درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۵-۴-۱۳۹۶, ۰۴:۴۲ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج
نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #11
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

زن جنس عجیـــــبی ست


چشم هایش را که می بنـــــدی ؛
دید دلــــش بیشتر میشود !


دلش را که میشــــکنی ؛
بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر


انگـــــار درست شده تا روی عشــــق را کــــــم کند !!!
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۳۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #12
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

ساز و آواز


خداوندا دلي دريا به من ده
در او عشقي نهنگ آسا به من ده
حريفان را بس آمد قطره اي چند
بگرد آنجا و آن دريا به من ده
نگارا نقش ديگر بايد آراست
يكي آن كلك نقش آرا به من ده
ز مجنونان دشت آشنايي
منم امروز آن ليلا به من ده
غم دنيا چه ارزد با دل من
از آن غمهاي بي دنيا به من ده
گدايان همت شاهانه دارند
تو آن بي زيور زيبا به من ده
تن آسايان بلايش برنتابند
بلا من گفتم آن بالا به من ده
به چشم آهوان دشت غربت
كه سوز سينه ي ميها به من ده
به جان سايه و ديدار خورشيد
كه سقفي در شب يلدا به من ده
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #13
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

سحر مي آيد


زدم فالي نگارا، سحر مي آيد
خزان جان بهارا، بسر مي آيد
پياپي به جان خبر مي ايد
كه هر آن كسي ز در مي آيد
زچشم لاله در مي، گهر مي ريزد
به جاي ناله از ني، شكر مي ريزد
پياپي به جان خبر مي ايد
كه هر آن كسي ز در مي آيد
نمي گنجد دل ، ز شوقش در جان
به پايان آيد، غم بي پايان
بگو ابر بهاران، ببارد باران
بگو ساقي بريزد به جاي مي جان
سرآمد آخر، غم ديرينه
ز شوقش در زد، نفس در سينه
چراغان كن چراغان، شب آدينه
به پايش دل بريزد، هزار آيينه
پياپي به جان خبر مي ايد
كه هر آن كسي ز در مي آيد
گل افشان، كن گل افشان كن، نگار من ز در مي آيد
كه آن يار از سفر مي آيد
دو چشمم بر ره، دو گوشم بر در
سرم پر غوغا، دلم پر باور
پياپي به جان خبر مي ايد
كه هر آن كسي ز در مي آيد
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #14
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

صنم


از عشق رويت اي صنم واله و مستم
جانا بيا بنشين که دل بردي از دستم
شبي پنهان بيا اي جان
در خانه مهرت نما اين گدا مهمان
بلبل به شوق روي گل بيقرار و مست
پروانه در سوداي شمع مي رود از دست
رفتم ز دست اي مه بيا در شب هجران
تا در طواف عارضت بر فشانم جان
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۳۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #15
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

آئينه عشق


آيينه عشق ـ باده الست ـ سرخيل مخموران ـ وحدت عاشقان

جلوه اي کرد از يمين و از يسار دوزخي و جنتي کرد آشکار
جنتي خاطر نواز و دلفروز دوزخي دشمن گداز و غير سوز
پرده اي کاندر برابر داشتند وقت آمد پرده را برداشتند
پس ندا داد او نه پنهان ٫ بر ملا که الصّلا اي باده خواران الصّلا
همچو اين مي خوش گوار و صاف نيست ترک اين مي گفتن از انصاف نيست
هر که اين مي خورد جهل از کف بهشت گام اول پاي کوبد در بهشت
جمله ذرات از جا خــــاستند ساغر مي را ز ساقي خواستند
بار ديگر آمد از ساقي صدا طالب آن جام را بر زد ندا
اين نه جام عشرت اين جام ولاست درد او دردست و صاف او بلاست
حبذا زين مي که هر کس مست اوست خلقت اشيا مقام پست اوست
گرچه اين مي را دو صد مستي بود نيست را سرمايه هستي بود
از خمار آن حذر کن کاين خمار از سر مستان برون آرد دمار
درد و رنج و غصه را آماده شو بعد از اين آماده پيمانه شو
در هواي او نفس هر *****يد يکقدم نارفته پا وا پس کشيد
سرکشيد اول به دعوي آسمان کاين سعادت را بخود بردي گمان
ذره يي شد زآن سعادت کامياب زآن بتابيد از ضميرش آفتاب
جرعه يي هم ريخت زان ساغر بخاک زان سبب شد مدفن تنهاي پاک
بود آن مي از تغير در خروش در دل ساغر چو مي در خم بجوش
چون موافق با لب همدم نشد آنهمه خوردند اصلا کم نشد
باز ساقي بركشيد از دل خروش گفت اي صافي دلان دردنوش
مرد خواهم همتي عالي كند ساغر ما را ز مي خالي كند
جمله را دل در طلب چون خم به جوش ليكن آن سرخيل مخموران خموش
سر به بالا يكسر از برنا و پير ليكن آن منظور ساقي سر به زير
هر يك از جان همتي بگماشتند جرعه اي از آن قدح برداشتند
باز بود آن جام عشق ذوالجلال همچنان در دست ساقي ماند مال
جان بر كف منتظر ساقي هنوز الله الله غيرت آمد غير سوز
زينت افزاي بساط نشأتين سرور و سرخيل مخموران حسين (ع)
گفت : آن كس را كه مي جويي منم باده خواري را كه مي گويي منم
شرطهايش را يكايك گوش كرد ساغر مي را تمامي نوش كرد
باز گفت از اين شراب خوش گوار ديگرت گر هست يك ساغر بيار
خود به معني باده بود و جام بود گر به صورت رند ، درد آشام بود
شد تهي بزم از مني و از تويي اتحاد آمد به يكسو شد دويي
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #16
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

راز

كيست اين پنهان مرا در جان و تن كز زبان من همي گويد سخن
اين که گويد از لب من راز کيست بنگريد اين صاحب آواز کيست؟
گويد او چون شاهدي صاحب جمال حسن خود بيند به سر حد کمال
از براي خود نمايي صبح و شام سر برآرد گه ز برزن گه ز بام
با خدنگ غمزه صيد دل کند ديد هر جا طايري بسمل کند
گردني هر جا درآرد در کمند تا نگويد کس : اسيرانش کم اند
ماسوي آيينه آن رو شــدنــد مظهر آن طلعت دلجو شدند
پس جمال خويش در آيينه ديد روي زيبا ديد و عشق آمد پديد
خوش پريشان با منش گفتارهاست در پريشان گوييش اسرارهاست
کيست اين گويا و شنوا در تنم ؟ باورم يا رب نيايد کاين منــم
پس جمال خويش در آيينه ديد روي زيبا ديد و عشق آمد پديد
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #17
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

محفل عشق



یاران ره عشق منزل ندارد

این بحر مواج ساحل ندارد

باری که حملش ناید ز گردون

جز ما ضعیفان حامل ندارد

چون ما نباشیم مجنون که لیلی

غیر از دل ما محمل ندارد

یاران ره عشق منزل ندارد

این بحر مواج ساحل ندارد

باری که حملش ناید ز گردون

جز ما ضعیفان حامل ندارد

چون ما نباشیم مجنون که لیلی

غیر از دل ما محمل ندارد

....
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #18
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

تیــــغ دلدار

مرا مهر سيه چشمان،مرا مهر سيه چشمان زسر بيرون نخواهد شد،زسر بيرون نخواهد شد

قضاي آسمانست اين،قضاي آسمانست اين ديگرگون نخواهد شد،ديگرگون نخواهد شد

الا يا ايها الساقي،الا يا ايها الساقي ادركسا و ناولها

كه عشق آسان نمود اول،كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها،ولي افتاد مشكلها

به مي سجاده رنگين كن، گرت پير مغان گويد

به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد

كه سالك بي خبر نبود،كه سالك بي خبر نبود، ز راه و رسم منزلها،ز راه ورسم منزلها

الا يا ايها الساقي،الا يا ايها الساقي ادركسا و ناولها

كه عشق آسان نمود اول،كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها،ولي افتاد مشكلها

شبي مجنون به ليلي گفت،كه اي محبوب بي همتا

تو را عاشق شود پيدا،تو را عاشق شود پيدا ولي مجنون نخواهد شد

تو را عاشق شود پيدا،تو را عاشق شود پيدا ولي مجنون نخواهد شد

مرا روز ازل كاري بجز رندي نفرمودند،مرا روز ازل كاري بجز رندي نفرمودند

هر آن قسمت كه آنجا شد،هر آن قسمت كه آنجا شد،كم و افزون نخواند شد،كم و افزون نخواهد شد

مشوي اي ديده نقش غم ز لوح سينه ي حافظ، مشوي اي ديده نقش غم زلوح سينه حافظ

كه زخم تيغ دلدار است،كه زخم تيغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد، رنگ خون نخواهد شد
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۴۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #19
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

همراز

باز بيا، باز بيا ،دلبر طناز، بيا

دور مرو، دير مرو، خسته نشو، باز بيا

راحت جانم همه تو، تاب و توانم همه تو

راز نهانم همه تو ،همدل و همراز بيا

چشم دلم خانه ي تو، دل همه ديوانه ي تو

مست ز پيمانه ي تو، مست سرانداز بيا

نور چراغم همه تو ،حسرت و داغم همه تو

جلوه ي باغم همه تو، سرو سرافراز بيا

شعر تويي، شورتويي، نام تويي، نور تويي

خنده تويي، سور تويي ،با دف و آواز بيا

عود منم، رود منم، درد منم، دود منم

آنكه نياسود منم ، دلبر دمسازبیا
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,514
تاریخ عضویت: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
اعتبار: 18
سپاس ها 1504
سپاس شده 1173 بار در 505 ارسال
ارسال: #20
RE: شعر متنی ترانه های استاد حسام الدین سراج

دستانسرا



باز هم گوينده گفتن ساز كرد وز زبان من حديث آغاز

هل زماني تا شود دمساز خويش بشنوم با گوش خويش آواز خويش

تا ببينم اين كه گويد راز كيست از زبان من سخن پرداز كيست

اين منم يارب چنين دستانسرا يا دگر كس مي كند تلقين مرا
ا
ين منم يارب بدين گفتار نغز يا كه من چون پوستم گوينده مغز

شوخ شيرين مشرب من كيستي اي سخنگو از لب من كيستي

قصه مطلوب مي گويي ، بگو نكته مرغوب مي گويي ، بگو

رهروان زين باده مستي ها كنند خود پرستان حق پرستيها كنند

گرم شد بازار عشق... بوالعجب عشقي جنون اندر جنون

خيره شد تقوا و زيبايي به هم پنجه زد درد و شكيبايي به هم

سوختن با ساختن آمد قرين گشت محنت با تحمل همنشين

ناز معشوق و نياز عاشقي جور عذرا و رضاي وامقي

لاجرم زد خيمه عشق بي قرين در فضاي ملك آن عشق آفرين
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم
چه کنم بسته به تقدیرموبی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
۱۳-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مشاعره vastaaa 584 70,967 ۲۰-۵-۱۳۹۴ ۰۳:۳۲ عصر
آخرین ارسال: امشاسپند
  گلچینی از زیباترین شعر عاشقانه موج مثبت 377 14,945 ۱۵-۱۲-۱۳۹۳ ۱۰:۴۱ عصر
آخرین ارسال: mahya28
  اشعار کارو majidpalang 0 1,232 ۲۳-۱۰-۱۳۹۳ ۰۴:۲۳ صبح
آخرین ارسال: majidpalang
  قبر خالی..... موج مثبت 0 874 ۱۵-۳-۱۳۹۳ ۰۷:۱۰ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت
  هنوز zoomlannetwork1 0 821 ۱۱-۳-۱۳۹۳ ۰۴:۳۶ عصر
آخرین ارسال: zoomlannetwork1


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان