درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۳۱-۵-۱۳۹۳, ۰۲:۱۸ عصر


 
رویال بلاگ
سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
آموزش احکام - طهارت
نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,105
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 162
سپاس ها 686
سپاس شده 2604 بار در 1177 ارسال
ارسال: #1
آموزش احکام - طهارت

طهارت

همانگونه كه در فصل اول گذشت، مجموعه برنامه‏هاى عملى اسلام «احكام» ناميده مى‏شود و از جمله آنها؛ واجبات است و نماز يكى از مهمترين و اساسى‏ترين آنهاست.
مسائل مربوط به نماز را به سه دسته تقسيم مى‏كنيم:

١ ـ مُقدّمات
٢ ـ مُقارنات
٣ ـ مُبطلات

مقدمات نماز: نمازگزار بايد قبل از نماز آنها را مراعات كند.
مقارنات نماز: مسائلى كه مربوط به متن نماز است، از تكبيرة‏الاحرام تا سلام.
مبطلات نماز: مسائلى‏كه درباره چيزهايى است كه نماز را باطل مى‏كند.

مقدّمات نماز

از جمله مسائلى كه قبل از انجام اين عبادت بزرگ بايد مورد توجه نمازگزار قرار گيرد، طهارت و پاكى است.
نمازگزار بايد بدن و لباس خود را از ناپاكيها (نجاسات) پاك كند و براى پاكى از نجاست، شناخت آنها و راه پاك كردن اشياء نجس نيز لازم است. بنابراين به بيان آنها مى‏پردازيم:
قبل از شناخت ناپاكيها، به يك قاعده كلّى اسلامى توجه كنيد:

«درعالَم همه چيز پاك است، مگر يازده چيز

و آنچه براثر برخورد با اينها نجس شود».
نجاسات

١ ـ ادرار (بول) | انسان و حيوانهاى حرام گوشتِ خون جهنده‏دار(١) مانند گربه و موش.

٢ ـ مدفوع (غائط) | انسان و حيوانهاى حرام گوشتِ خون جهنده‏دار(١) مانند گربه و موش.


٣ ـ منى | انسان و حيوانى كه خون جهنده دارد.
٤ ـ مردار مانند: گوسفند. | انسان و حيوانى كه خون جهنده دارد.
٥ ـ خون | انسان و حيوانى كه خون جهنده دارد.


٦ ـ سگ | كه در خشكى زندگى مى‏كند ولى دريايى آن نجس نمى‏باشد.

٧ ـ خوك | كه در خشكى زندگى مى‏كند ولى دريايى آن نجس نمى‏باشد.


٨ ـ شـراب و هـر مـايع مست‏كننـده
٩ ـ آبجــو (فُقّاع) ـ آبجـوى غيـر طبى
١٠ ـ كافر
١١ ـ عرق شتر نجاستخوار

* حيوانى كه اگر رگ آنرا بِبُرند خون از آن جستن مى‏كند خون جهنده دارد.

«طهارت» غير از «نظافت» است و «نجاست» غير از «كثافت» است، ممكن است چيزى تميز باشد ولى از نظر احكام اسلام، پاك نباشد، خواسته اسلام، هم طهارت است و هم نظافت، يعنى انسان بايد به فكر پاكى و تميزى خود و محيط و زندگى خود باشد، و اكنون سخن درباره طهارت است.
١ ـ ادرار و مدفوع انسان و تمامى حيوانهاى حرام گوشت كه خون جهنده دارند نجس است.
٢ ـ ادرار و مدفوع حيوانهاى حلال گوشت، مانند گاو و گوسفند و حيوانهائى كه خون جهنده ندارند، مانند: مار و ماهى پاك است.(١)
٣ ـ بول و غائط حيوانهائى كه گوشت آنها مكروه است پاك مى‏باشد مانند؛ اسب و الاغ.(٢)
٤ ـ فضله پرندگان حرام‏گوشت، مانند كلاغ، نجس است(٣).(٤)

١ ـ العروة‏الوثقى ـ ج ١ص٥٥.
٢ ـ العروة‏الوثقى ـ ج ١ص٥٥ .
٣ ـ توضيح المسائل، م ٨٥.
٤ آية‏اللّه‏ خامنه‏اى: فضله پرندگان حرام‏گوشت نجس نيست. (منتخبى از استفتائات، س ٤)


احكـام مـردار

١ ـ انسان مرده هر چند تازه مرده باشد و بدنش سرد نشده باشد (بجز اجزاء بى‏روح او مانند ناخن و مو و دندان) تمام بدنش نجس مى‏باشد، مگر آنكه:(١)
الف:شهيد معركه باشد.
ب:او را غسل داده باشند (سه غسلش تمام شده باشد).
٢ ـ تنها شهيدى كه در معركه جان داده باشد بدنش پاك است، بنابر اين كسانى كه در بمب‏گذاريها يا ترور دشمنان به شهادت مى‏رسند يا كسى كه در جبهه نبرد مجروح مى‏شود و بيرون جبهه جان مى‏دهد، مشمول اين حكم نيستند.(٢)


حدود معركه

معركه، محدوده تيررس دشمن است تا آنجايى كه درگيرى بين نيروهاى دو طرف جريان دارد و اختصاص به خط مقدم يا وقت حمله ندارد.(٣)

مـردار حيـوان

١ ـ مردار حيوانى كه خون جهنده ندارد پاك است، مانند ماهى.
٢ ـ مردار حيوانى كه خون جهنده دارد، اجزاء بى‏روح آن مانند؛ مو و شاخ، پاك و اجزاء روح‏دارش مانند گوشت و پوست، نجس است.(٤)

١ ـ العروة‏الوثقى ـ ج ١ص٥٨ . الرابع و ص ٦١، م ١٢ .
٢ ـ استفتاآت، ج ١، ص ٨٣، س ٢٠٦.
٣ ـ استفتاآت، ج ١، ص ٥٠٤، س ٤٢.
٤ ـ العروة الوثقى ـ ج ١ص٥٨؛ الرابع ـ تحريرالوسيله ج ١ص١١٥، الرابع.


نمودار احكام مردار حيوان

مردار حيوان

١ـ سگ و خوك، تمام اجزاء آن نجس است.

٢ـ غيرسگ‏وخوك
١ ـ خون‏جهنده‏دارد

١. اجزاءروح‏دار، نجس‏است.
٢. اجزاء بى‏روح، پاك است.
٢ ـ خون جهنده نداردتمام‏اجزاءآن‏پاك است


٣ ـ اجزايى كه در حال حيات (قبل از مردن) از بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد جدا مى‏شود، در حكم طهارت و نجاست با اجزاء مردار تفاوتى ندارد، يعنى اگر جزء بى‏روح باشد پاك است واگر روح‏دار باشد نجس است. بنابر اين اگر بر اثر جراحتى، جزئى از بدن انسان جدا شود نجس است.(١)
٤ ـ اگر جزئى از بدن انسان زنده قطع شود ولى به وسيله پوست به بدن متصل باشد هرچند، آن پوست بسيار نازك باشد، تا وقتى كه كاملاً جدا نشده، آن عضو پاك است و حكم مردار ندارد.(٢)

در موارد زير حكم به طهارت مى‏شود:

١ ـ بول و غائط حيوانى كه انسان نمى‏داند حلال‏گوشت است يا حرام گوشت؛

١ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ٦٢، م ١٤).
٢ ـ همان.

مثلاً فضله پرنده‏اى كه انسان نمى‏داند آن پرنده حلال‏گوشت است يا حرام گوشت.(١)
٢ ـ فضله‏اى كه انسان نمى‏داند از حيوانى است كه خون جهنده دارد، يا از حيوانى است كه خون جهنده ندارد؛ مثلاً در غذا فضله‏اى مى‏بيند و نمى‏داند كه فضله موش است يا سوسك.(٢)
٣ ـ استخوانى يافت شده كه گوشت بر آن نيست و نمى‏دانيم از حيوان نجس‏العين (سگ و خوك) است يا غير آن.(٣)
٤ ـ استخوان انسانى پيدا شده و گوشت بر آن نيست و نمى‏دانيم از كافر است يا از مسلمان.(٤)
٥ ـ پوست يا گوشتى كه نمى‏دانيم از حيوان خون جهنده‏دار است يا از حيوانى كه خون جهنده ندارد.(٥)


حكم اشياء چرمى

١ ـ اشيايى كه از اجزاء بى‏روح حيوان تهيه شده پاك است، هرچند ذبح شرعى نشده باشد، بنابر اين لباسهاى پشمى، كركى، مويى، پاك است، هرچند غيرمسلمان آن را ساخته باشد و يا در بازار غير مسلمين به فروش مى‏رسد، ولى اگر از حيوان حرام گوشت باشد، نماز خواندن با آن لباس باطل است.(٦)

١ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٥٧، م ٣.
٢ ـ همان.
٣ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٦٢، م ١٧ و ١٨.
٤ ـ همان.
٥ ـ همان.
٦ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٥٨.

٢ ـ اشيائى كه از اجزاء روحدار مردار حيوان خون جهنده‏دار تهيه شده باشد نجس است، مانند چيزهايى كه از چرم تهيه مى‏شود مانند: كفش ـ كيف ـ كلاه ـ كمربند ـ دستكش ـ بند ساعت.(١)
٣ ـ چيزى كه معلوم نيست چرم است يا نه محكوم به طهارت است، يعنى نجس نمى‏باشد.(٢)
٤ ـ چيزى كه معلوم نيست از اجزاء حيوان خون جهنده‏دار است يا از حيوانى كه خون جهنده ندارد محكوم به طهارت است؛ مانند كمربندى كه معلوم نيست از پوست مار است يا غير آن.(٣)
٥ ـ چيزى كه از چرم حيوان خون جهنده‏دار تهيه شده مانند كفشى كه معلوم است از چرم گاو تهيه شده، اگر ذبح شرعى آن معلوم نيست، يعنى نمى‏دانيم به طريق شرعى ذبح شده يا نه مسأله اقسام مختفى دارد بدين شرح:
از مسلمان خريدارى مى‏شود و ساخت كشور اسلامى است: پاك است.

١ ـ همان.
٢ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٦٢.
٣ ـ همان.

از مسلمان خريدارى مى‏شود ولى ساخت كشور غير اسلامى است؛ مثلاً در بازار كويت كفشى مى‏خرد كه ساخت ايتاليا است: نجس است، مگر آنكه معلوم شود، ذبح شرعى شده و واردكننده مسلمان با احراز اينكه ذبح شرعى شده وارد كرده است.
از غير مسلمان خريدارى مى‏شود ولى ساخت كشور اسلامى است؛ مثلاً در لندن كفشى مى‏خرد كه ساخت سوريه مى‏باشد: پاك است.
از غير مسلمان خريدارى مى‏شود و ساخت كشور غير اسلامى است: نجس است.(١)
از مسلمان مى‏خرد و معلوم نيست از چه كشورى است: پاك است.
از غير مسلمان مى‏خرد و معلوم نيست از چه كشورى مى‏باشد: نجس است.(٢)(٣)


فرآورده‏هاى لبنياتى

فرآورده‏هاى لبنياتى كه از حيوان حلال‏گوشت زنده گرفته مى‏شود، مانند شير، ماست، پنير، كشك، كره، خامه كه از گاو و گوسفند مى‏باشد، همگى پاك و خوردن آن حلال است، هرچند شخص كافر آن را تهيه كرده باشد و يا در بازار غير مسلمان به فروش برسد، و يا از كشورهاى غير اسلامى وارد كرده باشند، مگر آنكه انسان يقين كند كه با بدن كافر تماس پيدا كرده و نجس شده است، و شك و احتمال كافى نيست و نيازى به تحقيق و جستجو ندارد. (براى آشنايى بيشتر به فصل خوردنيها و آشاميدنيها مراجعه كنيد).

١ آية الله خامنه‏اى: س ـ در مورد گوشت و چرم و اجزاء حيوانى كه از بلاد غير اسلامى تهيه شده است نظر مبارك را مرقوم فرمائيد.
ج ـ اگر احتمال دهد كه حيوان ذبح اسلامى شده پاك است و اگر يقين دارد ذبح اسلامى نشده محكوم به نجاست است.(منتخبى از استفتائات، س ٨)
٢ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٥٥٨، م ٩ و ص٥٥٩، م ١٠ و ص ٦٠، م ٦ و ٧.
٣ ـ به حاشيه قبل مراجعه شود.


استفتا(١)

س ـ آيا چرمى كه در كشور فرانسه به فروش مى‏رسد (كفش چرمى و غيره) ـ از آنجا كه احتمال ورود از الجزاير را دارد ـ پاك است و پوشيدن يا استفاده كردنش اشكال ندارد؟
ج ـ در حكم ميته است [نجس است(٢)/(٣)]
س ـ آيا پوستهايى كه از خارج وارد مى‏شود و در ساختن كفش و امثال آن به كار مى‏رود پاك است يا نجس؟
ج ـ پوستى كه از بلاد اسلامى وارد مى‏شود محكوم به طهارت است مگر آنكه ثابت شود كه ذبح به طريق غير شرعى بوده، و پوستى كه از بلاد غير اسلامى وارد مى‏شود محكوم به نجاست است مگر احراز شود كه ذبح به طريق شرعى بوده يا احتمال داده شود كه وارد كننده مسلمان، احراز تذكيه حيوان را نموده است و پوست را در دسترس مسلمين قرار داده است(٤).(٥)

١ استفتا = فتوا خواستن از مرجع تقليد، سؤالى كه مقلّد از مرجع تقليد خود مى‏نمايد و پاسخى كه او مى‏دهد.
٢ به حاشيه صفحه قبل مراجعه شود.
٣ـ استفتاآت، ج ١، ص ٩٧، س ٢٥٢.
٤ به حاشيه صفحه قبل مراجعه شود.
٥ ـ همان مدرك، س ٢٥٣.

احكـام خون

١ ـ خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است، مانند؛ مرغ و گوسفند.
٢ ـ خون حيوانى كه خون جهنده ندارد پاك است، مانند ماهى و پشه.
٣ ـ خونى كه گاهى در تخم مرغ يافت مى‏شود نجس نيست، ولى بنابر احتياط واجب بايد از خوردن آن اجتناب كرد و اگر خون را با زرده تخم مرغ به هم بزنند كه از بين برود، خوردن زرده هم مانعى ندارد.
٤ ـ خونى كه از لاى دندان (لثه) مى‏آيد، اگربا آب دهان مخلوط شده و از بين برود پاك است و در آن صورت فرو بردن آب دهان هم اشكال ندارد.(١)


در موارد زير حكم به طهارت مى‏شود:

١ ـ شى‏ء قرمز رنگى كه خون بودن آن معلوم نباشد.(٢)
٢ ـ خونى كه نمى‏داند از حيوان خون جهنده‏دار است يا نه؟ مثل اينكه خونى در لباس خود مى‏بيند و نمى‏داند خون پشه است يا بدن خودش.(٣)
٣ ـ خون حيوانى كه نمى‏داند آن حيوان خون جهنده‏دار است يا نه (مثلاً مار).(٤)
٤ ـ آنچه از دهانه زخم بيرون مى‏آيد و نمى‏داند خون است يا چرك [در صورتى كه دهانه زخم پاك باشد. امّا اگر نجس باشد چرك يا زردابه‏اى كه بيرون مى‏آيد، با برخورد به محل نجس، نجس مى‏شود].(٥)
٥ ـ بر اثر خراش برداشتن بدن رطوبتى از آن بيرون آيد كه معلوم نيست خون است يا نه؟

١ ـ توضيح المسائل ـ م ٩٦ و ٩٨ تا ١٠١ .
٢ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٦٤، م٧.
٣ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٦٤، م ٧.
٤ ـ همان.
٥ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٦٥، م ٨ و ٩.


شـراب

١ ـ شراب و هر مايع مست كننده نجس است.(١)(٢)
٢ ـ مايع مست‏كننده (كه در اصل مايع مى‏باشد) گرچه به شكل جامد درآيد نجس است.(٣)
٣ ـ شى‏ء جامد مست كننده مانند بنگ و حشيش نجس نيست هرچند آنرا ساييده و با آب مخلوط كنند و به صورت مايع درآورند.(٤)
٤ ـ آب انگور جوش آمده اگر مست كننده باشد، نجس است، و چنانچه مست كننده نباشد، گرچه خوردن آن حرام است ولى نجس نمى‏باشد.(٥)
٥ ـ خرما و كشمش را اگر همراه غذا (مثلاً برنج) بپزند حرام نمى‏باشد، هرچند به جوش آيد.(٦)

كـافـر

افراد كافر و نجس:
١ ـ منكر خدا (آنكس كه وجود خداوند را انكار مى‏كند).
٢ ـ منكر پيامبرى حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، (آن كس كه نبوت پيامبر اكرم را انكار مى‏كند).
٣ ـ منكر توحيد، (كسى كه براى خدا شريك قرار دهد).

١ ـ همان، ص ٦٩.
٢ ـ آية الله خامنه‏اى: مشروبات مست‏كننده بنابر احتياط نجس مى‏باشند.(منتخبى از استفتائات، س ٥)
٣ ـ همان.
٤ ـ همان.
٥ ـ همان، ص ٦٥، م ١٢.
٦ ـ همان، ص٧٠، م ٣.

٤ ـ منكر ضرورى دين(١) در صورتى كه بداند آن چيز ضرورى دين است و انكار آن به انكار رسالت يا تكذيب پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يا نقص دين برگردد.
٥ ـ كسى كه به ائمه اطهار دشنام دهد يا با آنها دشمنى ورزد، هرچند با يك نفر از آنها(٢).(٣)


چند مسأله:

١ ـ تمام بدن كافر، حتى مو و ناخن و رطوبتهاى او نجس است.(٤)
٢ ـ كسى كه معلوم نيست مسلمان است يا نه، پاك مى‏باشد ولى احكام ساير مسلمانان را ندارد، مثلاً نمى‏تواند زن مسلمان بگيرد و نبايد در قبرستان مسلمانان دفن شود.(٥)

چگونه چيز پاكى نجس مى‏شود؟

در درس پيش بيان شد كه در عالَم، همه چيز پاك است، مگر برخى از آنها، ولى، چيزهاى پاك هم ممكن است با برخورد با ناپاكيها نجس شود، در صورتى كه يكى از آن دو (چيز پاك يا نجس) طورى تر باشد كه رطوبت يكى از آن دو به ديگرى برسد(٦).

١ ـ ضرورى دين، يعنى چيزى كه مسلمانان جزء دين اسلام مى‏دانند مانند نماز و روزه.
٢ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١١٨، العاشر.
٣ آية‏اللّه‏ خامنه‏اى: اهل كتاب بعيد نيست كه ذاتاً طاهر باشند. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ٩٧، س ٣٢٤)
اهل كتاب عبارتند از يهود، نصارى، زردشتى‏ها، صابئين. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ٩٨، س ٣٢٨)
٤ ـ توضيح المسائل، م ١٠٧.
٥ ـ توضيح المسائل، م ١٠٩.
٦ ـ توضيح المسائل ـ م ١٢٥

١ ـ اگر چيز پاكى به نجسى برخود كند و يكى از آن دو طورى تر باشد كه رطوبت يكى به ديگرى برسد، چيز پاك نجس مى‏شود.
٢ ـ در موارد زير حكم به پاكى مى‏شود.
*نداند پاك و نجس به هم برخورد كرده‏اند يا نه.
*نداند چيز پاك و نجس مرطوب بوده‏اند يا نه.
*نداند رطوبت يكى به ديگرى سرايت كرده است يا نه.(١)


چند مسئله:

١ ـ خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است.(٢)
٢ ـ اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مى‏خورد، يا با لباس نجس نماز مى‏خواند، لازم نيست به او بگويد.(٣)
٣ ـ چيز پاك را اگر انسان شك كند نجس شده يا نه، پاك است و جستجو و وارسى هم لازم نيست، هرچند بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمد، بنابر اين در نمونه مثالهايى كه آورده مى‏شود، حكم به طهارت مى‏شود و نياز به سؤال كردن و تحقيق و پرهيز نيست(٤)، بنابر اين:
عطر و ادكلنى كه غيرمسلمان ساخته است ولى معلوم نيست كه با بدن وى تماس داشته است يا نه، پاك است.

١ ـ توضيح المسائل ـ م ١٢٦؛ و العروة الوثقى، ج ١، ص ٧٩، م١.
٢ ـ توضيح‏المسائل ـ م ١٤١ .
٣ ـ توضيح المسائل ـ م ١٤٣.
٤ ـ توضيح المسائل، م ١٢٣ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ٧٩، م ١.

وسائل و لوازمى كه در هتل‏ها ـ در كشورهاى غير اسلامى ـ وجود دارد، از جمله ظروف غذا، حوله و حمام و دستشويى، صابون و رختخواب و تخت و ساير چيزها و حتى دستگيره در اگر يقين به تماس با بدن كافر به گونه‏اى كه رطوبت سرايت كرده باشد و يا يقين به نجس شدن آن از راه ديگر نباشد، پاك است.
ابزار و وسايلى كه در منزل اجاره شده يا خريدارى شده وجود دارد و قبلاً غير مسلمان در آن زندگى مى‏كرده؛ مانند لوازم آشپزخانه، فرش، موكت، كمد و حتى دستگيره‏هاى در و غيره اگر يقين به نجس شدن آن نباشد، پاك است.
صندلى اتوبوس و تاكسى در كشورهاى غير اسلامى، در مواقعى كه باران مى‏بارد و بدن خيس است، ولى يقين به نجس شدن صندلى ماشين وجود ندارد، با نشستن بر آن، بدن نجس نمى‏شود.
استفاده از قاشق، چنگال، بشقاب، ليوان و ساير امكانات در رستورانها، در صورتى كه يقين به نجس شدن آنها نباشد، پاك است.
نوشابه‏ها و ساير نوشيدنيهايى كه اصل آنها پاك و حلال است و معلوم نيست كه با بدن كافر تماس داشته است يا نه، پاك است، امروزه غالبا اينگونه چيزها را با دستگاه مى‏سازند و پر مى‏كنند.
خوراكى‏هايى از قبيل: قند، شكر، بيسكويت، شكلات، آدامس و غيره، كه در ساخت آنها غير مسلمان دست داشته ولى يقين به تماس با بدن وى نداريم و به‏گونه‏اى ديگر نجس نشده پاك است.
حبوبات و سبزيجات و ميوه‏هايى كه غير مسلمان مى‏فروشد، و يقين به نجس شدن آنها نيست، پاك مى‏باشد هرچند غير مسلمان آن را كاشته و چيده و حمل كرده باشد.
روغن، اعم از حيوانى و غير آن كه يقين به نجس بودن يا نجس شدن آن نباشد پاك است.
مايعات مورد نياز موتورسيكلت و اتومبيل يا منزل اعم از بنزين، گازوئيل، نفت سفيد، روغن، گريس و غيره كه استخراج و تصفيه و توزيع آن به دست غير مسلمان است ولى يقين به نجس شدن آن نيست، پاك مى‏باشد.
وسايلى كه براى كار به غير مسلمان داده شده مانند پارچه براى دوخت لباس و ماشين براى تعمير اگر پس از تحويل گرفتن، يقين به نجس شدن آن نباشد، پاك است.
لباسى كه براى شستن يا اتو كردن به خشكشويى داده شده و غير مسلمان كار آن را انجام داده است در صورتى كه يقين به نجس شدن آن نباشد، پاك است.
نان و ساير پختنيها كه غيرمسلمان طبخ آن را انجام داده و ماده اوليه آن پاك بوده و يقين به نجس شدن آن نيست، پاك مى‏باشد.
دست دادن با كافر در حالى كه دست او رطوبت ندارد و يا رطوبت به حدّى نيست كه سرايت كند، يا يقين به سرايت نباشد، دست مسلمان نجس نشده است.

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
احکام رقصیدن+آیا دادن شاباش به عروس و داماد حرام است؟
احکام مسجد (273)
احکام نوجوانان
آموزش احکام - واجبات، مبطلات و شکيات نماز
آموزش احکام - اجتهاد و تقليد
آموزش احکام - خوردن و آشاميدن ، نگاه کردن و ازدواج
آموزش احکام - انواع نماز و احکام آن
آموزش احکام - مقدمه
آموزش احکام - مقدمات نماز
آموزش احکام - روزه
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۲۰-۲-۱۳۸۸ ۰۴:۱۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,105
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 162
سپاس ها 686
سپاس شده 2604 بار در 1177 ارسال
ارسال: #2
RE: آموزش احکام - طهارت

مُطهِّـرات (پاك كننده‏ها)
چگونه چيز نجس پاك مى‏شود؟

همه اشياء نجس پاك مى‏شود و پاك كننده‏ها عبارتند از:

١ ـ آب
٢ ـ زمين
٣ ـ آفتاب
٤ ـ استحاله
٥ ـ انتقال
٦ ـ اسلام
٧ ـ تبعيت
٨ ـ برطرف شدن نجاست(١)
٩ ـ استبراء حيوان نجاستخوار
١٠ ـ غايب شدن مسلمان

آب، بسيارى از چيزهاى نجس را پاك مى‏كند و اقسام مختلفى دارد كه شناخت آنها ما را براى يادگرفتنِ بهترِ مسائل مربوط به آن كمك مى‏كند.

اقسام آبها

١ ـ مُضاف
١ ـ آب چاه
٢ ـ آب جارى
٣ ـ آب باران
٤ ـ آب راكد: كُر
قَليل

٢ ـ مُطلق

١ ـ توضيح‏المسائل ـ م ١٤٨ .

آب مضاف: آبى است كه يا ازچيزى گرفته باشند (مانند آب سيب و هندوانه) و يا با چيزى مخلوط شده باشد، به قدرى كه به آن، آب نگويند مانند شربت.
آب مطلق: آبى است كه مضاف نباشد.


احكام آب مضاف

١ ـ چيز نجس را پاك نمى‏كند (از مطهرات نمى‏باشد).
٢ ـ با برخورد نجاست نجس مى‏شود، هر چند نجاست كم باشد وبو يا رنگ يا مزه آب عوض نشود.
٣ ـ وضو و غسل با آن صحيح نيست.(١)


اقسام آب مطلق

آب يا از زمين مى‏جوشد.
و يا از آسمان مى‏بارد.
و يا نه مى‏جوشد و نه مى‏بارد.
به آبى كه از آسمان ببارد «باران» گويند.
و به آبى كه از زمين مى‏جوشد، اگر جريان داشته باشد «آب جارى» گويند و اگر بدون جريان باشد، «آب چاه» گويند.

١ ـ توضيح المسائل، م ٤٧ ـ ٤٨.

آبى كه از زمين نمى‏جوشد و از آسمان نمى‏بارد، «آب راكد» است.
«آب راكد» اگر مقدار آن زياد باشد، «كر» و اگر كم باشد «قليل» است.
مـقدار كُــر(١):(٢)

حجم:٨٧٥/٤٢وجب، مقدارآبى كه اگر در ظرفى كه درازا وپهناوگودى آن
هريك حداقل٥/٣وجب‏باشد بريزند پر شود، به‏مقدار كر است.
وزن:٤١٩/٣٧٧ كيلوگرم.
مقدار آب قليل: آبى كه از كر كمتر باشد قليل است.
تنها آب مطلق، آلودگيها را پاك مى‏كند. گرچه ممكن است آب مضاف چيز كثيفى را تميز كند ولى هرگز نجس را پاك نمى‏كند.
در درس آينده، با احكام آبهاى مطلق و چگونگى تطهير با آنها آشنا مى‏شويم.

احكام آب قليـل:

١ ـ آب قليل با برخورد نجاست نجس مى‏شود (روى چيز نجس ريخته شود يا چيز نجس به آن برسد).(٣)
٢ ـ اگر آب قليل از بالا با فشار بر چيز نجس بريزد، مقدارى كه به شى‏ء نجس مى‏رسد، نجس است و هر چه بالاتر از آن است پاك مى‏باشد (مثلاً با آفتابه، آب را بر شى‏ء نجس بريزد).(٤)

١- آية الله خامنه‏اى: ٨٧٤٢ وجب مى‏باشد(تقريباً ٣٨٤ ليتر).
٢ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٤، م ١٤؛ توضيح‏المسائل ـ م ١٦ .
٣ ـ توضيح‏المسائل ـ م ٢٦ .
٤ ـ توضيح المسائل، م ٢٦.

٣ ـ اگر آب قليل از پايين با فشار به بالا رود (مانند فوّاره) اگر نجاست به قسمت بالاى آن برسد، پايين نجس نمى‏شود و اگر نجاست به پايين برسد، بالا هم نجس مى‏شود.(١)
٤ ـ اگر آب كر يا جارى به آب قليلِ نجس، متصل و با آن مخلوط شود پاك مى‏گردد. (مثلاً ظرف آب قليلى كه نجس شده زير شير آبى كه به منبع كر متصل مى‏باشد گذاشتـه و آب را بر آن باز كرده و با آن مخلوط شود).(٢)
٥ ـ آب قليل كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته مى‏شود و از آن جدا مى‏گردد نجس است و بايد از آبى كه بعد از برطرف شدن عين نجاست براى تطهير چيز نجس روى آن مى‏ريزند و از آن جدا مى‏شود اجتناب كنند.(٣)


احكام آب كر ـ جارى ـ چاه

١ ـ تمام اقسام آبهاى مطلق بجز آب قليل تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است و هرگاه بر اثر برخورد با نجاست بو يا رنگ يا مزه نجاست بگيرد نجس مى‏شود (بنابراين، آب جارى، چاه، كر و حتّى باران در اين حكم مشتركند).(٤)
٢ ـ آب لوله‏هاى عمارات كه متصل به منبع كر مى‏باشد در حكم آب كر است.(٥)

١ ـ همان.
٢ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٤، م ١١ .
٣ ـ توضيح المسائل، م ٢٧.
٤ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٣، م ٤ .
٥ ـ توضيح‏المسائل ـ م ٣٥ .


برخى از خصوصيات آب باران

١ ـ اگر بر چيز نجسى كه عينِ نجس در آن نيست يكبار ببارد پاك مى‏شود.
٢ ـ اگر بر فرش و لباس نجس ببارد پاك مى‏شود و فشار لازم ندارد.
٣ ـ اگر بر زمين نجس ببارد پاك مى‏شود.
٤ ـ هرگاه باران در جائى جمع شود، اگر چه كمتر ازكرباشد، چنانچه تا موقعى كه باران مى‏بارد چيز نجسى را در آن بشويند، تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته، پاك است.(١)

احكام شك در آب

١ ـ مقدار آبى كه معلوم نيست كر است يا نه؟ با برخورد نجاست نجس نمى‏شود، اما ساير احكام آب كر را ندارد.
٢ ـ مقدار آبى كه قبلاً كر بوده و شك در آن است كه قليل شده يا نه؟ حكم آب كر را دارد.
٣ ـ آبى كه معلوم نيست، پاك است يا نجس؟ پاك مى‏باشد.
٤ ـ آبى كه پاك بوده و شك در آن است كه نجس شده يا نه؟ حكم آب پاك را دارد.
٥ ـ آبى كه نجس بوده ولى معلوم نيست پاك شده يا نه؟ حكم آب نجس را دارد.
٦ ـ آبى كه مطلق بوده و معلوم نيست مضاف شده است يا نه؟ حكم آب مطلق را دارد.(٢)

١ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٧ ، ٤٠ ، ٤١ ، ٤٢ .
٢ ـ العروة‏الوثقى ـ ج ١ص٤٩؛ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٥، م ١٥ .

چگونگى تطهير اشياء نجس با آب

آب، مايه زندگى و پاك كننده بيشترين نجاسات است و از جمله مطهراتى است كه همه روزه تمام افراد با آن سروكار دارند.
اينك چگونگى تطهير چيزهاى نجس با آن را فرا مى‏گيريم.


تطهير اشياء نجس(١):

١ ـ ظـرف
١ ـ با آب كر: يك مرتبه
٢ ـ با آب قليل: سه مرتبه
٢ ـ غير ظرف
١ ـ به بول نجس شده

١ ـ با آب كر: يك مرتبه
٢ ـ با آب قليل: دو مرتبه
٢ ـ به غير بول نجس شده

١ ـ با آب كر: يك مرتبه
٢ ـ با آب قليل: يك مرتبه


١ ـ توضيح‏المسائل، م ١٥٠ ـ ١٥٩ ـ ١٦٠.
توضيح:

الف: براى تطهير اشياء نجس، ابتدا بايد عين نجس را برطرف كرده سپس به همان تعداد كه در نمودار آمده است آن‏را آبكشيد. مثلاً؛ ظرف نجس را بعد از برطرف كردن آلودگى اگر يك مرتبه در آب كر بشويند كافى است.
ب: فرش و لباس و چيزهايى مانند فرش و لباس كه آب را به خود مى‏گيرد و قابل فشردن است چنانچه با آب قليل تطهير مى‏كنند بايد بعد از هر بار شستن، آن را فشرده تا آبهاى داخل آن بيرون آيد و يا به گونه‏اى ديگر آبِ آن گرفته شود و در آب كر و جارى هم احتياط واجب آن است كه آب داخل آن گرفته شود.(١)
ج: آب جارى و چاه در احكامى كه براى تطهير اشياء نجس بيان شد مانند آب كر است.

١- آية‏اللّه‏ خامنه‏اى: فشار لازم نيست بلكه خروج آب ولو با حركت باشد كافى است. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ٢٧، س ٧٥)


مسـأله :

ظرف نجس را مى‏توان اين گونه آب كشيد:
با آب كر: يك بار آن را در آب برده و بيرون آورند.
با آب قليل: آن‏را سه‏مرتبه پر از آب كرده و خالى كنند، يا سه مرتبه قدرى آب در آن ريخته وهر مرتبه آب‏را به‏طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس برسد و بيرون بريزند.

دو مسأله:

١ ـ خاكى كه براى خاكمال استعمال مى‏شود بايد پاك باشد.
٢ ـ ظرفى كه خوك ليسيده، بنابر احتياط واجب حكم ظرفى را دارد كه از آن چيز روان خورده.(١)


كيفيّت آب كشيدن زمين نجس

تطهيرزمين(٢)

١ ـ با آب كر: ابتدا آلودگى را برطرف كرده، سپس آب كر يا جارى بر آن‏گرفته، به مقدارى كه تمام جاهاى نجس را فراگيرد.


٢ـ باآب‏قليل ١ ـ زمين به گونه‏اى است كه آب بر آن جارى نمى‏شود (به اصطلاح آب رابه‏خود گرفته و مى‏خورد): با آب قليل پاك نمى‏شود.
٢ ـ آب بر زمين جارى مى‏شود: جائى كه آب جارى شده، پاك مى‏شود.

مسأله ١ ـ ديوار نجس هم مانند زمين نجس تطهير مى‏شود.(٣)
مسأله ٢ ـ هنگام تطهير زمين، اگر آبها جارى شده و به داخل چاه مى‏رود يا از آن محل بيرون مى‏رود، تمام جاهائى كه آب جارى شده، پاك مى‏شود.

كيفيت آب كشيدن حبوبات

١ ـ ظاهر آن نجس شده: با فروبردن در آب كر يا جارى و يا ريختن آب قليل (جارى كردن) بر آن پاك مى‏شود.
٢ ـ باطن آن هم نجس شده: باطن آن نه با آب قليل و نه با آب كر پاك مى‏شود.
٣ ـ نجس شدن باطن آن مورد شك است: تطهير ظاهر آن كافى است.(٤)

١ ـ توضيح المسائل، م ١٥٠ و ١٥٢ و ١٥٣. (اگر با آب قليل شسته مى‏شود بايد پس از خاكمال دو مرتبه شسته شود.)
٢ ـ توضيح‏المسائل، م ١٧٩ ـ ١٨٠.
٣ ـ توضيح المسائل، م ١٨٠.
٤ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٢٨، م ٥ و ٦ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ١١٥، م ٢٠.

چند مسأله:

١ ـ اگر موى سر و صورت را كه زياد است با آب قليل آب بكشند، بايد فشار دهند تا آبهاى جمع شده بين موها جدا شود.(١)
٢ ـ گوشت و دنبه‏اى كه نجس شده، مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مى‏شود و همچنين اگر بدن يا لباس، چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نکند.(٢)
٣ ـ اگر چيزى به بول پسربچه شيرخوارى كه غذاخور نشده و شير خوك نخورده نجس شود، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى‏شود و در فرش و لباس و مانند اينها هم فشار لازم ندارد.(٣)


شرايط مطهّر بودن آب(٤)

١ ـ مطلق باشد. (آب مضاف پاك‏كننده نيست)
٢ ـ پاك باشد. (آب نجس چيز نجس را پاك نمى‏كند)

٣ ـ هنگام تطهير شى‏ء نجس مضاف نشود.
٤ ـ هنگام تطهير شى‏ء نجس بو يا رنگ يا مزه نجاست نگيرد.
٥ ـ پس از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد.

١ ـ توضيح المسائل، م ١٧٣.
٢ ـ توضيح المسائل، م ١٧٥.
٣ ـ توضيح المسائل، م ١٦١.
٤ ـ توضيح المسائل، م ١٤٩.

زمـيـن

١ ـ اگر كف پا يا كف كفش، هنگام راه‏رفتن، نجس شود، و به سبب تماس با زمين، آلودگى‏ها برطرف گردد، پاك مى‏شود. پس زمين، فقط پاك كننده كف پا و كف كفش است، آنهم با اين شرايط:

* زمين پاك باشد.
* زمين خشك باشد، (ترنباشد).
* زمينى پاك‏كننده است كه خاك، شن، سنگ، آجرفرش و مانند اينها باشد.(١)
٢ ـ اگر بر اثر تماس ته كفش يا كف پا با زمين، نجاست برطرف شود پاك مى‏گردد، ولى بهتر است حداقل پانزده قدم راه برود(٢).(٣)
٣ ـ اين اشياء پاك كننده نيست:

* آسفالت * فرش * زمينى كه با چوب فرش شده است * حصير و بوريا * سبزه و گياه، مگر به قدرى كم باشد كه چيزى به حساب نيايد و عرفا بگويند بر زمين راه مى‏رود نه گياه.(٤)

٤ ـ بنا بر احتياط واجب، زمين موارد زير را پاك نمى‏كند:

١ ـ دست و زانوى معلولينى كه بر دست يا زانو راه مى‏روند.
٢ ـ نعل چهارپايان.
٣ ـ نوك عصا.
٤ ـ جوراب (مگر جورابى كه كف آن از پوست باشد).
٥ ـ ته پاى مصنوعى.
٦ ـ چرخ اتومبيل.(٥)

١ ـ توضيح‏المسائل، مسأله ١٨٣ ، ١٩٢ .
٢ آية الله خامنه‏اى: هرگاه تقريباً بقدر ده قدم روى زمين خشك و پاك راه برود، كف پا يا ته كفشى كه نجس شده است پاك مى‏شود.
٣ ـ العروة‏الوثقى، ج ١ ، ص ١٢٥ .
٤ ـ همان.
٥ ـ همان، ص ١٢٦ و توضيح المسائل، م ١٨٨.


چند مسأله:

١ ـ بعد از آنكه كف پا يا ته كفش پاك شد، مقدارى از اطراف آن هم كه معمولاً به گل آلوده مى‏شود، اگر زمين، يا خاك به آن اطراف برسد پاك مى‏گردد.(١)
٢ ـ داخل كفش و مقدارى از كف پا كه به زمين نمى‏رسد به واسطه راه رفتن پاك نمى‏شود.(٢)
لازم نيست كف پا و ته كفشِ نجس، تر باشد، بلكه اگر خشك هم باشد با راه رفتن پاك مى‏شود.(٣)


آفـتــاب

آفتاب هم با شرائطى كه خواهد آمد، اين اشياء را پاك مى‏كند:
* زمين.
* ساختمان و چيزهائى كه در آن بكار رفته است، مانند در و پنجره.
* درخت و گياه.(٤)

١ ـ توضيح المسائل، م ١٨٧.
٢ ـ توضيح المسائل، م ١٩٠.
٣ ـ توضيح المسائل، م ١٨٦.
٤ ـ العروة‏الوثقى ، ج ١ ، ص ١٢٩ ، و تحريرالوسيله، ج ١ ، ص ١٣٠ .

شرايط مُطهِّر بودن آفتاب

* چيز نجس تر باشد به قدرى كه اگر چيزى به آن برسد تر شود.
* با تابش آفتاب خشك شود، اگر مرطوب بماند، پاك نشده است.
* چيزى مانند ابر يا پرده، مانع تابش آفتاب نباشد، مگر آنكه رقيق و نازك باشد و از تابش آفتاب جلوگيرى نكند.
* آفتاب، به تنهائى آن را خشك كند، مثلاً به كمك باد خشك نشود.
* هنگام تابش آفتاب، عين نجاست(١) در آن نباشد، پس اگر عين نجاست هست، پيش از تابش آفتاب برطرف كنند.
* قسمت بيرون و درون ديوار يا زمين را يكباره خشك كند، پس اگر روى آن امروز خشك شود و درون آن فردا، تنها روى آن پاك مى‏شود.
١ ـ اگر زمين و مانند آن نجس باشد، ولى رطوبتى نداشته باشد، مى‏توان مقدارى آب، يا چيز ديگرى كه سبب مرطوب شدن آن بشود، بر آن ريخته و سپس آفتاب بتابد و آن را پاك كند.(٢)
٢ ـ ريگ و خاك و گل و سنگ تا وقتى كه بر زمين است و جزء آن به حساب مى‏آيد، با آفتاب پاك مى‏شود و اگر جدا شد با آفتاب پاك نمى‏شود و همچنين ميخ و چوب و مانند آن تا وقتى كه بر ديوار است و جزء آن به حساب مى‏آيد، حكم ساختمان را دارد و اگر جدا شد اين حكم را ندارد و آفتاب آن را پاك نمى‏كند.(٣)

١- آنچه خودبخود نجس است مانند خون «عين نجاست» است.
٢ ـ العروة‏الوثقى، ج ١ ، ص ١٢٩ تا ١٣١ و تحريرالوسيله ، ج ١ ، ص ١٣٠ .
٣ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٣٠، م ١٠.

استحاله

١ ـ اگر جنس چيز نجس به نحوى عوض شود كه به صورت چيز پاكى درآيد، پاك مى‏شود، و گويند استحاله شده است.
مثل اينكه:

مردار تبديل به خاك شود.
دانه نجس تبديل به گياه شود.
چوپ نجس بسوزد و خاكستر شود.
مواد سوختى بسوزد و دود شود.
مايع نجس تبديل به بخار شود.
شراب سركه شود.(١)

٢ ـ اگر جنس چيز نجس عوض نشود و فقط تغيير شكل در آن داده شود پاك نمى‏شود.
مثل اينكه:

گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند.
انگور نجس سركه شود.(٢)

٣ ـ چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.(٣)

١ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٣١ و توضيح المسائل، م ١٩٧.
٢ ـ توضيح المسائل، م ١٩٧.همان.
٣ ـ همان.

انتقال

١ ـ اگر قسمتى از بدن حيوانى كه خون جهنده دارد، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد، منتقل شود و جزء بدن آن حيوان به حساب آيد پاك مى‏گردد و همچنين به بدن حيوان زنده غير نجس العين منتقل شود و جزء آن به حساب آيد.
مثل اينكه:

خون بدن انسان به بدن پشه يا مگس منتقل شود.
جزئى از بدن حيوانى (مانند چشم) را جدا كرده و به بدن انسان منتقل كنند.
مقدارى از گوشت بدن را بريده و به جاى ديگر بدن پيوند دهند.(١)

٢ ـ اگر كسى پشه‏اى به بدنش، نشسته، بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه مى‏باشد، پاك است، ولى اگر نداند خون موجود از پشه است يا از بدن خود، نجس مى‏باشد.(٢)
٣ ـ اگر بداند از خون پشه است ولى نمى‏داند از او مكيده و يا از قبل بوده، پاك است و همچنين اگر مى‏داند از او مكيده ولى جزو بدن پشه محسوب مى‏شود ـ امّا اگر شك دارد جزو بدن پشه بحساب مى‏آيد يا نه، نجس است.(٣)

١ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٣٢.
٢ ـ همان.
٣ ـ همان.


اســلام

١ ـ اگر كافر، شهادتين بگويد، مسلمان مى‏گردد، و به اسلام تمام بدن او (حتى عرق و آب دهان) پاك مى‏شود.
شهادتين: اَشْهَدُ اَنْ لاالهَ اِلاَّ اللّه‏ ـ اَشْهَدُ اَنَّ محمَّدا رسُولُ اللّه‏.(١)
٢ ـ اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند كه قلبا مسلمان شده يا نه، پاك است.
ولى اگر بداند كه قلبا مسلمان نشده، بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد.(٢)
٣ ـ اگر بدن كافر با نجاست ديگرى (عارضى) نجس شده باشد مثلأ جايى از بدن او زخم شده و به خون آلوده است آن نجاست با اسلام پاك نمى‏شود.(٣)
٤ ـ لباسهايى كه قبل از اسلام با رطوبت بدن كافر نجس شده با اسلام پاك نمى‏شود. بلكه لباسهايى هم كه در هنگام اسلام آوردن به تن دارد و با رطوبت بدن نجس شده بنابر احتياط واجب بايد از آنها اجتناب كرد.(٤)

١ ـ همان.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٢٠٩.
٣ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ١٤١.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٢٠٨.


تبعيّت

١ ـ تبعيّت آن است كه شى‏ء نجسى به واسطه پاك شدن چيز ديگرى پاك شود.
٢ ـ در موارد زير اشياء نجس به تبعيّت پاك مى‏شود.
الف: شراب سركه شود، ظرف آن هم (به تبع آن) پاك مى‏شود حتى جاهايى كه هنگام جوش آمدن نجس شده. و حتى اگر پشت ظرف هم نجس شده باشد.

ب: پس از اتمام سه غسل ميّت، تختى كه ميّت را بر آن خوابانده‏اند و دست غسال و پارچه‏اى كه بر ميت انداخته‏اند (لنگ) پاك مى‏شود.
ج: كسى كه چيزى را تطهير مى‏كند اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود، دست او هم پاك مى‏شود و احتياج به تطهير مجدّد ندارد.
د: پس از فشردن لباس و مانند آن، مقدار آبى كه در آن باقى مى‏ماند (اگر به طور معمول فشرده باشد) پاك مى‏شود.
ه : اگر ظرف و مانند آن را با آب قليل بكشند قطرات آبى كه بر ظرف مى‏ماند پاك است.(١)


برطرف شدن عين نجاست

در دو مورد اگر عين نجس برطرف شود، چيز نجس پاك مى‏شود و احتياج به آب كشيدن ندارد. و آن دو مورد عبارت است از:
١ ـ بدن حيوان ـ مثلاً منقار مرغى كه نجاست خورده هنگامى كه نجس برطرف شود منقارش پاك است.
٢ ـ باطن بدن انسان ـ مانند داخل دهان و بينى و گوش.
بنابر اين اگر از لثه‏ها خون بيايد و يا شخصى غذاى نجس بخورد، زمانى كه در دهان غذاى نجس و خون نباشد و يا به قدرى كم است كه با آب دهان مخلوط شده و از بين برود پاك است.(٢)
١ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٣١ و توضيح المسائل، م ٢١١ ـ ٢١٥.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٢١٦ ـ ٢١٧.


استبراء حيوان نجاستخوار

١ ـ بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست عادت كرده، نجس است [هرچند حلال گوشت باشد].
٢ ـ اگر بخواهند بول و غائط، چنين حيوانى پاك شود بايد آن را استبراء كنند، يعنى مدّتى آن را از نجاست بازداشته و غذاى پاك به آن بدهند.
٣ ـ براى استبراء حيوانات بنابر احتياط واجب بايد مدتهاى زير مراعات شود.

ـ شتر ٤٠ روز.
ـ گاو ٢٠ روز.
ـ گوسفند ١٠ روز.
ـ مرغابى ٥ روز.
ـ مرغ خانگى ٣ روز.(١)

غائب شدن مسلمان(٢)

اگر بدن يا لباس مسلمان، يا چيز ديگرى كه در اختيار اوست (مانند ظرف و فرش) نجس شود، و آن مسلمان غائب گردد، اگر انسان احتمال بدهد آن چيز را تطهير كرده محكوم به طهارت است و اجتناب از آن لازم نيست.(٣)

١ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٣٢.
٢ آية الله خامنه‏اى: هرگاه يقين داشته باشد كه بدن يا لباس يا يكى از چيزهاى شخص مسلمانى نجس است و آن مسلمان را مدتى نبيند، و سپس ببيند كه او با آن چيزى كه نجس بوده است رفتار چيز پاك را مى‏كند، [مثلاً با آن لباس نماز مى‏خواند] آن چيز محكوم به پاكى است، مشروط به آن كه صاحب آن چيز از نجاست قبلى و از احكام طهارت و نجاست باخبر باشد.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٢٢١، تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٣٢.


احكام تخلّى (توالت رفتن)

چون يكى از مسائل تخلّى مسأله تطهير مخرج بول و غائط است، بنابر اين تمام احكام تخلى را در پايان مبحث مطهرات مى‏آوريم.
واجب: پوشاندن عورت از ديگران حتى ديوانه و بچه مميّز (بجز همسر)
حرام: روبه قبله يا پشت به آن بودن.

مستحب:

١ ـ جايى بنشيند كه كسى او را نبيند.
٢ ـ هنگام وارد شدن به توالت با پاى چپ داخل شود.
٣ ـ هنگام بيرون آمدن اوّل پاى راست را بيرون بگذارد.
٤ ـ هنگام تخلّى سر را بپوشاند.
٥ ـ سنگينى بدن را روى پاى چپ بيندازد.


مكروه:

١ ـ توقف زياد
٢ ـ روبروى خورشيد يا ماه بودن.
٣ ـ روبروى باد.
٤ ـ حرف زدن، مگر در حال ضرورت و گفتن ذكر.
٥ ـ تطهير با دست راست.
٦ ـ خوردن و آشاميدن در حال تخلى.
٧ ـ ايستاده بول كردن.(١)

١ ـ العروة‏الوثقى، ج ١، ص ١٧٨ و توضيح المسائل، م ٥٧ ـ ٥٩ و ٦٤.


مكانهايى كه تخلى در آنها حرام است:

١ ـ در كوچه‏هاى بن‏بست كه صاحبان آنها اجازه نداده باشند.
٢ ـ در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است.
٣ ـ در جاييكه براى افراد خاصى وقف شده است.
٤ ـ بر قبور مؤمنين، در صورتى كه بى‏احترامى به آنان باشد.(١)


مكانهايى كه تخلّى در آنها مكروه است:

١ ـ در جاده، خيابان، كوچه، درب خانه.
٢ ـ زير درختى كه ميوه مى‏دهد.
٣ ـ بر زمين سخت.
٤ ـ در لانه جانوران.
٥ ـ در آب.(٢)

احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلّى رو به قبله يا پشت به آن ننشانند، ولى اگر خود بچه بنشيند، جلوگيرى از او واجب نيست.(٣)

تطهير مخرج بول و غائط

١ ـ مخرج بول با غير آب (سنگ، كلوخ، پارچه و...) پاك نمى‏شود.
٢ ـ براى تطهير مخرج بول، بعد از برطرف شدن بول يكبار شستن آن كافى است.(٤)

١ ـ توضيح المسائل، م ٦٤.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٩ و ٨٠.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٦٣.
٤ - آية‏الله خامنه‏اى: محل دفع‏ادرار بنابراحتياط با دو مرتبه‏شستن‏پاك‏مى‏شود.(منتخبى‏ازاستفتائات،س ١٠)

٣ ـ تطهير مخرج غائط:
با آب: پاك مى‏شود.
با غير آب: پاك شدنش محل تأمل است (به احتياط واجب پاك نمى‏شود) ولى مى‏توان با آن حال [پس از برطرف كردن نجاست و قبل از تطهير با آب[ نماز خواند(١).(٢)

١- آية الله خامنه‏اى: مخرج مدفوع را دو جور مى‏شود تطهير كرد: اول: آنكه با آب شستشو كنند تا نجاست زائل شود و پس از آن آب كشيدن لازم نيست. دوم: آن كه با سه قطعه سنگ يا پارچه پاك و امثال آن، نجاست را پاك كنند، و اگر با سه قطعه، نجاست كاملاً زائل نشد با قطعات ديگرى آن را كاملاً پاك كنند. و بجاى سه قطعه مى‏توانند از سه جاى يك قطعه سنگ يا پارچه استفاده كنند.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٦٦ و ٦٨.
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۲۰-۲-۱۳۸۸ ۰۴:۱۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,105
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 162
سپاس ها 686
سپاس شده 2604 بار در 1177 ارسال
ارسال: #3
RE: آموزش احکام - طهارت

پـرسـش:

١ ـ مار و عقرب و قورباغه مرده چه حكمى دارد؟
٢ ـ سرگين الاغ و فضله كلاغ چه حكمى دارد؟
٣ ـ خونى كه هنگام مسواك زدن در دهان مشاهده مى‏شود چه حكمى دارد؟
٤ ـ آيا از پشم گوسفند مرده مى‏توان استفاده كرد؟
٥ ـ آيا كسى كه در عمر يكبار هم نماز نخوانده نجس است؟
٦ ـ آيا كسى كه جنب شده تمام بدنش نجس است؟
٧ ـ فرق آب مطلق و مضاف چيست؟
٨ ـ آب چاهى كه نجس شد چگونه پاك مى‏شود؟

٩ ـ آيا ماشينهاى لباسشويى كه لباس را مى‏شويد و آب مى‏كشد براى تطهير كافى است؟
١٠ ـ بركه آبى كه طول آن ٢٥ وجب و عرض آن ٥ وجب و عمق آب يك وجب است، محاسبه فرمائيد آيا كر است يا نه؟
١١ ـ شخصى پاى مرطوب بر فرش نجس گذاشته است ولى نمى‏داند رطوبت پايش به فرش سرايت كرده است يا نه؟ آيا پايش نجس است؟
١٢ ـ آب كر چگونه نجس مى‏شود؟
١٣ ـ اگر منبع آبى كه بيشتر از كر ظرفيت داشته، شك كنيم كه آب موجود در آن كر است يا نه؟ چه حكمى دارد؟
١٤ ـ قسمتى از ديوار منزل، نجس شده است، توضيح دهيد چگونه مى‏توان آن را تطهير كرد.
١٥ ـ كف كفشى كه به گِلِ نجس آلوده شده است، با راه رفتن، چه وقت پاك مى‏شود؟
١٦ ـ آيا زمين، طاير ماشين و دوچرخه و موتورسيكلت را پاك مى‏كند؟
١٧ ـ آيا آفتاب، چوب و گندم و برنج را پاك مى‏كند؟
١٨ ـ آيااگركافر، شهادتين را به فارسى يا انگليسى بگويد، پاك مى‏شود؟
١٩ ـ تبعيّت را توضيح داده و دو مثال بزنيد.
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۲۰-۲-۱۳۸۸ ۰۴:۱۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 2 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 289
تاریخ عضویت: ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 3
سپاس ها 0
سپاس شده 5 بار در 5 ارسال
ارسال: #4
RE:آموزش احکام - طهارت

بسم الله الرحمن الرحيم

با تشکر از مدیریت سایت چون بحث نجسات مخصوصا سگ زیاد هست و مهم این مطلب را درباره سگ و خوک میزارم


چرا فقط خوک و سگ نجس هستند ؟ 


قبل از بيان حكمت نجاست سگ و خوك، به شناخت مفهوم «نجس» مى‏پردازيم:

در اصطلاح فقهى، نجس به آن چيزى مى‏گويند كه يا از لحاظ ظاهرى و مادّى آنچنان پليد، زيان بار و خطرساز است؛

و يا از لحاظ باطنى و روحى داراى شقاوت، پليدى و خباثت مى‏باشد؛ و يا اين كه در بردارنده‏ى هر دو بُعد ياد شده است.

به حدّى كه حتى وجود يكى از ابعاد ياد شده، در لزوم اجتناب و پرهيز داشتن از آن‏ها كافى است.


سگ و خوك نيز هم از لحاظ ظاهرى و هم از لحاظ باطنى و روحى، خطرساز و ضررآفرين‏اند و اجتناب از آن‏ها ضرورى است و

دربردارنده‏ى نوعى پليدى و در نتيجه «نجاست»اند.

وجودِ «تريشينوزيس»، براى بيمارى‏هاى انگلى، كرم‏ها و داشتن بستر مناسب براى انتقال ميكروب‏ها در بدن سگ و خوك به انسان

همگى موجب اتّخاذ تدابير بهداشتى و محدوديّت‏هاى سنگين در مورد اين جانداران شده.

البتّه شايد ادّعا شود كه اگر محيطى فراهم آيد كه ما يقين كنيم ديگر اين ميكروب در وجود چند مورد محدود از سگ و خوك‏ها وجود

نداشته يا به حدّاقل برسند، آيا باز هم حكم به نجاست آن‏ها ادامه خواهد داشت؟

در پاسخ گفته مى‏شود:

1. اين ادّعا شامل آن دسته از ميكروب‏هايى مى‏شود كه شناخته شده‏اند و نمى‏توان ادعا نمود كه گندزدايى كامل در مورد تمام

ميكروب‏ها صورت گرفته.

به عبارتى: شما حتى اگر بتوانيد واكسنى تهيه كنيد كه بشر و زندگى طبيعى او را در برابر تمام سگ و خوك‏ها سالم و بهداشتى

نگهدارد، اين واكسن فقط در مقابل ميكروب‏هاى موجود و شناخته شده كارساز است و شامل ميكروب‏هاى ناشناخته و بلكه به وجود

نيامده نخواهد بود.

2. روش پذيرفته شده در قانون‏گذارى‏هاى عقلاء جهان آن است كه در قوانين، همواره حالات و موقعيّت‏هاى اكثريّتى مدّ نظر بوده و

چنانچه فرد يا افرادى به عللى جزء استثناءها باشند، باز خدشه‏اى در عموميّت قانون ايجاد نمى‏شود و آن موارد نيز بايد تابع قانون باشند.

روى اين جهات، حفظ مصالح عمومى ايجاب مى‏كند كه همه‏ى افراد و موضوعات، مشمول يك قانون باشند و وحدت رويه‏ى قانونى حفظ

شود.

3. سلامتى فرد و اجتماع آن چنان اهميت دارد كه حتى وجود احتمال ضرر و لزوم دفع آن نيز قابل توجه است.

يعنى با در نظر گرفتن تمام تلاش‏ها باز هم احتمال مى‏رود كه شايد بستر براى ايجاد ضرر فراهم باشد، پس اجتناب ضرورى است.

4. ضررها فقط محدود به بهداشت ظاهرى نبوده و توجه به آسيب‏هاى روحى و معنوى نيز ضرورى است.

و اين جنبه نيز در حكم به حرمت و نجاست مهم است.

از اين رو، خوك از يك سو به علت تغذيه نامناسب و حتى استفاده از فضولات و از سوى ديگر به علت بى‏مبالاتى در رعايت جفت‏گيرى به

عنوان حيوان «بى‏غيرت» مشهور است و تغذيه از گوشت آن و هم‏زيستى براى پرورش آن، چه بسا موجب انتقال اين روحيات در آدمى

شود.

درباره سگ نيز اگر چه وفادارى آن در دفاع و شكار مورد توجه است و سگ را ارزشمند مى‏كند، اما هم‏زيستى با سگ و ورود آن به محيط

داخلى خانه آسيب‏هاى گوناگون بهداشتى و روانى را در پى دارد. لذا در روايات هم‏زيستى با سگ بسيار نكوهش شده است و حضور آن

مانع نزول فرشتگان دانسته شده است.





متمرکز کردن پاسخ در اين مورد بر روي مسائل بهداشتي ظاهري و ميکروب و اين قبيل چيزها شايد با يک نگرش سطحي پاسخي مناسب باشد,  ولي سرانجام در ادامه کاوش در اين مورد بيشتر محکوم به شکست است.  چرا که اين فقط اين حيوانات نيستند که در دهان و بدن خود ميکروب دارند,  بلکه انسانها و ساير موجودات عالم هم داراي ميکروب و عوامل بيماريهاي مختلف و گاهي هم کشنده ميتوانند باشند,  ولي آنها بدين سبب نجس نيستند.  آيا فردي که در بدن خود ويروس ايدز و يا هپاتيتهاي مختلف را دارد نجس محسوب ميشود؟  مشخص است که جواب منفي است. درست استکه نويسنده مطلب اشاراتي هم به ساير دلايل نموده است,  ولي شکافتن آنها شايد از اهميت بيشتري بر خوردار باشد.

در مورد خوک ميتوان گفت که درست استکه اين حيوان در دورانهاي گذشته با کرمهاي خود,  انسانها را به بيماري مبتلا ميکرد,  ولي اين دوران امروزه با رعايت مسائل بهداشتي مواد غذائي حد اقل در کشورهاي اروپائي و آمريکائي سپري شده و شخصآ بعنوان يک پزشک در اروپا موردي را سراغ ندارم که از اين طريق,  در اين سالهاي گذشته فردي به اين نوع بيماري مبتلا شده باشد.  اگر مسئله ميکروب را به پيش بکشيم, جواب بالا را خواهيم شنيد و مسئله ظاهرآ منتفي خواهد بود.

پس ميبينيم که علتهاي اصلي, اين قبيل مسائل نيستند.  علت اصلي را بيشتر درجاهاي ديگري بايد جستجو کرد.

به عقيده نويسنده اين مطلب,  دلايل ميتوانند از اين قبيل باشند:

در مورد خوک:  خوک حيواني استکه به لحاظ ترکيبات پروتئيني بدنش, نزديکي و قرابت بسيار تنگي با ترکيبات پروتئيني بدن انسان دارد.   در گذشته هاي نه چندان دور براي افرادي که به بيماري قند مبتلا بودند,  بخاطر نزديکي و شباهت انسولين خوک با انسولين بدن انسان, به اين بيماران انسولين خوک تجويز (تزريق) ميشد.   در بعضي موارد نيز که بر اثر سوختگي و يا سوانح مختلف, انسانها بخش نسبتآ بزرگي از پوست بدن خود را از دست ميدادند,  براي ترميم و پوشاندن بخشهاي بدون پوست اين بيماران,  از پوست خوک استفاده ميشد.  در مورد انسولين,  امروز ريگر بر اثر توليد صنعتي و  ژنتيک آن, ديگر استعمال انسولين خوک موردي ندارد.

حال نتيجه اي که ميخواهم بگيرم چيست:  نتيجه اين استکه همچنانکه خوردن گوشت انسان براي انسانها حرام است (منع و حرام بودن cannibalism),  شايد خوردن گوشت حيوانيکه به لحاظ ترکيبات گوشتي, گوشتش بسيار شبيه گوشت انسان است نيز دليل حرام بودن خوردن آن باشد.  و اين شايد يکي از رازهاي نهفته در بطن حرام شدن گوشت خوک باشد.  چرا که سر انجام يک نوع cannibalism  (با در نظر گرفتن شباهتهاي بسيار زياد گوشت انساني و خوکي)  خواهد بود,  هر چند در شکل خفيف آن.  در اينجا به نتايج تناول اينگونه نميجواهم اشاره اي بکنم.  عاقلان خود در اين نکته تامل خواهند نمود.  


در مورد سگ:  اين خصوصيات بسيار عجيب اين حيوان استکه شايد شرع مقدس  اسلام با آگاهي کامل به آن,  حتي نزديک شدن و برقراري رابطه با آنرا با نجس شمردن حتي هواي تنفسي اين حيوان,   آنرا منع نموده است.  در طبيعت ما هيچ حيواني را که خصايص سگ را داشته و  بتواند با انسان يک رابط? بسيار بسيار نزديکي را بر قرار کرده و تقريبآ در هم? شرايط از ارباب خود اطاعت و فرمانبرداري کند را سراغ نداريم.  سگ يکي از نادر حيوانات و شايد تنها حيواني باشد که در يک رابطه بسيار تنگاتنگ با انسان ميتواند زندگي کند و هم? وظايفي را که از عهده وي بر ميآيد و به وي آموزش داده شده و به وي محول ميشود را انجام دهد.   قدرت تطابق اين حيوان با انسان در صورت برقراري يک رابطه نزديک واقعآ غير قابل تصور است.   اين خصوصيت از طرفي في نفسه خصوصيت بدي نيست.  و لي وجود اين حيوان با آن خصوصياتي که شرح آن گذشت,  (تامل در اين نکته بسيار واجب است)  ميتواند او را به ديوي تبديل نمايد  که در پوشيده ترين مسائل انسانها (اشاره کافيست!!)  هم براي خود جاي پائي بدست آورد!!
و شايد اين هم يکي از رازهاي نهفته در حرام و نجس دانستن سگ باشد,  تا اين حيوان با آن خصوصياتي که دارد,  به امن ترين گوشه زندگي انسانها (وزن و شوهر ها و جوانان!!)  وارد نشود.  واگر اين خصوصيات غريزي سگ بيشتر شکاقته شود,  شايد باز به دلايل ديگري نيز رسيد.

سایت اعتقادات
خدا آن حس زیباست که درتاریکی صحرا،
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت می گوید
"کنارت هستم ای تنها"
ودل آرام میگیرد


شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.
۱۸-۶-۱۳۸۹ ۱۱:۰۱ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  احکام رقصیدن+آیا دادن شاباش به عروس و داماد حرام است؟ امشاسپند 0 487 ۳۱-۶-۱۳۹۲ ۰۵:۳۲ عصر
آخرین ارسال: امشاسپند
  ازدواج بازیگران در فیلم ، حکم ازدواج را دارد امشاسپند 0 329 ۳۱-۶-۱۳۹۲ ۱۲:۰۹ صبح
آخرین ارسال: امشاسپند
  راه حل امام موسی صدر برای دست دادن با زنان امشاسپند 1 412 ۱۲-۶-۱۳۹۲ ۰۱:۱۴ صبح
آخرین ارسال: sky boy64
  آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟ امشاسپند 0 395 ۱۰-۶-۱۳۹۲ ۰۵:۲۸ صبح
آخرین ارسال: امشاسپند
  فحاشی داد و فریاد وارد عنف شدن و ضرب و شتم danial007 0 552 ۱۴-۷-۱۳۹۱ ۰۸:۴۹ عصر
آخرین ارسال: danial007

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن