درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۵-۹-۱۳۹۳, ۰۴:۲۸ صبح


 


ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نویسنده پیام
کاربر 7 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 2,861
تاریخ عضویت: ۲۶ آبان ۱۳۸۸
اعتبار: 13
سپاس ها 0
سپاس شده 32 بار در 29 ارسال
ارسال: #1
هايكو

هايكو يك قالب شعری بسيار مشهور ژاپنی ست كه بيانی ست بسيار كوتاه از
ذهنيت و ديدگاههای مردمان سرزمين آفتاب تابان به جهان هستی . اين ديدگاه
ممكن است گاه آنقدر متمركز باشد كه در يك شكوفه ی گيلاس خلاصه شود و يا
جهيدن غوكی در آب ( یه چی تو مایه های نوخسروانی های خودمون که نمونه های
بارزش را می تونید توی اشعار اخوان ثالث ببینید که به همین اسم در یکی از
فصل ها آورده شده ) .



صدها سال پيش در نتيجه ی مسابقات شعر ، يك قالب شعری در ژاپن پيدا شد كه
به هوكو ( Hokku ) يا های كو (Haiku ) معروف شد . چنين شعرهايی را های كای
( Haikai ) هم می خوانده اند ، اما واژه ی هايكو اكنون كاربردی عمومی تر
يافته است . هايكو قالبی بسيار ساده دارد ، فقط سه سطر دارد ؛ پنج هجا در
سطر اول ، هفت هجا در سطر دوم و پنج هجا در سطر سوم ؛ رويهم رفته هفده هجا
.



انديشه های بسيار گوناگونی را می توان در اين دايره ی محدود بازگفت . اين
ها برخی از مضامين دلخواه شاعران هايكو سرای ژاپنی ست : كوتاهی عمر ، زن ،
پرندگان و جانوران ديگر ، حشرات ، درختان و گل ها ، كوه ها ، ماه و آفتاب
، برف و باران و مه و جلوه های ديگر طبيعت .



در هايكو نماد گرايی فراوان به كار برده می شود و نيز اشاره هايی پنهان كه
غالباً لطيف است ، اگر چه به زبانی ساده بيان شده باشد . مشاهده ی دقيق
طبيعت و عشق به آن باز گفته می شود . اين مشخصات بر جسته ی شعر ژاپنی
مكرراً با توجه عميق به عواطف همراه است . بسياری از هايكو ها ، نگاره ها
يا تصويرهای كلامی زيبايی ست ، اما نه توصيف پر از ريزه كاری و پركار .
نگفته ها و نيامده ها در آن بسيار است و خواننده مختار است كه آن ها را در
انديشه ی خود پر کرده و به هر شكلی كه می خواهد تعبير كند . كم نيست
هايكوهايی كه می توان آن ها را به چندين گونه تعبير كرد؛ زبان ژاپنی از
اين نظر بسيار انعطاف پذير است.



نفوذ نيرومند آيين بودايی ذن با تأكيد آن بر عرفان و نظاره ی احوال درونی
در بسياری از اين گونه شعرها آشكار است . تعجبی هم ندارد ، چون بسياری از
هايكو سرايان يا از رهروان مسافر زائر بودند یا از دير نشينان .



هايكو را بايد بارها و بارها خواند ، زيرا اغلب در هر بار خواندن به كشف
تعبير تازه يی می رسيم . . . خواننده در اين شعر ها نبايد پی وزن و قافيه
و اين جور چيزها بگردد . هايكو شكل كوتاه شده ی قالب شعری تانكا ( Tanka )
ست . تانكا سی و يك هجا دارد و در پنج خط به ترتيب 7- 7- 7-5 -5 هجا نوشته
می شود .



nload="NcodeImageResizer.createOn(this);" border="0">



شكل گيری هايكو و تكامل آن روند مدت داری را پيمود ، اما بسياری بر اين باورند كه

سر آغاز جهش هايكو سرايی با هايكویی به نام Furu ike ya شكل گرفت .



اين هايكو را ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho ) ( 1694- 1644 ) سرود . متن هايكو اينست :



بركه ی كهن ، آه ! Furu ike ya !



جهيدن غوكی ، Kawazu tobikomu ,



صدای آب . Mizu no oto.







باشو را عموماً بزرگترين هايكو سرای ژاپن قلمداد می كنند كه در اوايل
دوران ادو (Edo ) در ژاپن می زيست . ( نام وی ، باشو ، به معنای درخت موز
است . ) وی كه از رهروان ذن بود، با خلاقيت و احساسات عميق خود ، مظامين
نو و پر باری را در هايكو خلق كرد كه تأثير ذن بر آن كاملاً مشهود بود .
بسياری معتقدند كه هايكو سرايی باشو آغاز دوران جديدی در شعر سرايی ژاپن
بود . در خصوص باشو و هايكو سرايی ، دكتر سوزوكی ( Suzuki ) معتقد است:
پيش از باشو كار هايكوسرايان بازی با كلمات بود و همين باشو را بر آن داشت
كه شأن هايكو را به مرتبه ی بالاتر برساند . می توان گفت كه هايكو از
راههای گوناگون بازتاب منش ژاپنی ست . ژاپنی ها به دراز گويی خوگر نيستند
؛ استدلالی نيستند ، از انتزاعات عقلی می پرهيزند . بيش تر شهودی اند و
چنين می پسندند كه واقعيت ها را چنان كه هستند ، بی هيچ تفسير ، خواه
تفسير عاطفی و خواه مفهومی ، بيان كنند .



باز می گرديم به هايكوی بركه ی كهن ؛ می گويند كه اين هايكو اولين هشدار
انقلابی بود كه باشو به جهان هايكوی قرن هفدهم داده است . پيش از باشو
هايكو صرفاً بازی با كلمه بود و عمق اش از بيان يك نكته ی ظريف در نمی
گذشت ، باشو بود كه با بيان بركه ی كهن، جان تازه ايی در هايكو دميد .
داستان گفته شدن اين هايكو چنين است :



زمانی باشو از بوچو تعليم ذن می گرفت . روزی استاد به ديدار او آمد و
پرسيد : اين روزها پيشرفتی كرده ای ؟ باشو گفت : خزه پس از باران اخير سر
سبز تر از پيش شده است . بوچو تير دوم را انداخت كه اعماق فهم باشو را از
ذن بسنجد . پرسيد : كدام آيين بودا حتی پيش از سبز تر شدن خزه آن جا هست ؟




( بوچو ، استاد ذن ، تنها در باره ی باران اخير و سبزتر شدن خزه نمی گويد
؛ می خواهد از چشم انداز كيهانی پيش از آفرينش همه ی كائنات بداند . زمان
بی زمان چه هنگام است ؟ آيا اين بيش از يك مفهوم تو خالی نيست ؟ اگر نيست
، بايد بتوان آن را تا حدی توصيف كرد كه ديگران هم بفهمند . )



پاسخ باشو اين بود : غوكی به آب جهيد ، صدای آب را بشنو ! می گويند كه
پاسخ باشو در آن زمان خط اول بركه ی كهن را نداشت و او بعدها آن را گفت تا
يك هايكوی كامل هفده هجايی بسازد . اكنون می توان پرسيد : در اين هايكو آن
چيز انقلابی كه نشانه ی سر آغاز شعر جديد هايكو است كجاست ؟ آن چيز ، بينش
باشو است به طبيعت خود حيات يا به حيات طبيعت ، كه زمينه ی شعر او را می
سازد . او در واقع به اعماق كل آفرينش راه يافت و آنچه آنجا ديد به صورت
نقش بر هايكوی بركه ی كهن بيرون آمد .



باشو در سفرهای بسياری كه داشت ، هايكوهای ناب و زيبايی سرود كه از
هايكوهای بزرگ و برجسته جهان محسوب می شوند . پس از وی بسياری از هايكو
سران به پيروی از باشو گرويدند و البته در اين ميان سبك های گوناگون و
مختلفی پديد آمد .



آنچه مسلم است ، ذن تاثيری عميق بر بن مايه های هايكو سرايی بر جای گذاشته
و بر ظرافت ها و عمق آن افزود . برای درك و نفوذ به اعماق هايكو ، در
ابتدا شناخت و نفوذ به تار و پود تاريخ و فرهنگ ژاپن بسيار موثر خواهد بود
و نيز رويت هايكو از ديدگاهی فاقد قضاوت و صرفاً نگاهی نظاره گر گونه ، به
روند درك هايكو كمك بسياری خواهد كرد .



برانداز يك هايكوی اصيل ، بدون توجه به فرهنگ و سنت های ژاپن ، عموماً
برداشت هاي درست و عميقی را به همراه نخواهد داشت. مسلماً نگاه يك ژاپنی
به طبيعت با نگاه يك ايرانی بسيار متفاوت است .

ديدگاه مردمانی كه در روز جشن ، تنها به نظاره كردن شكوفه های گيلاس می
پردازند ، متفاوت از ديدگاه مردمی ست كه در روز جشن شاخه های درخت ها را
شكسته ، از درخت بالا رفته و يا از آن تاب می خورند و . . .



از اين رو برای درك بهتر هايكو ، شناخت فرهنگ ، تاريخ و نگرش مردمان
سرزمين آفتاب تابان، بسيار مفيد خواهد بود و نيز برای علاقمندان به شناخت
و درك ذن ، مطالعه ی هايكو بسيار سودمند است ، زيرا هايكو به گونه ای تجلی
عرفان ذن را نمود می كند .



nload="NcodeImageResizer.createOn(this);" border="0">



شايد نتوان هايكو را شعر ذن ناميد اما مسلماً نمی توان تاُثيرات ذن بر
هايكو را انكار كرده و يا بنيان های هايكو و ذن را از يكديگر مجزا دانست .
همه چی آرومه من چقد خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه
من چقد خوشبختم همه چی آرومه
۲۵-۱۱-۱۳۸۸ ۱۲:۵۴ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 7 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 2,861
تاریخ عضویت: ۲۶ آبان ۱۳۸۸
اعتبار: 13
سپاس ها 0
سپاس شده 32 بار در 29 ارسال
ارسال: #2
RE: هايكو

و اكنون چند هايكو :
بر كلاه خيزانی



كه از مترسك ربوده ام ،



باران بی امان



تاكاهاما كيوشی ( Takahama Kyoshi )







بارانی مه آلود



امروز روزی شاد است



هر چند كه قله ی فوجی به ديده نمی آيد



ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho )







صدای زنگی به نشانه ی وقت خواب



با انديشه ی او در سر



چگونه توانم خفت ؟



بانو كاسا ( Lady Kasa )







به ماه كه می نگرم



تابان بر هزاران هزار كوره راه درد



می بينم تنها من نيستم گرفتار خزان



اوئه چيساتو ( Oe Chisato )







نمی دانم به چه می اندیشند آدمیان زادگاهم



می دانم اما گلهای آنجا هنوز



همان عطر همیشگی را دارند



کی تسورایوکی ( Ki Tsurayuki )







نخواهم بود آيا



يا به ياد خواهم آورد در آن جهان



آخرين ديدار مان را ؟





بانو ايزومی شيكيبو ( Lady Izumi Shikibu )











كاش جهان همواره چنين می ماند



چند ماهيگير



به كار كشيدن قايقی كوچك به ساحل رود



ميناموتو سانه موتو ( Minamoto Sanemoto )







بهار



تپه ای بی نام



پوشيده در مه صبحگاه



ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho )







كودك نابينا



دست در دست مادر



می ستايد شكوفه های گيلاس را



انوموتو كيكاكو ( Enomoto Kikaku )







می شكفند و . . .



نگاه می كنيم و . . .



فرو می ريزند و . . .



اواجينا اونيتسورا ( Uejina Onitsura )











آه از اين دنيای پر مشغله !



سه روز تمام



نديده ام شكوفه ی گيلاس



اوشيما ريوتا ( Oshima Ryota )







حالا كه مرد فرزند دارد



همه ی سگهای محله را



به نام می شناسد



كارای سن ريو ( Karai Senryu )







در كه باز می شود



وه ! وه ! وه !



صبح برفی



كارای سن ريو ( Karai Senryu )







لباسشوی محله



گذران زندگيش



از چرك همسايگان





كارای سن ريو ( Karai Senryu )











در دل معبد



صدای بريدن خيزرانها



رگبار سرد شامگاه



كورویاناگی شوها ( Kuroyanagi Shoha )







با تربچه اش



راه را نشان می دهد



تربچه چين



كوباياشی ايسا ( Kobayashi Issa )







خوشا وقتی



در كلبه ام بر حصير می افتم



تنهای تنها



تاچيبانا آكمی ( Tachibana Akemi )







مردی اسبش را می شويد



با خورشيد غروب



در دريای پاييز



ماسااوكا شيكی ( Masaoka Shiki )











باد خزان



هرچه می بينم



همه هايكو ست



تاكاهاما كيوشی ( Takahama Kyoshi )







هيچ نيست



جز پيچ و تاب سرخسی



اين جهان گذرا



كاواباتا بوشا ( Kawabata Bosha )







در آغوش پاسبان



دكان شيرينی فروش را نشان می دهد



كودك گمشده



كاتو شوسون ( Kato Shuson )







چای صبح اش را می خورد



رهرو آرام است



گل های داوودی



ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho )



آذرخش



از كنار تاريكی می گذرد



فرياد حواصيل شب



ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho )







دريای مه گرفته



خورشيد برآينده



و ديگر هيچ



شيرو ( Shiro )







نخستين روز سال



جدا از ديگران



با بوريای كهنه ی خويش چه آسوده ام



تای گی ( Taigi )







شكوفه های گيلاس ، در دل شب



بر دروازه ی



معبد دور از راه



تای گی ( Taigi )



ديدار رهروی



برپل .



ماه زمستانی



بوسون ( Buson )







داوودی سپيد ،



ذره ای غبار



به چشم نمی آيد



ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho )







شكوفه های آلو



ايثار می كند بوی خود را



بدان كس كه شاخه را می شكند



بانو چی يوجو ( Lady Chiyojo )







يكی خطمی



آن جا ايستاده است ، همچون ماه رويی



از پس آب تنی



سودو ( Sodo )



داوودی های سفيد



داوودی های زرد



كاش نام ديگری وجود نداشت !



ران ستسو ( Ransetsu )







كاكلی و كوكو



چليپايی می سازند



با آواز يكديگر



كيورايی ( Kyorai )







با عطر آلو



به ناگاه بر ميدمد آفتاب ،



كوره راه كوهستانی



ماتسوئو باشو ( Matsuo Basho )







ميوه های خرمالو ،



به نارا می انديشم ، به مهمانخانه



به رخساره ی خدمتكار



ماسا اوكا شيكی ( Masa–Oka Shiki )


همه چی آرومه من چقد خوشحالم
پیشم هستی حالا به خودم می بالم
تو به من دل بستی از چشات معلومه
من چقد خوشبختم همه چی آرومه
۲۵-۱۱-۱۳۸۸ ۱۲:۵۵ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر جدید بدون ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 97
تاریخ عضویت: ۱ آبان ۱۳۹۰
اعتبار: 9
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 10 ارسال
ارسال: #3
RE: هايكو

هایکوی یکم

در کنار مزار دخترم
سی روز بعد از مرگ اش:
باد پاییزی می وزد
و این گل های سرخ
همان هایی هستند که او
دوست داشت آن ها را بچیند.



هایکوی دوم

بازدید از گورستان و
سگی پیر که
راه را نشان ات می دهد.


هایکوی سوم

زیر شمایلی از بودا
تمام این گل های بهاری
کمی خسته کننده به نظر می رسند.


هایکوی چهارم

برف آب می شود و
دهکده در حال غرق شدن ست
با تمامی کودکان اش.

هایکوی پنجم

شب مهتابی...
من یارم را از دست داده ام
او غُر می زند!


هایکوی ششم

چکاوک...
چشم می اندازد این جا، آن جا.
چیزی گم کرده ای؟


هایکوی هشتم

خیلی دلواپس شکوفه نباش
درخت آلوی من!

هایکوی نهم

روز اول سال نو
همه چیز شکوفه داده
من اما
احساس معمولی بودن می کنم.

هایکوی دهم

در چرت نیمروزی
آواز برنج کاران را
می شنوم و
از خودم خجالت می کِشم.


هایکوی یازدهم

نصف روز را
چرت زدم؛ هیچ کس هم
مرا سرزنش نکرد.


هایکوی دوازدهم

در این جهان
روی سقف جهنم راه می رویم و
زل می زنیم به گل ها.


هایکوی سیزدهم

در باران بهاری
دختری زیبا خمیازه می کشد.


هایکوی چهاردهم

شیوه ی روستای من:
درباره ی مردم
چیزی نمی دانی اما
تمام مترسک ها کلاهبردارند!


هایکوی پانزدهم

فاخته ای می خواند
برای من، برای کوه
برای من ، برای کوه.


هایکوی شانزدهم

شعر مرگ او:
یک بار حمام
وقتی به دنیا می آیی
یک بار حمام
وقتی که می میری؛
چه احمقانه!

«وحید علیزاده رزازی»


پانزده هایکویی که اینجا آوردم از هایکوهای «وحید علیزاده رزازی» هست. بهتر دونستم با جملات خودشون با ایشون آشنا بشید:

«از نامم که "وحید" است و بر وزن فعیل تا شهرتم که از پدر به ارث برده ام- "علیزاده رزازی"- که پارت دوم اش را مدرن تر و آ-ه-ن-گین تر می دانم گرچه مفهومی جز برنج فروش ندارد! تهران را برای تولد انتخاب! کرده ام و هنوز بر سر تصمیم ام مانده ام... شهری با خیابان های روسپی، هوای حرامزاده و چهارراه های فقیر که از پاریس ایفل دار بیشتر دوست می دارمش. دست آخر این که، دست راستم توی جیب سینماست و دست چپ را در جیب شعر و ادبیات جا داده ام و راست راست به بیراهه می روم! »
انسانم آرزوست...
۳-۸-۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دلنوشته ها yaldaetemadi 3 232 ۹-۷-۱۳۹۳ ۱۱:۵۶ عصر
آخرین ارسال: mahya28
  شعرطنز ضد دختری mahya28 0 196 ۲۶-۶-۱۳۹۳ ۱۲:۲۲ صبح
آخرین ارسال: mahya28
  داستان های کوتاه ' God of Love ' 135 10,803 ۲۴-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۱۳ صبح
آخرین ارسال: NedKelly
  در بزم پادشا نگر این کاروبار گل (مسعود سعد سلمان) dr.bita 0 165 ۱۴-۶-۱۳۹۳ ۰۴:۵۶ عصر
آخرین ارسال: dr.bita
  بازی زلف تو امشب (توحی شیرازی) dr.bita 0 165 ۱۴-۶-۱۳۹۳ ۰۴:۵۳ عصر
آخرین ارسال: dr.bita

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

ارتباط

 

لینک دوستان

جستجو در انجمن