درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۱۱-۵-۱۳۹۳, ۰۴:۵۲ صبح


 
دکتر مریم یوسفی
سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
جمله هاي عاشقانه
نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #1
جمله هاي عاشقانه


اين جمله ها روتقديم ميكنم به اوني با وجودش به زندگيم آرامش روبگردون

ميدونم كه هچ كدوم از اين جمله هانمي تونه لايقش باشه

ازت ممنونم

ازت متشكرم

كه هميشه پيشم هستي

شما هم اين جمله ها رو تقديم به بهترينتون كنيد


دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج!!

  

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم

 بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

 

 مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي

 چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم

 را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم

 

 چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ

 وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن

 اي کاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست

 

 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي

پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

 عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست

 

 من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم، نگاهت را مگير از من...که با آن عالمي دارم!

 

 کاش زندگي شعر بود تا برايش يک دنيا شعر مي سرودم تا با آهنگش در خلوت

 بي کسي هايش هيچوقت تنها نماند کاش زندگي قصه بود تا برايش يک دريا

قصه مي گفتم تا همسفر با ماهيهاي آزاد هميشه اقيانوس خوشبختي را پيدا کند

 

 يادگارهاي سبز سالهاي بهار افشان تيک تيک لحظه هاي دور از تو و عبور

 غريبانه ترين چکاوک هاي عاشق... مسافر! انتقام غريبي است رفتنت!!

 

 براي ديدن من دلت را ديده کن ديدي که تنهايم؟!

 

 از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد

 و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!

 

 دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم

من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر

 شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام

 کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام....

 

محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه

میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم

وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

 

 نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

 

 دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است

 صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

 

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری

چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 

 

 سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم

 من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

 

 کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند

 بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

 ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری

یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...

 

 

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم ....

 چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ......

 چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای

تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام




موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه انگلیسی با معنی فارسی
اس ام اس عاشقانه

۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۲۱ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #2
RE:جمله هاي عاشقانه

شکسپیر:  

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ...  

خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد !  

خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری  

بگذاری ...  

خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد.

۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۲۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #3
RE:جمله هاي عاشقانه

 

در حواشی شعرهایم،
همیشه طنین ِ ممتد ِ طعنه را شنیده ام!
که : شاعران از فتح ِ قله های قیود و قافیه بازآمده اند
و تو گریه های مکرر خود را ترانه می نامی؟
اگر اینگونه بود،
هر کودکی شاعر و هر انشای کودکانه
همنام ِ ترانه بود!
می شناسم این اهالی ِ همهمه را!
در عبور از معابر ِ باد،
شاعران ِ بسیاری را دیده ام!
شاعرانی که به لطف ِ عینکهاشان شاعر شدند!
شاعرانی که مویشان را از وسط فرق می گرفتند،
تا شاعر تر شوند!
شاعرانی که گفتند : « - ساده ایم! » و ساده نبودند!
گفتند : « - عاشقیم! » و عاشق نبودند!
گفتند : « - به رسم اینه رفتار می کنیم! »
ولی اینه ها را شکستند
و تنها از طراوت ِ تن ها ترانه نوشتند!
باور کن راضی به گشودن ِ درگاه ِ گرد گرفته ی شان نیستم.
اما ببین چگونه پاپیچ ِ این پای پیاده می شوند!
هر چند،
آنها که از خطوط ِ خوابهای من خبر ندارند!
آنها که تابحال،
جز خواب ِ چراغ سبز ِ چهارراه ِ خیابانشان،
خوابی ندیده اند!
بگذار دلشان به همین هفته های همهمه خوش باشد!
وقتی نام ِ زغفران می شاید،
آنها به یاد ِ شله زرد می افتند!
هیچ شاعری در دفتر ِ شعر ِ خود ننوشت:
زعفران گل ِ زیبایی ست!
از ضمیر ِ زنگار بسته شان
به جز تکرار ِ طعنه و تردید
انتظاری نمی رود!
بگذار ندانند که رگبار ِ گریه های من،
از کجای آسمان آب می خورد!
ولی می خواهم تو بدانی! گُلم!
می خواهم تو بدانی!
پدر بزرگم همیشه می گفت
وقتی شبانه به کابوس ِ بی نور ِ کوچه می روی،
برای فار از زوایای ترس
آوازی را زمزمه کن!
من همه برای پُر کردن ِ این خلوت ِ خالی ترانه می خوانم!
برای تاراندن ِ ترس!
به خدا از این کوچه های بی سلام،
از این آسمان ِ بی کبوتر می ترسم!
بامها را ببن!
دیگر کسی بادبادک نمی سازد!
در دامنه ی دست ش کودکان،
تیر و کمان حرف ِ اول را می زند!
می ترسم از هزاره ای دیگر،
نسل ِ گلهای سرخ منقرض شده باشد!
می ترسم نوه های این ماهی ِ سرخ هم
با خیال ش رسیدن به دریا،
دور ِ حصار ِ همین حوض ِ نیمه پُر
بچرخند و ُ
پیر شوند و ُ
بمیرند!
می ترسم تو نیایی و من،
تا همیشه همسایه ی این سایه های سرشکسته شوم!
می ترسم!در قید و بند ِ تکمیل ترانه هم نیستم!
می دانم که دنیا شبیه ترانه هایم نیست!
تنها برای دوری ِ دستهایمان زمزمه می کنم!
حالا اگر این طایفه ی بی ترانه را
تحمل شنیدن ِ آوازهای من نیست،
این پهنه ی پنبه زار و این گودال ِ گوشهایشان!
بگذار به غیبت قافیه هایم مُدام نق بزنند!
بگذار از غربال ِ نازادگان بگذرم!
بگذار جز تو کسی شاعرم نداند!
مگر چه می شود؟
اصلاً دلم نمی خواهد به وقتِ رفاقتم با قلم شاعر باشم!
می خواهم در خیابان شاعر باشم!
وقتی راه می روم،
آواز می خوانم،
گریه می کنم!
وقتی گربه ی گرسنه ی کوچه را،
به نان ِ نوازشی سیر می کنم!
می خواهم آواز ِ دُهُل را از نزدیک بشنوم!
می خواهم تمام رودها را تا سرچشمه شان شنا کنم!
می خواهم تمام فانوسهای فاصله را روشن کنم!
می خواهم یک بار،
فقط یک بار ترانه ای به سادگی ِ سکئت ِ کودکان بنویسم!
آنوقت دفترم را ببندم،
بیایم روی همان نیمکت ِ سبز ِ انتظار بنشینم،
صدای پای تو را از پس ِ پرچین ِ پارک بشنوم،
چهره ات را در ظهرهای دور ِ آن پائیزِ خوب بخاطر بیاورم
و بمیرم!
به همین سادگی!
ساده بودن را از پری ِ کوچکی آموخته ام،
که با بوسه ای می مُرد و با بوسه ای به دنیا می آمد!
اما در این میان رازی هست.
که تنها تو از زوایای آن با خبری!
بگو بدانم! بی بی باران!
گرمای ناب ِ دومین بوسه ی معجزه، ایا
بر گونه های خیس ِ گریه ی من
خواهد نشسمبهوت
در این جهان چون برهوت مبهوت
آه ای پدر مگر
گندم چهقدر شیرین بود ؟
و سیب سرخ وسوسه حوا را
در دامن فریب چرا افکند ؟
نفرین به دیو وسوسه
نفرین به هوشیاری
آری عقاب شیطان را
من در بهشا دیدم
و نیز رنج آدم و حوا را
دراین زمین زندان
و رنج جاودانه انسان
دیدم مرا
این غرق در ملال
دیو محیط من این دوی اضطراب
می کاهد از درون چو چناران دیرسال
ناگه
مشام جان را
از باغ عشق رایح ای مست می کند
گفتی که باغ عشق بهشت است
در باغ عشق او
از پله های مرمر
با قامتی بلندتر از افرا
می آمد
و عطر روحپرور اندامش
ذرات نور را
در شور و شوق و وسوسه می آورد
دیدم که دستهای سپیدش
انبوه گیسوان سیاهش را
آشفته می کند
دیدم که انعطاف نگاهش
پرواز پک چلچله ها بود
ناگاه دیدگان چو گشودم
چه وحشتی
دیدم فریب بود فروپوش دهشتی
دیدم که با تمام ظرافت او
ازهم گسیخت
ریخت فروریخت
هیچ شد
چه خوابهای نغز طلایی را
پنداشتم
نقش حقیقتی ست
چه جامه های فاخر
بر قامت بلند تمنا
در هاله های رویا
بردوخته
چه شعله های سرکش
در باغهای پندار افروخته
چه صادقانه و معصوم
در شعلههای سرکش آن عشق
سوخته بودم ...

 

۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۲۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #4
RE:جمله هاي عاشقانه

 

یک نفر هست که از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا می‌خواند
گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم می‌ماند
یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست‌
مثل لحظات خوش کودکی‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌
یک نفر هست که چون چلچله‌ها
روز و شب شیفته پرواز است
توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است
یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم می‌روید
آسمان، باد، کبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمین می‌گوید
یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا می‌خواند!

 

رویا

۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۲۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #5
RE:جمله هاي عاشقانه

 
یکی اومده به خــــــوابم آتــــیشی انداخته جونم
 
یکی که دلش سفیده تو نگاش عشقو می خونم
 
کاش بمونه توی قلبـــــــم تا همــــیشه در کنارم
 
نمی خوام چشـــــمی ببینه تا نـــظر بشه خیالم
 
به کسی چیزی نمــــــی گم تا بمونه توی خوابم
می خوام دردمــــــو بدونه تــــــا بشه محرم رازم
 
می شه حرفا رو بهش گــــفت تـوی تنهایی ذهنم
 
آره اون می مــــونه پیشم همه جـا حتی تو قلب

 

۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۲۵ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #6
RE:جمله هاي عاشقانه


از آتش پرسیدم محبت چیست؟          گفت از من سوزانتر است
از گل پرسیدم محبت چیست؟            گفت از من زیباتر است
از شمع پرسیدم محبت چیست؟         گفت از من عاشق تر است.
از خودش پرسیدم تو کیستی؟          گفت نگاهی بیش نیستم
۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۲۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر جدید بدون ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24
تاریخ عضویت: ۲۱ خرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #7
RE:جمله هاي عاشقانه

آمدم تا مست و مدهوشت كنم اما نشد

عاشقانه تكيه بر دوشت كنم اما نشد

آمدم تا از سر دلتنگي و دلواپسي

گريه تلخي در آغوشت كنم اما نشد

آرزو كردم كه يك شب در سراب زندگي

چون شراب كهنه اي نوشت كنم اما نشد

نازنينم، نازنينم

ياد تو هرگز نرفت از خاطرم

آمدم تا اين سخن آويزه گوشت كنم اما نشد

شعله شد تا به دل خاكستر احساس تو

لحظه اي رفتم كه خاموشت كنم اما نشد

بعد از آن نامهربانيهاي بي حد وحصر

سعي كردم تا فراموشت كنم اما نشد

اگر نتوانيم آزاد زندگي نمائيم ، بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال کنيم .

در ستمیم ..
۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۳۰ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #8
RE:جمله هاي عاشقانه

دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند یک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت یک پرده تور
که تو هر روز آن را
به کناری بزنی
دل من ساکن دیوار و دری
که تو هر روز از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغچه بود
که تو هر روز به آن می نگری
دل من را دیدی؟
ساکن کفش تو بود...
یادت هست؟
۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۳۱ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #9
RE:جمله هاي عاشقانه

 

زندگی را دوست دارم به شرط آنکه : (ز) آن زندان نباشد (ن) آن ندامت
نباشد (د) آن درماندگی نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ی) آن یاس نباشد
دوستی یک حادثه و جدایی قانون است. بیا حادثه آفرین و قانون شکن باشیم
نگو بار گران بودیم و رفتیم. نگو نامهربون بودیمو رفتیم آخه اینها دلیل
محکمی نیست بگو با دیگران بودیم و رفتیم
•      برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم برای
هزارمین بار به دروغ گفتم : نه ! هیچوقت ... تا مبادا دلش بشکنه
•      کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است... شاید دیگر چشم
براهم نمی گذاشتی
•      غروب شد، خورشید رفت آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت ناگهان
ستاره چشمک زد آفتابگردان سرش را پائین انداخت... گل ها هرگز خیانت نمی
کنند.
•       آنگاهکه بادستانت واژه عشق را برقلبم نوشتی سواد نداشتم ، اما
به دستنانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد
ندارم.
•      عشق مثل آب می مونه می تونی توی دستات قایمش کنی اما آخرش
دستاتو باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره چکه می کنه و بدون اینکه
بفهمی می بینی دستت پر از خاطره هاست.

عشق
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسیدند
عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد. از استاد تاریخ
پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان. از استاد زبان پرسیدند
عشق چیست؟ گفت:همپای love است . از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟
گفت : محبت الهیات است . از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق
تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد. از استاد ریاضی پرسیدند عشق
چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد.

ای کاش جمله زیبای دوستت دارم
بی هیچ غرضی بر زبان ها جاری بود!

ای کاش از گفتن دوستت دارم،
از ترس سوءتفاهم ها و غلط اندیشی ها باز نمی ایستادیم،

ای کاش محبت را بی هیچ چشمداشتی
حتی چشم داشت محبت،
به او که دوستش داریم هدیه میدادیم

 

۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۳۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر جدید بدون ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 24
تاریخ عضویت: ۲۱ خرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #10
RE:جمله هاي عاشقانه

خدایا

از عشق امروز من

چیزی برای فردا بگذار

نگاهی،

یادی،

تصویری،

خاطره ای......!

برای آن هنگام که فراموش خواهم کرد

که...

روزگاری چقدر "عاشق" بودم!

اگر نتوانيم آزاد زندگي نمائيم ، بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال کنيم .

در ستمیم ..
۲۱-۳-۱۳۸۹ ۱۰:۳۳ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اس ام اس برای خنده shifo 11 2,648 ۴-۶-۱۳۸۹ ۱۰:۰۰ عصر
آخرین ارسال: marcelo
  اي همنفس *HESsAM* 5 1,791 ۱-۶-۱۳۸۹ ۰۷:۰۰ عصر
آخرین ارسال: mari-nina
  اس ام اس عاشقانه nazi.jon83 9 2,312 ۱-۶-۱۳۸۹ ۰۸:۳۳ صبح
آخرین ارسال: golandam
  اس ام اس عاشقانه انگلیسی با معنی فارسی *HESsAM* 1 1,946 ۲۸-۵-۱۳۸۹ ۰۸:۰۵ صبح
آخرین ارسال: yasaman@
  اس ام اس طنز و سرکاری مخصوص ماه مبارک رمضان *HESsAM* 1 902 ۲۵-۵-۱۳۸۹ ۱۰:۳۵ عصر
آخرین ارسال: silvery

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن