القاهره، ج 4، ص 106.


52. درباره زندگی، اعتقادات و مذهب و آثار او، ر.ک: مقدمه شرح الاخبار،
به قلم محقق سیدمحمد حسینی جلالی، قم، مرکز انتشارات اسلامی وابسته به
جامعه مدرسین، 1409 ق، ج1، ص 5 82 . هم‏چنین محقق دیگری درباره مذهب او
پژوهش مفصلی کرده و با ارائه دلایل و شواهدی، اسماعیلی بودن وی را اثبات
کرده است (ر.ک: امیر جوان‏آراسته، «قاضی نعمان و مذهب او»، فص
۱۵-۹-۱۳۹۱ ۱۲:۵۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #3
RE: سیرى‌ در مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌ نگارى‌ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر

بخش سوم /
سیری در مقتل‏نویسی و تاریخ‏نگاری عاشورا از آغاز تا عصر حاضرخبرگزاری
فارس: از قرن هشتم به بعد، به سبب استیلای ویران‏گر و فرهنگ‏سوز مغولان بر
قلمرو حکومت اسلامی،و نابودی بخش بزرگی از میراث علمی مسلمانان و به‏ویژه
شیعه که از جمله،برخی از منابع معتبر تاریخ عاشورا بود.آثار مقطع یاد
شده،از اعتبار چندانی برخوردار نیست.












27. المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک؛ ابوالفرج عبدالرحمان بن علی بن محمد ابن‏جوزی (م 597 ق)


ابن‏جوزی به مناسبت حوادث سال 60 و 61 ق بخشی از نگاشته خود را به تاریخ
واقعه عاشورا اختصاص داده است.1 عمده شیوه گزارش او ترکیبی و با حذف اسناد
است و اخبار او شباهت زیادی به گزارش‏های طبری در این باره دارد. البته او
در مواردی نیز برخی از اخبار متفرقه را با اسنادش آورده است.2


28. الکامل فی التاریخ؛ عزالدین ابوالحسن علی بن ابی الکرم، معروف به «ابن اثیر» (م 630 ق)


ابن اثیر سه قرن پس از طبری، کتاب الکامل فی التاریخ را نگاشت و ـ
چنان‏که خود در مقدمه یادآورنده است 3 بیشترین نقل‏های او در این کتاب (تا
آخر قرن سوم) برگرفته از تاریخ طبری است. او در حوادث سال 60 و 61 ق گزارش
مقتل امام‏حسین علیه‏السلام را از گزارش‏های طبری گرفته و به اختصار و با
حذف اسناد نگاشته است.3 البته او ـ چنان‏که باز در مقدمه کتابش یادآور شده 4
برخی از گزارش‏ها را در لابه‏لا6 یا در پایان گزارش مقتل امام حسین
علیه‏السلام بر گزارش طبری افزوده است.7


هم‏چنین ابن اثیر در اثر دیگرش به نام اسد الغابه فی معرفة الصحابه پنج
صفحه از اثر خود را به اخباری درباره تاریخ ولادت، شهادت و برخی از مناقب
امام‏حسین علیه‏السلامو شرح مختصری از قیام حضرت اختصاص داده است.8 وی
درباره قاتل امام حسین علیه‏السلام پس از نقل چند قول، می‏گوید: صحیح آن
است که سنان بن انس، حسین بن علی علیه‏السلام را کشت.9


29. مثیرالاحزان؛ نجم‏الدین جعفر بن محمد بن جعفر بن ابی‏البقاء هبه‏اللّه‏ بن نما، مشهور به «ابن‏نما حلی» (م 645 ق)10


ابن‏نما این اثر را درباره واقعه عاشورا در سه مقصد، تدوین و تنظیم کرده
است: مقصد نخست، درباره امور پیش از نبرد روز عاشورا، از قبیل تاریخ ولادت
امام حسین علیه‏السلام و پیش‏گویی رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از شهادت
حضرت و سیر حوادث نهضت عاشورا از مرگ معاویه و بیعت‏خواهی یزید و خروج امام
علیه‏السلام از مدینه تا ورود به کربلا و هم‏چنین شرح فعالیت‏ها و قیام
مسلم بن عقیل است.


مقصد دوم، به بیان مختصر حوادث روزهای اقامت در کربلا و شب و روز عاشورا و
کیفیت نبرد و جانبازی و شهادت اصحاب و بنی‏هاشم و در نهایت، شهادت امام
حسین علیه‏السلامو برخی از حوادث پس از شهادت حضرت اختصاص یافته است. مقصد
سوم، درباره امور پس از شهادت و شرح اسارت اهل‏بیت به کوفه، شام و بازگشت
به مدینه است.خوانساری نگاشته است که شهید ثانی احتمال داده است که مثیر
الاحزان و اثر دیگر او با عنوان ذوب النضار از آثار او نباشد، بلکه نگاشته
نوه او که هم‏نام او بوده باشد،11 اما علامه سیدمحسن امین این سخن را مردود
دانسته و گفته است که اساسا معلوم نیست که او نوه‏ای، هم‏نام خود داشته
است.12


30. الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه؛ حمید بن احمد بن محمد محلّی (م 652 ق)


محلّی از علما و اندیشمندان زیدیه، در این اثر به تناسب بحث از امامانی
که قیام مسلحانه بر ضد حاکمان زمان خود کرده‏اند، نزدیک به پنجاه صفحه13 از
حجم نگاشته خود را به گزارش قیام امام حسین علیه‏السلام اختصاص داده است.
او پس از بیان اخباری درباره ولادت، ویژگی‏ها، صفات و مناقب حضرت، قیام
عاشورا را به اختصار و بر اساس اخبار مشهور گزارش کرده است. از نکات شایان
توجه در گزارش وی، یادآوری اسامی شهدای کربلاست که با مقایسه آن با گزارش
فضیل بن زبیر در این باره، معلوم می‏شود که او بخش عمده آن را بدون اشاره
به این‏که از فضیل گرفته از نگاشته وی نقل کرده است.


از گزارش‏های دیگر وی، بیان حوادث پس از شهادت امام علیه‏السلام و بردن
اسرای اهل‏بیت علیهم‏السلام به کوفه و شام و احتجاجات آنان و در نهایت،
بازگشت‏شان به مدینه است. وی هم‏چنین جریان زیارت قبر امام حسین
علیه‏السلامتوسط جابر و عطیه عوفی و تخریب قبر حضرت توسط متوکل را گزارش
کرده است. چند صفحه آخر گزارش محلّی، نقل اشعار برخی از شاعران در رثای
امام حسین علیه‏السلاماست.


از گزارش‏های قابل توجه وی، تعیین سال ولادت حضرت علی‏اکبر است. وی دو
سال مانده از خلافت عثمان، یعنی سال 33 ق را سال ولادت وی دانسته است.14
این در حالی است که برخی منابع متقدم، همانند مقاتل الطالبیین، تنها به
دنیا آمدن حضرت علی‏اکبر در روزگار خلافت عثمان را (بدون تعیین سال آن)
گزارش کرده‏اند. در مجموع می‏توان گفت: نویسنده در گزارش حوادث پس از شهادت
امام علیه‏السلام، بیشتر متأثر از کتاب مقتل الحسین خوارزمی است.


31. تذکرة الخواص من الأمه بذکر خصائص الائمه علیهم‏السلام؛ یوسف بن قزغلی بغدادی، معروف به «سبط ابن جوزی» (م 654 ق)


سبط ابن جوزی نزدیک به یک سوم از جلد دوم این کتاب را در قالب باب نهم،
به شرح زندگانی و قیام امام حسین علیه‏السلام اختصاص داده است.15 وی در
آغاز پس از آن‏که به کنیه، القاب و تاریخ ولادت حضرت اشاره کرده، برخی از
اخبار مربوط به منزلت و جایگاه خاص حسنین علیهماالسلام را نزد رسول‏خدا
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و نیز برخی از گزارش‏ها را درباره مواضع امام حسین
علیه‏السلامدر برابر خلیفه دوم و مروان آورده است.او سپس ذیل عنوان «ذکر
سیرته مختصرا» به اخبار نهضت کربلا که با مرگ معاویه و بیعت‏ستانی یزید
آغاز می‏گردد پرداخته است. یکی از گزارش‏هایی که تنها وی آن را به تفصیل
آورده است، گزارش محتوای نامه یزید به ابن‏عباس مبنی بر بازداشتن امام حسین
علیه‏السلام از قیام، و پاسخ ابن عباس به وی است.16


او در ادامه، به جریان قیام و شهادت مسلم در کوفه، رفتن امام حسین
علیه‏السلام به عراق و شهادت حضرت و یارانش، و اسامی شهدای بنی‏هاشم
پرداخته است. وی درباره کشنده امام حسین علیه‏السلامچندین قول را بیان کرده
و سپس گفته است که صحیح‏تر آن است که سنان بن انس نخعی با مشارکت شمر،
حضرت را کشتند.بحث بعدی سبط ابن جوزی درباره بردن اسرا به همراه سرها به
کوفه و شام است. او درباره مکان دفن سر امام علیه‏السلام پنج قول بیان کرده
و در پایان نگاشته است که هر جا که سر و پیکر او باشد، او در قلب‏ها و
دل‏ها جای داشته و در اعماق دل‏ها و خاطره‏ها زنده است.17


برخی از مطالب دیگر این باب عبارت‏اند از: برخی از مراثی درباره حسین
علیه‏السلام، بیان سرخی که پس از شهادت حضرت در آسمان ظاهر شد و آن‏چه به
آن ملحق می‏شود، نامه یزید به ابن‏عباس (پس از شهادت امام علیه‏السلام) و
پاسخ وی، فرزندان حسین علیه‏السلام، عقوبت کشندگان و انتقام از ستم‏کاران
حسین علیه‏السلام (و قیام توّابین و مختار و قتل ابن‏زیاد) و فصلی درباره
(جواز لعن) یزید بن معاویه.


یکی از گزارش‏های قابل توجه در این کتاب، کیفیت شهادت طفل شیرخوار به
روایت هشام کلبی (شاگرد ابومخنف) است که با گزارش‏های منابع متقدم این
تفاوت را دارد که چون طفل شیرخوار از تشنگی گریه می‏کرد، امام علیه‏السلام
او را روی دستش گذاشته و خطاب به سپاه عمر سعد فرمود: «ای قوم، اگر بر من
رحم نمی‏کنید، بر این طفل رحم کنید»، پس مردی از سپاه دشمن تیری به طفل زد و
او را کشت... .18


نکته شایان توجه دیگر درباره این اثر آن‏که برخی از مقاتلی که اکنون
موجود نیست و تنها برخی از اخبار آن در برخی آثار مورخان متقدم آمده است،
نزد سبط ابن‏جوزی موجود بوده و او برخی از اخبار آن‏ها را نقل کرده است،
چنان‏که در چند جا از مقتل الحسین محمد بن هشام کلبی،19 واقدی،20 مدائنی،21
ابن ابی‏الدنیا،22 اخباری را نقل کرده است. این نکته، حاکی از آن است که
مقاتل یاد شده تا قرن هفتم و پیش از یورش مغول به بلاد اسلامی، موجود بوده
است.


32. دُرَرالسِمْط فی خبر السِبْط؛ محمد بن عبداللّه‏ بن ابی‏بکر قضاعی، معروف به «ابن أبار بلنسی» (م 658 ق)


این اثر، مرثیه‏ای منثور برای امام حسین علیه‏السلام و خاندانش است،
چنان‏که اثر دیگر او معادن اللجین فی مراثی الحسین علیه‏السلام مرثیه‏ای
منظوم در این باره است. نثر این کتاب، پیچیده، مسجع و دارای آرایه‏های
ادبی، و انشای آن به سبک مقامات بوده و متن آن، مختصر است. این اثر در 126
صفحه با پاورقی‏های مصحح و محقق آن چاپ شده است که مصحح آن تا صفحه 60 (در
قالب پنجاه صفحه) به شرح زندگی و جایگاه علمی او و این کتاب پرداخته است.
از 66 صفحه باقیمانده، حدود نیمی از آن، پاورقی است. بنابراین، متن کتاب
بیش از سی صفحه نیست که از این مقدار، حدود پانزده صفحه آن درباره امام
حسین علیه‏السلاماست.23


مطالب این کتاب، عنوان ندارد و تنها هر قسمت با عنوان «فصل» از قسمت دیگر
جدا شده است. نویسنده در بحث از قیام عاشورا، به نامه‏نگاری کوفیان و
روانه شدن مسلم به کوفه و خروج امام از مکه و رفتن به سوی کوفه و ملاقات با
حر و در نهایت، شهادت حضرت اشاره کرده است. ستایش‏های او از امام حسین
علیه‏السلامو در مقابل، نکوهش‏های وی از یزید، برخی را به این گمان واداشته
است که او شیعه بوده است.24 در اوایل قرن یازده، ابوجمعه سعید بن مسعود
ماغوسی (م 1016 ق)، با بهره گرفتن از پانصد کتاب، شرحی را برای این اثر با
عنوان نظم الفرائد الغررفی سلک فصول الدرر نوشت.25


33. ترجمة الامام الحسین
علیه‏السلام (من کتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب) ؛ کمال‏الدین عمر بن احمد
بن ابی‏جراده حلبی، مشهور به «ابن عدیم» (م 660 ق)



این اثر 248 حدیث و گزارش درباره امام حسین علیه‏السلام و عاشورا دارد و
از کتاب مفصل ابن‏عدیم، توسط برخی از محققان معاصر، استخراج، تصحیح و تحقیق
شده است. ساختار روایی این ترجمه از نظر موضوعات و مباحث‏اش، به جز بخش
مقتل آن، همانند اثر ابن‏عساکر است، البته ـ چنان‏که نویسنده خود تصریح
کرده ـ همه بخش مقتل این اثر را از کتاب الاخبار الطوال دینوری گرفته
است.26


34. الملهوف علی قتلی الطفوف؛ علی بن موسی بن جعفر بن طاووس (م 664 ق)


سید ابن طاووس ساختار و فصول این اثر را همانند ابن‏نما در سه مسلک،
مشابه عناوین مثیر الأحزان تدوین و نگارش کرده است: مسلک نخست، امور متقدم
بر جنگ؛ مسلک دوم، شرح نبرد روز عاشورا و امور نزدیک به آن؛ مسلک سوم،
حوادث پس از شهادت.وی هدف از نگارش چنین کتابی را به همراه داشتن زائران
امام حسین علیه‏السلام کتاب مقتلی ضمیمه مصباح الزائر و جناح المسافر بیان
کرده است تا آنان را از داشتن مقتل دیگری بی‏نیاز کند. هم‏چنین او این مقتل
را به اختصار نوشته است تا متناسب با تنگی وقت زائران باشد.27 از نظر وی،
هر کس از ترتیب و نگارش این کتاب آگاه شود، به سبب اختصار و حجم اندک آن،
تفاوت و امتیازش را در مقایسه با آثار دیگر، درک می‏کند.28


اگرچه ابن طاووس ـ به ادعای خود ـ در نگارش و تدوین چنین اثری با ساختار و
ویژگی‏های ویژه خود، گوی سبقت را از دیگران ربوده است،29 اما اخبار و
گزارش‏ها و شیوه گزینش و چینش مطالبش شباهت‏های بسیاری با مثیر الأحزان
ابن‏نما دارد، چندان که به یقین می‏توان گفت یکی از دیگری گرفته است، اما
این‏که کدام یک برگرفته از دیگری است، داوری در این باره در بدو امر، مشکل
به نظر می‏رسد.


البته برخی قراین حاکی از آن است که ابن‏طاووس از ابن‏نما گرفته است،
هرچند ابن‏طاووس نه‏تنها در هیچ جای این اثر به این نکته اشاره نکرده، بلکه
ـ چنان‏که گفته شد ـ او در جای دیگر گفته است هیچ کس بر او در نگارش چنین
کتابی سبقت نگرفته است. یکی از شواهد چنین دیدگاهی آن است که ابن‏طاووس،
ملهوف را در دوره جوانی خویش نگاشته، و به طور طبیعی وی در این زمان، از
بضاعت و احاطه علمی چندانی نداشته است تا چنین اثری را سامان دهد، از این
رو محتمل است که نگاشته‏ای همانند مثیر الأحزان در دست‏رس او بوده و او با
بهره‏گیری از ساختار و محتوای مطالب و اخبار آن، اثر خود را نگاشته باشد.


هم‏چنین این ادعا را می‏توان با اندکی بررسی و مقایسه بین گزارش‏های این
دو اثر از نظر محتوا و نوع چینش مطالب، تقویت کرد، چراکه گزارش‏های ابن‏نما
مفصل‏تر و پای‏بندتر به گزارش‏های کهن از جهت عبارات و تعابیر است، اما
گزارش‏های ابن‏طاووس در بسیاری موارد، مختصر و برخی از عبارات، تعابیرِ
خودِ نویسنده است.


یکی از گزارش‏های منحصر به فرد سید ابن‏طاووس، حدیث مشهور «مشیت» یا همان
گزارش گفت‏وگوی میان محمد حنفیه و امام حسین علیه‏السلام هنگام خروج حضرت
از مکه است و دو جمله مشهور حضرت از قول رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله:
یکی، «ان اللّه‏ شاء أن یراک قتیلا» در بیان این‏که چرا او از مکه خارج
می‏شود؟ و دیگری، «ان اللّه‏ شاء أن یراهنّ سبایا» در پاسخ این‏که چرا حضرت
زنان را همراه خود می‏برد؟30


اگرچه این گزارش در هیچ منبع موجود متقدم بر ملهوف نیامده است، اما بنابر
برخی از نسخه‏های ملهوف، ابن‏طاووس این گزارش را از منبع کهنی به نام «اصل
احمد بن حسین بن عمر بن بریده» که اساسا اصل یاد شده از شخص دیگری به نام
محمد بن داود قمی بوده، نقل کرده است.31افزون بر این، برخی از گزارش‏های
این نگاشته، برگرفته از مقتل خوارزمی است که ـ چنان‏که گفته شد ـ خوارزمی
نیز از فتوح ابن‏اعثم گرفته است، چنان‏که جمله مشهور «ما رایت الاّ
جمیلا»32 منسوب به حضرت زینب علیهاالسلام، برگرفته از مقتل خوارزمی است که
او نیز از ابن‏اعثم گرفته است.


35. کشف الغمه فی معرفة الائمه علیهم‏السلام؛ علی بن عیسی اِرْبِلی (م 692 ق)


اربلی این اثر را در قرن هفتم و به منظور گزارش تاریخ امامان
علیهم‏السلام نگاشته و بخشی از مطالب اثر خود را که نزدیک به یک چهارم جلد
دوم است33 به شرح زندگی امام‏حسین علیه‏السلام و قیام عاشورا (در قالب
دوازده فصل و یک بحث درباره امور واقع شده پس از شهادت حضرت) اختصاص داده
است.


عناوین فصول چنین است: 1. در ولادت امام حسین علیه‏السلام، 2. در نسب
حضرت، 3. در نام‏گذاری وی، 4. در کنیه و لقب او، 5. در آن‏چه از پیامبر در
حق و درباره امامتش وارد شده است، 6. در شجاعت و بزرگواری حضرت، 7. در بخشش
او، 8. در بیان سخن او، 9. فرزندان وی، 10. عُمر حضرت، 11. در خروج حضرت
به سوی عراق، 12. در کشته شدن وی.


بنابر گفته خودش، جلد نخست این کتاب را که مربوط به زندگانی پیامبر
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امیرالمؤنین علیه‏السلام است، در سال 678 ق34 و جلد
دوم آن را که مربوط به زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام و امامان دیگر است در
سال 687 ق به پایان رسانده است.35 وی در نگاشته خود از منابعی، از قبیل
مقتل الحسین واقدی، ترجمة الحسین و مقتله ابن‏سعد، کتاب الفتوح ابن‏اعثم،
الارشاد شیخ مفید، حلیة الاولیاء ابونعیم اصفهانی، تاریخ موالید الائمه
علیهم‏السلام و وفیاتهم ابن‏خشاب، مطالب السؤول محمد بن طلحه شافعی، معالم
العترة الطاهره عبدالعزیز بن اخضر جنابذی (گنابادی) و... بهره برده است.
البته بسیاری از مطالب این بخش را از دو منبع اخیر، نقل کرده است.


از آن‏جا که شیوه نگارش اربلی گردآوری اخبار از منابع مختلف است، تنظیم
مطالب آن نیز با توجه به منبع مورد استفاده، تفاوت دارد. برای مثال، در
برخی موارد، سلسله راویان خبر را آورده و در مواردی مطالب را به شیوه
ترکیبی آورده است. نثر اربلی، مسَجَّع و ادیبانه است. او در برخی موارد نیز
بخشی از نگاشته کتاب مطالب السؤل ابن‏طلحه شافعی را که نثر او نیز مسجّع و
ادیبانه است، نقل کرده و مطالب خود را پیش یا پس از او، همانند قلم و نثر
وی آورده است.36او در چند جا، اشعاری را از دیوان ابومخنف آورده است37 که
معلوم می‏شود در آن عصر، دیوانی منسوب به ابومخنف نزد وی بوده و او از
آن‏جا نقل کرده است، چنان‏که در جای دیگر گفته است که ابومخنف شعر معروف
«غدر (کفر) القوم و قدما رغبوا» را در دیوانش نیاورده است.38


36. الکامل فی السقیفه؛ (کامل بهائی) حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن طبری، مشهور به «عمادالدین طبری» (زنده تا 701 ق)


طبری چنان‏که خود گفته است این اثر را نزدیک به دوازده سال، تدوین و
نگارش کرده و در سال 675 ق آن را به پایان رسانده است.39 این کتاب در 28
باب که هر بابی شامل چند فصل است، فراهم آمده است. او فصول پایانی کتاب،
یعنی فصل هفدهم و هیجدهم را از باب بیست و هفتم، و شش فصل اول از هفت فصل
باب بیست و هشتم را در قالب 34 صفحه، به گزارش واقعه کربلا از آغاز تا
فرجام، اختصاص داده است.


او در گزارش این واقعه، بدون آن‏که سخنی از منابع مورد استنادش به میان
آورد، عمدتا همان گزارش‏های مشهور منابع کهن را آورده است، اما در مواردی،
برخی از گزارش‏ها را آورده که در منابع کهن یافت نمی‏شود. برای نمونه، وی
در گزارش خروج امام حسین علیه‏السلام از مدینه، نوشته است که حسین
علیه‏السلام همه بنی‏هاشم را به جز محمد حنفیه، بر250 شتر سوار کرده و به
قیس بن سعد بن عباده گفت که با دویست نفر از عقب وی بیاید تا اگر مأموران
حاکم مدینه درصدد دست‏گیری آنان باشد، آنان به همراه حضرت بر فرستادگان
حاکم مدینه یورش برده و همگی را بکشند!40 هم‏چنین جریان بریدن سر امام از
قفا،41 دفن بدن حر بن یزید ریاحی توسط خویشانش در محل شهادتش،42 گزارش قول
دیگر درباره دفن شهدا توسط یهودیان ساکن در نزدیکی کربلا،43 ورود اسرای
اهل‏بیت علیهم‏السلام در شانزدهم ربیع‏الاول44 و وفات حضرت ام‏کلثوم در
دمشق45 از دیگر گزارش‏های منحصر به فرد طبری است.


نتیجه گیری


از بررسی آثار مربوط به واقعه عاشورا که در این مقطع نگاشته شد، این
نتیجه به‏دست می‏آید که مقاتل و آثاری که از قرن دوم تا هفتم نگاشته شده از
نظر قدمت، اعتبار و اتقان گزارش، از ارزش و اعتبار، برخوردار هستند. این
امر از آن روست که مورخان اولیه تاریخ عاشورا، همانند ابومخنف، هشام کلبی
و...، واقعه عاشورا را در قالب روایت و با ذکر اسناد، گزارش کرده‏اند.


البته به تدریج مورخانی همانند بلاذری، دینوری، یعقوبی و شیخ مفید پای به
عرصه وجود گذاشتند که به سبب رعایت اختصار، ضمن مطالعه و بررسی در اخبار
متعدد و مفصل، و گاه ناهم‏خوان و متناقض در تاریخ عاشورا، ضمن گزینش، تلفیق
و ترکیب و حذف تفاصیل و اسناد آن‏ها، گزارش‏های مربوط به این واقعه را به
اختصار روایت کردند، البته با مقایسه گزارش‏های این دسته از مورخان با
اخبار مورخان و مقتل‏نوسان اولیه، هم‏گونی و هم‏سویی میان این دو نوع
روایت، در بیشتر موارد دیده می‏شود.


در این میان، برخی از مورخان همانند ابن‏اعثم کوفی ـ به سبب استعداد و
ذوق خاص خویش در داستان‏سرایی و قصه‏پردازی ـ برخی اخبار را درباره این
حادثه افزوده است که در گزارش‏های کهن، یا اساسا وجود ندارند و یا با آن
تفصیل و در قالب قصه‏پردازی، نمی‏توان یافت. از این‏رو بایستی در بهره‏گیری
از این گونه روایات، با احتیاط رفتار کرد. اما به هر تقدیر، عمده منابع
تاریخ عاشورا تا قرن هفتم، از اعتبار و ارزش قابل توجهی برخوردارند.


اما از قرن هشتم به بعد، به سبب استیلای ویران‏گر و فرهنگ‏سوز مغولان بر
قلمرو حکومت اسلامی، و نابودی بخش بزرگی از میراث علمی مسلمانان و به‏ویژه
شیعه که از جمله، برخی از منابع معتبر تاریخ عاشورا بود و اعتماد و
بهره‏گیری بسیاری از مورخان این مقطع از منابع ضعیف و غیر قابل اعتماد، در
کنار رو آوردن به نقل داستان‏ها و افسانه‏های جعلی و غیر قابل اعتماد، آثار
مقطع یاد شده، از اعتبار چندانی برخوردار نیست و تنها اخبار و گزارش‏های
نقل شده از منابع کهن و معتبر در آثار یاد شده، قابل اعتنا و اعتماد است.

پی نوشت:


1. ابن جوزی، المنتظم، ج 5، ص 322 ـ 329 و 335 ـ 347.

2. همان، ج 5، ص 342 ـ 346.


3. ابن‏اثیر، الکامل فی تاریخ، ج 1، ص 5.

4. همان، ج 3، ص 263 ـ 303.

5. همان.

6. مانند نقل دو بیت از عمر سعد: «ااترک ملک الری و الری رغبة...» همان، ج 3، ص 283.


7. همانند نقل دو خبر درباره شهادت امام حسین علیه‏السلام از ابن‏عباس و ام‏سلمه همان، ج3، ص 303.


8. ابن‏اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج 2، ص 18 ـ 22.

9. همان، ص 21.


10. در سال درگذشت او اختلاف است، شیخ آقا بزرگ سال 645، دانسته است
الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 13، ص 170 و ج 19، ص 349، اما محدث قمی سال
یاد شده را سال درگذشت پدر وی، نجیب‏الدین دانسته و سال وفات نجم‏الدین را
بیان نکرده است (الکنی و الالقاب، ج1، ص 442).


11. محمدباقر موسوی خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج 2، ص 179.


12. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج 4، ص 156.


13. محلّی، الحدائق الوردیه فی مناقب الأئمة الزیدیه، ج1، ص 188ـ234.

14. همان، ص 201.


15. سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمه، ج 2، ص 115 ـ 282.


16. همان، ص 133 ـ 136. ابن‏سعد به اختصار به نامه و پاسخ آن پرداخته است (ترجمة الحسین علیه‏السلامو مقتله، ص 59 ـ 60).

17. همان، ج2، ص 206 ـ 209.

18. همان، ج2، ص 164.


19. همان، ج2، ص 135، 136، 145، 148، 156، 163، 167، 172، 182، 185، 187، 203 و 206 ـ 207.


20. همان، ص 133 ـ 134، 138، 151، 154، 157، 163، 171، 182، 187، 193، 198ـ199 و 209.

21. همان، ص 179، 187 و 225.

22. همان، ص 184، 188، 197 و 199 ـ 200.


23. فصول مربوط به امام حسین علیه‏السلام از صفحه 93 به بعد است.


24. شیخ آقا بزرگ، همان، ج 4، ص 409 و ج 8، ص 124 ـ 125.


25. برای آگاهی بیشتر درباره این اثر، ر.ک: سیدعبدالعزیز طباطبایی،
اهل‏البیت علیهم‏السلام فی المکتبة العربیه، ص 165 ـ 167 و 647 ـ 648.


26. ابن‏عدیم، ترجمة الإمام الحسین علیه‏السلام، ص 141 ـ 156، مقایسه شود
بخش مقتل این کتاب با گزارش دینوری در این باره در کتاب: الاخبار الطوال، ص
247 ـ 261.


27. سید ابن‏طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 87.

28. همان، ص 234.


29. محمد اسفندیاری، کتابشناسی تاریخ امام حسین علیه‏السلام، ص 80 به نقل
از: سید ابن طاووس، الاجازات لکشف طرق المفازات فیما یخصنی من الاجازات، ص
65.


30. سید ابن‏طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 127.

31. همان.

32. همان، ص 201. برای آگاهی از شخصیت، زندگی اربلی و کتاب کشف الغمه و
دیگر آثار او، ر.ک: رسول جعفریان، علی بن عیسی اربلی و کشف الغمه، و نیز
اربلی، کشف الغمه، مقدمه محقق کتاب، ج 1، ص 7 ـ 145.


33. اربلی، کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج 2، ص 429 ـ 554.

34. همان، ص 136.


35. همان، ج1، مقدمه محقق، ص 64. اما شیخ آقا بزرگ، تاریخ نگارش آن را سال 682 ق دانسته است همان، ج 18، ص 47.


36. برای نمونه، ر.ک: اربلی، همان، ج 2، ص 449 ـ 468، فصل‏های مربوط به علم، شجاعت و بخشش امام علیه‏السلام.

37. همان، ص 482 ـ 489.

38. همان، ص 489.


39. عمادالدین طبری، الکامل فی السقیفه، ج 2، ص 306.

40. همان، ص 271.

41. همان، ص 287.

42. همان.

43. همان، ص 288.

44. همان، ص 293.

45. همان، ص 302.

محسن رنجبر /پژوهش‏گر و دانشجوی دکتری تاریخ اسلام


منبع: شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.

ادامه دارد.............
۱۵-۹-۱۳۹۱ ۱۲:۵۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 9 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 5,636
تاریخ عضویت: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
اعتبار: 37
سپاس ها 151
سپاس شده 406 بار در 274 ارسال
ارسال: #4
RE: سیرى‌ در مقتل‌نویسى‌ و تاریخ‌ نگارى‌ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر

بخش چهارم/
سیرى در مقتل‏نویسى و تاریخ‏نگارى عاشورا از آغاز تا عصر حاضرخبرگزاری
فارس: آثارى که از قرن دوم تا هفتم درباره مقاتل نگاشته شده به اعتبار
میزان قدمت،از ارزش و اعتبار، برخوردار هستند. اما درباره اعتبار
گزارش‏هایى که از قرن هشتم تا عصر حاضر به رشته تحریر درآمده‏اند،فقط
گزارش‏هایى که مستند به مأخذ کهن باشد دارای اعتبار هستند.












چکیده


پژوهش حاضر در دو مقطع کلى به شناسایى و معرفى مقاتل و نگاشته‏هاى مربوط
به تاریخ عاشورا از آغاز تا عصر حاضر مى‏پردازد. در دو شماره پیشین، به
مقطع نخست آن، پرداخته شد و گفته شد که مقطع اول از دو بخش سامان یافته
است: بخش اول به شناسایى و معرفى فهرست‏وار مقاتل از آغاز تا قرن هفتم
اختصاص یافته و در بخش دوم، به معرفى توصیفى آثار موجود در تاریخ عاشورا تا
قرن هفتم، پرداخته شده است.


در این شماره، ادامه این نوشتار که به مقطع دوم پرداخته، ارائه مى‏شود.
مقطع دوم که درباره مقاتل و نگاشته‏هاى قرن هشتم تا چهاردهم است نیز شامل
دو بخش است: در بخش نخست، پس از بیان یک مقدمه، به شناسایى و معرفى چند اثر
مهم از قرن هشتم تا عصر حاضر پرداخته شده و در بخش دوم به شناسایى و معرفى
مهم‏ترین آثار قرن‏هاى معاصر که نقش بسزایى در تحریف و ارائه گزارش نادرست
و جعلى و در برخى موارد، افسانه‏اى، درباره قیام عاشورا داشته‏اند و در
متن از آن‏ها به «منابع تحریف‏گستر» یاد شده، اختصاص یافته است.


واژگان کلیدى: امام حسین علیه‏السلام ، عاشورا، مقتل‏نگارى، قرن هشتم تا چهاردهم،منابع تحریف‏گستر.


مقطع دوم: قرن هشتم تا قرن چهاردهم


پیش از پرداختن به این دوره تاریخى، یادآورى این نکته ضرورى است که سه
قرن هشتم، نهم و دهم، دوره افول مقتل‏نویسى و عاشورانگارى است و به جز
موارد معدودى که گزارش شده، آثار مهمى در این سه قرن، تدوین و نگارش نشده و
بر فرض نگارش، افزون بر آن‏که خود آن آثار موجود نیستند، نام و نشانه‏اى
از آن‏ها در نگاشته‏هاى بعدى ثبت نشده است. اوج مقتل‏نویسى در این دوره،
مربوط به قرن چهاردهم است. البته روند تاریخى مقتل‏نویسى در قرن دوازدهم و
سیزدهم یک‏سان بوده است.


با توجه به آن‏که بخشى از نگاشته‏هاى تاریخ عاشورا از قرن هشتم تا عصر
کنونى برگرفته از همان اخبار و گزارش‏هاى کهن درباره واقعه عاشوراست، و بخش
دیگر، نقل‏ها و گزارش‏هایى است که چندان مأخذ معتبرى ندارد، ارائه فهرستى
مفصل از این نگاشته‏ها که از قرن دوازده به این سو، رو به افزایش داشته،
افزون بر آن‏که کم‏فایده است، خارج از حوصله این نگاشته است،1 تا چه رسد به
این‏که معرفى اجمالى تک‏تک آن‏ها صورت گیرد.از این رو در این بخش از
نوشتار، ابتدا به معرفى چند اثر مهم و مشهور در تاریخ عاشورا در این دوره
پرداخته و سپس به شناسایى و معرفى چند اثر مهم که نقش مهمى در ارائه چهره
تحریف‏گونه از حادثه عاشورا داشته‏اند و از آن‏ها مى‏توان به منابع
«تحریف‏گستر» تعبیر کرد، پرداخته مى‏شود.


بخش اول: معرفى چند نگاشته مهم مستقل و غیر مستقل در تاریخ عاشورا


چنان‏که گفته شد، اگرچه پرداختن به بسیارى از نگاشته‏هاى این دوره، تلاشى
وقت‏گیر و کم‏فایده است، اما برخى از نگاشته‏هاى این مقطع، از ویژگى‏ها و
امتیازات خاصى برخوردارند که معرفى اجمالى آن‏ها، مفید و در مواردى، لازم
است که در ذیل به آن پرداخته مى‏شود.


1. البدایة و النهایه؛ ابوالفداء اسماعیل بن کثیر دمشقى ( م 774 ق)


ابن‏کثیر از مورخان شافعى‏مذهب بیشترین اخبار خود را درباره قیام امام
حسین علیه‏السلام ، از تاریخ طبرى به اختصار نقل کرده است.2 افزون بر این،
او از برخى از مقاتل، همانند مقتل احمد بن حنبل،3 ابن ابى‏الدنیا،4 بغوى5 و
محدثانى، هم‏چون شعبى،6 یعقوب بن سفیان7 و... گزارش‏هایى را آورده است.او
از این رو که شاگرد ابن‏تیمیه8 (م 728 ق) (بنیان‏گذار اندیشه‏هاى وهابیت)
بوده، از افکار ستیزه‏جویانه وى با شیعه، متأثر است، از این رو در نگاشته
خود، بر شیعه به سبب عزادارى براى امام حسین علیه‏السلام خرده گرفته و این
کار را بدعت و ریا دانسته است!9


وى حتى پا را در این باره فراتر گذاشته و در جایى از اثرش، با عنوان «قصة
الحسین بن على و سبب خروجه من مکة فى طلب الامارة و...»10 برداشت و تفسیر
تحریف‏آمیز و وارونه از هدف و انگیزه قیام امام حسین علیه‏السلام ارائه
کرده و حضرت را همانند انسان‏هاى بى‏ایمانِ قدرت‏طلب و ریاست‏خواه دانسته
که نهضت خود را به انگیزه طلب حکومت (طلب الاماره) و دست‏یابى به قدرت،
برپا داشته است! او با این سخن، به این قیام الهى و دینى، ماهیتى سیاسى ـ
دنیوى داده است.


افزون بر این، او گزارش حوادث سال 61 ق مربوط به قیام امام حسین
علیه‏السلام را با عنوان «و هذه صفة مقتله مأخوذة من کلام أئمة هذا الشأن
لا کما یزعمه أهل التشیع من الکذب» آغاز کرده و با این تعبیر، ناهمسویى و
تقابل خود را با شیعه نشان داده است.وى در این قسمت، اگرچه همان گزارش‏هاى
طبرى را ـ چنان‏که گذشت طبرى نیز بیشتر از ابومخنف و راویان دیگر، نقل کرده
ـ آورده است، اما در پایان آن، از این‏که طبرى اخبار ابومخنف شیعى را
آورده (در حالى که احادیث او نزد ائمه اهل‏سنت به رغم شمرده شدن وى از
محدثان اهل ضبط، ضعیف شمرده شده است) بر او خرده گرفته و افزوده است که اگر
طبرى و امثال او چنین اخبارى را درباره قیام عاشورا نیاورده بودند، او
آن‏ها را بیان نمى‏کرد، هرچند برخى از آن‏چه آورده، در آن مناقشه و نظر
است.11


هم‏چنین ابن کثیر اگرچه عقوبت دنیوى کشندگان امام حسین علیه‏السلام را
پذیرفته و بر این باور است که افراد اندکى، جان سالم از آن بدر بردند،12
اما حوادث خارق‏العاده پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام، از قبیل سرخى
آسمان و باریدن خون از آن، کسوف خورشید، جارى شدن خون از دیوارهاى کاخ ابن
زیاد و... را منکر شده و با آن‏که اعتراف کرده که طبرانى و حاکم نیشابورى
اخبارى را در این باره آورده‏اند، اما گفته است که چنین احادیث دروغ آشکارى
را شیعه جعل کرده است!13


2. تسلیه‏المُجالس و زینه‏المَجالس؛ سیدمحمد بن‏ابى‏طالب حسینى‏موسوى حائرى کرکى(متوفاى قرن‏دهم)


نویسنده این کتاب از دانشوران گمنام قرن نهم و دهم است. از تاریخ ولادت و
وفات او اطلاع چندانى در دست نیست، اما در جایى از این کتاب، از زیارت
مرقد شریف رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در سال 921 ق یاد کرده است14 و در
جاى دیگر از همین اثر، از کتاب دیگرش به نام السجع النفیس فى محاورة الغلام
(الدلام) و ابلیس یاد کرده است15 که به گفته آقا بزرگ تهرانى، کتاب یاد
شده در سال 955 ق نگاشته شده است.16 بنابراین، زمان نگارش تسلیة المجالس پس
از سال 955 ق است.


این کتاب در ده مجلس سامان یافته است: مجلس اول (ج1، ص 53 ـ 139) و مجلس
پنجم تا دهم (ج 2، ص 85 ـ 548) درباره امام حسین علیه‏السلام است. سه مجلس
دوم، سوم و چهارم به ترتیب درباره پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله،
امیرالمؤنین علیه‏السلام و امام حسن علیه‏السلام است. بنابراین چون بیشتر
این کتاب مربوط به امام حسین علیه‏السلام است، به مقتل الحسین علیه‏السلام
نیز شهرت دارد.17


نگارنده، بدون تصریح به نام کتاب روضة الشهداء از آن نام مى‏برد و
مى‏گوید این اثر را همانند آن نگاشتم،18 اما با بررسى و مقایسه این نگاشته
با روضة الشهداء، دانسته مى‏شود که این اثر، نظم و تدوین روضة الشهداء را
نداشته و تنها نثر آن، همانند روضة الشهداء، فصیح و مُسَجّع است. البته از
بُن‏مایه و نظریه‏اى که روضة الشهداء بر آن مبتنى است و بر اساس آن سامان
یافته؛ یعنى مسئله آمیخته شدن زندگى پیشوایان و اولیاى الهى به بلا، متأثر
است.


این کتاب یک اثر تاریخى ـ روایى است و در گزارش قیام کربلا، کاملاً متأثر
از گزارش‏هاى مقتل‏الحسین خوارزمى است و بسیارى از گزارش‏هاى آن را با
اندکى تفاوت، آورده است. هم‏چنین علامه مجلسى از این کتاب، بسیار در
بحارالانوار بهره برده است. مباحث مجالس مربوط به امام حسین علیه‏السلام به
قرار ذیل است:


مجلس اول: در ستم‏هایى که بر امام حسین علیه‏السلام رفت و ثواب گریستن بر حضرت.


مجلس پنجم: در فضائل و مناقب امام حسین علیه‏السلام و روایات پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درباره شهادت آن حضرت.


مجلس ششم: خروج حضرت از مدینه و سکونت در مکه و ارسال مسلم بن عقیل به کوفه.


مجلس هفتم: حرکت امام به سوى کوفه و حوادث بین راه و رسیدن به کربلا تا شهادت حضرت و یارانش.


مجلس هشتم: وقایع پس از عاشورا و بردن اسرا به کوفه و شام و خطبه‏هاى آنان.


مجلس نهم: مباحث پراکنده‏اى از قبیل: تعداد جراحات امام حسین
علیه‏السلام، روایات مربوط به شهادت حضرت، پاداش شهادت، بیان موضع حاکمان
بنى‏امیه و بنى‏عباس درباره قبر امام حسین علیه‏السلام و قیام مختار.


مجلس دهم: فضیلت و پاداش زیارت امام حسین علیه‏السلام.


3. بحار الانوار (جلد 44 و 45) و جلاء العیون؛ محمدباقر مجلسى (م1110 ق)


علامه مجلسى به مناسبت پرداختن به زندگى ائمه علیهم‏السلام در بحار
الانوار، بخشى از جلد چهل و چهارم (باب بیست و چهارم از صفحه 174 به بعد) و
تمام جلد چهل و پنجم (تا پایان باب پنجاه از چاپ جدید وجزء دوم و سوم جلد
دهم از چاپ قدیم)؛ یعنى بیش از یک و نیم جلد از این کتاب را به زندگانى
امام حسین علیه‏السلام و مقتل ایشان و حوادث پس از شهادت حضرت در قالب 27
باب، اختصاص داده است. به این بخش از کتاب بحار، مقتل بحار الانوار گفته
مى‏شود. تاریخ پایان نگارش این جلد (جلد دهم چاپ قدیم) ربیع‏الاول 1079
است.19


برخى از عناوین مطالب این دو جلد بحار الانوار، عبارت‏اند از: امامت آن
حضرت و معجزات و مکارم اخلاق او؛ احتجاجات آن حضرت با معاویه؛ آیات تأویل
شده درباره شهادت ایشان؛ إخبار خدا به پیامبران درباره شهادت آن حضرت؛
إخبار پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، امیرالمؤنین علیه‏السلام و خود امام
حسین علیه‏السلام به شهادتش؛ پاداش گریستن بر مصیبت آن حضرت؛ حوادث پس از
بیعت مردم با یزید تا شهادت آن حضرت؛ رخ‏دادهاى پس از شهادت امام
علیه‏السلام، رخ‏دادهاى خارق‏العاده در جهان پس از شهادت آن حضرت (گریستن
آسمان و زمین، خسوف و کسوف و...)؛ مرثیه‏هایى که در سوگ حضرت گفته شده است؛
مجازات قاتلان آن حضرت؛ احوال مردم در روزگار وى؛ همسران و فرزندان امام
علیه‏السلام؛ احوال مختار و جور خلفا به قبر آن حضرت.


البته شایان توجه است که جلد 98 بحارالانوار نیز درباره فضیلت و پاداش
زیارت امام حسین علیه‏السلام و انواع زیارت وارده درباره ایشان است.مجلسى
به سبب آن‏که اخبار قیام عاشورا را در این اثر از منابع مختلف که در
مواردى، ضعیف و مجهول هستند گرد آورده است، در برخى موارد، از نقل
گزارش‏هاى ضعیف، موهن و سست، مصون نمانده است. براى نمونه، گزارش کیفیت به
میدان رفتن و شهادت حضرت عباس که از مشهورترین روضه‏هاى اهل منبر و مداحان
است، اعتبار چندانى ندارد.20


همین‏طور افسانه ساربان امام حسین علیه‏السلام،21 جریان شفا یافتن دختر
یهودى با خون بدن یک مرغ22 و قصه مرد اسدى و شیر،23 از بى‏اعتبارترین،
سست‏ترین و موهن‏ترین گزارش‏هایى است که در این کتاب آمده است.بخش مقتل این
کتاب با عنوان محن الابرار فى ترجمة مقتل بحارالانوار در معجزه و مصیبت
نور دیده احمد مختار به قلم محمدحسن هشترودى تبریزى، ترجمه و منتشر شده
است.24 هم‏چنین همین بخش به صورت مهذب با عنوان المختار من مقتل
بحارالانوار: عرض وثائقى موجز لأحداث ثورة الحسین علیه‏السلام به اهتمام
محسن اراکى چاپ شده است.25


هم‏چنین مجلسى بیش از یک سوم از کتاب فارسى جلاء العیون را که مربوط به
زندگانى چهارده معصوم علیهم‏السلام است، به اخبار و گزارش‏هایى درباره
زندگى، مناقب، معجزات، اخبار غیبى درباره شهادت امام حسین علیه‏السلام و
نهضت عاشورا و حوادث پس از آن، در قالب 23 فصل، اختصاص داده است.26 وى در
این اثر، گزارش‏هاى متعددى را از منابع کهن و متأخر آورده است. البته او در
این کتاب همانند بحار الانوار، برخى از گزارش‏هاى ضعیف و جعلى را نیز
آورده است.27


4. مقتل الامام الحسین
علیه‏السلام (جلد 17 عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار
و الاقوال)؛ عبداللّه‏ بحرانى (م 1130 ق)



عبداللّه‏ بحرانى از شاگردان برجسته علامه مجلسى است. وى جلد هفدهم از
کتاب مفصل خود، عوالم العلوم را همانند استادش مجلسى، در قالب 27 باب، به
شرح زندگانى و قیام امام حسین علیه‏السلام و حوادث پس از آن و از جمله،
قیام مختار اختصاص داده است. ساختار، ابواب و عناوین مطروحه در عوالم،
تقریباً همانند کتاب بحارالانوار است، زیرا وى همانند مجلدات دیگر عوالم
العلوم، بیشتر مطالب نگاشته خود را از همین بخش از کتاب بحارالانوار استادش
گرفته و در مواردى، بر آن مطالبى افزوده که این امر سبب شده است که نگاشته
او در مقایسه با بحارالانوار، حدود صد صفحه حجیم‏تر شود. البته تبویب و
فصل‏بندى این نگاشته، مناسب‏تر به نظر مى‏رسد.


5. قَمقام زَخّاز و صَمصام بَتّار؛ نگاشتة فرهاد میرزا معتمدالدوله (م 1305 ق)


نویسنده این اثر، فرزند عباس میرزا و نوه فتحعلى شاه، از دولت‏مردان عصر
ناصرى است.28 تاریخ آغاز تألیف کتاب، 1303 و پایان آن، ذى‏حجه 1304 است.29
این اثر به فارسى نگاشته شده و نویسنده آن به سبب تفألى که به قرآن زده و
نذرى که کرده بود، کتاب را نوشته است.30 وى نام اثر خود را با عنوان غریب و
ناآشناى «قَمْقام زَخّار و صَمْصام بَتّار؛ دریاى آکنده و شمشیر برنده»
نام نهاده است.


این نگاشته از مقاتل مهم است، زیرا ـ چنان که خود نویسنده آن گفته است ـ
در نگارش این اثر، تتبع و تحقیق بسیار کرده و از آثار نگاشته شده پس از قرن
یازدهم (به سبب عدم اعتبار آن‏ها) استفاده نکرده است،31 از این رو نگاشته
وى در مقایسه با نگاشته‏هاى معاصر و حتى پیش از خود، از اعتبار خاصى
برخوردار است.


این کتاب در دو جلد سامان یافته است. جلد نخست، زندگى امام حسین
علیه‏السلام و مباحثى همانند قیام مسلم بن عقیل و حوادث مربوط به قیام امام
حسین علیه‏السلام از آغاز تا شهادت اصحاب را در روز عاشورا دربردارد. جلد
دوم به مباحثى، از قبیل شهادت بنى‏هاشم و امام علیه‏السلام و حوادث پس از
شهادت حضرت از قبیل اسارت اهل‏بیت علیهم‏السلامو بردن آنان به کوفه و شام و
بازگرداندن آنان به مدینه، عقوبت کشندگان امام علیه‏السلام، قیام توابین و
مختار و بیان اشعارى در سوگ امام پرداخته است.از نکات برجسته و تحقیقى این
کتاب، ضبط درست اسامى اشخاص و مکان‏ها و ترجمه و توضیح صحیح معانى اسما،
مکان‏ها، لغات، اشعار و امثال در بسیارى از موارد، و در مواردى، معرفى و
بیان شرح حال کوتاه برخى از افراد است.


بخش دوم: معرفى چند نگاشته مهم تحریف گستر تاریخ عاشورا در قرن‏هاى معاصر


مقدمه


چنان که گفته شد، در قرن‏هاى اخیر آثار بسیارى درباره قیام حضرت
سیدالشهداء علیه‏السلام نگاشته شده است که در این میان، برخى از آن‏ها به
سبب شهرت نویسندگانشان یا به سبب برخى از ویژگى‏ها و امتیازات خود نگاشته،
تأثیر بسزایى در تبلیغ و ترویج برخى از گزارش‏هاى سست و نادرست و
تحریف‏آمیز، و در مواردى موهِن در تاریخ عاشورا داشته است.البته مطالعه و
بررسى در زمینه‏ها، علل و عوامل جعل و ترویج گزارش‏ها و باورهاى تحریف‏آمیز
و وارونه در تاریخ‏نگارى عاشورا، پژوهش مستقلى را مى‏طلبد، اما آن‏چه در
این نگاشته مختصر مى‏توان به آن اشاره کرد، آن‏که از قرن پنجم به بعد، دانش
تاریخ‏نگارى به تدریج رو به افول گذاشت.


این امر معلول عواملى، از قبیل دور شدن از منابع کهن و به فراموشى سپردن
تدریجى آن‏ها از یک سو، و بى‏توجهى و حتى حذف عمدى آن‏ها از طرف برخى از
فرقه‏هاى مذهبى متعصب از سوى دیگر و اقبال و توجه خاص جامعه به بیشتر
دانستن درباره این واقعه از سوى سوم بود. در نتیجه، زمینه نگارش آثار
تحقیقى از میان رفت و جاى خود را به نگاشته‏هایى با رویکردهاى ادبى و
اجتماعى داد که بیشتر متأثر از عواملى، چون باورهاى مذهبى، ذوق و سلیقه‏هاى
شخصى و درونى نویسندگان، شرایط اجتماعى و جغرافیایى حاکم بر پدید آورندگان
آن آثار و توجه به سلیقه و خواست مخاطبان و خوانندگان بود.


به تعبیر دیگر، از دوره یاد شده، مقتل‏نویسان و تاریخ‏نگاران عاشورا از
یک سو به سبب دلایلى که بیان شد به روایات و گزارش‏هاى تاریخى کهن واقعه
عاشورا کمتر توجه داشتند و از سوى دیگر، به سبب عظمت این حادثه و شیفتگى
جامعه شیعه و حتى سنى براى افزودن به آگاهى‏هاى خود درباره این واقعه،
زمینه را براى توسعه و شاخ و برگ دادن به برخى از اخبار این واقعه و حتى در
مواردى، جعل آن، فراهم دیده و بسته به ذوق و تعهد و تخصص‏شان در این حوزه،
به حوادث و روى‏دادهاى این واقعه افزودند،


تا آن‏جا که از قرن دهم به این سو با نگارش روضة الشهداء، این رویکرد
شتاب خاصى به خود گرفته و در طول چهار قرن بعد، نگاشته‏هایى از قبیل منتخب
طریحى، تظلم الزهراى قزوینى، محرق القلوب نراقى، الدمعة الساکبه بهبهانى،
معالى السبطین مازندرانى و از همه مهم‏تر، اکسیر العبادات دربندى پاى به
عرصه وجود گذاشتند که چون نویسندگان آن‏ها عمدتاً از دو زاویه ابتلا و
آزمایش و نگاه عاطفى و احساسى که غم و اندوه، یکى از عناصر لازم و مهم این
نوع نگاه است، به این حادثه نگریستند،


در روایت و برداشت خود از این حادثه بزرگ، چندان پاى‏بند به مصادر کهن و
قابل اعتماد تاریخى نشدند، بلکه آن‏چه بیشتر مورد عنایت و تأکید آنان بود،
تدوین و تألیف اثرى عاطفى ـ احساسى و حزن‏آور و غم‏انگیز درباره این واقعه و
به قصدِ مجالس روضه‏خوانى و سوگوارى بود تا مخاطبان و شنوندگان آن، هرچه
بیشتر متألم و متأثر شده و عزادارى و گریه کرده و اشکى بریزند.


از این رو به کارگیرى واژگان و مضامینى از قبیل گریستن (بکاء)، اشک
(دمع)، مصیبت، حزن و غم، غربت و بى‏کسى، تشنگى، اسارت، ذلت و خوارى، بلا و
ابتلا در این گونه برداشت، بسیار رایج، و در مواردى مبالغه‏آمیز بوده است.
البته در این میان آن‏چه به چنین برداشتى از تاریخ عاشورا بیشتر دامن زده و
آن را فزون‏تر مورد تأکید و تأیید قرار داد،


رویکرد سطحى و عوام‏پسند برخى از شاعران، مداحان و تعزیه‏خوانان بود که
در محافل و مجالس مداحى و تعزیه‏خوانى، بر طبل چنین برداشتى هرچه بیشتر
کوبیدند تا از این ره‏گذر، اندوه و ماتم بیشترى از مستمعان خود طلب کرده و
گریه و اشک افزون‏ترى از آنان بگیرند، چرا که شنیده بودند که بر اساس
روایات بسیارى، گریه و عزادارى در سوگ امام حسین علیه‏السلام بالاترین
پاداش‏ها را دارد، و در این میان آنان براى رسیدن به چنین پاداشى، استفاده
از هر وسیله‏اى را بلامانع دانستند، هرچند به قیمت نادیده گرفتن اخبار
معتبر درباره این حادثه باشد، چراکه بسیارى از اخبار یاد شده با سلیقه و
مذاق چنین برداشتى، ناهم‏گون بود و از تأمین چنین هدفى، ناتوان.


به هر تقدیر، نگاه اجمالى به اسامى برخى از آثارى که از دوره صفوى به بعد
و بیشتر در عصر قاجار در تاریخ عاشورا نگاشته شده است، این ادعا را
به‏خوبى تأیید مى‏کند. آثارى از قبیل: طریق البکاء، طوفان البکاء، عمان
البکاء، محیط البکاء، امواج البکاء، ریاض البکاء، مفتاح البکاء، منبع
البکاء، مخزن البکاء، معدن البکاء، مناهل البکاء، مجرى البکاء، سحاب
البکاء، عین البکاء، کنز الباکین، بکاء العین، مبکى العیون،


مبکى العینین، المبکیات، بحر البکاء فى مصائب المعصومین، بحر الحزن، بحر
الدموع، بحار الدموع، فیض الدموع، عین الدموع، سحاب الدموع، ینبوع الدموع،
منبع الدموع، دمع العین، مدامع العین، مخازن الاحزان، بیت الاحزان، ریاض
الاحزان، قبسات الاحزان، بحر غم، داستان غم، غمکده، ماتمکده، بستان ماتم،
همّ و غم، نشتر غم، کنز المصائب، مجمع المصائب، وجیزة المصائب، اکلیل
المصائب، ابتلاء الاولیاء و بلا و ابتلا در رویداد کربلا.


اکنون در ادامه، مهم‏ترین منابع تحریف‏گستر در تاریخ عاشورا با ارائه برخى از گزارش‏هاى تحریف‏آمیز آن‏ها، شناسایى و معرفى مى‏شوند:


1. روضة الشهداء


کمال‏الدین حسین بن على واعظ کاشفى (م 910 ق) استاد ادب پارسى و نویسنده
کتاب روضة الشهداء، بلایا و مصائب انبیا را از آدم تا پیامبر
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در این اثر نگاشته و در ادامه، به مصائب امامان
علیهم‏السلام پرداخته است. در این میان، او بیش از نیمى از کتاب را به
زندگى امام حسین علیه‏السلام و واقعه عاشورا و حوادث پس از آن، اختصاص داده
است؛ یعنى چهار باب آن (باب هفتم تا دهم) درباره امام حسین علیه‏السلام و
خاندان و یارانش است و کمتر از نیمى از آن (باب اول تا ششم و خاتمه) در این
باره نیست. فهرست ابواب مربوط به امام حسین علیه‏السلام چنین است:


باب هفتم: در مناقب امام حسین علیه‏السلام از ولادت آن حضرت و بعضى از احوال وى بعد از برادر.


باب هشتم: در شهادت مسلم بن عقیل بن ابى‏طالب و قتل بعضى از فرزندان او.


باب نهم: در رسیدن امام حسین علیه‏السلام به کربلا و محاربه نمودن با اعدا و شهادت آن حضرت با اولاد و اقربا و سایر شهدا.


باب دهم: در وقایعى که اهل بیت علیهم‏السلام را بعد از واقعه کربلا پیش آمده و عقوبات مخالفان که مباشر آن حرب شدند.32


با توجه به آن‏که کاشفى، مرام صوفیانه داشته، تحلیلى که از نهضت عاشورا
کرده است، بر بنیاد تحمل درد و رنج توسط اولیاى خداست؛ به این معنا که خدا
با خلق واقعه کربلا، یکى از بندگان برگزیده خود را گرفتار رنج و بلا کرد تا
او را به مقامات عالیه برساند، زیرا این یک سنت الهى است که همه اولیا و
مقربان الهى باید از جام بلا بنوشند، اما:


آن‏که در این بزم مقرب‏تر است جام بلا بیشترش مى‏دهند


و آن‏که ز دلبر نظر خاص یافت داغ عَناء بر جگرش مى‏نهند33


وى تا پایان کتاب، از ماهیت و ابعاد دیگر قیام عاشورا، به‏ویژه بعد سیاسى
آن، هیچ سخنى به میان نیاورده است.کاشفى این کتاب را به درخواست یکى از
اعیان و سادات بزرگ هرات با نام «مرشد باللّه» معروف به «سید میرزا» در
اواخر عمر خویش نگاشته است؛34 یعنى زمانى که «به واسطه کبر سن و دیگر
موانع» نمى‏توانسته «رایت فصاحت در میدان بلاغت» برافرازد.35 تاریخ نگارش
این اثر در سال 907 ق (نه 908) بوده، چرا که خود گفته است که «از روز شهادت
امام حسین علیه‏السلام تا تاریخ تألیف این کتاب که قریب به هشت‏صد و چهل و
هفت سال است هر گاه که ماه محرم نو شود...».36


درباره مذهب کاشفى، به یقین نمى‏توان سخن گفت، زیرا از آن رو که نامش
حسین بوده و زادگاهش سبزوار که از زمان‏هاى دور، به تشیع شهرت داشته است،
بایستى او را شیعه دانست. اما برخى قراین و شواهد، بر سنى بودن او دلالت
دارد، از جمله سکونت طولانى وى در هرات، و ارتباط و دوستى با افرادى،
همانند امیر على‏شیر نوایى و عبدالرحمان جامى که آن دو از صوفیان نقش‏بندیه
بوده‏اند، و چنان‏که مى‏دانیم این فرقه، تنها فرقه‏اى است که ابوبکر را
سرسلسله خویش مى‏داند.


بنابراین اگرچه آن دو به اهل‏بیت علاقه بسیار داشتند، اما از رفض بى‏زار
بودند.37 از این رو مى‏توان گفت که کاشفى بر مذهب سنى حنفى بوده، چنان‏که
افندى از برخى از فوائد میرداماد، نقل کرده است که کاشفى را حنفى‏مذهب
دانسته است.38کاشفى اطلاعات زیادى درباره منابع کتابش ارائه نکرده و در نقل
گزارش‏هاى مهم که لازم است مأخذ خود را بیان کند، طفره رفته است.


در موارد بسیارى نیز که منبع خود را ذکر کرده، منابع کتابش، نامشهور و
نامعتبر است، چنان‏که افندى پس از آن که مى‏گوید کاشفى از منابع شیعى چون
عیون اخبار الرضا، ارشاد، اعلام الورى و کتاب الآل ابن خالویه بهره برده
است، مى‏افزاید: اما بیشتر روایات این کتاب و حتى همه آن‏ها از کتاب‏هاى
غیر مشهور و حتى غیر قابل اعتماد گرفته شده است.39


دلیل عدم اعتبار علمى این کتاب را باید در این امر جست‏وجو کرد که کاشفى
براى ارائه گزارش گران‏سنگ این واقعه مهم، از شیوه علمى تاریخ‏نگارى که
بنیاد آن بر منابع اصیل کهن تاریخى و نقد و پالایش گزارش‏هاى مربوط به این
حادثه است، بهره نبرده، از این رو، به تعبیر یکى از محققان معاصر، روضة
الشهداء کتاب تاریخى نیست، بلکه اثرى ادبى و رُمان تاریخى است40 که شرایط
اجتماعى و علمى و فرهنگى حاکم بر روزگار حیات نگارنده، آن را فراهم ساخته
بود.


به تعبیر دیگر، این اثر، محصول دوره‏اى است که نقد و بررسى علمى در مراکز
علمى و آکادمیک ایران و ماوراءالنهر چندان وجود نداشته و متن‏هاى ادبى
داستانى، همانند ابومسلم‏نامه‏ها و حمزه‏نامه‏ها در دست‏رس مردم بوده است
که پس از بین رفتن متن‏هاى یاد شده، کتاب کاشفى جایگزین آن‏ها شده
است.41یکى دیگر از محققان درباره شیوه و ارزش تاریخ‏نگارى این اثر، چنین
قضاوت کرده است: روضة الشهداء پیش از آن‏که کتابى تاریخى باشد،
«داستان‏پردازى تاریخى» است. و چون داستان‏پردازى است، «تخیلى» هم هست. و
چون نویسنده آن ادیب و انشانویس است، «داستان‏آفرینى» هم در آن مشاهده
مى‏شود.42


پیامد پذیرش فراگیر و استقبال مناسب از چنین آثارى از سوى عامه مردم و
حتى از سوى علما و دانشمندان، سبب شد تا این کتاب به سرعت جاى خود را در
محافل عزادارى شیعى و سنى باز کند، چندان‏که وعاظ و خطبا در منابر و محافل،
مصائب امام حسین علیه‏السلام و خاندانش را از روى این کتاب خوانده و تعبیر
«روضه‏خوان» از این کتاب براى مجالس روضه‏خوانى، به عاریت گرفته شده
است.43نکتة آخر در این باره آن‏که از این کتاب، نسخه‏هاى متعددى در
کتابخانه‏ها موجود است و این نگاشته، چندین بار تلخیص و به چند زبان ترجمه
شده که برخى از ترجمه‏هاى آن، منظوم است.44


برخى از نمونه‏هاى مهم تحریف


1. گزارش نادرست و در مواردى افسانه‏اى جریان حضور، فعالیت‏ها و قیام مسلم بن عقیل در کوفه و نیز شهادت دو نوجوان وى.45


2. پیوستن ده هزار از شامیان به فرماندهى عامر بن طفیل به ابن زیاد!46


3. ذکر برخى از نام‏هاى جعلى، از قبیل زهیر بن حسان اسدى، سامر، حجر
حَجّار، حماد بن انس، وقاص بن مالک، شریح بن عبید، قیس بن منبه، هاشم بن
عتبه و... به عنوان اسامى دو سپاه امام حسین علیه‏السلام و عمر سعد.47

4. عروسى حضرت قاسم!48


5. حضور زعفر جنّى زاهد در کربلا و اعلام یارى به امام‏حسین علیه‏السلام و نپذیرفتن حضرت!49


6. جریان شفا یافتن دختر معلول یهودى با خون بال یک مرغ.50

7. افسانه شیرین خانم!51

و... .

2. المنتخب فى جمع المراثى و الخطب (مشهور به «الفخرى»)


فخرالدین طریحى (979 ـ 1087 ق)52 نگارنده کتاب المنتخب فى جمع المراثى و
الخطب (مشهور به الفخرى) است.53 این کتاب را نمى‏توان نگاشته‏اى تاریخى
درباره زندگى امام حسین علیه‏السلام یا تاریخ قیام عاشورا و مقتل
سیدالشهداء علیه‏السلام دانست، بلکه مجموعه‏اى از روایات و مراثى
حزن‏برانگیز و گریه‏آور است که در قالب نثر خطابى و شعر سامان یافته است.
بیشترین مباحث این کتاب درباره امام حسین علیه‏السلام و پاره‏اى از آن‏ها
در مورد برخى امامان دیگر است و به صورت جُنگ و کشکول، تدوین و نگارش شده
است.


این اثر، دو جزء دارد و هر جزء، ده مجلس و هر مجلس، شامل چند باب است. در
هر مجلس و هر باب، مباحثى متعدد و بى‏ارتباط به هم مطرح شده است. نویسنده
در نگارش این کتاب بر نقلیات کتاب روضة الشهدا کاشفى اعتماد کرده و بسیارى
از مطالب جعلى و نادرست را از کتاب یاد شده نقل کرده است. طریحى اگرچه در
زمان نگارش این اثر، از وعاظ و منبرى‏هاى توان‏مند و خبره در فن خطابه و
وعظ بوده، اما از بضاعت علمى چندانى برخوردار نبوده است.


متن کتاب نشان‏دهنده آن است که وى ابتدا مطالب آن را در ایام محرم در
محافل و مجالس روضه‏خوانى مى‏خوانده و سپس آن را در قالب مجالس‏نگارى،
سامان داده است. این کتاب به سبب نقل گزارش‏ها و نقلیات غیر معتبر و
بى‏اساس، از سوى بسیارى از اندیشمندان و حدیث‏شناسان، نقد شده است.54 با
این وجود، این اثر، جایگاه خود را به خوبى در میان روضه‏خوانان باز کرده و
بسیارى از نقلیات آن در مقاتل بعدى منعکس شده و در قرن‏هاى اخیر، زمینه
تحریفات بسیارى را در مقتل‏خوانى امام حسین علیه‏السلام فراهم ساخته است.


نمونه‏هاى مهم تحریف

1. هفتاد هزار نفر بودن سپاه عمر سعد.55


2. انتساب جملات «هل من ناصر ینصر الذریة الاطهار»56 و «اسقونى شربة من الماء»57 به امام حسین علیه‏السلام.

3. افسانه عروسى حضرت قاسم.58


4. کشته شدن ده هزار نفر از سپاه دشمن به دست امام حسین علیه‏السلام! اما
چون تعداد لشکریان بسیار بودند، این تعداد کشته در سپاه آنان شکاف ایجاد
نکرد.59


5. افسانه ساربان امام علیه‏السلام.60


6. گزارش دو قصه شیر و فضّه و شیر گریان بر امام علیه‏السلام.61


7. خبر مسلم جَصّاص (گچ‏کار) و نان، خرما و گردو دادن کوفیان به اطفال اهل‏بیت علیهم‏السلام.62


3. مقتل الحسین علیه‏السلام منسوب به ابومخنف


چنان‏که پیش‏تر اشاره شد، به سبب قدمت و اعتبار اخبار و گزارش‏هاى
ابومخنف درباره حادثه کربلا، از قرن ششم به بعد، برخى از اخبار جعلى و سست
به این مورخ نسبت داده شده است که هیچ اثرى از آن را در منابع معتبر که به
نقل گزارش‏هاى ابومخنف پرداخته‏اند، نمى‏توان یافت. جعل اخبار دروغین و سست
و بى‏محتوا و انتساب آن به ابومخنف در قرن‏هاى بعدى تا آن‏جا پیش رفت که
برخى در قرون معاصر، به نگارش کتابى منتسب به ابومخنف با نام مقتل الحسین
علیه‏السلام المشتهر بابى‏مخنف دست یازیده تا با این انتساب، اخبار جعلى و
سست را به خوانندگان و مخاطبان، بقبولانند.


برخى از نمونه‏هاى تحریف


1. گزارش اخبار مقتل از ابومخنف و او از هشام و او از پدرش محمد بن سائب
کلبى! در حالى که هشام شاگرد ابومخنف است و او از ابومخنف روایت کند نه
ابومخنف از هشام و او از پدرش محمد بن سائب کلبى!63


2. نقل خبرى از کلینى! در حالى که ابومخنف متوفاى 157ق است و کلینى متوفاى 329ق!64


3. دست‏گیرى مسلم بن عقیل در کوفه به این شیوه که گودالى کنده شده و او در گودال افتاد، سپس او را کتف بسته نزد ابن زیاد بردند.65


4. گزارش بازگشت امام حسین علیه‏السلام از راه کربلا به مدینه، هنگام
شنیدن خبر کشته شدن مسلم و هانى و پناه بردن حضرت به قبر جدّش پیامبر و
گریه کردن وى در آن‏جا!66


5. سوار شدن امام علیه‏السلام بر هفت اسب و فرود آمدن از آن‏ها به سبب توقف و نرفتن آن‏ها به سوى کربلا!67


6. جریان کشته شدن طرماح بن عدى در کربلا با آن‏که وى اساساً در کربلا حضور نداشت.68


7. نسبت دادن برخى از گفته‏ها به امام حسین علیه‏السلام از قبیل: «قد
استرحتَ مِنْ همِّ الدنیا و...» و به حضرت زینب همانند: «لیتَنى کنتُ قبل
هذا الیوم عمیاء و...» هنگام شهادت حضرت على‏اکبر.69


8. شش ماهه بودن طفل شیرخوار امام علیه‏السلام و این‏که وى سه روز آب
نخورده است، و این‏که وقتى تیر به طفل شیرخوار خورد، گوش تا گوش وى بریده
شد!70


9. نشستن شمر بر سینه امام علیه‏السلام و گفت‏وگوى حضرت با وى در این
باره که آیا شفاعت جدش بهتر است یا دریافت جایزه از یزید که چون شمر گفت:
دریافت جایزه، امام از او طلب آب کرد، اما او در پاسخ گفت: به خدا سوگند،
آب نمى‏نوشى تا این‏که ذره ذره مرگ را بچشى.71


10. بریدن سر امام علیه‏السلام از قفا توسط شمر، چرا که از امام حسین
علیه‏السلام شنید که جدش پیامبر او را به سگ تشبیه کرده است. و چون شمر هر
عضوى را از سر امام قطع مى‏کرد، امام مى‏گفت: وامحمداه، واعلیاه،
واحسناه،... !72


4. تظلم الزهراء علیهاالسلام من إهراق دماء آل العباء


رضى بن نبى قزوینى (زنده تا 1134ق) نویسنده تظلم الزهراء من إهراق دماء
آل العباء است. تاریخ تألیف آن سال 1118 ق است. نگارنده در مقدمه کتابش
گفته است که این اثر، شرح کتاب ملهوف سید بن طاووس است و بیشتر مآخذ آن،
منابع بحارالانوار، از قبیل ملهوف، مجالس (امالى) شیخ صدوق، ارشاد شیخ
مفید، منتخب طریحى، مثیر الاحزان، مقاتل الطالبیین، مناقب آل ابى‏طالب،
تسلیة المجالس سیدمحمد بن ابى‏طالب حسینى و... است.73


ترتیب و تبویب این کتاب، همانند ملهوف، از سه مقدمه و سه مسلک و خاتمه
سامان یافته است که هر مسلک و خاتمه، دربردارنده چند مجلس است. مقدمه نخست:
برخى از معجزات و کرامات و مکارم اخلاقى و احتجاجات امام حسین
علیه‏السلام. مقدمه دوم: برخى از روایات در فضیلت گریستن و تباکى بر آن
حضرت و دیگر ائمه علیهم‏السلام.


مقدمه سوم: در روایات وارده در آداب عزادارى، به‏ویژه در تاسوعا و
عاشورا. اما مسلک اول، در امور پیش از جنگ و شامل شش مجلس است. مسلک دوم،
در حوادث کربلا و شهادت امام حسین علیه‏السلام و یاران حضرت که چهار مجلس
است. مسلک سوم، اسارت اهل‏بیت (و رفتن به کوفه، شام، گزارش حضور اهل‏بیت
علیهم‏السلام در روز اربعین در کربلا و بازگشت آنان به مدینه که داراى چهار
مجلس است.


خاتمه کتاب بیش از 160 صفحه است که مباحثى همانند رجعت امام حسین
علیه‏السلام در عصر حضرت حجت علیه‏السلام، عقوبت و عذاب کُشندگان امام حسین
علیه‏السلام، قیام مختار و موضع حاکمان اموى و عباسى در برابر قبر امام
حسین علیه‏السلام را دربردارد.واعظ تبریزى خیابانى افزون بر آن‏که بر برخى
از گزارش‏هاى این کتاب خرده گرفته و نویسنده آن را به سبب نقل چنین اخبارى،
سرزنش کرده است، گفته است که برخى از استنساخ کنندگان در آن دست برده و
دخل و تصرف‏هایى کرده‏اند.74 در تصحیح این کتاب که توسط یکى از محققان صورت
گرفته، این سخن خیابانى، نادیده گرفته شده است.


نمونه‏هاى مهم تحریف


1. تأویل آیه کهیعص که به نقل از شیخ صدوق آورده است.75


2. مجروح شدن طرماح بن عدى در روز عاشورا و گزارش او،76 در حالى که اساساً طرماح در کربلا حضور نداشته است.


3. نقل گزارش منتخب طریحى درباره کشته شدن ده هزار نفر از سپاه دشمن به دست امام حسین علیه‏السلام و توجیه و تأیید آن.77


4. نقل گزارش مجعول ابن‏شهرآشوب درباره تعارف کردن امام حسین علیه‏السلام
و اسبش به یگدیگر بر سر خوردن آب و در نهایت، محرومیت هر دو.78


5. انتساب جملة «اسقونى شربة من الماء فقد نشفت کبدى من الظماء» به امام علیه‏السلام.79


6. زبان حال ذلیلانه و مرثیه بى‏اساس زنان اهل‏بیت علیهم‏السلام بر بالین امام علیه‏السلام.80

7. قصه شیر و فضه.81


8. خبر مسلم جَصّاص (گچ‏کار) و دادن نان، خرما و گردو به کودکان اهل‏بیت علیهم‏السلام.82

9. قصه فاطمه صغرى.83

10. گزارش خواب حضرت سکینه در شام.84


11. قصه پرنده خونین‏بال و شفاى دختر یهودى.85


5. محرق القلوب


محمد مهدى بن ابى‏ذر کاشانى مشهور به نراقى86 (120987 یا 121188) صاحب
کتاب محرق القلوب است. وى پدر ملا احمد نراقى صاحب کتاب معراج السعادة و
جامع السعادات است. کتاب محرق القلوب که به فارسى نگاشته شده، مفصل و داراى
دو مقدمه و بیست مجلس است.89 این اثر چون مطالب تحریف‏آمیز بسیارى دارد،
در گذشته مورد استقبال قرار نگرفت و تنها چاپ سنگى شد.


نمونه‏هاى مهم تحریف


1. حضور هاشم بن عتبه مرقال (پسرعموى عمر سعد) در روز عاشورا در کربلا در
حالى که یک نیزه هیجده زرعى در دست داشت و کسب اجازه وى از امام
علیه‏السلام براى نبرد با سپاه عمر سعد و گزارش نبرد افسانه‏اى وى.90 حال
آن‏که بر اساس گزارش‏هاى معتبر تاریخى، هاشم از اصحاب خاص امیرالمؤنین
علیه‏السلام بود که در جنگ صفین پرچم‏دار حضرت بود و با سپاهیان معاویه
جنگید تا شهید شد.91


2. حضور سپاه هزار نفرى از شامیان در کربلا به فرماندهى شمعان (شمعون) بن مقاتل.92

3. حکایت زعفر زاهد.93


4. افسانه عروسى حضرت قاسم و کیفیت نبرد افسانه‏اى وى با دشمن.94


5. انتساب جمله «شیر در پستان مادر وى خشکیده، او را جرعه آبى دهید» به
امام حسین علیه‏السلام درباره طفل شیرخوار و این‏که طفل یاد شده پس از تیر
خوردن، به روى پدر نگاهى کرده و پس از تبسمى، به شهادت رسید.95


6. قصه مرغ خونین‏بال و شفاى دختر یهودى.96

و... .

6. اکسیر العبادات فى اسرار الشهادات


ملا آقا بن عابد بن رمضان بن زاهد شیروانى دربندى حائرى معروف به فاضل
دربندى (م 1285 یا 1286 ق)97 نویسنده کتاب اکسیر العبادات فى اسرار
الشهادات مشهور به اسرار الشهاده است که به تفصیل، حادثه عاشورا را شرح
داده است. او این اثر را در 44 مجلس و دوازده مقدمه و یک خاتمه (که خاتمه
نیز سه مجلس دارد) نگاشته است. مدت نگارش این اثر، هیجده ماه و تاریخ پایان
نگارش آن، روز جمعه، پانزدهم ذى‏قعده سال 1272 بوده است.98این کتاب
ویژگى‏هایى دارد که در این میان، سه ویژگى آن، برجسته به نظر مى‏رسد:


1. تحلیلى بودن آن: نویسنده تنها به تدوین اخبار و توصیف وقایع نپرداخته
است، بلکه به سبب آشنایى وى با حکمت و معقولات و داشتن ذهنى خلاق و نقاد،
به تحلیل گزارش‏ها و کیفیت جمع بین اخبار معارض، پرداخته است.


2. مجعول و خرافه‏آمیز بودن آن: نویسنده در این اثر، افزون بر آن‏که
گزارش‏هاى مجعول بسیارى و در مواردى، خرافه‏آمیز نقل کرده است، دست به
توجیه آن‏ها زده و دلایلى براى درستى آن‏ها ساخته است!


3. مفصل بودن آن: این کتاب تا عصر خود، مفصل‏ترین کتاب در تاریخ عاشوراست
و تا آن تاریخ، نگاشته‏اى به این تفصیل، فراهم نشده بود.99دربندى «در
اقامه مصیبت حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام، مواظب و متصلّب و راسخ بود، به
نحوى که در بالاى منبر، از شدت گریه، غش مى‏کرد و در روز عاشورا لباس خود
را از بدن مى‏کند و لُنگ مى‏بست و خاک بر سر مى‏ریخت و گِل به تن مى‏مالید و
به همان هیئت بر منبر مى‏رفت».100


او مؤس یا مروج قمه‏زنى بود. مهدى بامداد در این باره نگاشته است: او
است که تیغ زدن را بر سر... جائز دانست و خود نیز عمل مى‏کرده است و از این
تاریخ است که مردم عوام... به تبعیت وى در ایام عاشورا به این عمل دست
زده‏اند.101دربندى چون در گزارش این حادثه، مبناى منحصر به خود را داشته،
از نقل مطالب ضعیف و بى‏اساس و در مواردى، موهن، ابایى نداشته است. سخن او
درباره چگونگى بهره‏گیرى وى در نگارش اثرش از کتابى که متعلق به یکى از
روضه‏خوانان معاصر خود به نام سیدجعفر بوده، در واقع، بیان‏گر مبناى سست و
بى‏پایه او در نقل گزارش‏هاى مربوط به تاریخ عاشوراست.102


این اثر به سبب داشتن اخبار و گزارش‏هاى سست و بى‏اساس، از همان آغاز
موردِ نقد و خرده‏گیرى معاصران نویسنده و اندیشمندان بعدى قرار گرفته است،
چنان‏که حدیث‏شناسان و اندیشمندانى، همانند محدث نورى،103 تنکابنى،104 شیخ
آقا بزرگ تهرانى،105 سیدمحسن امین106 و استاد مطهرى107 بر این کتاب،
ایرادهاى بسیارى گرفته‏اند.


به گزارش شیخ آقا بزرگ تهرانى، دربندى خود این کتاب را از فصل «مقام وحدة
الحسین» در سیزده باب (که هر باب شامل چند مجلس است) ترجمه کرده و به نام
ناصرالدین شاه، سعادات ناصرى نام‏گذارى کرد که بارها چاپ شده است.108
هم‏چنین شخصى به نام میرزا محمد حسین بن على‏اکبر این کتاب را به فارسى
برگرداند و با عنوان انوار السعادة فى ترجمة اسرار الشهادة در تبریز چاپ
کرد.109


به سبب عربى بودن متن اسرار الشهاده و تفصیل آن، دربندى، بعدها مقتلى
مختصر و فارسى با نام سرمایه ایمان و جواهر ایقان در ترجمه و شرح اسرار
الشهادة110 نوشت که این نیز چاپ شده است.111شایان توجه است که چاپ قدیم این
اثر، مطالب دروغ و خلاف واقع بیشترى دارد، اما در چاپ و تحقیق جدید آن،
برخى از مطالب سخیف و سست آن، حذف شده است.112


صرف نظر از مبناى نادرست و غیر علمى نویسنده، از کتابى که به این گستردگى
و با این سرعت تألیف شده (چنان‏که گفته شد مفصل‏ترین کتاب درباره
امام‏حسین علیه‏السلام تا زمان تألیف آن است و در هیجده ماه نوشته شده است
با توجه به امکانات اندک آن روزگار در شناسایى منابع معتبر تا چه رسد به
گزینش و استفاده از آن‏ها) نمى‏توان انتظار دقت و موشکافى علمى در گزینش
صحیح و ارائه گزارش‏هاى معتبر در نقل حادثه عاشورا داشت.


برخى از نمونه‏هاى تحریف


این اثر به سبب تفصیل بسیار آن، گزارش‏هاى مجعول، موهن، عجیب و افسانه‏اى
دارد، چندان‏که گزارش فهرست‏وار اخبار و روایات مجعول این کتاب خود چند
صفحه از این نوشتار را دربرگرفته و از حوصله این نوشتار خارج است، از این
رو، تنها به چند مورد ذیل اکتفا مى‏شود:


1. گزارش عجیب و غیر قابل پذیرش کیفیت خروج امام حسین علیه‏السلام به
همراه خاندانش از مدینه با چهل محمل حریر و دیباج، همانند حاکمان و
پادشاهان!113


2. گزارش افسانه‏اى و خیالى آمار لشکر عمر سعد مبنى بر 1600000 نفر114 و
در جاى دیگر، 460 هزار نفر و کشته شدن 330 هزار از آنان به دست امام‏حسین
علیه‏السلام و 25 هزار نفر به دست حضرت عباس (به جز مجروحان) و 25 هزار نفر
به دست دیگر بنى‏هاشم و جان سالم بدر بردن تنها 80 هزار نفر از آنان!!!115
وى در جاى دیگر، تعداد کشته‏هاى دشمن را به دست امام حسین علیه‏السلام ،
به چهارصد هزار نفر و تعداد سپاه را به پانصد هزار نفر رسانده است!!!116


3. هفتاد117 یا هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا !!!118


4. امتناع حضرت عباس از این‏که امام حسین علیه‏السلام او را به خیمه‏گاه
ببرد، چرا که به سکینه دختر امام علیه‏السلام، وعده آوردن آب داده، اما
نتوانسته است به آن عمل کند!119


5. یاد کردن از افرادى به عنوان یاران امام حسین علیه‏السلام یا افراد
سپاه عمر سعد که در هیچ منبع معتبرى نام آنان یافت نمى‏شود، از جمله
عبداللّه‏ بن شقیق،120 اسحاق بن مالک اشتر،121 کثیر بن یحیى انصارى،122
مارد بن صدیف تغلبى،123 غلامى به نام «مبارک»،124 مسعود هاشمى125 و...!


6. افسانه ساربان امام علیه‏السلام!126


7. افسانه قیام دخترى به نام «دُرَّة الصدف» در حلب به انگیزه خون‏خواهى
امام حسین علیه‏السلام و باز پس‏گیرى سرهاى شهدا و آزاد کردن اسرا از چنگال
مأموران یزید هنگام بردن اسرا و سرها به شام و...!127

و... .

پی نوشت:

1. براى آگاهى از فهرست این نگاشته‏ها، ر. ک: الذریعة الى تصانیف الشیعه،
به‏ویژه ج 22؛ عبدالجبار رفاعى، معجم ما کتب عن الرسول
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و اهل البیت علیهم‏السلام، ج 7 و 8 و محمد اسفندیارى،
کتابشناسى تاریخى امام حسین علیه‏السلام.


2. ابن کثیر، البدایة والنهایه، ج 8، ص 156ـ230.

3. همان، ص 206، 216 و 218 ـ 219.

4. همان، ص 218.

5. همان، ص 217.

6. همان، ص 173.

7. همان، ص 174 و 183.


8. یوسف رحیم‏لو، «ابن کثیر»، دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج4، ص 511.

9. ابن کثیر، همان، ج 8، ص 220 ـ 221.

10. همان، ص 160.

11. همان، ص 220.

12. همان.

13. همان، ص 219.

14. حسینى موسوى حائرى کرکى، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج 1، ص 212.

15. همان، ج1، ص 50.

16. همان، ج 12، ص 148.


17. مجلسى، بحار الانوار، ج1، ص 21 و آقا بزرگ تهرانى، الذریعه، ج 22، ص 27.


18. حسینى موسوى حائرى کرکى، همان، ج1، ص 51 ـ 52.

19. مجلسى، همان، ج45، ص 409.

20. همان، ص 41 ـ 42.

21. همان، ص 316 ـ 319.

22. همان، ص 191 ـ 193.

23. همان، ص 193 ـ 194.


24. خان بابا مشار، فهرست کتاب‏هاى چاپى فارسى، ج4، ص 4630.


25. چاپ اول، مجمع الفکر الاسلامى، محرم 1411، 174 صفحه رقعى.

26. مجلسى، جلاءالعیون، ص 262 - 447.


27. براى نمونه، ر.ک: همان، ص370، 371، 374، 376، 377 و 387.


28. براى آگاهى بیشتر درباره زندگى و شرح حال او، ر
۱۵-۹-۱۳۹۱ ۰۱:۰۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Thumbs Up برخی از اعمال نوروز زندگی کن 0 694 ۲۲-۱۲-۱۳۹۴ ۰۴:۴۱ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Star اسلام و نوروز زندگی کن 0 589 ۲۲-۱۲-۱۳۹۴ ۰۱:۴۴ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up صوفی‌گریِ فیلسوفانه زندگی کن 0 517 ۳-۱۱-۱۳۹۴ ۰۴:۰۰ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up پاسخ به شبهه‌ای یهودی پیرامون معجزه زندگی کن 0 724 ۳-۱۱-۱۳۹۴ ۰۴:۰۰ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up نقدی بر یهودیت زندگی کن 0 525 ۳-۱۱-۱۳۹۴ ۰۳:۵۹ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان