درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۷-۵-۱۳۹۷, ۰۵:۱۰ صبح



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
زندگینامه ماهسون از زبان خودش
نویسنده پیام
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵-۱۲-۱۳۸۹ ۰۴:۵۴ صبح، توسط admin.)
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #1
Brick زندگینامه ماهسون از زبان خودش

زندگینامه ماهسون کرمزی گول از زبان خودش - Mahsun kirmizigul biography

تولد
هر آدمی که زندگی می کند دارای یک رویا یک زندگینامه و یا یک رمانی است. یکی زندگی محزون ، یکی زندگی پرنشاط و یکی زندگی تاریکی دارد. هر انسانی از تاریکی می آید و به تاریکی می رود. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی مرا می توانید پیدا کنید.

مادرم "فائقه آریک" و پدرم "چرکز بازنجیر" در یک بیمارستان دولتی در "بینگول" با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. مادرم به علت داشتن سه فرزند از شوهر قبلی خودش و یازده فرزند از شوهر بعدیش تا حد جدایی با پدرم پیش رفت. مادرم مرا چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به "دیار بکر" کوچ کرد. او بالاخره چهارمین و آخرین بچه خودش رو در 26 مارچ سال 1969 به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.

دیاربکر

دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقه گسترده تمدن انسانیت، با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین "ضیاءگوکالپ" ها و "علی امری" ها، "سلیمان نظیف" ها و "احمد عارف" ها و سرزمین بلبل ترانه ها "جلال". دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمینی پر غرور.

در منطقه عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعاً یک اتاق داشت به دنیا آمدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و مرا مثل برادر تنی خود بزرگ کردند. من شوکت پدری را از آنها دیدم چون اصلاً پدرم را نمی شناختم. اولین بار پدرم را در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم را تنها در آن زمان می توانستم ببینم. دوره ابتدایی را در مدرسه ابتدایی "سلیمان نظیف" و دوره راهنمایی را در مدرسه "علی امری" و دبیرستان را در مدرسه جمهوریت دیار بکر خواندم.

شروع موسیقی

پسر خاله ام آیخان باران در بین اقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زند. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری را که یاد گرفته بودم خواندم. آیخان تحت تاثیر صدایم قرار گرفت. از آن روز به بعد آیخان کار مداوم را با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من را می خواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت. در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها را پرورش می دادم. به سختی می توانستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد ، دکتر و یا یک هنرمند.

در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم را آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس (محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای مرا خیلی پسندید و مرا به استانبول دعوت کرد. برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت رو به اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در چنین کلان شهری چه کسی می داند که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم. زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.

استانبول

جایی که همسایه همسایه را نمی شناسد ، آدم آدم را نمی شناسد. آری این شهر استانبول است. چطور ساکنان استانبول به آنجا کوچ کردند و آمدند؟ هم ترسناکه هم پر رمز و راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی آن را هیچکس به درستی نمی داند.

آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه آمد.

پنج سال تمام گذشته بود. در این مدت خانه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود. این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه آلبوم و هرچه زیبا شدن کارهایم در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم، دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.

سالهای کنسرواتوری

مکان اجرای موسیقی، اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.

در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشوند مسوول موسسه های آموزشی بشوند.

بازگشت به موسیقی

در سال92 با "حلمی توپ اوغلو" آشنا شدم که به من پیشنهاد یک آلبوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم "عالم بویسا" کار حرفه ای خودم را آغاز کردم.

ورود به صحنه

در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.

اولین سریال

در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا را در چند قسمت کار کردم.

در سال 93 بود که مصمم شدم به

ـ ساخت اثری جهت محبت، صلح، دوستی، برادری، با هم بودن، دین، زبان، مذهب، یه دید سیاسی جداگانه.

ـ با عصر تکنولوژی همراه شدن.

ـیک موزیسین تولید کننده و مدیر و سازمان دهنده بودن.

ـ سرمایه گذاری برای موسیقی.

ـ نمونه کامل یک هنرمند .

ـ دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم دادن.

ـ با زنان به برنامه نیامدن.

ـ تصدیق تازه کاران(آماتورها).

ـ به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قائل شدن.

سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یک مجادله بود من در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذراندم.

به قلم: ماهسون

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
ماهسون زمانی که نوجوان بود !
عکسهایی از اتاق و خانه ای که ماهسون در آن متولد شده است
در باره ماهسون از نگاه سایت طرفداران ماهسون
ماهسون در یک نگاه -Mahsun Kirmizigul bir bakisda
زندگینامه ماهسون از زبان یاشار سیمان ( فارسی )
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۷-۱۲-۱۳۸۷ ۱۱:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  mahsun kirmizigulun hakkinda - mahsun kirmizi gulden Kisa bilgiler admin 2 1,987 ۲۰-۲-۱۳۸۸ ۱۲:۲۹ صبح
آخرین ارسال: mahsun6387
Brick ماهسون زمانی که نوجوان بود ! admin 0 2,380 ۸-۱۲-۱۳۸۷ ۰۳:۱۲ صبح
آخرین ارسال: admin
  عکسهایی از اتاق و خانه ای که ماهسون در آن متولد شده است admin 0 4,115 ۸-۱۲-۱۳۸۷ ۰۳:۰۹ صبح
آخرین ارسال: admin
  Mahsun kirmizigul'un Hayati - Kendi Dilinden admin 0 1,672 ۸-۱۲-۱۳۸۷ ۰۲:۵۹ صبح
آخرین ارسال: admin
  در باره ماهسون از نگاه سایت طرفداران ماهسون admin 0 5,014 ۷-۱۲-۱۳۸۷ ۱۱:۲۹ صبح
آخرین ارسال: admin


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان