درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۹-۷-۱۳۹۳, ۰۴:۲۴ صبح


 
پرداخت قبوض رویال بلاگ
سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
زبان گیلکی
نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #1
زبان گیلکی

زبان گیلکی از گروه زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی است، که در قسمت گیلان و دیلمستان متداول بوده. و زبان مادری مردم استان گیلان و جوامع کوچکتری در استانهای مجاور، از جمله استانهای مازندران و زنجان، و نیز در استان تهران است.  این زبان شاخه‌ای از زبانی است به نام پهلوی اشکانی و مردم سرزمین‌های گیلان، طبرستان (مازندران) قدیم)، گرگان، قزوین، ری، دامغان، سمنان، همدان، آذربایجان، لرستان، کردستان و ... با آن یا لهجه‌ای از آن سخن می‌گفتند.


زبان گیلکی از گروه زبان‌های شمال غربی ایرانی و در مجموع زبانهای کاسپین است . این خانواده شامل زبانهای تالشی و هرزندی و گورانی و گیلکی و مازندرانی و برخی از زبانهای تاتی و سمنانی میباشند از دیدگاه تاریخی این زبانها به زبان پارثی(پهلوی اشکانی) وابستگی دارند


زبان گیلکی، مشتمل بر سه لهجه بیه‌پسی (گیلان غربی)، بیه‌پیشی (گیلان شرقی؛ بيه پيش)، و گالشی می‌باشد. مردم شمال غربی گیلان، به زبانی دیگر از خانواده گویش های كناره دریای مازندران که زبان تالشی باشد تکلم می‌کنند.


در زبان گیلکی ویژگی‌های زبان‌های باستان ایران دیده می‌شود، برای نمونه صرف فعل در زبان گیلکی با صرف فعل در زبان پهلوی و زبان پارتی شباهت دارد و نیز همگونی‌های وجه اخباری و ماضی نقلی در گیلکی و پهلوی کاملاً قابل بررسی است

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
زبان ترکی آذربایجانی
تاتي و تالشي، بازمانده زبان ماد
زبان عیلامی
زبان‌های ایرانی
زبان پارسی میانه یا زبان پهلوی
زبان در ایران باستان
زبان کردی پیش از اسلام
واژگان زبان پارسی
نگاهی به زبان و گویش مردم دوسیران
زبان پارتی

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۰:۴۲ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #2
RE: زبان گیلکی

گویش‌ها

مردم گیلک زبان با گویش‌های مختلف سخن می‌گویند که ریشه در زبان‌های ایران باستان دارد. در بین گویش‌های مختلف زبان گیلکی از نظر فونتیک (بیان صوت و آوا) و صرف افعال اختلاف جزئی دیده می‌شود که ناشی از تحول تدریجی و ویژگی فرهنگی اقلیمی هر منطقه‌است. گویش‌های زبان گیلکی را می‌توان چند بخش کرد

  1. گویش بیه‌پسی (گویش جلگه نشینان باختر سفیدرود).
  2. گویش بیه‌پیشی (گویش جلگه نشینان خاور سفیدرود).

در منابع موجود به گویش دیگری به نام گویش گاومیش بان‌ها اشاره شده‌است که امروزه در گویش‌های دیگر (گویش بیه پیش) تحلیل رفته و منسوخ شده‌است.

دکتر نادر جهانگیری (زبان‌شناس) دربارهٔ تقسیم‌بندی گونه‌های زبانی زبان گیلکی می‌نویسد:

«

زبان دیلمی از کوههای تالش تا کوههای سمنان گسترده‌است. این زبان مناطقی چون سراوان رشت، مناطق دیلمان و اشکور ، رودبار زیتون ، رودبار الموت ، رودبار شهرستان، رودبار قصران، طالقان، بومیان کرج و حومه آن ،کوههای سمنان، ساوجبلاغ، عمارلو، خورگام و بسیاری دیگر از مناطق دیوار البرز را بر بر می‌گیرد

 »

اگرچه اکثر اهالی مناطق مذکور (منجمله رودبار الموت، رودبار قصران، طالقان، بومیان کرج، کوههای سمنان، ساوجبلاغ...) زبان را "گیلکی" یا "تاتی" معرفی می‌کنند و از نظر علمی هم گویشهای مربوطه در زمره زبانهای مازندرانی، گیلکی یا تاتی قرار دارند

از طرفی این گفته کسروی با نتایج و نظریه‌های زبان‌شناسی هم در تناقض است. چنانکه دکتر نادر جهانگیری، استاد زبان‌شناس می‌نویسد:

«

گونه‌های زبانی رايج در استان گيلان را می‌توان به سه بخش تقسيم کرد:

1. گونه‌های گيلکی

2. گونه‌های غيرگيلکی از گروه زبان‌های کرانهٔ خزر.

3. گونهٔ ترکی آذری (غير ايرانی).


1. گيلکی خود سه گونهٔ عمده دارد.

الف. گونهٔ گيلکی لاهيجان (بيه‌پيش) در منطقه‌ای محدود از شمال به دريای خزر، از جنوب به بلندی‌های سياهکل، از غرب به آستانه و حسن‌کياده تا مرزهای کوچصفهان و از شرق به لنگرود و رودسر که به تدريج به گويش مازندرانی می‌آميزد.

ب. گونهٔ گيلکی رشت (بيه‌پس) که در رشت، خمام، بندر پهلوی [انزلی]، فومن و شفت به آن سخن می‌گويند.

ج. گونهٔ گالشی. گونهٔ ديگری از گونه‌های گيلکی است که مردم نواحی کوهستانی لاهيجان به آن سخن می‌گويند.

2. گونه‌های غيرگيلکی از گروه زبان‌های کرانهٔ خزر.

الف. تالشی. در تالش، دولاب، ماسال شاندرمن و اسالم به آن گفت‌وگو می‌شود.

ب. تاتی. از ديگر گونه‌های زبانی کرانهٔ خزر است که در چند آبادی از بخش رودبار زيتون به آن سخن می‌گويند.

ج. کرمانجی. از گونه‌های کردی‌ست که در فاراب و کرمانج عمارلو به ان گفت‌وگو می‌شود.

3. ترکی آذری. گونهٔ زبانی غيرايرانی که در منطقهٔ آستارا رايج است. در بندر ازنلی و طوالش نيز سخن‌گويانی دارد

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۰:۵۳ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #3
RE: زبان گیلکی

پیشینه

گيلکی از گروه زبان‌های شمال غربی ایرانی و در مجموع زبانهای کاسپین است. گروه زبانهای کاسپین در خانواده زبانهای ایرانی شامل زبانهای تالشی و گیلکی و طبری میباشند. در خانواده زبانهای غربی ایرانی زبانهای دیگری مانند کردی و بلوچی و زبانهای مرکزی (راجی و گلپایگانی و زبان زردشتیان یزد) و همچنین زبان سیوندی میباشند.

برخی گيلکی را به نام پهلوی خوانده‌اند. حمداله مستوفی قزوينی می‌نويسد: «در گشتاسفی که بخشی‌ست در مجاورت دريای خزر و نزديک «ساليان»، زبان‌شان به پهلوی به جيلانی (گيلانی) باز بسته است.». مستوفی پهلوی را شبيه و وابسته به گيلکی می‌داند.

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۰:۵۴ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #4
RE: زبان گیلکی

گیلکی و فهلویات

در ميان اشعار گويندگان بعد از اسلام به آثاری برمی‌خوريم که به مازندرانی و گيلکی کنونی نزديک است. فهلویات شامل اشعاری است به گویشهای غرب و مرکز و شمال ایران. مناطق فهله عبارت هستند از اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان اما میتوان از دیدگاه زبانشناسی گیلان را نیز شامل مناطق فهله دانست

مینورسکی اعتقاد دارد که فهلوی نام گونه‌ی زبانی منطقه‌ی فهله بوده است که بعدها به گونه‌های غربی ايران اطلاق شده است و اين گسترش پيدا کرده و بعدها به گونه‌های زبانی کرانه‌ی خزر نيز اطلاق شده است.

هم‌چنين در گذشته کسانی را که ترانه‌های گيلکی می‌خواندند پهلوی‌خوان می‌ناميدند.

نظر عباس اقبال در این زمینه متفاوت است. به نوشته او، در دوره‌ای که خط و کتب پهلوی و همراه با آن‌ها اشعار و سرودهای هجايی قديم ايرانيان از ميان می‌رفت و نظم جديدی روی کار می‌آمد، يعنی در قرن اول و دوم هجری، در ميان عامه يا ولاياتی که هنوز شعر دری در آن چندان نفوذی نداشت، به همان وضع قديم اشعار و سرودهايی ترکيب می‌کردند و می‌خواندند که هنگام خواندن به نظر موزون و اهنگين می‌آمد ولیچون آن‌ها را بر روی کاغذ می‌نوشتند، آشنايان به عروض عرب ان‌ها را در رديف کلام منثور می‌گرفتند. و به همين علت هم آن نوع اشعار را فهلويات می‌گفتند؛ يعنی اشعار ولايتی در مقابل سخن دری که زبان شهرها و دربار و علو و ادب بود و فهلويات در ولايات ساحلی بحر خزر و آذربايجان و قسمت غربی ايران از ری به طرف مغرب بسيار معمول بوده و شعرای معتبری مثل بندار رازی و باباطاهر عريان و کافی ظفر همدانی به آن احان اشعاری سروده‌اند و هنوز هم در بعضی از قسمت‌های گيلان اهالی هر آوازی را که به زبان فارسی ترکيب شود تصنيف و آوازهای گيلکی را که لهجه‌ی هاص ايشان است پهلوی می‌گويند

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۰:۵۵ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #5
RE: زبان گیلکی

نمونه از فهلویات بندار رازی:

در ایلخی شاه، اسب کروک دوبو در قافله نیز اشترلوک دوبو
این اشترلوک و اسب کروک منم این در به امید می‌زنم بوک دوبو

به فارسی امروزی:در رمه شاه اسب (بارکش) بود/در قافله نیز شتر مست(بارکش) بود/این اشتر مست و اسب تندرو منم/این در به امید می‌زنم در آن جغد بود

با این اینکه بیش از هزار سال از عصر بندار می‌گذرد ، هنوز واژگان به کار رفته در اشعار بندار چون : بوک (جغد) ، دوبو (بود) و غیره در زبان گیلکی رایج است. اما واژه ایلخی در شعر بندار می‌رساند که شعر دستخوش تحول قرار گرفته و به‌وسیله نسخه نویسان دستکاری شده‌است ، چرا که در آن هنگام واژه‌های ترکی هنوز داخل زبان فارسی یا گیلکی نشده بود.


فهلویات باباطاهر عریان (قرن پنجم هجری) به گویش همدانی :

بشم به الوند دامان مو نشاُن دامن اژ هر دو گیتی‌ها وشانم
نشانم توله و مویم به زاری بی که بلبل هنی و اول نشانم

به فارسی امروزی:بروم به دامنه الوند جای گزینم/دامن از هر دو گیتی برکشم/نهال بنشانم و گریم به زاری/باشد که بار دیگر بلبل را پهلوی گل بنشانم

بسیاری از واژگانی که باباطاهر در اشعار خود بکار برده ، امروزه نیز در زبان گیلکی رایج است ، در دیوان باباطاهر صدها واژه یافته می‌شود که هنوز در زبان گیلکی کاربرد دارند ، مثلاً در ترانه فوق واژگانی چون : بشم (بروم) – نشانم (جای گزینم) – اژ (از) – وشانم (از مصدار واشاندن گیلکی = گسترانیدن) – توله (بوله گیلکی – نهال تازه) – بی (باشد) و … که در زبان گیلکی کار برد دارند.


نمونه‌ای از فهلویات پیرشرفشاه دولائی (عارف قرن هشتم) :

بگو برُخ مانگ، بتن یاسمین بووا عمر اینه دوراه من یاسمین بووا
نیارم دنیره ستن خراسم چشم به بوا دیم و لامانه و چشم میشن کووا

به فارسی امروزی:بگو که رخسارش ماه و تنش یاسمین است/عمر چنین است که بگذرد ، عمر من باشد با آن سیم اندام/جرات نگریستن ندارم، می‌ترسم که نظر رسد/صورتش مانند گل است و چشمش مانند دسته‌ای از بنفشه


نمونه از فهلویات شیخ صفی الدین اردبیلی به زبان آذری :

به من جانی بده اِذ جانور بوم به من نطقی بده اِذ اَخبر بوم
به من گوشی بده اِذ اشنوا بوم هر آنکه وانگه بود، اِذ اَخبر بوم

به فارسی امروزی:به من جانی بده، تا جاندار شوم/به من بیانی بده تا آگاه شوم/به من گوشی بده تا شنوا شوم/هر بانگی که برخیزد، باخبر شوم

افعالی چون : بوم (شوم) ، بو (بود) و کلماتی چون : وانگ (بانگ) و … هنوز در زبان گیلکی مورد استفاده قرار می‌گیرند.



نمونه‌ای از اشعار ملاسحری طهرانی از شعرای دورهٔ صفویان (قرن یازدهم هجری) که به گویش مردم تهران سروده شده‌است:

گل دیمُم که بملانه مشو سوته جانم بتماشا نه مشو
مده پیغام که اینها قصس تا ترا نینه دلم وا نه مشو
زُفل را واکو، اگه دل می‌بری مُفر تا شونه وینه، جا نه مشو

به فارسی امروزی:گل رخسارم تا آشکار نشود/جان سوخته‌ام به تماشا نمی‌رود/پیغامم نده که اینها قصه اند/تا ترا دلم نبیند باز نمی‌شود/گیسو بگشای اگر دل می‌بری/مرغ تا شب نشود به لانه نمی‌رود

افزون بر واژگان مشترک زبان گیلکی و سایر لهجه‌ها، گمان می‌رود برخی از کلمات چون : دیم (چهره – رخسار) – سوته (سوخته – خاکستر) – نینه (نبیند) – جا (لانه) – نه مشو (مصدر شوئن – نشود) و … واژگانی هستند که در زبان گیلکی کاربرد دارند.

اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۰:۵۹ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #6
RE: زبان گیلکی

منابع شعر گیلکی

منابع شعر گیلکی را می‌توان سه بخش دانست :

  • آثار عامیانه و شفاهی (فولکلوریک):
<DL>
<DD>اشعار عامیانه و شفاهی که شامل ترانه‌ها و مثل‌ها و لالائی‌ها و … می‌باشد ، سرشار از عناصر هنری (ایجاز و تشبیه و تخیل و تصویر) است و سینه به سینه نقل شده تا به دوران ما رسیده‌است و سینه افراد کهن سال ، زنان و مردان روستا و مردم کوچه و بازار مخزن آن است. تعدادی از این اشعار به کوشش پژوهش‌گران گیلک و محققان خارجی جمع آوری شده و بعضاً جسته و گریخته به چاپ رسیده و بیشتر آن‌ها و ثبت و ضبط نشده و اگر شده هنوز به چاپ نرسیده‌است. </DD></DL>
  • آثار مکتوب و چاپ شده زبان گیلکی.
  • اشعاری به زبان گیلکی که بصورت نوار کاست ضبط و تکثیر یافته‌است
اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۱:۰۲ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 8 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 4,032
تاریخ عضویت: ۱۰ تير ۱۳۸۸
اعتبار: 50
سپاس ها 0
سپاس شده 20 بار در 17 ارسال
ارسال: #7
RE: زبان گیلکی

شباهت گیلکی با سیوندی

English Sivandi Gileki فارسی
face dim dim دیم/صورت
bridge perd Purd پل
shadow nesä Nesä سایه
go Beshe Boshu برو
Woman zhen zhena زن
Star Esare Esare ستاره
اگر ايران به جز ويرانسرا نيست
من اين ويرانسرا را دوست دارم
اگر آب و هوايش نيست دلكش
من اين آب و هوا را دوست دارم
تمام عالم از آن شما باد
من اين يك تكه جا را دوست دارم
۲۰-۱-۱۳۸۹ ۱۱:۰۵ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 9,666
تاریخ عضویت: ۱۶ تير ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 4
سپاس شده 55 بار در 43 ارسال
ارسال: #8
RE: زبان گیلکی

اموزش گیلکی

توضیحات مهم *:

1 - واژه های غیر عربی خصوصاایرانی بهتر است با حروف مخصوص عربی نوشته نشوند. مثل آغوز یعنی گردو و سندلی - شصت (60) و سد (100)

2 - واژه های عربی یا ماخوذ از آن که در عربی و فارسی با حروف مخصوص عربی نوشته می شوند با یستی در گیلکی هم با همان حروف نوشته شوند مثل : هطو یعنی همین طور - چطو: یعنی چه طور.

3 - رعایت (واو) معدوله به منظور حفظ میراث ملی و درک درست معنا الزامی است .
مثل : خواب / خواهش و نوشتن به صورت خاب و خاهش از خطاهای مسلم است.

4 - نوشتن واژه های غیر عربی با همزه چه در وسط و چه در اول جمله نادرست است .
مثل : ئیتالیا (ایتالیا) - ئون (اون) - ئی تا (ایتا) - دانائی - شیدائی و...

5 - تنوین واژه های عربی نباید با حرف (ن) نوشته شود مثل : اصلن - حقیقتن
این نوع تنوین از ابداعات ایرانیان به منظور ایجاد قید است
واژه های غیر عربی را نباید با تنوین بیان کرد . مثل : گاهاََ - ناچاراََ - زباناََ که بایستی به صورت گاهی
، ناچار ، زبانی بیان و نوشته شود

به سکوت ایمان دارم و حاضرم ساعت ها درباره مزایایش برای شما صحبت کنم.( جرج برنارد شاو )

گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، عمرا معنی اون سکوتوُ بفهمه ( جرج برنارد شاو وقتی عصبانی بود!)
۴-۹-۱۳۸۹ ۰۵:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 9,666
تاریخ عضویت: ۱۶ تير ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 4
سپاس شده 55 بار در 43 ارسال
ارسال: #9
RE: زبان گیلکی

 مصدر هایی که به ((ئن)) ختم می شوند
اشنوانئن = شنواندن
اوتورانئن = مبهوت کردن
پیچانئن = پیچاندن
پرانئن = پراندن
پرکانئن = لرزاندن
پلکانئن = خیساندن
پوخانئن = پوساندن
پوشانئن = پوشاندن
تابانئن = تاباندن
تازانئن = تازاندن
تپانئن = تپاندن
ترسانئن = ترساندن
ترکانئن = ترکاندن
جهانئن = جهاندن
جنبانئن = جنباندن
جوشانئن = جوشاندن
جوگوردانئن = واژگون کردن
جیلیسکانئن = سراندن (لیزاندن)
جیویزانئن = بدر بردن
چرانئن = چراندن
چربانئن = ماساندن
چرخانئن = چرخاندن
چسبانئن = چسباندن
چکانئن = چکاندن
چولکانئن = پژمرده گرداندن
چمانئن = خماندن
خورانئن = خوراندن
خوسانئن = خواباندن
خشکانئن = خشکاندن
پیچانئن = در پیچاندن
دیپیشکانن = منتشر کردن
دخیسانئن = خیساندن
دیمیرانئن = خاموش کردن - غرق کردن
دوارانئن = گذراندن ، ردکردن
رسانئن = رساندن
رمانئن = رماندن
رنجانئن = رنجاندن
ساوانئن = ساواندن
سوجانئن = سوزاندن
شناسانئن = شناساندن
فوتورکانئن = به هجوم وا داشتن
فورانئن = به پیش راندن
فوگوردانئن = منهدم کردن
فهمانئن = فهماندن
گردانئن = گرداندن
گوروزانئن = گریزاندن
مالانئن = مالاندن
نیشانئن = نشاندن
نمایانئن = نمایاندن
وابیشکانئن = برافروختن
واپلکانئن = مبدل به پلک پلک کردم
وارکانئن = برافکندن ، سقط کردن
واترکانئن = جردادن ، چاک کردن
والهانئن = آویزان کردن
ویریزانئن = برخیزاندن

به سکوت ایمان دارم و حاضرم ساعت ها درباره مزایایش برای شما صحبت کنم.( جرج برنارد شاو )

گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، عمرا معنی اون سکوتوُ بفهمه ( جرج برنارد شاو وقتی عصبانی بود!)
۴-۹-۱۳۸۹ ۰۵:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 9,666
تاریخ عضویت: ۱۶ تير ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 4
سپاس شده 55 بار در 43 ارسال
ارسال: #10
RE:زبان گیلکی

 مصدر هایی که به ((ستن)) ختم می شوند
بارستن = باریدن
بوستن = شدن
پاستن = پاییدن
پرستن = پریدن
پرکستن = لرزیدن
تابستن = تابیدن
تانستن = توانستن
تپستن = تپیدن
جاوستن = جویدن
جنبستن = جنبیدن
جنگستن = جنگیدن
چربستن = ماسیدن
چرخستن = چرخیدن
چرستن = چریدن
چکستن = چکیدن
چمستن = خمیدن
چوکستن = چسبیدن
چولکستن = پژمردن
دوستن = دویدن
دمستن = دمیدن
رمستن = رمیدن
رنجستن = رنجیدن
ساوستن = سائیدن
فوتورکستن = حمله بردن
فوقاستن = سوپوختن
فوگوردستن = واژگون شدن
فووستن = فروریز شدن
فهمستن = فهمیدن
فیچالستن = فشردن
کوبستن = کوبیدن
گردستن = گردش کردن
گنستن = برخورد کردن
لنگستن = لنگیدن
مالستن = مالیدن
مانستن = مانند بودن
نماستن = جلوه کردن
وابیشکستن = برافروخته شدن
واسوخستن = مماس شدن
والهستن = آویزان شدن
یارستن = جرات کردن

به سکوت ایمان دارم و حاضرم ساعت ها درباره مزایایش برای شما صحبت کنم.( جرج برنارد شاو )

گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، عمرا معنی اون سکوتوُ بفهمه ( جرج برنارد شاو وقتی عصبانی بود!)
۴-۹-۱۳۸۹ ۰۵:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ضرب المثل هاي معروف ایران Arezou-66 9 375 ۹-۴-۱۳۹۳ ۰۵:۴۷ عصر
آخرین ارسال: Arezou-66
  زبان ترکی آذربایجانی mahsun seven 6 1,370 ۹-۳-۱۳۹۲ ۰۱:۵۴ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت
  فال جهل سروددر لهجه لري ولكي(چل سرو) yasin_sh 1 1,556 ۲-۱۲-۱۳۹۱ ۱۰:۳۱ صبح
آخرین ارسال: lak-pesar
  شعرلری دالکه iran_dokht 1 1,254 ۲۳-۱-۱۳۹۱ ۰۲:۱۶ صبح
آخرین ارسال: salman1350
  ضرب المثل ها وزبانزدهای لری iran_dokht 11 2,432 ۲-۱۰-۱۳۹۰ ۰۱:۲۱ صبح
آخرین ارسال: iran_dokht

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن