درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۳-۴-۱۳۹۷, ۱۲:۰۲ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
نامه های یك دختر ترشیده به سیندرلا!
نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 14,148
تاریخ عضویت: ۱۲ خرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 90
سپاس ها 84
سپاس شده 484 بار در 427 ارسال
ارسال: #1
نامه های یك دختر ترشیده به سیندرلا!

نامه اول:
سیندرلای خوشگل خوش قد و بالایِ كمر باریك عزیزم، سلام !امیدوارم توی قصر مرفهان بی درد، حسابی بهت خوش بگذرد !وای ی ی ... نمی دانی چه قدر خوشحالم از اینكه دارم نامه ای برای تو می نویسم تا دل پر خودم را حسابی خالی كنم!- البته نه از اون لحاظ !- خوش به حالت !كاش یك خورده از شانس تو هم نصیب من ِ بدبخت می شد . اصلاً مگر قدیمی ها نگفته اند كه زشتها، شانسشون بیشتره؟ !پس چرا من ِ ایكبیری !- درسته كه حقیقت تلخه !اما به هرحال نمی شه كتمانش كرد !- آنقدر بد شانس هستم. آه سیندرلا ...كاش بودی و مرا در آغوش گرمت می فشردی و به من می گفتی كه باید چه غلطی بكنم تا لااقل یك مردتیكه الدنگ ... .


نامه دوم:
خیلی دِپرس شدم سیندرلا جان !از خودم بدم آمده ... فكر می كنم بوی گند ترشی می دهم !آن هم ترشی لیته ای كه مثل من درب و داغون و لهیده است !جلوی آینه كه می ایستم، می بینم آنقدرها هم كه گمان می كنم، زشت نیستم. دماغ گنده ام را كه همین یكی دو ماه پیش برده ام زیر تیغ جراحی و تبدیل به یك بینی سر بالای كار درستش كردم !چروكهای پوستم را كه سه هفته پیش دادم كشیدند تا معلوم نشود، سی و دو سال دارم!برای چشمان بابا قوریم، یك هفته پیش یك جفت لنز سبز یشمی ِ خال خال پشمی خریدم !تازه پریروز هم مش و مانی كور و پدی كور و ... كردم !پس دیگر به قول شاعر خدابیامرز: بی وفا !حالا چرا؟ !حالا كه مثل قرص ماه شده ام و به پایت افتاده ام كه مرا به كنیزی قبول كن، چرا قبولم نمی كنی و مثل لوتی های عاشق پیشه، پاشنه در خانه مان را از جا در نمی آوری؟ !هان ؟ !هان...؟ !پرسیدم هان؟!


نامه سوم:

به خدا دیگه خسته شدم سیندرلا جان !غرغرهای بابا از یك طرف و حسرت خوردنهای مامان از طرفی دیگر دارد دیوانه ام می كند . بابا دم به دقیقه داد و هوار می كند كه: دختر !تو را به مقدسات عالم كمتر به خودت بمال!آبرو داریم ما والا... هر چه قدر هم كه خودتو به آب و آتیش بزنی، شوهر نیست عزیزم !دختر كه سنش از 25سالگی گذشت باید فاتحه ازدواج رو هم بخونه دخترم، می فهمی؟ !مامان هم دایم به چهره ام زل می زند و بعد انگار كه دخترش جذامی باشد، اوهو اوهو می زند زیر گریه، بعد هم می گوید: الهی مادرت بمیره !غصه نخور عزیزم !مردم شانس دارند، ماهم شانس داریم. آخه من نمی دونم این دختر عموی ككی مكیت با اون خونواده دگوریش چیش از تو بالاتره كه باید بهترین شوهرو تور بزنه، اما تو... به خاطر پول بابا شونو دیگه. اگه بابا ی تو هم مثل دادشش یه جو عرضه داشت، الان وضع ما این نبود. مادرت پر پر بزنه دختر ... اوهو ... اوهو...!


نامه چهارم:
امروز داشتم آلبوم دوران دانشگاهم را ورق می زدم . یادش به خیر !چه قدر زور زدم تا لااقل یك شوهر پیدا كنم، اما یك نصف شوهر هم نصیبم نشد كه نشد !چشمم به عكس این پسره نامرد، ارژنگ كه خورد؛ می خواستم روی عكسش عق بزنم !پسره بی لیاقت!چه قدر خرجش كردم بی خودی !روز مرد برایش كت و شلوار مارك دار خریدم!روز ولنتاین بهش یك mp4 هدیه دادم !اما آخرش چی؟ !با یكی از دختر های لوس و ننر ورودی جدید ازدواج كرد. دختره عینهو میمون بود، فقط دو تا چشم سبز داشت كه با همان چشمهای قورباغه ای رنگش شوهر مرا - ببخشید مرد كاندیدی مرا برای ازدواج آینده !- قاپید و رفت !الهی كه تو جوونیش بیوه بشه !الهی كه ارژنگ، سرش هوو بیاره !الهی كه جز ***** بزنه!الهی كه ...آه ...آه ...آه ...سیندرلای عزیزم من شوهرمو می خوام م م م م م م م!


نامه پنجم:
سیندرلای عزیزم !یادم رفت بگویم كه تازه بعد از دوره كارشناسی در دوره كارشناسی ارشد هم قبول شدم و باز هم كلی برای شوهر یابی روزها و هفته ها و ماهها و سالها - دو سال!- تلاش و كوشش بی وقفه كردم، اما هیچ ثمره ای نداشت !مطمئن بودم اگر در مقطع دكتری شركت می كردم و قبول می شدم دیگر حتماً موفق به ازدواج می شدم، اما حیف كه پدرم اجازه نداد و گفت: من دیگه توان پرداخت شهریه دانشگاه آزاد را ندارم. خب ...دختر ! یه خورده خودتو جمع و جور كن، بشین برای دانشگاه دولتی درس بخون. مگه تو چیت از آن دختر خاله خنگت با اون بابای خل وضعش كمتره كه اون باید دانشگاه تهران درس بخونه و تو دانشگاه آزاد، اونم كجا ؟ واحد كتول آباد سفلی !ای خاك بر سرت دختره بی عرضه!


نامه ششم:
آه سیندرلای خوش شانس و عزیز !اكنون كه قلم بر دست گرفته ام؛ دوست دارم به جای جوهر قلم، اشكهای چشمان من كاغذ سفید نامه ام را خیس كند، بلكه تو دلت برای من فلك زده بسوزد و راز موفقیتت را برای من شرح دهی !اوهو... اوهو ... حتماً می پرسی كه چرا گریه می كنم، راه ؟ !اوهو... اوهو... آخه امروز تولدم بود . اوهو ... اوهو... شاید الان با خودت بگویی: دختره دیوانه !خب اینكه گریه نداره !اوهو ... اوهو... من هم باید در جواب به شما بگویم چرا نداره آخه، امروز سی و ساله شدم و باز هم هیچ خبری از شاهزاده و اسب سفیدش نشد كه نشد حتی توی خواب !اوهو...اوهو... .


نامه هفتم :
دیروز حسابی اشكت را در آوردم نه ؟ !خب ...بگو ببینم، چه طوری سیندرلا جان ؟ !چه سؤال احمقانه ای !چرا باید بد باشی آخه ؟ !با اون شوهر خوشگل خوش تیپ مرفه بی درد بی كس و كارت!راستی !تا به حال به این موضوع فكر كرده ای كه چه قدر سعادت داشتی كه شوهرت، خواهر و مادر ندارد و تو از دست نیش زبانشان كه الهی نصیب گرگ بیابان نشود، راحتی ؟ !بگذریم...سیندرلا جان !امروز رفتم پوشكا بچه تهرون توی خیابان ولیعصر. لیدا می گفت فروشنده اش، دوست شوهرش. مجرده، پولدار هم هست . گفتم شاید با یك نگاه - مثل فیلمهای درپیت ایرانی!- عاشقم شد و اومد خواستگاریم!اما می دونی مرتیكه الاغ بهم چی گفت ؟ !چی ؟ !گفت شما چه قدر خوشگل و با شخصیتین ؟ !با من ازدواج می كنین ؟ !نه بابا !زهی خیال باطل !ما از این شانسهای شما نداریم سیندرلا خانم. گفت: مادر جان !درخدمتیم. چی می خواستین. مانتو، روسری، شلوار، پیراهن ... نمی دانی كه چه حالی شدم. انگار دیگ آب جوش را روی سرم خالی كردند. آخه من نمی دانم سی و سه سال هم سنه كه باعث بشه این احمق ِ كودن منو با مادر عجوزه اش اشتباه بگیره؟ !نه !تو بگو خداییش ... .


نامه هشتم :
خیلی از دستت ناراحتم سیندرلا جان !آخه بی معرفت تازه به دوران رسیده، من برای تو این همه نامه نوشتم و تو حتی یك بار هم پاسخی به نامه هایم ندادی. چی فكر كردی، اگه فرشته مهربون نبود باید تا آخر عمرت كلفتی نامادریت با اون دو تا دختر منگلشو می كردی !حالا برای من شاخ شدی ؟ !وای ی ی ... من چه قدر بی ادب شدم خدا... ببخشید دوست خوبم !اگه اینها رو نمی گفتم، روی دلم می موند و رودل می كردم !راستش را بخواهی كمی به تو حسودی ام می شود، می دانی چرا؟ آخه تو یك بار، فقط یك بار آن هم سهواً كفشت را روی پله های قصر یك شاهزاده مجرد جا گذاشتی و موفق به ازداوج با او شدی، اما من صد بار كفشم را عمداً روی پله های خانه پسران مجرد جا گذاشتم و هیچ بخاری از هیچ كدامشان بلند نشد .

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
يك دختر دانشجوي ترم اولي و يك دختر دانشجوي ترم آخري چگونه به دانشگاه مي‌روند ؟(طنز)
قابل توجه دختر خانومای عزیز و البته با جنبه
عاشق شدن دختر
تفاوت دختر در ایران و آمریکا (طنز)
دعای دختر مجرد...دعای زن متاهل....(حتما بخونید)
نامه پسر به پدر
نامه ی عاشقانه ی غضنفر
سیندرلا (نسخه جدید)
تبلیغات لغت نامه ی مهندسین در مقابل کارفرمایان(طنز)
نامه ای به خدا و کارمند بی شرف پست!!!

حتی روز" مرگم "هم با هم تفاهم نداریم
من سفید میپوشم
تو سیاه...
۱۳-۵-۱۳۸۸ ۰۸:۳۳ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #2
RE: نامه های یك دختر ترشیده به سیندرلا!

:):):):)

خدایی خیلی خندیدم ... بچه ها حتما بخونیدش
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۱۳-۵-۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #3
RE: نامه های یك دختر ترشیده به سیندرلا!

راستی بهتر نیست این مطالب رو توی تالار دخترونه بنویسید تا دیگر دختر خانم ها هم بخونن یاد بگیرن ؟
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۱۳-۵-۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 14,148
تاریخ عضویت: ۱۲ خرداد ۱۳۸۸
اعتبار: 90
سپاس ها 84
سپاس شده 484 بار در 427 ارسال
ارسال: #4
RE: نامه های یك دختر ترشیده به سیندرلا!

(۱۳-۵-۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ صبح)MKGUL نوشته شده توسط: شما قادر به مشاهده لينک ها نمي باشيد . برای عضویت سریع کلیک کنید.راستی بهتر نیست این مطالب رو توی تالار دخترونه بنویسید تا دیگر دختر خانم ها هم بخونن یاد بگیرن ؟

نه دیگه موضوع رو فمنیستی نکنین A (69)

حتی روز" مرگم "هم با هم تفاهم نداریم
من سفید میپوشم
تو سیاه...
۱۳-۵-۱۳۸۸ ۱۰:۲۰ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  شعرطنز با موضوع دماغ عمل نکرده:) پریماه® 0 693 ۹-۱-۱۳۹۵ ۰۶:۲۳ عصر
آخرین ارسال: پریماه®
Wink شعر طنز درباره عید نوروز از ایرج میرزا زندگی کن 0 661 ۱۲-۱۲-۱۳۹۴ ۰۴:۲۷ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
  جالبه!!!! atish73 29 4,997 ۱۰-۳-۱۳۹۴ ۰۵:۰۸ صبح
آخرین ارسال: *پرستو*
  طنز جالب و خواندنی از دنیای زن و شوهر ها Adel_Transporter 4 2,263 ۱۷-۹-۱۳۹۳ ۰۲:۰۴ صبح
آخرین ارسال: *پرستو*
  مطلب هایی که هیچ جا پیدا نمیشه Lord Forum 98 16,919 ۲۹-۳-۱۳۹۳ ۱۰:۲۵ صبح
آخرین ارسال: *پرستو*


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان