درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۳۰-۷-۱۳۹۳, ۱۲:۲۸ عصر


 

سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
بررسی نقوش تخت جمشید
نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,826
تاریخ عضویت: ۱ مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 30
سپاس ها 1
سپاس شده 20 بار در 19 ارسال
ارسال: #1
بررسی نقوش تخت جمشید

پارسه
بررسی نقوش برجسته تخت جمشید
پژوهش: داوود جهان پناه

(این یکی از مقالاتیه که واسه دانشگاه (درس شناخت هنر گرافیک) نوشتم. خیلی روش زحمت کشیدم ولی متاسفانه نتونستم عکس هاش رو آپلود کنم.)

مقدمه


ایران بزرگ با داشتن سابقه ای چند هزار ساله، یکی از اولین و مهمترین مراکز تمدن ساز جهان به شمار می رود. مردمان این سرزمین از تاثیر گذارترین انسان های کره ی خاکی هستند که در طول تاریخ با سربلندی, افتخار و حماسه سازی زیسته اند و از خود یادگارهای فراوانی به جا گذاشته اند. به همین خاطر میان گذشته، حال و آینده ی این مردم و این سرزمین به صورت مستمر یک ارتباط فرهنگی وجود خواهد داشت.
«پارسه»، که ما آن را تخت جمشید می خوانیم و غربیان آنرا پِرسِه پُلیس (persepolis) می نامند، از دیرباز به عنوان نگینی از هنر و معماری جهان باستان شناخته شده و عده ی بی شماری از دوستداران تاریخ، جغرافیا، باستان شناسی و موشوقان هنر و معماری آن را به چشم خویش دیده اند و یا در کتاب ها، فیلم ها، اسلایدها و عکس ها یافته و پسندیده اند. اگر چه تخت جمشید ساخته ی داریوش و خشایارشا و اردشیر یکم هخامنشی بوده است ولی اخلاف آنان در زمان ساسانی نیز در آنجا آثاری بر جای گذارده اند. در دوره ی اسلامی هم این مکان را محترم شمرده و آن را هزار ستون و چهل منار می نامیدند و با شخصیت هایی چون سلیمان نبی و جمشید ارتباطش می دادند. عضدالدوله ی دیلمی در آن جا دو کتیبه به خط کوفی به یادگار گذاشته و کتیبه های دیگری هم به عربی و فارسی از قرون بعد و اشخاص تاریخی دیگر در آنجا باقی مانده که آخرین آنها مربوط به اواخر دوره ی قاجار است. بنابراین تخت جمشید آئینه ای از تاریخ و فرهنگ روزگار کهن و دوره ی اسلامی ایران می باشد. بی جهت نیست که هر روز از گوشه و کنار ایران، مردم دسته دسته به تخت جمشید می آیند، و در پیکره های تراشیده از سنگش، تجلی آرمان ها و اندیشه ها و سنن دلپسند نیاکان خویش را می بینند و با فرهنگ و هنر پدران خویش آشنا می شوند و توجه به میراث ملی و کوشش در نگهداری و شناسانیدنش در آنان نیرو می گیرد.
از سوی دیگر، به سبب سیاست واقع بینانه ی کوروش و داریوش بزرگ، دولتِ هخامنشی که دولتی جهانی بود و سی قوم مختلف را –که امروز هر کدام برای خود دولت و کشوری دارند– زیر یک پرچم آورده بود، فرهنگ، هنر و آداب و رسوم هر قوم را محترم می شمرد. به همین دلیل هنر هخامنشی، نگین والای همه ی هنرهای جهان باستان بود و اگر چه طرح و هدف ها و هویت آن ایرانی بود، اجزاء آن از هنرهای مردم با تجربه ی جهان کهن -یعنی آشوریان، مصریان، اوراتوئیان، بابلیان، لودیان، ایونیان، هندوان، سکائیان و غیره- گرفته شده بود. در واقع هنرمندانِ این اقوامِ تابع هخامنشی، زیر فرمان متخصصان و کارفرمایان ایرانی در راه تحقق آرزوهای شاهان هخامنشی مجموعه ی بزرگی را بنا کردند که نه تنها میراث ایرانی بلکه میراث جهانی محسوب می شود. درست به دلیل شناخت همین حقیقت است که مرجع شناخت میراث های فرهنگی جهان –یونسکو- پارسه و پاسارگاد را که دو نگین معماری هخامنشی اند به عنوان دو «نگین معماری جهانی» در زمره ی «میراث جهانی» هنر و فرهنگ اقوام، به رسمیت شناخته و ثبت کرده است .
در این پژوهش به بخش مهمی از این مجموعه ی تاریخی –پارسه- می پردازیم. در این مقاله چندان به نوع معماری، معرفی بناها و تاریخ آنان نمی پردازیم و تنها بر روی نقوش استفاده شده در این مجموعه مطالعه می کنیم. به یقین در هر گفتار و نوشتاری، نقاط ابهام و نقص وجود دارد که پیشاپیش از خوانندگان گرامی پوزش می طلبم. لازم به ذکر است که هیچ تصویری در متن مقاله به کار نرفته است، ولی در پایان مقاله تصاویر به صورت رنگی پیوست شده اند.
جا دارد سپاس خود را پیشکش استاد عزیز و گرامی خود, «استاد بیاتی» نمایم که در گردآوری این پژوهش بسیار به من لطف کردند.










کلمات کلیدی
تخت جمشید، پارسه، آپادانا، صدستون، هخامنشیان، آشوری، ستون، نقوش انسانی، حیوانی، گیاهی، تزیینی، بعدنمایی.








نقوش تخت جمشید


نقوش به کار رفته در تخت جمشید را به می توان به چهار دسته تقسیم کرد: نقوش انسانی، نقوش جانوری، نقوش گیاهی و نقوش تزئینی. ما در اینجا به صورت دسته دسته به نقوش برجسته و مجسمه های این مجموعه می پردازیم.
اما لازم می دانم پس از آغاز بحث، خواننده را با نحوه ی «بعدنمایی در پارسه» آشنا کنم؛ زیرا این بحث پیش نیازی برای آغاز باقی بحث ها می باشد.


بعدنمایی در پارسه
در آن زمان دانش و دید بصری هنرمند تا آنجا پیش نرفته بود که بتواند نمایی سه بعدی از چیزی به نمایش بگذارد؛ و می دانیم که در تخت جمشید مبنای کار هنرمند بر پایه ی قرینه سازی می باشد، چه در معماری و چه در نقوش. اما هنرمند آن دوره از شیوه ای بسیار هنرمندانه برای نمایش بُعد در آثار خود اعمال کرده است. بدین صورت که تمامی نقوش به کار رفته در مجموعه دو بار ترسیم شده اند: یک بار نیمرخ از سمت چپ و یک بار نیمرخ از سمت راست. بزرگترین مثال نقوش هدیه آورندگان کاخ آپادانا؛ تمامی نقوش هدیه آورندگان پلکان شرقی رو به سمت راست دارند و نمیرخ راست آنان به نمایش گذاشته شده است. این در حالی است که همین نقوش در پلکان شمالی نیز نقر شده اند، با این تفاوت که این بار رو به سمت چپ داشته و نیمرخ چپ آنان به نمایش گذاشته شده است. (برای مشاهده نمونه در این پلکان ها به تصویر رنگی شماره 1 مراجعه نمایید)
مثال دیگری از آقای شهبازی می آورم: در درگاه های شمالی کاخ صدستون، در هر در گاه صد سرباز نقر شده اند، پنجاه سرباز در جرز سمت چپ و پنجاه سرباز دیگر در جرز سمت راست. اما جالب است بدانیم که در اصل در هر درگاه تنها پنجاه سرباز وجود دارند. بدین صورت که هر سربازی که در جرز طرف راست درگاه قرار دارد، در طرف دیگر درگاه نیز قرار دارد؛ ولی با این تفاوت که یک بار نیمرخ سمت چپ و یکبار نیم رخ سمت راست آن نمایش داده شده است. برای نمونه، درگاه شمالی سرباز چهارم از ردیف اول را مثال می زنیم. در جرز طرف راست، نیمرخ راست این سرباز مادی را می بینیم. بدین صورت که خنجری در طرف راست خود بسته و در طرف چپش کماندان وی قرار دارد که ما آنرا در پشت وی می بینیم. حال اگر جرز روبرو را نگاه کنیم، همان سرباز چهارم قرار دارد با این تفاوت که اینبار نیمرخ سمت چپ او نمایش داده شده است، اکنون کماندان در جلو قرار دارد و خنجر به آنطرف سرباز رفته است. در نتیجه این دو نفر یک سرباز را تشکیل می دهند. (تصویر رنگی شماره 2)
نمونه های دیگری نیز وجود دارند، مانند دو مجلس بارعام داریوش که یکی در خود مجموعه و دیگری در موزه ایران باستان قرار دارند، که این دو نیز قرینه ی یکدیگر می باشند. (تصویر رنگی شماره 3)


سر ستون ها
سر ستون های تخت جمشید شامل چهار شکل می شوند: سرستون های گاو، سرستون های شیر غرّان، سرستون های انسان و سرستون های عقاب. عمده ی سرستون های این مجموعه از جمله تالار اصلی آپادانا، ایوان های شمالی و غربی آپادانا، کاخ صد ستون، دروازه ملل، دروازه نیمه تمام، تچر، هدیش، کاخ ملکه و... با سرستون گاو نر ترئین شده است. از سرستون شیر تنها در ایوان شرقی آپادانا و سرستون انسان در تالار شورا استفاده شده است. سرستون عقاب نیز تنها در کارگاه مجموعه قرار دارد و جزو موارد تائید نشده می باشد. (تصویر رنگی شماره 4)
تمامی این سرستون ها به صورت دو موجود پشت به هم هستند که این تلفیق بسیار ماهرانه انجام شده است، که باز هم دلیل انجام چنین کاری وجود قرینه سازی و نحوه ی بعد نمایی هنرمندان این دوره بوده است. به صورتی که از هر دو طرف (پهلو و روبرو) که به سرستون ها نگاه کنیم، در جزئی ترین مواردشان قرینه هستند. در ادامه به صورت خلاصه هر سرستون مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.
سرستون گاو: این سرستون، دو گاو پشت به هم زانو زده را نشان می دهد. از این سرستون و این نقش در بیشتر جاهای مجموعه قرار دارد. این سرستون را می توان با اندازه های متفاوت در تجت جمشید یافت، گاهی با سرستونی بسیار بزرگ در تالار آپادانا مواجه می شویم که اندازه ی آن از یک مرد بلند قد نیز بیشتر است و گاهی با سرستونی کوچک در کاخ ملکه یا تچر که تنها به عنوان تزئینی کوچک بر روی ستونهای چوبی قرار می گرفته است. این سرستون و سرستون انسان نسبت به دو سرستون دیگر بسیار شلوغ تر است و علت آن استفاده از موهای فِر معروف این دوره است. در سرتاسر بدن گاو این موها قرار دارند و سینه، زیر شکم و یال آنرا به صورتی بسیار دقیق و منظم تزئین کرده است. سینه و نواری دور گردن گاو با نقوش گل نیلوفر دوازده پر تزئین شده است. همچنین در سینه ی گاو قنچه ای قرار دارد که نمونه ی آنرا می توان در نقش قبر پادشاهان (دقیقا وسط پشت بام کاخ) دید. (تصاویر شماره 5)
سرستون شیر غرّان: از این نوع سرستون تنها در ایوان غربی کاخ آپادانا به تعداد 12 عدد (2 ردیف 6 ستونه) می توان یافت. هدیه آورندگان پس از اتمام مراسم بارعام به این ایوان منتقل می شده اند. پس شاید وجود این سرستون ها در این مکان نوعی تشکر یا نمایش قدرت بوده است، به گونه ای از آقای شاپور در رابطه با این سرستون می شنویم: «پادشاهان هخامنشی با پذیرش هدایا در تخت جمشید، وفاداری رعایای خود را مورد تائید قرار می دهند، اما برای نمایش اوج عظمت و شکوه امپراطوری خود روش های دیگری نیز داشتند ». در این سرستون از آن دقت و ریزه کاری و محاسباتی که در سرستون گاو شده است، خبری نیست و بیشتری تزئینات و دقت در سر و پنجه های شیر خلاصه شده است. اما باز هم از زیبایی بسیاری بر خوردار می باشد. نحوه ی پردازش عضلات در چهره ی شیر به گونه ای که تمامی عضلات قرینه هستند، به راستی انسان را به حیرت وا می دارد. بدن شیر حالتی ساده و بدون نقش دارد و بسیار سیقلی بوده است. (تصویر شماره 6)
سرستون های انسان: این سرستون تنها در کاخ شورا قرار دارد. در واقع این سرستون، نقش یک انسان نیست. این همان گاو بالدار با صورت انسان است که در درگاه شرقی دروازه ملل و در برخی از نقش بر جسته ها قرار دارد. زیرا این سرستون نیز چهره و ریشی دقیقا مانند آنچه در دروازه ملل قرار دارد، دارد و پاهای او نیز پاهای گاو است. تاجی آشوری بر سر گذاشته، ریشی بلند دارد و سینه ی آن نیز مانند سرستون گاو است. همچنین در کناره های سینه اش از پر پوشیده شده است. این موجود الهام گرفته از نقوش آشوری می باشد، تنها با این تفاوت که هخامنشیان ابداعاتی در آن ایجاد نموده اند. (تصویر شماره 7)
سرستون های عقاب: این سرستون را که به نام «هما» شناسیم در قسمت کارگاهِ محوطه به صورت دفن شده یافته اند. از این سرستون تنها دو عدد یافت شده است که احتمالا پس از اجرای هنرمند، توسط کارفرما تائید نشده و در همان جا رها شده اند. تمامی قسمت های این سرستون با سرستون شیر غرّان به غیر از چهره یکی است. برای مثال بدن ساده و بدون نقش، پاهای پنجه دار، پشت گردن و غیره. احتمال می رود این طرحی پیشنهادی برای ایوان شرقی آپادانا بوده است، ولی تائید نشده و تنها با تغییر چهره ی آن به شیر، از سرستون شیر استفاده کرده اند. این سرستون عقابی خشمگین را نمایش می دهد که دو گوش بزرگ دارد. اما نکته ای که شاید دانستن آن جذاب باشد این است که آیا چنین موجودی با چنین سر و بدنی وجود دارد و یا تنها زاده ی تخیل هنرمند است؟ چندی پیش جنازه ی موجودی عجیب و ناشناخته در سواحل آمریکای شمالی یافت شد. این موجود جثه ای اندازه ی یک سگ شکاری داشته، پوستی چرمین دارد و منقاری استخوانی دارد. این موجود شباهت بسیار زیادی به این سرستون دارد. چه بسا زمانی هخامنشیان این موجود را شناخته بودند و سعی داشتند از آن در پارسه استفاده نمایند. (تصویر شماره 8)


ستون ها، زیر ستون ها و گل ستون ها
ستون های تخت جمشید از چهار بخش، به ترتیب زیر ستون، ستون، گل ستون و سرستون تشکیل می شده است. زیر ستونها تماماً دارای نقوش گیاهی می باشند به غیر از زیر ستون های تالار اصلی آپادانا که چهارگوش می باشند. اصولا نقوش زیرستون ها همراه با ریتم و شیار شیار می باشد. بدنه ی ستونها همگی یک شکل بوده و شیار شیار ساده می باشند. گل ستون ها نیز از دو بخش تشکیل می شده است. قمست اول که نیمی از آن مانند زیر ستونها می باشد که نیمه ی دیگر آن مانند گلی از آن بیرون آمده است. این قسمت روی سرِ ستون قرار می گرفته است، سپس بخش دیگری که شکلی چهارگوش مانند دارد که در هر طرف آن صفحه هایی را می بینیم که لبه های آن بالا آمده و گرد می شوند و در نهایت یک گل نیلوفر را در بر می گیرند، روی آن قرار می گیرد. در آخر سرستون در روی آن قرار می گیرد. تیرکی در پشت سرستون گذاشته و تیرک بزرگتر که سقف را حمل می کند روی آن می گذارند. (تصویر شماره 9)


مجسمه ها
تعداد مجسمه ها در مجموعه کم می باشد: گاو نر و ابوالهول های دروازه ملل، گاوهای ورودی صدستون، سگ های نگهبان آپادانا و گاوهای طبیعی .
گاو بالدار: پیشتر در رابطه ی میان این مجسمه و سرستون انسان صحبت کردیم. این دو مجسمه در درگاه شرقی دروازه ملل قرار دارد. ابوالهول‌هايي با سر انسان، تنه گاو و بال عقاب، جرزهاي درگاه را بر پشت نگه داشته‌اند. بر سرهاي اين‌ها تاج آشوری بلندي ديده مي‌شود به شكل استوانه، كه در بالا و پايين دو نوار مزين به گل‌هاي دوازده پر دارند و از نوار پاييني سه جفت شاخ به طور موازي روييده‌اند و شكل يك عدد 8 را درست كرده‌اند. بال‌ها به صورت داس و با پرها و شاه‌ پرهاي شكوهمند و موازي نمودار گشته‌اند، و پاها استوار بر روي سكوها نهاده شده است. اصول قرینه سازی در اینجا نیز دیده می شود و هر چه بر جرز سمت چپ می بینیم، آنطرف نیز ترسیم شده است. (تصویر شماره 10)
گاو نر: از این مجسمه در دو جای تخت جمشید استفاده شده است: یک جفت در درگاه غربی دروازه ملل و یک جفت در دو طرف ایوان شمالی کاخ صدستون. در دروازه ملل این دو گاو نر بسيار عظيم جرزهاي درگاه را بر پشت خود نگه داشته‌اند. روي اين‌ها به جهت غرب است، يعني دشت و بازديدكننده تازه وارد شده را مي‌نگرند، و پاهاي جلويشان بر سكوهايي كه 5/1 متر از كف درگاه ارتفاع دارد، نهاده شده است. اين نوع گاوانِ «دروازه‌بان» در هنر آشوري سابقه داشته، و در اين‌جا هم از همان سنت استفاده كرده‌اند، اما ايراني تنها به اقتباس بسنده نكرده، و ابداعاتي هم در آن وارد كرده. مثلاً برخلاف نمونه‌هاي آشوري كه پنج پا دارند،‌ اين دو گاو، چهارپاي طبيعي بيشتر ندارند و دو پاي عقبشان حالت حركت را نشان مي دهد. هر يك از گاوان ريشي بلند و مستطيل شكل دارد، كه با گل دوازده پر و غنچه‌اي از نيلوفر آبي آراسته شده و بر روي سينه و پهلوها و كپل و شانه و مازه هر يك رشته‌هاي بسيار مجعد مو، به صورت پولك‌هاي برجسته، نمودار است، و حلقه‌اي از گل‌هاي دوازده پر به گردن هر كدام آويخته است. در بالاي سر اين‌ها، بر جبهه دروني هر يك از جرزهاي اين درگاه و به صورت قرينه، سنگ نبشته‌اي است به سه زبان و سه خط از خشيارشا، كه بر لوحه‌هاي چهارگوش منقور گرديده. همچنین قرار بوده از این مجسمه ها در دروازه نیمه تمام نیز استفاده شود. (تصویر شماره 11)
سگ های نگهبان: در ایوان شمالی آپادانا در قسمت ورودی برج های نگهبانی دو مجسمه ی سگ زانو زده یافت شده است که اکنون یکی از آنها در موزه ایران باستان و دیگری در موزه ی خود تخت جمشید نگه داری می شد. ظاهرا از این دو مجسمه نمونه های دیگری نیز بوده است که اکنون تنها باقی مانده ی کمی از آنها در دست است (مانند پنجه و پاهای آنها). صیقلی بودن و نمایش عضلات و فیگور نشستن سگ به خوبی اوج هنر هنرمند آن دوران را نمایش می دهد، به گونه ای که تمامی عضلات و قسمت های آن کاملا طبیعت گرا می باشد و اندکی خشکی در آن نمی بینیم. (تصویر شماره 12)


نقش برجسته ها
در اینجا نقش برجسته ها را به چهار گروه انسانی، حیوانی، گیاهی و تزئینی تقسیم می کنیم و هر کدام را جداگانه تشریح می نماییم.

الف) نقوش انسانی
در اینجا نقوش انسانی را نیز بر اساس ربته و درجه بخش بندی می کنیم: پادشاه و ولیعهد، بزرگان درباری، نظامیان و نگهبانان، هدیه آورندگان و اقوام مختلف و خدمتکاران.
فیگور تمامی نقوش انسانی در تخت جمشید یک شکل می باشد و تنها به تناسب کوچکتر با بزرگتر نمایش داده شده اند، به گونه ای که به راحتی می توان یک نقش انسان این دوره را به راحتی تشخیص داد. تمامی اعضای بدن از جمله پاها و صورت همیشه نیمرخ و تنها در برخی موارد خاص شانه ها و بدن تمام رخ می شد که در نهایت همچنان سر و پاها نیم رخ باقی خواهد ماند. تنها راه تشخیص هویت اشخاص نحوه ی لباس پوشیدن آنهاست که آنها نیز تقریبا از یک قالب بهره جسته اند و اگر نقوش انسانی تخت جمشید را بدون لباس تصور کنیم همگی یک شکل خواهند بود. در ادائه خصوصیات ظاهری هر کدام را جداگانه شرح خواهیم داد.
پادشاه و ولیعهد: در تخت جمشید نقش سه پادشاه دایوش، خشایارشا و اردشیر اول به نمایش در آمده است که در ظاهر تفاوتی با یکدیگر ندارند به جر در شکل تاجی است که بر سر دارند. داریوش تاجی کوتاه و شیار دار، خشایارشا تاجی کاملا ساده و اردشیر تاجی ساده با نواری در بالای آن. نقوش اینان در نقاط زیر قرار دارد: مجلس بارعام در ایوان شمالی و شرقی آپادانا و همچنین بارعام دروازه های جنوبی و شمالی کاخ صدستون که پادشاه و ولیعهد در آن ها قرار دارند و دروازه های شرقی و غربی صدستون، برخی دروازه های کاخ تچر، هدیش، ملکه و تالار شورا که نقش پادشاه بدون ولیعهد در حالات مبارزه با اهریمن و شیر و همچنین در حال وارد یا خارج شدن به کاخ همراه با خدمتکاران می باشد در بالای آرامگاه ها نیز نقش پادشاه در حالی که کمانی به دست گرفته و در حال نیایش آتش است دیده می شود.
پادشاه در تمامی نقوش لباس فاخر پارسی بر تن دارد و ریش وی مانند نقوش پادشاهان آشوری بلند و آراسته است. لباس پارسی وی مانند دیگر پارسیان تخت جمشید می باشد، لباسی گشاد با دامنی چین دار و آستین های گشاد. ظاهرا لباس پادشاه در قسمت نبرد با اهریمن و شیر کمی متفاوت است. گویی لباس رسمی با لباس نبرد متفاوت بوده است.
اصولا نقش پادشاه و ولیعهدش (مخصوصا نقش پادشاه) همیشه بزرگتر از باقی افرادیست که در همان کتیبه کار شده اند. (تصویر رنگی شماره 13)
بزرگان درباری: بزرگان مادی به دو دسته ی بزرگان مادی و بزرگان پارسی نقسیم می شوند که نژاد آنان را از روی لباسشان تشخیص می دهیم. عموم نقوش بزرگان در تالار شورا و قسمتی از ایوان های شمالی و شرقی آپادانا به نمایش در آمده است. بيشترشان در يك دست گلي و يا غنچه‌اي معمولاً شبيه نيلوفر آبي، دارند؛ همچنان كه امروز رسم است در موقع تشريفاتي گل به دست گيريم و يا بر سينه زنيم و يا بوي خوش و عطر به خود پراكنيم، در عهد باستان هم رسم بوده است با بوي خوش و عطر گل به ميهماني بروند، واين عادت بسيار نيكو از پدران ما به يادگار مانده است. گروهي هم اشيايي كروي، شايد سيب و به و انار و يا بيضوي، شايد تخم‌مرغ رنگين، به دست گرفته‌اند؛ همه اين‌ها از ويژگي‌هاي نوروزي است. چون اين نقش ميهمانان گزيده دولتي در جشن نوروز را مي‌نمايد مشكل بتوان قبول كرد كه آن بزرگان فقط و فقط از ميان مادها و *** دست‌چين مي‌شده‌اند، و ديگر نژادگان ايراني‌ـ مانند سكاها، سغديان، خوارزميان، هراتيان، ارمني‌ها و جز آن‌ ـ را به ميهماني فرا نمي‌خوانده‌اند. پس شايد تعبير ديگري به ميان بتوان اورد، و چنين انگاشت كه اين نقوش، والاترين بزرگان سرتاسر دولت هخامنشي را نشان مي‌دهند، و جامه مادي يا پارسي در اين جا تعيين‌كننده مليت نيست، بلكه مشخص منصب است. هر گاه چنين فرضي درست باشد، اين دو صف سي‌‌و دونفري را مي‌توان نماينده نخبه‌ترين صاحب منصبان درباري (در لباس پارسي) ونظامي (در جامه مادي) ايران در عهد خشيارشا دانست. اين بزرگان گل و غنچه به دست، با طوق و ياره وگوشوار، ردا و يا بالاپوش ويژه ازادان (كه كنديز خوانده اند) و مجهز به دشنه و كماندان و تركش، براي بار يافتن صف كشيده‌اند، اما حالتشان بسيار ازادانه و غيررسمي است: يكي با پهلو دستي‌اش حرف مي‌زند، ديگري رويش را برگردانده و با پشت سريش گفت‌و‌گو مي‌كند؛‌ آن ديگري دستش را بر شانه همراهش گذاشته و توجه او را به چيزي جلب مي‌كند؛ و ديگري آن طرف‌تر، ريش رفيقش را گرفته است و با وي به شيريني و شوخي سخن مي‌راند. مثل اين است كه اين بزرگان به ميهماني يكي از «خودي‌ها» رفته‌اند، نه به بزم و جشني شاهانه. البته هم جز اين نمي‌بايست بوده باشد: اينان ستون‌ها و گردانندگان سرنوشت ايران بوده‌اند، و نيروي ايران بر بازو و خِرَدِ انان متكي بوده است، و در نتيجه مقام بلند و ارج فراوان داشته اند. اين صحنه‌ها، يكي از دلپسندترين و كمياب‌ترين نقش‌‌هاي درباري جهان باستان است و هر بيننده‌اي را شيفته مي‌سازد . (تصویر رنگی شماره 14)
سربازان و نگهبانان: سربازان هخامنشی به گونه ای اکنون نمادی از ایران کهن شده اند. سربازان نیز مانند بزرگان به دو دسته مادی و پارسی تقسیم می شوند. تمامی آنان نیزه به دست دارند و به جز در سپاه جاوید در پلکان های آپادانا و نقوش نگهبانان در جرز درها، هر جا سف سربازان را می بینیم، یکی در میان لباس پارسی و مادی به تن دارند. سربازان سپاه جاویدان که نمونه ی مشابه همین نقش را در لعاب های به دست آمده از شوش می بینیم، نمونه ی بسیار زیبای ریتم را نشان می دهد. سه سف روی هم سوار در پلکان های آپادانا جلوی بزرگان ممکلی ایستاده اند که هیچ کدام از این سربازان با دیگری تفاوت ندارد و بسیار منظم و با فاصله در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. دلیل چنین نامگذاری این بوده است که این ارتش ده هزار نفری، همیشه تعدادی ثابت داشته است. به گونه ای که به محض بیمار شدن با کشته شدن یکی از سربازان، بلافاصله سرباز دیگری جایگزین وی می شد و همیشه تعداد این سربازان ثابت بوده است. همچنین این سپاه صد فرمانده نظامی داشته است که صدستون که کاخی نظامی می باشد، نمادی از این صد نفر است. حال ده نفر نیز از بزرگترین درجه داران این صد فرمانده را فرماندهی می کردند که خود این ده نفر از پادشاه فرمان می گرفتند. حال مخموص این افراد صد و یازده نفر می شود که نمادی از 111 پله ی ورودی صفه تخت جمشید می باشد. (تصویر شماره 15)
هدیه آورندگان: عمده ی این نقوش که به گونه ای وظیفه ی عمده ی مجموعه را به نمایش می آورد در ایوان های شرقی و شمالی کاخ آپادانا و قسمت هایی از کاخ های تچر، هـ و غیره نمایش داده شده است. در این نقوش اقوام مختلفی که تحت فرمان پادشاهی ایران بوده است را نمایش می دهد که هدایایی که هر کدام متعلق به سرزمین خودشان است را به بارعام شاهی می آورند. هم چنین همین افراد را در جای دیگر در حال حمل تخت پادشاهی می بینیم. هر کدام از اینان لباس مربوط به قوم خودشان را پوشیده اند که به اختصار آنان را شرح می دهیم: (تصویر رنگی شماره 16)
1ـ مادها، 6 نفرند و اسپ، جامه و ظروف مي‌آورند.
2ـ خوزيان، 6 نفرند و كمان و خنجر و ماده شير و دو توله شير مي‌آورند.
3ـ ارمني‌ها، 5 نفرند و جامه و ظروف مي‌آورند.
4ـ هراتي‌ها، 5 نفرند و پوست پلنگ (؟) و ظروف وشتر دوكوهانه مي‌آورند.
5ـ بابلي‌ها، 6 نفرند و ظروف و جامه و يك گاو‌ميش مي‌آورند.
6ـ لوديه‌اي‌ها، 6 نفرند و ظروف و ياره و يك ارابه دو اسبه سواري مي‌آورند.
7ـ رخجي‌هاي افغانستان، 5 نفرند و شتر و پوست جانور وحشي و ظروف مي‌آورند.
8ـ‌ آشوري‌هاي بين‌النهرين، 7 نفرند و ظرف و گوسفند، جامه و مشك مي‌آورند.
9ـ كاپادوكيه‌اي‌ها، 5 نفرند و اسب و رداي مادي مي‌آورند.
10ـ مصري‌ها، 6 نفرند و گاو نر و جامه مي‌آورند.
11ـ سكائيان تيز خود، 6 نفرند و اسپ و ياره و جامه مي‌آورند.
12ـ ايونيه‌اي‌ها، 8 نفرند و ظروف و پشم و مواد بافتني مي‌آورند.
13ـ بلخيان، 5 نفرند و شتر دوكوهانه و پوست جانور وحشي وظرف مي‌آورند.
14ـ گنداريان دره كابل، 6 نفرند و گاوميش و سپر گرد و نيزه‌هاي آرايشي مي‌آورند.
15ـ پارثوي‌ها (خراسانيان كهن)، 5 نفرند و شتر و كاسه و پياله مي‌آورند.
16ـ اسه‌گرتيه‌اي‌ها (ساگارتيان كناره ماد)، 6 نفرند و اسب و جامه و مي‌آورند.
17ـ سكاهاي هوم‌پرست، 6 نفرند و ياره و خنجر وتبرزين و اسپ مي‌آورند.
18ـ هندوان، 6 نفرند و تبرزين و گورخر و كيسه‌هاي مملو از ادويه (؟) مي‌آورند.
19ـ سكائيان اروپايي (تركيه‌اي) 4 نفرند و اسب و سپر و نيزه مي‌آورند.
20ـ تازيان ناحيه اردن و فلسطين، 4 نفرند و جمازه و عبا مي‌آورند.
21ـ زرنگيان (سيستانيان باستاني)، 4 نفرند و سپرگرد و نيزه و گاو نر مي‌آورند.
22ـ ليبي‌ها، 3 نفرند و غزال آفريقايي و ارابه دو اسبه سواري مي‌آورند.
23ـ حبشيان، 3 نفرند و دندان فيل (عاج) و يك نوع زرافه مي‌آورند.
خدمتکاران: انبوه نقش خدمتکاران را در پلکان های کاخ های اختصاصی می بینیم که در حال حمل ظروف آشپزخانه و قربانی به داخل کاخ هستند که برخی از پژوهشگران نیز این نظریه را داده اند که احتمالا این اشخاص روحانیون دربار باشند، زیرا لباسی بسیار شبیه به لباس موبدان زمان ساسانی دارند. دسته ی دیگر خدمتکاران در پلکان های ایوان های آپادانا قرار دارند که ميراخور دربار، سه تن حاملان كماندان‌ها و تركش او، دو نفر برنده اورنگ كوچك شهرياري و سه نفر از مهتران شاه با نريان‌هاي دست‌كش و نژاده، و يك مهتر سالار و دو گردونه ‌ران با گردونه‌هاي سواري پادشاه نقش شده‌اند.
همچنین در برخی جاها خدمتکاران پشت سر پادشاه وظایف: نگهدارنده ی چتر، مگس پران، حوله دار، اسلحه دار و غیره را به عهده دارند. (تصویر شماره 17)

ب) نقوش حیوانی
تعدادی حیواناتی که در تخت جمشید به صورت نقش برجسته وجود دارند انگشت شمار است که می توان به موارد زیر اشاره کرد: شیر گاو کُش- ابوالهول های کوچک- شیر ماده و دو بچه اش- شتر، قوچ، اسب، الاغ و گاو های هدیه- عفریت و شیرهای در حال مبارزه با پادشاه و شیرو گاوهای کوچکی که تزئینات چادر پادشاه است.
شیر گاو کش: این نقش که تقریبا در پلکان تمامی کاخ ها به نمایش در آمده است، شیری را نمایش می دهد که کمر یک گاو را در دهان گرفته است. جالب است که صورت شیر از روبرو نمایش داده شده است و این برای هنر هخامنشی یک استثنا می باشد. در اینجا گاو نر روی دو پا بلند شده، سر و گردن را به عقب برگردانیده تا با شیری که را دو دست و چنگال، پهلوهایش را می درد و دندان های تیزش را بر پشت وی فرو کرده است، بجنگد. تعبیر این نقش مباحث بسیاری بوده است: «گروهی با توجه به رابطه ای که میان آفتاب و شیر در عالم فلکی و ستاره شناسی وجود دارد رابطه ای که میان گاو نر و نم رطوبت و باران در افسانه ها و اساتیر قائل شده اند، این نقش را به نماد پیروزی آفتاب بر آب تعبیر کرده اند، اما این فرضیه پایه ای ندارد و نیز مناسبتی میان چناچ مساله ای با نقش های دیگر تخت جمشید نیست. گروه دیگری شیر را نماینده ی اهریمن و گاو نر را مظهر اهورامزدا دانسته اند که این فرضیه مخالف دین هخامنشی و ستایشی است که هخامنشیان نسبت به اهورامزدا داشته اند. از طرفی تصویر شیر در بسیاری از جاها، مثلا در تزیین شادروان شاهی نقش شده است. بعضی نیز گفته اند که شیر نماد نیروی پیروزمند شاهی است و گاو نر، بدخواهان زورمند ولی محکوم به شکست را می نماید و در نتیجه، نقش را به پیروزی فرّ شاهی بر بداندیشان تعبیر کرده اند. اما این تعبیر هم پذیرفتنی نیست زیرا که گاو، مخلوق اهورامزدا و مورد احترام ایرانیان و رفیق آنان بشمار می رفته است و دشمن ایرانیان را بدان صورت نشان نمی داده اند؛ به علاوه گاو در هنر هخامنشی، پاینده و نگهدارنده بشمار می رفته و این امر از وجود جرزهایی که به شکل گاو و سرستون هایی که به شکل گاوان دوسر مسلم می شود.
به گمان ما بهترین تعبیر این صحنه، تفسیر نجومی آن است که می توان چنین ارائه داد؛ چون این مجلس همواره قسمتی از یک صحنه ی کلی است که خود، مراسم سالانه ای را نشان می دهد، پس باید با زمان خاصی از سال رابطه داشته باشد. همه می دانند که از قدیم الایام، شیر یکی از صورت های فلکی و یا برجی نجومی بوده است (برج اَسد) و همواره در هنر، نجوم و ادبیات، با خورشید مربوط و بلکه یکی بوده است. در حقیقت هم سر و یال شیر به خورشید ماننده است، گاو نر نیز از علائم فلکی است (برج ثور) و هنگامی که خورشید به منزل گاو می رسد بر ن تفوق می یابد.
در حدود 500 پیش از میلاد ورود خورشید –و بنابراین، نماد آن یعنی شیر- به برج گاو در نزدیکی اعتدال ربیعی (نوروز در تقویم کنونی) بوده است و احتمال این که نقش شیر گاو کش به این واقعه ی نجومی و در نتیجه به زمان جشن نوروز ربط داشته باشد زیاد است.» (تصویر شماره 18)
ابوالهول های کوچک: معمولا این نقش را در حال نگهبانی از نقش فَروَهَر و یا کتیبه ی پادشاه می بینیم. که معمولا به صورت جفت و قرینه به کار می روند. نام مناسب دیگری نمی توان برای این نقش استفاده کرد. زیرا در افسانه ها موجودی که بدن شیر و سر انسان دارد را ابوالهول می نامند. در اینجا نیز ابوالهول به شکل شیری بالدار با سریک انسان تاجدار (دقیقا مانند دروازه های غربی دروازه ملل و سرستون های تالار شورا)، روبروی هم نشسته اند و یک دست خود را به علامت احترام به سوی نقش فروهر بلند کرده اند. در اینجا نیز نقش مایه های آشوری را می بینیم. (تصویر شماره19)
شیر ماده و دو توله اش: این نقش در ایوان های آپادانا در قمست هدیه آورندگان به نمایش در آمده است. هدیه آورندگان خوزی در کنار باقی هدایای خود یک شیر ماده و دو توله اش را نیز می آورند. ماده شیر با حالتی نگران و خشمناک سر برگردانده، توله هایش را می نگرد که دو شیر بان، به زور آنها را گرفته و می آورند. این تنها حیوان ماده ای است که در تخت جمشید نقش شده است. اینجا باید این نکته ی مهم را یادآور شویم که خوزستان استان پرنعمت و توانگری بوده و پذیرفتنی نیست که به عنوان باج سالانه، توله شیر و ماده شیر به درگاه می فرستاده، پس باید قبول کنیم که این حجاری، آن چنان که برخی از غربیان ادعا می کنند، سان «باج پردازان» را نمی نماید، بلکه سان «هدیه آوران» را مجسم می کند. (تصویر شماره 20)
حیوانات هدیه: در پلکان های ایوان های شرقی و شمالی آپادانا در نقوش هدیه آورندگان، برخی از مهمانان همراه را هدایای خود حیواناتی را نیز همراه با خود به عنوان هدیه می آورند. در اینجا این حیوانات سعی شده طبیعت گرایانه باشد. نمونه ی آن را می توانیم در حجاری گاو هدیه مثال بزنیم که کاملا با فرم گاوهای نمادین تخت جمشید متفاوت است و کاملا طبیعت گرایانه است. (تصویر شماره 21)
عفریت ها: همانطور که قبلا گفتیم در برخی از دروازه کاخ ها پادشاه را می بینیم که در حال مبارزه با یک موجود اهریمنی و یا یک شیر است. در تمامی این تصاویر موجود اهریمنی یا شیر سر پا ایستاده است و چاقوی پادشاه در شکم آن فرو رفته. شیر به تصویر کشیده شده، همان شیریست که در دیگر جاهای تخت جمشید نیز وجود دارد، ولی موجود اهریمنی، موجودی ساختگی و خیالی می باشد، سر و صورت آن به شکل شیر شاخدار می باشد، دو بال بسته دارد، دمی مانند دم کژدم و پاهایش مانند پنجه ی عقاب است. (تصویر شماره 22)
شیر و گاوهای تزیینی: این دو نقش معمولا به صورت صف حیوانات روی چهار پا ایستاده نمایش داده شده اند که از دو طرف در حال حرکت هستند، از این نقوش در بالای شادروان شاهی و بالای سقف کاخ در آرامگاه ها استفاده می شده است. با این که معمولا این دو نقش بسیار کوچک هستن، ولی عضلات آن ها بسیار زیبا طراحی شده است. (تصویر شماره 23)

پ) نقوش گیاهی
از نقوش گیاهی برای پر کردن قسمت هایی که فضای خالی را تشکیل می دهد استفاده شده است. برای مثال در کتیبه ی مثلثی که نقش شیر گاو کش قرار دارد، در ادامه ی مثلث که فضا خالی می ماند، تعدادی نقش گیاهی نخل استفاده شده است. همچنین در سرتاسر تخت جمشید می توانیم نقوش گل های نیروفر 12 پر که از روبرو نمایش داده شده اند را ببینیم که به صورت نوار در تزیین ها آورده شده اند. اما نقش دیگری که به راستی زیباست، درخت سروی می باشد که در میان نقوش هدیه آورندگان برای جدا کردن قومی از قوم دیگر استفاده شده است. این سرو ها بسیار ضریف و با دقت کار شده اند و بیننده را به حیرت وا می دارند. سرو در ایران باستان درخت فرخنده و بهشتی بوده است؛ سرو کاشمر که بر طبق داستان ها به دست زرتشت پیامبر کاشته شده بود، بسیار مشهور است. اما گل ها، گذشته از خرمی و خوش بویی که لازمه ی هر کوشک شاهی بوده است، خاصیت دیگری هم داشته اند که احتمالا دوازده پر بودنشان نشانه ی 12 ماه سال و نوارهای تزیین شده به صفی از آنها، نشانه ی پایداریدر سال های سال و به عبارت دیگر خوشبختی و برکت طولانی شمرده می شده است. البته باید توجه داشته که گلبرگ ها همواره دوازده عدد نیستند بلکه در جاهایی گل های هشت پر و شانزده پر هم دیده می شود. (تصویر شماره 24)

ت) نقوش تزیینی
نقوش تزئینی در تخت جمشید کمتر از نقوش گیاهی می باشند و حتی آنها هم از نقوش گیاهی مایه گرفته اند. مانند پایه ستون ها که نقوش گیاهی به صورت انتزاع در آمده اند. و یا در پاگردهای دروازه ها، نقوش به مانند گل هستند. همچنین می توانیم به نقوش تزیینی در لباس مهمانان اشاره کرد. (تصویر شماره 25)





موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
چرا داریوش تخت جمشید را ساخت؟+عکس
تخت جمشید را چه کسانی ساخته اند؟
بررسی نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران
دعای داریوش بزرگ در تخت جمشید
زایش ایزد مهر بنا به نقوش دو مُهر میتانیان میثره/میثه پرست
بررسی نامهای اساتیری گلی و گلینا در آیین تمنای باران در سمت بوشهر
معنی لفظی نام عجم و پیوند ناگسستنی تاریخی آن با جمشید و جم
عجایب هفت گانه ی جمشید شاه!
مازیار و بانو گلدیس دو هنرمند تخت جمشید
تخت جمشید(ارگ پارسه)، پر بازدیدکننده‌ترین بنای ایران

هرگز نخواب کوروش
میهن جوان ندارد
حتی دگر دماوند
آتشفشان ندارد
دارا کجای کاری؟
دزدان سرزمینت
بر بیستون نوشتند: اینجا خدا ندارد
دیو سیاه در بند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیرو کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
اما چه سود اینجا
نوشیروان ندارد
کو آن حکیم توسی
شاهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما ، دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش
ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز
نام و نشان ندارد
۹-۶-۱۳۸۹ ۰۴:۴۷ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: ۲ ارديبهشت ۱۳۹۱
اعتبار: 0
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال: #2
RE: بررسی نقوش تخت جمشید

ba salam azmaghale khobeton besyar moteshakeram
payan name man daghighan dar mored noghosh ensani heyvani va geyahi dar takhte jamshid hast mishe lotfan manbee ke shoma az on baray maghalaton estefade kardido befarmaeed
bazam mamnonam
۲۶-۲-۱۳۹۱ ۰۴:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Rainbow اسکناس های محمد رضا شاه پهلوی azarantik 0 263 ۱-۱-۱۳۹۳ ۰۱:۰۴ صبح
آخرین ارسال: azarantik
  ماجرای داستان تاریخی سنگ قبر ناصرالدین شاه Siva68 0 243 ۲۵-۱۲-۱۳۹۲ ۰۵:۱۸ عصر
آخرین ارسال: Siva68
  زندگینامه لطفعلی خان زند Siva68 0 254 ۲-۹-۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ صبح
آخرین ارسال: Siva68
  پدرِ رضاشاه؛ چهره ای که ناشناخته بود +عکس Siva68 0 316 ۱-۹-۱۳۹۲ ۱۱:۳۲ صبح
آخرین ارسال: Siva68
  آیا ایرانیان در قدیم مهربان تر بودند؟ Siva68 0 260 ۱۰-۸-۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ صبح
آخرین ارسال: Siva68

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن