درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۸-۶-۱۳۹۳, ۱۲:۱۴ صبح


 
پرداخت قبوض رویال بلاگ
سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
♥◄♥ واقعا دل به دل راه داره ها ! ♥◄♥
نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #1
♥◄♥ واقعا دل به دل راه داره ها ! ♥◄♥

شنيديد ميگن دل به دل راه داره؟

توي زندگيتون تا حالا پيش اومده كه
از يكي خيلي بدتون بياد ولي هيچ موقع ابراز نكنيد؟ و احساس كنيد اونم دقيقا
همون احساس رو به شما داره؟

و همين طور از يكي خوشتون بياد، بعداً
معلوم شِه اونم از شما خوشش مي اومده؟

يكي از دوستام مي گفت يه روز
كه رفته بودم بانك، تا چشمم به تحويلدار بانك افتاد، ناخودآگاه احساس كردم
اصلا ازش خوشم نمياد، گذشت تا اينكه وقتي نوبتم رسيد و باهاش سلام و عليك
كردم، بِهِم گفت آقا ببخشيد ولي من اصلا از شما خوشم نمياد، همين طور كه
بُهتَم زده بود بهش گفتم راستش منم از شما بي اختيار خوشم نمي اومد ولي به
روم نياوردم!!.

عجيب بود! نه؟!

حالا ذهنتون را از بديها و بد
اومدنا جارو كنيد و بياين سر محبت و دوست داشتنهايي كه مثل نسيمي تو دل مي
وزَد و سينه رو خنك مي كنه.

بعضي وقتها دل آدم برا چيزهايي غش
ميره كه حتي يك بار هم اونارو نديده.

بذاريد واژه هامو اصلاح كنم، و
اينطور بگم كه: من با چشمِ سرم نديدم اما از كجا معلوم، شايد دلم با چشماي
خودش ديده؟!

داستان دل و عاشق شدناشو اينا، داستاني پر سوز و
گدازِ كه حكايتهاي هفتاد من درباره اش گفته شده كه هر چه بيشتر پاي آن مي
نشيني بيشتر مي فهمي كه دل آدمي، آدمي است كامل كه سر و چشم و گوش دل رو
يكجا دارد و مي بيند و مي پسندد و مي خواهد و...

اين معادله ي دو
مجهولي رو براي بدست آوردن كساني كه هي دلتونو ياد مي كنن حتماً حل كنيد:

دل
شما هر روز چند بار ياد كي مي افته؟؟!!

شما مي گيد دل تو اين كاراش
حساب و كتابي هم داره؟

يا نه، همين جوري يه بار از اين خوشش مياد و
يه بارم از اون؟

قبل از اينكه شما نظرتون رو ارسال كنيد من نظرمو
بگم؟

به نظر من همون طور كه خودمون كوچولو بوديم و، كم كم بزرگ شديم
و، در اين حركت از هر روزمون يه خوشه برداشتيمو، رو حساب يا بي حساب يه
چيزايي رو ياد گرفتيم و، خلاصه ته كار شديم آدم الان، با اين طرز تفكرِ...!
و با اين علاقه ها و سليقه ها؛ دلمونم اولش كوچولو بود و ساده و پاك، كه
كم كم بزرگ شد و مطابق آنچه بخوردِش رفته بود بار اومد.

دلمون هم
واسه خودش سليقه دار شد.

و نتيجه ي حرفم اينكه دل هم بي حساب و كتاب
جايي نميره، بلكه هر طور كه بار اومده با همون فرهنگ و با همون ملاك و
معيار كار مي كنه.

حسن ميگه به امام رضا گفتم: ما رو از دعا فراموش
نكنين.

امام فرمودند: تو فكر مي كني من تو رو يادم ميره؟


كار
سخت شد!!

خودمون كم بوديم حالا بايد دلمون رو هم بپّاييم كه كجاها
ميره و با كيا مي گرده.

بله! واقعاً بايد دلمونو بپّاييم كه با كيا
دم خوره؟، از كيا خوشش مياد؟، و كيا رو هي ياد مي كنه؟

راستي دل
شما هر روز چند بار ياد كي مي افته؟؟!!

اين معادله ي دو مجهولي رو
براي بدست آوردن كساني كه هي دلتون رو ياد مي كنن حتماً حل كنيد.

اگر
دلتون روزي دو سه بار ياد كاراي بد بد مي كنه، بدونيد اونكه عاشق كاراي
بده (همون شيطونو ميگم ديگه) دقيقا همون موقع اونم تو نخ شماست.

و
اگه با آدم خوبا و كاراي خوب و ... دم خوره، مطمئناً حور و پري هم با دل تو
دم خورند.

باور كنيد حرفام درباره رفت و آمدهاي دل راسته! ميگيد
نه! اين داستانو گوش كنيد.

يك روز آقايي به نام "حسن ابن جهم" امام
رضا _عليه السلام_ رو مي بينه و...

حسن ميگه به امام گفتم: ما رو از
دعا فراموش نكنين.

امام فرمودند: تو فكر مي كني من تو رو يادم
ميره؟

حسن ميگه: تا امام اين جواب رو دادند پيش خودم فكر كردم و با
خودم گفتم: خوب ايشون كه برا شيعيان و دوستانشون دعا مي كنن، منم كه از
شيعيانشون هستم؛ و جواب امام رو دادم كه: نه! شما منو فراموش نمي كنين.

امام
فرمودند: چطور اينو فهميدي؟

گفتم: من از شيعه ها و دوستاي شمام و
شما هم كه برا شيعه هاتون دعا مي كنين!

بعدش امام فرمودند: بغير
اين، چيز ديگه اي هم فهميدي؟

حسن ميگه گفتم: نه!

و امام
فرمودند: هر وقت خواستي كه بداني پيش من چه داري! نگاه كن به آنچه كه من در
نزد تو دارم.

يعني ببين من تو دلت برات چه جاگاهي دارم و از اون
نتيجه بگير كه تو هم پيش من در همون جايگاهي.

داستان جالبي بود!
نه؟!

حالا فكر كنم با اين حديث باورتون شده باشه كه "دل به دل راه
داره"

و باورتون شده باشه كه " دل هر جا كه بهش عادت كرده و خوشش
اومده و باهاش بزرگ شده راه ميزنه"

و باورتون شده كه "از اين به بعد
بايد حواسمون به رفت و اومداي دلمون باشه كه با كيا بِده بستون داره"

فكر
كنم وقتشه كه همين امروز، بي معطلي، بريم سر صندوقچه ي دل و، ببينيم چيا
از كيا داره و بعد بفهميم كه از خودمون چي پيشِ كي داريم.

يه نكته
رو حيفم اومد راجع به "حسنِ" قصه مون نگم و اون اينكه ايشون چه آدم بزرگي
بوده كه دلش دم خوره دل نازنيني چون امام رضا _عليه السلام_ بوده.




موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
آذری شعرلری: هرکی در مورد یه شاعر آذری اطلاعات داره بذاره اینجا + یه شعر از شاعر
داستان شعر زیبای مهرداد اوستا ( واقعا زیباست)
روزی که قلب کوروش شکست (واقعا زیباست)
۱۰-۵-۱۳۸۹ ۰۹:۰۶ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #2
RE:♥◄♥ واقعا دل به دل راه داره ها ! ♥◄♥




شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.

پسرک با خودش میگفت: خدایا کمکم کن چرا هر وقت میبینمش نمیتونم
حرفهامو بهش بگم.
سپس با خودش میگفت فردا حتما بهش میگم و این قولی
بود که هر شب به خودش میداد ولی فردا که باهاش روبرو میشد طبق معمول قلبش
شروع میکرد به تپیدن و نمیتوانست در برابرش سرشو بالا بگیره و تو
چشماش نگاه کنه و حرفشو بزنه وقتی کنارش بود تو قلبش داد میزد که دوستت
دارم و با خودش میگفت کاش او هم میشنید.دخترک او را پسری مودب و سر به زیر
میدانست با هم دوستای صمیمی بودن و دخترک همیشه او را برادر میخواند و این
کلمه برای پسر همانند خنجری بود بر قلبش همیشه با خودش میگفت کاش مرا برادر
نمیخواند در این صورت راحتتر میتوانستم بگویم چه احساسی نسبت بهش
دارم.پسرک در عشق دخترک میسوخت و میساخت .یه روز دخترک با او تماس گرفت و
او را به جشن عروشیس دعوت کرد و از او خو است شاهد عقدش باشد پسرک داشت
دیوانه میشد اگه بهش گفته بود الان اوضاع جور دیگری بود میخواست نرود ولی
دخترک او را به عنوان برادر و شاهد عقدش دعوت کرده بود.پسرک رفت و شاهد عقد
عشقش شد. پسرک گاه گاهی او را میدید و همیشه به خاطر این که کوتاهی کرده و
باعث شده بود عشقشو از دست بده ناراحت بود . روزگار گذشت دخترک از شوهرش
جدا شد وبعد از جدایی بیشتر همدیگر رو میدیدن دخترک با او به عنوان یک
برادر درد دل میکرد.و این کار او را سختتر کرده بود چون میبایست به عنوان
یک برادر رفتار کند.دخترک دیگر ازدواج نکرد و پسرک هم به دیدن او راضی بود
وقتی دخترک از او در مورد ازدواج میپرسید پسرک چیزی نمیگفت و دخترک با خودش
میگفت حتما به خاطر کسی که دوستش داره تا حالا صبر کرده و چیزی
نمیگفت.حالا هر دو به سن میانسالی رسیده بودن روزی به پسرک خبر دادند که
دخترک در اثر بیماری که داشته مرده است.پسرک این بار به مراسم تشیع جنازه
عشقش رفت و با دستان خودش عشقش را برای همیشه خاک کرد.بعد از مرگ عشقش دیگر
کاملا تنها شده بود و روزگار را با یاد و خاطره او میگذراند .روزی در خانه
نشسته بود در زدند ،در را که باز کرد پستچی بود جعبه ای به او داد روی
جعبه نوشته شده بود )به دست برادرم برسد) جعبه را که باز کرد وسایل دخترک
بود که وصیت کرده بود به پسرک بدهند.در بین وسایل دخترک ، پسرک دفتر خاطرات
دخترک را یافت آن را باز کرد در اولین صفحه آن که مربوط به زمان جوانی اش
بود چنین نوشته شده بود:خیلی دوستش دارم احساس میکنم نمیتوانم بدون او
زندگی کنم کاش او مرا دوست داشت و مرا خواهر خود نمی پنداشت....


((پس واقعا راسته که میگن دل به دل راه
دارد.تو این داستان هر دو همدیگرو دوست داشتن اما هیچکدوم جرات بیانشو
نداشتن .نمیدونم واقعا تقصیره کدومشون بود قضاوت با شما))

۱۰-۵-۱۳۸۹ ۰۹:۱۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #3
RE:♥◄♥ واقعا دل به دل راه داره ها ! ♥◄♥


واسه دلی مینویسم که عاشقه



شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . باید ابتدا در گروه ایران فروم عضو شوید برای عضویت سریع کلیک کنید.
شنیدین
دل به دل راه داره واقعا این طوره اگه دو نفر از همو واقعا واسه هم بخوان
چنین اتفاقی میافته . دیروز صبح با نگرانی خواصی بیدار شدم به دلم برات شده
بود که امروز یه چیزی هر دومون رو ناراحت خواهد کرد چطور حدسشو زده بودم
همون اتفاق افتاد البته اتفاق برای من نیافتاده بود اما درد اون یه جورایی
درد منم محسوب میشد خلاصه خیلی ناراحت بودم اما با خلاقیتی که از آقای
اصغری در مورد بیرون از آمدن ناراحتی یاد گرفتم تونستم از اون حال و هوا هر
دومون رو در بیارم و بخندونمش کاره سختیه هم بتونی خودتو از یک شرایط سخت
بیرون بیاری و هم یکی دیگر رو اما تونستم .

امروز بعد گذشت چندین مدت
از آشناییمون دیگه احساس کامل و بدون شکی بهم دست داده که کسی رو که
میخواستم اینه . تصمیم رو وقتی گرفتم که عقلم بر تصمیم گیری حکم میکرد نه
دلم . تحقیق ، سوال همه و همه از جمله کارایی بود که در تصمیم گیریم نقش
داشتن .


۱۰-۵-۱۳۸۹ ۰۹:۱۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #4
RE:♥◄♥ واقعا دل به دل راه داره ها ! ♥◄♥


سلام به همه دوستان
خوب بعد از خوندن مطالب بالا شما نظز تون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟


واقعا دل به دل راه داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چقدر عبارت "دل به دل راه داره
"را قبول دارید ، آیا این عبارت به طور کلی صحت داره ؟




ممنون میشم اگه جواب بدید و اگه مطلب جالبی مثل مطالب بالا دارید اینجا بنویسید

۱۰-۵-۱۳۸۹ ۰۹:۳۱ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
غایب
ارسال‌ها: 1,512
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس ها 0
سپاس شده 10 بار در 9 ارسال
ارسال: #5
RE:♥◄♥ واقعا دل به دل راه داره ها ! ♥◄♥

انسان توانايي هاي شگرفي داره كه به مرور زمان و بعلت بكار نبستن آن كمرنگ
شده است از جمله تله پاتي (ارتباط مغز به مغز) و حس ششم و ديدن با چشم سوم
...

اطراف هر انسان هاله اي نوراني وجود داشته كه حكماي عهد عتيق بدون معاينه
بيمار و فقط از طريق ديدن بيمار بگونه اي كه من از آن به ديدن با چشم سوم
ياد ميكنم قادر بوده اند از تغيير رنگ هاله نوراني به بيماري شخص پي ببرند
... در ضمن هر انسان از خود تشعشعاتي صادر ميكند كه اگر با تشعشعات صادر
شده از طرف شما جور در نيايد احساس ناخوشايندي بطور ناخود آگاه به شما دست
ميدهد..... و يا برعكس

يا اينكه شما به ياد كسي مي افتيد كه ناخودآگاه او هم در همان لحظه بياد
شماست كه اين به ارتباط مغز به مغز يا دل با دل بر ميگردد كه ما از آن به
دل به دل راه داره تعبير ميكنيم...

توانايي پيشگويي هم جزو توانايي هاي انسانهاست .... توانايي هاي انسان بي
نهايت است فقط بايد روش پرورش استعدادهاي نهفته خود را بشناسيم ...

رسد آدمي به جايي كه بجز خدا نبيند .... بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت
۱۰-۵-۱۳۸۹ ۰۹:۴۲ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  این شعر از کیه ..بقیه اش چیه؟ nasrinit 362 24,408 ۳-۵-۱۳۹۳ ۰۱:۴۵ صبح
آخرین ارسال: mahya28
  بانوی سکوت.... mahsun seven 305 1,697 ۲۴-۴-۱۳۹۳ ۱۱:۳۱ عصر
آخرین ارسال: یلداخسرونژاد
  جملات قصار از بزرگان DeViL 598 34,331 ۲۱-۳-۱۳۹۳ ۰۳:۰۸ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
  ۞ تاپیک شعرها و جملات عاشقانه و زیباوسخنهای جالب ۞ NINJA_KNIGHT 3,474 174,748 ۱۸-۳-۱۳۹۳ ۰۲:۵۳ صبح
آخرین ارسال: کتابخواندن
Heart عاشقانه nasrinit 143 12,814 ۱۱-۳-۱۳۹۳ ۱۱:۴۳ صبح
آخرین ارسال: ghanbari93

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن