درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۳۰-۱۱-۱۳۹۶, ۰۸:۲۳ صبح



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
شوک فرهنگی و زبان درمانی
نویسنده پیام
مدیر بازنشسته تالار
مدیر بازنشسته
***
آفلاین
ارسال‌ها: 15,004
تاریخ عضویت: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
اعتبار: 86
سپاس ها 0
سپاس شده 24 بار در 24 ارسال
ارسال: #1
شوک فرهنگی و زبان درمانی

سه‌ موش‌ در سوراخی‌ زندگی‌ می‌کردند. یک‌ روز تصمیم‌ می‌گیرند بروند پیاده‌روی‌، اما ناگهان‌ صدای‌ گربه‌ای‌ آنها را می‌ترساند و منصرف‌ می‌شوند. بعد از مدتی‌ یکی‌ از آنها گوش‌ می‌دهد تا مطمئن‌ شود گربه‌ رفته‌ است‌. دیگر صدایی‌ به‌ گوش‌ نمی‌رسد، اما صدای‌ پارس‌ سگی‌ شنیده‌ می‌شود. به‌ این‌ ترتیب‌ خیال‌ موشها راحت‌ می‌شود و از سوراخشان‌ بیرون‌ می‌آیند. با کمال‌ تعجب‌ می‌بینند که‌ گربه‌ بیرون‌ از سوراخ‌ منتظرشان‌ است‌ و راه‌ فراری‌ ندارند. گربه‌ هر سة‌ آنها را می‌خورد و با خوشحالی‌ می‌گوید: «چقدر خوب‌ است‌ که‌ دوزبانه‌ باشی‌».( پت‌ هیل ‌،  شوک‌ زبانی‌، شوک‌ فرهنگی‌ و شیوة‌ مقابله‌ با آن‌ )
 
شوک فرهنگی و زبان درمانیبرای‌ تعریف‌ شوک‌ فرهنگی‌، ابتدا باید فرهنگ‌ را تعریف‌ کرد: فرهنگ‌ را می‌توان‌ مجموعه‌ رفتارهایی‌ دانست‌ که‌ از اجتماع‌ و محیط‌ پیرامون‌ آموخته‌ می‌شوند. به‌ این‌ ترتیب‌ فرهنگ‌ متشکل‌ از هزاران‌ گرایش‌، نگرش‌ و قانون‌ اجتماعی‌ نانوشته‌ است‌ که‌ باعث‌ حفظ‌ وضعیت‌ متعادل‌ روانی‌ در اعضای‌ آن‌ جامعه‌ می‌شوند. هر جامعه‌ای‌ اصول‌ و ارزشهای‌ خاص‌ خود را دارد که‌ معرف‌ دیدگاه‌های‌ آن‌ جامعه‌ است‌. هرگاه‌ به‌ کشوری‌ دیگر سفر می‌کنیم‌، فرهنگ‌ بومی‌ خود را نیز به‌ همراه‌ می‌بریم‌ و در برخورد با فرهنگ‌ بیگانه‌ درمی‌یابیم‌ که‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ ظاهراً یکسان‌ در دو فرهنگ‌، معانی‌ متفاوتی‌ دارند. مثلاً تکان‌ دادن‌ دست‌ در بیشتر فرهنگها به‌ معنای‌ خداحافظی‌ است‌، اما در آمریکای‌ لاتین‌ این‌ حرکت‌ نشانة‌ فراخواندن‌ مخاطب‌ است‌.
 
 با این‌ وصف‌، شوک‌ فرهنگی‌ نشان‌دهندة‌ نوعی‌ گسیختگی‌ روانی‌ و استیصال‌ در اثر جدایی‌ یا انحراف‌ از رفتارها، نشانه‌ها، باورها و اصول‌ حاکم‌ بر تعاملات‌ یک‌ جامعة‌ خاص‌ است‌ که‌ ما معمولاً از وجود آنها ناآگاهیم‌. علائم‌ شوک‌ فرهنگی‌ مانند بیماری‌ سرخک‌ به‌ مرور زمان‌ بروز می‌کند. در طول‌ چند هفتة‌ اول‌ فردِ بیگانه‌ با فرهنگ‌ میزبان‌، اصطلاحاً وارد مرحلة‌ «ماه‌ عسل‌» می‌شود. در این‌ مرحله‌ اعضای‌ جامعة‌ میزبان‌ برخوردی‌ بسیار دوستانه‌ و مثبت‌ با بیگانه‌ دارند و تفاوت‌هایی‌ که‌ به‌ چشم‌ می‌خورد غالباً سطحی‌ و تا اندازه‌ای‌ جالب‌ و هیجان‌انگیز است‌. ولی‌ با گذشت‌ زمان‌ ناهمگونی‌های‌ فرهنگی‌ بیشتری‌ نمایان‌ می‌شود و فرد به‌ تدریج‌ خود را کاملاً تنها می‌بیند و یادگیری‌ زبان‌ را بسیار دشوارتر از آنچه‌ می‌پنداشته‌ می‌یابد، تا جایی‌ که‌ احساس‌ می‌کند انرژی‌اش‌ ته‌ کشیده‌ است‌. در این‌ مرحله‌ ماه‌ عسل‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ و حقیقت‌ رخ‌ نموده‌ است‌.
 
شوک‌ فرهنگی‌ معمولاً دامنگیر افراد (مهاجران‌، پناهندگان‌، تجار و دانشجویان‌ خارجی‌) می‌شود، ولی‌ ممکن‌ است‌ گاهی‌ کل‌ جامعه‌ای‌ را مبتلا کند که‌ در حال‌ سپری‌ کردن‌ دوره‌ای‌ از تحولات‌ چشمگیر اجتماعی‌ و تکنولوژیکی‌ است‌. بنابراین‌ شوک‌ فرهنگی‌ می‌تواند منجر به‌ بروز اختلالات‌ روانی‌ یا بحرانهای‌ اجتماعی‌ شود و فرد یا حتی‌ جامعه‌ای‌ را به‌ انزوا کشاند. در اینجا صرفاً شوک‌ فرهنگی‌ در معنای‌ متعارف‌ آن‌ (یعنی‌ از نوع‌ فردی‌) مورد توجه‌ خواهد بود.
 
مبتلایان‌ به‌ شوک‌ فرهنگی‌، کمتر از این‌ حقیقت‌ آگاهند که‌ ناهمگونی‌ فرهنگها امری‌ کاملاً طبیعی‌ است‌ و شوک‌ فرهنگی‌ زادة‌ آن‌ است‌ نه‌ محصول‌ نقص‌ و کمبود فردی‌. پس‌ آنچه‌ مهم‌ است‌ یافتن‌ راهی‌ برای‌ کنار آمدن‌ با تعارضات‌ فرهنگی‌ است‌ نه‌ جنگیدن‌ با خود یا فرهنگ‌ بیگانه‌.
 
شوک‌ فرهنگی‌ درست‌ از جایی‌ آغاز می‌شود که‌ ندانیم‌ کِی‌ باید دست‌ بدهیم‌، کِی‌ بلند شویم‌، کِی‌ بنشینیم‌ و …، در حالی‌ که‌ می‌دانیم‌ اگر درست‌ عمل‌ نکنیم‌ احتمالاً باعث‌ آزردگی‌ میزبانان‌ خواهیم‌ شد یا کار نابجا و حرف‌ بی‌ربطمان‌ ما را مضحکة‌ دیگران‌ خواهد کرد. در این‌ صورت‌ تلاش‌ خواهیم‌ کرد تا منظورمان‌ را توضیح‌ دهیم‌، ولی‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ این‌ کار از توانمان‌ خارج‌ است‌، چون‌ نمی‌دانیم‌ در پاسخ‌ به‌ دعوت‌ دیگران‌ چه‌ بگوییم‌ یا چه‌ وقت‌ تشکر کنیم‌ یا کِی‌ حرفها را جدی‌ بگیریم‌ و در چه‌ موقعیتی‌ شوخی‌ کنیم‌. ممکن‌ است‌ لطیفه‌ای‌ را تعریف‌ کنیم‌ و همه‌ به‌ جای‌ خندیدن‌ فقط‌ بروبر با نگاه‌ سردشان‌ به‌ ما زل‌ بزنند. این‌ احساس‌ عجز باعث‌ می‌شود آرزو کنیم‌ که‌ کاش‌ آنجا نبودیم‌.
شوک فرهنگی و زبان درمانیمایکل‌ وینکلمان‌ در مقالة‌ «شوک‌ فرهنگی‌ و انطباق‌»، موارد زیر را از جمله‌ عوامل‌ بروز شوک‌ فرهنگی‌ برمی‌شمرد: خستگی‌ شناختی‌ که‌ در نتیجة‌ حجم‌ بسیار زیاد اطلاعات‌ و آموختنی‌ها رخ‌ می‌دهد و فرد در مواجهه‌ با سیل‌ تناقضات‌ رفتاری‌، ارزشی‌ و زبانیِ دو فرهنگ‌، مستأصل‌ می‌شود و احساس‌ می‌کند که‌ کاسة‌ صبرش‌ لبریز شده‌ و دیگر راهی‌ جز گریز نیست‌. در حقیقت‌ او دچار خستگی‌ ذهنی‌ و عاطفی‌ می‌شود چون‌ در فرهنگ‌ جدید باید آگاهانه‌ بکوشد تا معانی‌ تازه‌ را در قالب‌ زبانی‌ دیگر بیان‌ کند و قواعد برقراری‌ ارتباط‌ غیرکلامی‌ را در موقعیت‌های‌ اجتماعی‌ مختلف‌ درک‌ و تعبیر کند؛ کاری‌ که‌ در فرهنگ‌ بومی‌ به‌ آسانی‌ و حتی‌ ناخودآگاه‌ انجام‌ می‌داد. در نتیجه‌، از تماسهای‌ اجتماعی‌، به‌ویژه‌ در ساعت‌های‌ پایانی‌ روز که‌ بار اطلاعات‌ به‌ اوج‌ می‌رسد، فرار می‌کند. شوک‌ نقشی‌ از دیگر عوامل‌ شوک‌ فرهنگی‌ است‌ و هنگامی‌ به‌ چشم‌ می‌آید که‌ نقشهای‌ اجتماعیِ بیانگرِ هویت‌، در جامعة‌ جدید نادیده‌ گرفته‌ یا با نقش‌های‌ نامأنوس‌ جایگزین‌ می‌شوند؛ نقش‌هایی‌ که‌ با روحیات‌ فرد و تصور او از خودش‌ کمتر تناسبی‌ دارند. در این‌ صورت‌، نقشی‌ که‌ فرد در جامعة‌ بیگانه‌ ایفا می‌کند در تعارض‌ با ذهنیتی‌ قرار می‌گیرد که‌ او از شخصیت‌ خود دارد. از دیگر عوامل‌ شوک‌ فرهنگی‌، شوک‌ شخصیتی‌ است‌: تا وقتی‌ که‌ فرد در جامعه‌ و نظام‌ فرهنگی‌ حاکم‌ بر آن‌ به‌ سرمی‌برد، با اطرافیان‌ خود ارتباطی‌ صمیمانه‌ و دوستانه‌ دارد و از آنها دائماً تأیید می‌گیرد. به‌ عبارت‌ دیگر، وضعیت‌ روحی‌ ـ روانی‌، هویت‌ و شخصیت‌ او تثبیت‌ می‌شود و فرد احساس‌ اعتماد به‌ نفس‌ و رضایت‌ از زندگی‌ و مفید بودن‌ در نظام‌ اجتماعی‌ خواهد یافت‌. فقدان‌ این‌ چتر حمایتی‌ در فرهنگ‌ بیگانه‌ او را دچار شوک‌ شخصیتی‌ می‌کند و از قابلیت‌هایش‌ می‌کاهد.
 
حال‌ که‌ تا حدودی‌ با مفهوم‌ شوک‌ فرهنگی‌ و عوامل‌ بروز آن‌ آشنا شدیم‌ از خود می‌پرسیم‌ چگونه‌ می‌توان‌ بر این‌ مشکل‌ غلبه‌ کرد؟ گفتیم‌ که‌ شوک‌ فرهنگی‌ هنگامی‌ فلج‌کننده‌ خواهد بود که‌ نتوانیم‌ مردم‌ جامعة‌ میزبان‌ را درک‌ کنیم‌ و با آنها تعامل‌ مناسبی‌ داشته‌ باشیم‌. با این‌ وصف‌ پاسخ‌ سؤال‌ بالا، یعنی‌ کلید همة‌ درهای‌ فرهنگیِ بسته‌ و رموز پنهان‌ در پس‌ آنها، زبان‌ است‌. در تلاش‌ برای‌ انطباق‌ هر چه‌ سریع‌تر با فرهنگ‌ ناآشنا و کسب‌ هویت‌ اجتماعی‌ تازه‌ در جامعه‌ای‌ بیگانه‌ و بازیافتن‌ نقشی‌ فراخور هویتِ ذهنی‌، باید به‌ فراگیری‌ زبان‌ آن‌ جامعه‌ پرداخت‌ و قراردادهای‌ فرازبانی‌ و الگوهای‌ ارتباط‌ اجتماعی‌ را از راه‌ شناخت‌ قواعد ارتباط‌ کلامی‌ آموخت‌؛ قواعدی‌ مانند چگونگی‌ به‌کارگیری‌ عباراتی‌ درخورِ موقعیت‌ موجود، طرز نگاه‌ و به‌ طور کلی‌، شیوة‌ استفاده‌ از زبان‌ بدن‌ در هنگام‌ گفتگو. البته‌ باید به‌ یاد داشت‌ که‌ چنین‌ آموزشی‌ بدون‌ احساس‌ یگانگی‌ و همدلی‌ با فرهنگ‌ جدید، احترام‌ به‌ آن‌ و بردباری‌ در برابر تفاوتها، ناممکن‌ است‌. زیرا بسیاری‌ از الگوهای‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌، در زبان‌ منعکس‌ می‌شوند و زبان‌آموز چارچوب‌ فکری‌ و نوع‌ جهان‌بینی‌ جامعة‌ مقصد را در آینة‌ زبان‌ آن‌ جامعه‌ به‌ تماشا می‌نشیند. از این‌رو زبان‌ می‌تواند میان‌بُری‌ باشد به‌ فرهنگهای‌ ملل‌. پس‌ یافتن‌ شیوه‌های‌ تسهیل‌ و تسریع‌ زبان‌آموزی‌ مهمترین‌ گام‌ برای‌ غلبه‌ بر شوک‌ فرهنگی‌ است‌ و سازگاری‌ و همگونی‌ فرهنگی‌ را به‌ طور چشمگیری‌ افزایش‌ می‌دهد. گرچه‌ یادگیری‌ زبان‌ و از گذر آن‌، سازگاری‌ فرهنگی‌ تنها با ازبرکردن‌ چند نکته‌ و قاعده‌ صورت‌ نمی‌گیرد، توجه‌ به‌ اصول‌ زیر در این‌ مهم‌  می‌تواند بسیار راهگشا باشد:
 
1. بزرگسالان‌ باید مانند دوران‌ کودکی‌ خود رفتار کنند و زبان‌ را ناخودآگاه‌ به‌کار گیرند. این‌ کار آسانی‌ نیست‌، زیرا تصوری‌ که‌ بزرگسالان‌ از شخصیت‌ خود دارند انعطاف‌ناپذیر است‌ و برخلاف‌ آنچه‌ در کودکان‌ می‌بینیم‌، مانع‌ از کاربرد طبیعی‌ و ناخودآگاه‌ زبان‌ می‌شود. ۲٫ بزرگسالان‌ نباید در کاربرد طبیعی‌ زبان‌، از ارتکاب‌ خطاهای‌ زبانی‌ وحشت‌ داشته‌ باشند و از بروز اشتباهات‌ کلامی‌ شرمنده‌ شوند؛ چرا که‌ زبان‌آموزیِ عاری‌ از لغزش‌، جز خیال‌پردازی‌ نیست‌. ۳٫ خرده‌گیری‌ها، تصحیح‌ها و تمسخرهای‌ احتمالی‌ دیگران‌ نباید خللی‌ در اراده‌ و اعتماد به‌ نفس‌ زبان‌آموز ایجاد کند. ۴٫ تمرکز زبان‌آموز باید بیشتر بر روی‌ زبان‌ گفتاری‌ باشد تا نوشتاری‌، به‌ این‌ دلیل‌ که‌ گرچه‌ خواندن‌ و نوشتن‌ می‌داند، ولی‌ هرگز نخواهد توانست‌ زبان‌ را صرفاً از راه‌ مطالعة‌ دستور فراگیرد. ۵٫ کودکان‌ شیوة‌ مشخصی‌ در یادگیری‌ زبان‌ دارند که‌ عبارت‌ است‌ از تکرار بی‌پایان‌. پس‌ بزرگسالان‌ نیز باید از همین‌ الگو پیروی‌ کنند. ۶٫ زبان‌آموزی‌ باید به‌ دنبال‌ برآوردن‌ هدفی‌ باشد که‌ در اینجا همان‌ همگونی‌ فرهنگی‌ است‌. ۷٫ مهمتر از همه‌ اینکه‌ زبان‌آموزی‌ کودک‌ در بافتی‌ طبیعی‌ اتفاق‌ می‌افتد که‌ این‌ خود تأییدی‌ است‌ بر گزارة‌ کانونی‌ مطلب‌ حاضر: فرهنگ‌ و زبان‌ درهم‌ تنیده‌اند؛ اختلال‌ در یکی‌ را به‌ کمک‌ دیگری‌ می‌توان‌ درمان‌ کرد. 

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
@@@کلاس آموزش زبان پارسی تالار ایرانیان (شبی یک جلسه)@@@
پیامبر زبان
زبان باینری
آیین ارادت به زبان تعزیه
دستور زبان اصفهاني
وام واژه های فرانسوی در زبان پارسی
هندبوکی تمام عیار برای مدیران فرهنگی
زبان شناسی جنسیت!(۳)
ریشه ی زبان فارسی
زندگی نامه جلال آل احمد (از زبان خودش)

عادل




جاوید
۱۷-۶-۱۳۸۹ ۰۳:۲۴ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  تنهایی های محیا mahya28 168 11,684 ۱-۱۲-۱۳۹۴ ۱۰:۲۰ عصر
آخرین ارسال: mahya28
  دلنوشته ها yaldaetemadi 167 8,674 ۲۸-۱۱-۱۳۹۴ ۱۱:۵۱ عصر
آخرین ارسال: Yağmur.
  فراموش کردن یک مناسبت به چه قیمتی ممکن است تمام شود؟ kadocard 0 577 ۱۹-۷-۱۳۹۴ ۰۷:۱۲ عصر
آخرین ارسال: kadocard
  &بهتــــــرین حــس ..& Yağmur. 7 807 ۲۸-۵-۱۳۹۴ ۱۲:۳۸ صبح
آخرین ارسال: Yağmur.
  حـــــــــوض نقاشـــــی Yağmur. 20 2,320 ۲۸-۵-۱۳۹۴ ۱۲:۳۲ صبح
آخرین ارسال: Yağmur.


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان