http://www.ads.iran-forum.ir/banner/img/sarzaminblog.gif

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
نویسنده پیام
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2491 بار در 1135 ارسال
ارسال: #1
چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان

[تصویر:  parastoo.jpg]

پرستوهای عابر !!!
پرستو ، ای ریاضیدان مشهور که دشمن گردد از مشهوریت کور

تو ای آنکس که بر ما بند کردی زخود ما را تو ناخرسند کردی

بلا گشتی و در این وضع مشکل شدی بر من چو عزرائیل ، نازل

پرستوهای عابر بی شمارند که کاری هم به کار ما ندارند

تو بین این همه مرغ مهاجر شدی بر بنده بدبخت ، ظاهر؟

عزیز من مگر کاری نداری که پا در کفش مخلص میگذاری؟

مرا با فایل اوراقت چه کار است که خویت مثل برج زهرمار است؟

تو که درکی از این سیستم نداری چرا پا روی دمبم میگذاری؟

گرفتم اینکه فایلت را کنم پاک چنین باید تو پیراهن کنی چاک؟

به هر کس میرسی غیبت نمایی؟ کنی بدگویی و این بی حیایی؟

مرا از بس که این فایل تو آزرد ز فایلت جان تو حالم به هم خورد

****

بیا و از سر ما دست بردار مرا در جای خود آرام بگذار

نمیخواهد دهی تکلیف خود را برایت رد کنم ده بیست ، یکجا

تو که هر دم غلط باشد جوابت چرا اینسان شده آشفته خوابت؟

تو که دهها error در لیست داری به بی تکلیفها فرقی نداری

تو را گرپاک شد برنامه ، غم نیست که بهر کپ زدن ، تکلیف کم نیست

اگر من نمره ات را بیست دادم یقینا احترامت را نهادم

تو این را باج پنداری؟ پرستو تو تا این پایه رو داری پرستو؟

****

تومارا بسکه کودن میشماری برامان نام “تن تن ” می گذاری!!!

گمان داری نمیدانم من این را که رامین “ترک خر” گردیده آنجا؟

چرا اینسان به رامین بی وفایی؟ مگر خود بچه اسپانیایی؟

تو که گشتی در آنجا ثبت احوال شوی زین مطلب بی مزه خوشحال

نمیدانی که اینجا چیست نامت؟ چگونه بر زبان آید کلامت؟

تو گویی بنده را شلغم گرفتی پسرها را تو دست کم گرفتی؟

پسر گر لج کند با دختر ای دوست بدان کز کله دختر کند پوست

کند کاری که از مغزت پرد هوش کنی اسم خودت را هم فراموش

****

به والیبال بس پر ادعایی چنان گویی که در ورزش خدایی

تو که گویی چنین است وچنان است بیا کاینجا مکان امتحان است

بیا یک روز تیمی کن مهیا بیاور پنج بازیکن ز کوبا

بگو تا بی درنگ آماده گردم نمایم تک به شش روی ترا کم

توو آن پنج تن یک تیم گردید اگر گیمی ز من بردید مردید

اگر چه ادعا اصلا ندارم شما را زیر ده جا میگذارم

نسوزد گر دلم قدری برایت چنان اسپک زنم بر دست و پایت

که از دردش شوی مفلوک و بیمار به بهداری برندت با برانکار

نبین سیگاری و بیچاره گشتم ز ترس درسها آواره گشتم

من آن بودم که کلی میپریدم به اسپک ، تورها را میدریدم

ز ضرب اسپکم سرها شکسته است چه بند تورها از آن گسسته است

تو با آن پیکر مافوق سنگین رجز خوانی چنان بازیکن چین؟

تو گر ده سانت از جایت پریدی ز چشم خویش دیدی هر چه دیدی

دگر باید سخن زین بحث برداشت ادب را لاجرم باید نگه داشت

وگرنه یار گوید از حسودی : نمیدانستم اینسان هیز بودی

****

بیا و این زمان جانپرستو ز تن تن یک سخن مردانه بشنو

بجای گشت “بازارسپاهان” و یا هر هفته رفتن سوی تهران

بیا بنگر کمی بر درسهایت که میسوزد دلم دختر برایت

وگرنه بی سواد و خوار گردی شوی مشروط و بی مقدار گردی

****

نوشتم چند بیتی تا بخوانی از این امر مهم غافل نمانی

که گر لغزد کمی در درس پایت ندارد هیچ سودی عشوه هایت

وگرنه من به تو کاری ندارم به فایلت قصد آزاری ندارم

به من چه کپ زدی تکلیف خود را؟ به من چه زشت هستی یا که زیبا؟

به من چه اینکه ورزشکاری ای دوست؟ به من چه ادعاها داری ای دوست؟

به من چه میروی هرروز گردش؟ به من چه اسم ولگردیست ، ورزش؟

بمانی؟number به من چه اینکه استاد زبانی ولی در معنی

مرکز میرسد دست؟tapeاست؟ مرا بر tapeبه من چه فایل تو بر روی

در لیست داری ولیکن انتظار بیست داری؟ error به من چه ده

به من چه نیم ترمت را شدی هشت؟ به تهران کم بکن هی رفت و برگشت

****

خلاصه اینکه مخلص را رها کن به ما این لطف در راه خدا کن

به خیرت نیست امیدم ، مکن شر مکن اوضاع زارم را تو بدتر A (87)A (87)

****

1 – number

2 – tape

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
يك دختر دانشجوي ترم اولي و يك دختر دانشجوي ترم آخري چگونه به دانشگاه مي‌روند ؟(طنز)
مدح دانشگاه آزاد از زبان سعدي !
یک تمرین انگشت همه فن حریف برای درمان انواع بیماریها!
راهنمای مدیران برای استخدام کارمندان جدید (طنز)
روش هایی برای جلوگیری از عاشقی _طنز
طرح خلاقانه برای تنبیه کودکان !!!
مطلب طنز خواص ازدواج برای دختر خانم ها
توصیه هایی برای تمامی ماههای سال ( طنز )
مطلب طنز درباره سیر تحول دخترا در دانشگاه …
شکلکهای جدید یاهو برای خواهران !!!!!
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۶-۴-۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2491 بار در 1135 ارسال
ارسال: #2
RE: چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
کارنامه مهندسی !!!(خوان اول ..ثبت نام و امتحان)

[تصویر:  rostam.jpg]

بسی رنج بردم در این سال سی که مدرک بگیرم زبد شانسی

نشد، دادم از کف همه زندگی نهادم به سر افسر بندگی

نبودم اوایل چنین ناتوان که بودم به سر موی و بودم جوان

نه تن خسته و ناتوان بودمی نه اینگونه نامهربان بودمی

نه اهریمنی طینتی داشتم نه بر خوی بد عادتی داشتم

کنون بشنوید اینکه بیچاره من چه سان گشته‌ام اینچنین اهرمن

بود شرح احوال من بس دراز ولی قطره ای گویم از بحر، باز

به هوش و خرد شهره بودم به شهر نبودی چو من درس خوانی به دهر

به کنکور و در رزم کنکوریان زدم تستها را یکی در میان

به کف آمدم رتبه‌ای زیر صد نیارد چو من رتبه کس تا ابد

خیالم که دیگر مهندس شدم نبودم خبر زینکه مفلس شدم

به خود وعده‌ای نیک دادم همی که چون در خط درس افتادمی

بیابم اگر صد هزاران کتاب زنم از خوراک و ببرم ز خواب

چنانش بخوانم به روزان و شب که خود گردم از کار خود در عجب

ولیکن چو پایم بدینجا رسید نبیند دو چشمت که چشمم چه دید

به هنگامه ثبت نامم دمار برآمد به یک روزه هفتاد بار

به «آموزش»اش چون گذارم فتاد رخ سرخ من رو به زردی نهاد

چو دادندمی صد هزاران ورق به رخساره زردم آمد عرق

چنان بی کس و خسته ماندم به صف که رست از کف کفش مخلص علف

پس از آن چو دیگر به صف ماندگان به یک نمره گشتم من از بندگان

بماند…، پس نمره‌ای گم شدم جدا از خود و شهر و مردم شدم

به خود گفتم این زندگی بهتر است ره دانشم راه پر گوهر است

گذشتم از آن فکر پیشینه‌ام که من دیگر آن شخص پیشین نه ام

به من چه که دیگر کسان چون کنند؟ به من چه، چه در کار گردون کنند؟

به من چه فلانی دل آزرده است؟ به من چه خر مش رجب مرده است؟

که دانش چراغ ره آدم است کلید در گنج این عالم است

چو فرصت غنیمت شمارم کنون مرا علم و دانش شود رهنمون

پس از آن به مکتب نهادم چو پای ز یک درب چوبی بسی بی صدای

به رزم اندر آمد یکی اوستاد بگفتا: شکاری به دام اوفتاد

بچرخید و گردید و غرید و گفت: در این پهنه یکدم نشاید که خفت

که من دکترا از فلان کشورم یل سر سپاه فلان لشکرم

کنون گفته باشم به آغاز درس ز کس گر نترسی، ز مخلص بترس

بگفتم که درست بسی ساده است کدامین خرا ز درست افتاده است؟

بگفتا که : درسم بسی مشکل است خیالات تو بچه جان ، باطل است

چنانت بکوبم به گرز گران که پولاد کوبند آهنگران(1)

پس از آن سخنها و آن سرگذشت دوماهی چو از آن سخن‌ها گذشت

ریاضی یکم نمره بر شیشه زد هزاران غمم تیشه بر ریشه زد

علومی چو بر بنده لشکر کشید سپاه معارف به دادم رسید

گرفتم یکی بیست از ریشه‌ها نشد کارگر زخم آن تیشه‌ها

پس از آن معارف ز من قهر کرد دهانم ز تلخی چنان زهر کرد

به تالار و در گرمی ماه تیر درآمد ز در اوستادی چو “شیر”(2)

بگفتا که در رزم نام آوران بدان،‌ خوان اول بود امتحان

فراهم شد از جمع ما لشگری یکی پهلوان‌تر از آن دیگری

اتودها کشیده همه از نیام که باید نمودن به دشمن قیام

فرودآمد آن یل چو از پشت زین ببست افسار رخش خود بر زمین

کشید از نیامش سوالات را بگفتا که حل کن محالات را

سپه را به یک غرش آرام کرد یلان را چنان اسب خود رام کرد

بگفتا که درسم بسی ساده است؟! کدامین خر از درسم افتاده است؟!

کنون گر توانی بیا بچه‌جان به فنی تو خود را زچنگم رهان

نشستم چنان سنگ بر صندلی به خود گفتمی اینکه ول معطلی

برو فکر دیگر بکن ای جوان مگر ترم دیگر شوی پهلوان

شدم بر خر نحس شیطان سوار دو صد حیله را چون نمودم قطار

به یک روزه صدها گواهی بکف به ظاهر پریشان و در دل شعف

بگفتم که من موقع امتحان ببودم به بستر بسی ناتوان

که رحمی کن ای پهلوان رهنما بیا بر من اکنون تو راهی نما

کنون تا نیفتم به حال نزار برونم کش از پهنه کارزار

دو ترمی در این نابرابر نبرد دگر از چه آرم سرت را به درد

هزاران کلک را زدم بیش و کم که شاید برون آیم از پنچ و خم

رهی پرفراز و خم اندر خم است در این ره هزاران چو من رستم است

یکیشان به رخش و یکی مرده رخش یکی با درفش و یکی بی درفش

هر آن یک در اندیشه کارزار مگر آخر آید غم روزگار

1 – بعدها این بیت را فردوسی هم بهمین شکل استفاده نموده است !!!

2 – *************** ! A (52)A (87)A (87)
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۶-۴-۱۳۸۸ ۱۱:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2491 بار در 1135 ارسال
ارسال: #3
RE: چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
UNIVAC نامه !!!! :)

یادش به خیر UNIVAC کامپیوترmain frame دانشگاه …. چه پوستی از کله مون کنده میشد با اون کارتهای پانچ 80 ستونی … با اون دنگ و فنگهای امنیتیش …. آقای طلایی مسئولش ، آقای رضایی اپراتورش ، نوار tape ، ترمینالهاش که حسرت کار کردن باهاشون چند سال به دلمون مونده بود ! ، رفع اشکال …، I.O ،” کش” بازی !!!…
[تصویر:  univac9400.jpg?w=349&h=264]

جا داره همین جا از دوست بسیار عزیزم آقای مهندس مهران شکرانی برای تکمیل این شعر که 3-4 بیتش یادم نبود و ایشون برام فکس کرد کمال تشکر خودم رو ابراز کنم

ضمنا ، اصطلاحات این شعرو فقط اونایی که کلی وقت تو مرکزکامپیوتر IUT کار کرده باشن دقیق میفهمن !!!!

——————————————————————

ایکه صد سلسله دل در خم هر مو داری

باز دل میبری از خلق؟ عجب رو داری !!!

file احساس و وفای تو delete گشته مگر…

که به دل عادت چنگیز و هولاکو داری؟

source برنامه غمهای من احضار شود

تا تو صد eof@ در خم گیسو داری !

آه اگر جمله چشمان تو اجرا نشود !

زانکه بالاش، دو comment ، ز ابرو داری !!!

NO ERROR داده خدا در همه اعضای تو لیک …

دو ، سه Warning در آن چشم سخنگو داری

Copy @ کرده خدا روی تو را از مهتاب

زین سبب اینهمه دیوانه به هر سو داری

هرچه اندر طلبت سعی و تلاش ADD@ شد!

تو به دل IF و به لب جمله GO TO داری

free@ گشتی و گشته است assign م x@@ !!!

در گریز از بر من شیوه آهو داری !

resume_p نکنی چند خط از بهر دلم؟

این جفا چیست که با ما تو پریرو داری؟

شد TRACE اینهمه زیبایی و معلوم نشد

که به چشمان سیاهت تو چه جادو داری

غم توصد رقم افزوده به ابیات(1) fat ام !!!

ایکه صد سلسله دل بسته به هر مو داری !!!



1 – جمع مکسر bit است نه بیت !
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۶-۴-۱۳۸۸ ۱۱:۴۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2491 بار در 1135 ارسال
ارسال: #4
RE: چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
درس احتمالات

الا استاد درس احتمالات

دگر دق کرده ام از این مقالات

“فضای احتمال ” و” Sample space”

“ضریب شانس” و از اینسان عبارات

به جان تو ندیدم در همه عمر …

“مساعد حالتی ” از “جمله حالات “!!!

منم دانشجوی مشروط و بدبخت …

تویی استاد با فضل و کمالات

چو کازینو شود توی کلاست …

ز تاس و سکه و اینگونه آلات !

بیا جای قمار و شیر یا خط

به من آموز قدری از کمالات !

یقین دارم که اندر نرد و شطرنج

شوی یا مارس ، یا افتی به شهمات !

سه ترم است اینکه در دستت اسیرم

چنان ماهی که در انبار شیلات

بده یک نمره ی “پاسی ” از این درس

مگر ممکن شود روزی محالات !!!
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۶-۴-۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2491 بار در 1135 ارسال
ارسال: #5
RE: چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
لامپ را کش نرویم !

لامپ را کش نرویم !!!

آخر این دزدی لامپ …

از کجا میخورد آب ؟ !!!!

و چرا از سر شب تا دم صبح …

کله ها می شکند؟ !!!

لامپ را کش نرویم …

شاید این نور ضعیف …

روشنی بخش اتاقی باشد !

دل پردردی شاید …

میرود دست به آب …

چه ضعیف است این برق !

و چه کم نور این لامپ !!!

مردم سر بطری(1) …

چه صفایی دارند !

سقفهاشان پر نور…

لامپهاشان نور افشان باد !

من ندیدم خودشان …

بی گمان میدانم …

دست آنها کج نیست !!!

ماهتاب آنجا …

میکند روشن پهنای اتاق !

مردم سر بطری می دانند …

“استکی(2)” بی رحم است ….

و “شماعی (3)” بی حال !!!

مردم سر بطری …لامپ را می فهمند !!

کش نرفتندش …

ما نیز ….

لامپ را کش نرویم !
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۶-۴-۱۳۸۸ ۱۱:۵۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مشخصات كاربر:
admin
مدیر کل ایران فروم
********
مدیر کل سایت
ارسال ها:38,094
محل سکونت : تهران آفلاین
تاريخ ثبت نام: ۳ اسفند ۱۳۸۷
عضو شماره:1
اعتبار: 160
مدال تولبار الکساآپلودر فایلبرترین ارسال کننده
   
سپاس ها 590
سپاس شده 2491 بار در 1135 ارسال
ارسال: #6
RE: چند شعر طنز برای دانشگاه و دانشجویان
صدای پای استاد !!!

[تصویر:  cc6a24cd-6f75-4861-8fb7-3cd90190bbca1.jp...&h=221]

اهل دانشگاهم…

روزگارم خوش نيست!

ژتوني دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقي !

اوستادی دارم … ، بهتر از شمر و یزید!!!

دوستانی همه چون من مشروط!!!

و اتاقی که همین نزدیکیست …

پشت آن کوه بلند !!!

***

اهل دانشگاهم…

قبله ام آموزش…

جانمازم جزوه ، مهرم میز!

مشتق از پنجره ها ميگيرم!!

همه ذرات مخ من متبلور شده است!!!

درسهايم را وقتي مي خوانم كه خروس ، مي كشد خميازه !!!

مرغ و ماهي خواب است !

***

اهل دانشگاهم …

پيشه ام کپ زدن است!!!

گاه گاهي هم ، مي نويسم تكليف ، مي سپارم به شما …

تا به يك نمره ناقابل بيست… ، كه در آن زندانيست …

دلتان تازه شود!!!

چه خيالي ، چه خيالي ، ميدانم…

کپ زدن بيهوده است!

خوب ميدانم ، دانشم کم عمق است !

***

پدرم پشت سه ترم …

پدرم پشت سه مشروطی پی در پی ، اخراجی شد!!!

پدرم وقتی رفت …

پاسبانها همه استاد شدند !!!

مرد استاد از من پرسيد :

” چقدر نمره ز من مي خواهي؟ “

من از او پرسيدم :

” تو به من میدی چند؟!!!“

پدرم …

استاتیک را از بر بود …

و کوئیز هم میداد …

کپ هم میزد …

خط خوبی هم داشت !!!

***

خوب يادم هست…

مدرسه ما باغ آزادي بود.

درسها را آن روز ، حفظ میکردم در خواب!!!

امتحان چیزی بود ، مثل آب خوردن!!

درس بي كرنش مي خواندم …

نمره بي خواهش مي آوردم !

تا معلم پارازيت مي انداخت…

همه غش مي كردند !

وکلاس …

چقدر زيبا بود !

و معلم چقدر حوصله داشت!

درس خواندن آنروز…

مثل يك بازي بود!

كم كمك دور شدم از آنجا …

بار خود را بستم …

عاقبت رفتم در دانشگاه …

به محيط خشن آموزش!

من به دانشكده برق سرايت كردم!!

رفتم از پله شیمی بالا…

تا ته ماشین دو!!!

تا هوای خنک سازه یک !!!

من به دیدار کسی رفتم در آموزش …

رفتم رفتم تا حذف !!!

***
چيزها ديدم در دانشگاه…

من گدايي ديدم آخر ترم…

در به در مي گشت ، يك نمره قبولي مي خواست !

اوستادی دیدم…نمره هایش را میکرد حراج!!!

من کسی ديدم ، از دیدن یک نمره ده …

دم دانشکده پشتک میزد!!!

دختری را دیدم …

کلکولس را میخواند…

و به لیت هولد بد و بیرا میگفت !!!

اتوبوسی دیدم …

پر دانشجو بود …

و چه سنگین میرفت!!!

اتوبوسی دیدم…

یک عدد صندلی خالی داشت!!!!

دختری را دیدم…

که به ترمینال نفرین میکرد!

اتوبوسی دیدم…

کسی از روزنه پنجره میگفت : کمک !!!!!

نشئه ای را دیدم …عاشق علم مواد !!!

شاعري ديدم، هنگام خطاب…

به بشرمی گفت سبو!!!

و اسيد نيتريك را…جاي مي مي نوشيد !!!

همه جا پيدا بود…

همه جا را ديدم.

***

سفر سبز چمن تا کوکو!!!

بارش اشك پس از نمره تك!!!

جنگ آموزش با دانشجو!!!

جنگ دانشجویان …

سر ته دیگ غذا !!!

جنگ نقلیه با جمعیت منتظران !!!

حمله درس به مخ

حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر !!!

فتح يك ترم به دست ترميم!!!

قتل یک نمره به دست استاد!!!

قتل يك لبخند در آخر ترم !!!

همه جا پیدا بود…همه جا را ديدم.

***

اهل دانشگاهم اما…

نیستم دانشجو!

کارت من گم شده است!!!

من به مشروط شدن نزدیکم.

آشنا هستم با…سرنوشت همه دانشجویان.

نبضشان را میگیرم.

هذیانهاشان را می شنوم ، می فهمم !!!

من ندیدم هرگز نمره بیست !!!

من ندیدم استاد… نمره اش را بفروشد به کسی!

من ندیدم که کسی…ترم آخر باشد!!!

من در این دانشگاه…چقدر مضطربم!!!

و پرم از مقیاس…

تا بخواهی فرمول…

تا بخواهی اعداد …

تا بخواهی قانون …

من به يك نمره نا قابل ده خشنودم !!!

و به ليسانس قناعت دارم!!!!!

***

من نمي خندم اگر دوست من مي افتد…

من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند …

من نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد !!!

من در اين دانشگاه…

در سراشيب كسالت هستم!!!

خوب مي دانم استاد …

كي كوئيز مي گيرد…

اتوبوس ، کی می آید …

خوب میدانم…

برگه حذف كجاست !!!

***
من نمیدانم …

که چرا میگویند :

” برق یک رشته خوب است و معدن بالعکس !!! “

کشف معدن چه کم از رشته قدرت دارد؟!!

چشمها را باید شست !

جور دیگر باید اندیشید !

***
هر کجا هستم باشم …

سوبسید مال من است!!!

تريا ، نقليه ، دانشكده از آن من است!

چه اهمیت دارد…گاه اگر میروید…خار بی نظمی ها؟

رختها را بکنیم …

پی ورزش برویم …

سوله در یک قدمیست !!!

و نگوییم که افتادن مفهوم بدیست …

و نخوانیم کتابی که در آن فرمول نیست …

بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم!

و بدانیم اگر حذف نبود…

دست ما در پی چیزی میگشت…

و اگر سلف نبود …

همگي مي مردیم…

و بدانیم که نقلیه اگر یک روز تعطیل شود …

همگی میمانیم !!!

و نخواهیم مگس …

برود از در تریا بیرون!!!

و نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود…

كار ما نيست شناسايي مسئول غذا !!!

کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی…

پیوسته شناور باشیم !!!

كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها …

كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ…

پي اصلاح ERROR ها بد ويم !!!!!
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...

۶-۴-۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  يك دختر دانشجوي ترم اولي و يك دختر دانشجوي ترم آخري چگونه به دانشگاه مي‌روند ؟(طنز) Adel_Transporter 1 1,062 ۳-۶-۱۳۹۲ ۰۴:۴۶ صبح
آخرین ارسال: امشاسپند
  طنزنوشته های جدید خنده دار Lord Forum 284 9,699 ۱۲-۵-۱۳۹۲ ۰۵:۳۴ عصر
آخرین ارسال: parisa 13
  عاشقي از زبان مشاغل مختلف eli joon 1 574 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۳:۳۰ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت
  طنز جالب و خواندنی از دنیای زن و شوهر ها Adel_Transporter 2 658 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۳:۱۳ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت
  سوالات جالب دختران در کنکور خواستگاری لو رفت Adel_Transporter 2 710 ۱۵-۴-۱۳۹۲ ۰۳:۱۰ عصر
آخرین ارسال: موج مثبت

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
به ایران فروم امتیاز دهید

به اين صفحه امتياز دهيد

با تشکر از حمايت شما