درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۴-۷-۱۳۹۷, ۰۸:۵۵ عصر



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
تقديم به تمام ميهن پرستان و كساني كه عشق وطن آميخته با جان و تنشان است .
نویسنده پیام
کاربر 6 ستاره
*
آفلاین
ارسال‌ها: 1,825
تاریخ عضویت: ۱ مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 30
سپاس ها 1
سپاس شده 21 بار در 20 ارسال
ارسال: #1
تقديم به تمام ميهن پرستان و كساني كه عشق وطن آميخته با جان و تنشان است .

شبي دل بود و دلدار خردمند

که با بانگ بنان و نام ايران /دو چشمم شد ز شور عشق گريان

چو دلبر شور اشک شوق را ديد /به شيريني ز من مستانه پرسيد

بگو جانا که مفهوم وطن چيست /که بي مهرش دلي گر هست دل نيست

به زير پرچم ايران نشستيم /ودر را جز به روي عشق بستيم

به يمن عشق در ناب سفتيم/ودر وصف وطن اينگونه گفتيم

وطن يعني درختي ريشه در خاک /اصيل و سالم و پر بهره و پاک

وطن خاکي سراسر افتخار است/که از جمشيد و از کي يادگار است

وطن يعني سرود پاک بودن /نگهبان تمام خاک بودن

وطن يعني نژاد آريايي/نجابت مهرورزي باصفايي

وطن يعني سرود رقص آتش/به استقبال نوروز فره وش

وطن خاک اشو زرتشت جاويد /که دل را مي برد تا اوج خورشيد

وطن يعني اوستا خواندن دل/به آيين اهورا ماندن دل

وطن شوش و چغازنبيل و کارون/ارس زاينده رود و موج جيهون

وطن تير و کمان آرش ماست/سياوش هاي غرق آتش ماست

وطن فردوسي و شهنامه اوست /که ايران زنده از هنگامه ي اوست

وطن آواي رخش و بانگ شبديز /خروش رستم و گلبانگ پرويز

وطن شيرين خسرو پرور ماست /صداي تيشه افسونگر ماست

وطن چنگ است بر چنگ نکيسا/ سرود باربدها خسرو آسا

وطن نقش و نگار تخت جمشيد /شکوه روزگار تخت جمشيد

وطن را لاله هاي سرنگون است /ز ياد آريو برزن غرق خون است

وطن منشور آزادي کوروش /شکوه جوشش خون سياوش

وطن خرم ز دين بابک پاک / که رنگين شد ز خونش چهره خاک

وطن يعقوب ليث آرد پديدار / ويا نادر شه پيروز افشار

به يک روزش طلوع مازيار است / دگر روزش ابومسلم بکار است

وطن يعني دو دست پينه بسته /به پاي دار قالي ها نشسته

وطن يعني هنر يعني ظرافت / نقوش فرش در اوج لطافت

وطن در هي هي چوپان کرد است /که دل را تا بهشت عشق برده است

وطن يعني تفنگ بختياري /غرور ملي و دشمن شکاري

وطن يعني بلوچ با صلابت /دلي عاشق نگاهي با مهابت

وطن يعني خروش شروه خواني / زخاک پاک ميهن ديده باني

وطن يعني بلنداي دماوند /ز قهر ملتش ضحاک در بند

وطن يعني سهند سر فرازي/چنان ستارخانش پاک بازي

وطن يعني سخن يعني خراسان/سراي جاودان عشق و عرفان

وطن گلواژه هاي شعر خيام/پيام پر فروغ پير بسطام

وطن يعني کمال و الملک و عطار/يکي نقاش و آن يک محو ديدار

در اين ميهن دو سيمرغ است در سير/ يکي شهنامه ديگر منطق الطير

يکي من را ز دشمن مي رهاند /يکي دل را به دلبر مي رساند

خراسان است و نسل سربداران /زجان بگذشتگان در راه ايران

وطن خون دل عين القضات است /نيايش نامه پير هرات است

وطن يعني شفا قانون اشارت/خرد بنشسته در قلب عبارت

نظامي خوش سرود آن پير کامل /زمين باشد تن و ايران ما دل

وطن آواي جان شاعر ماست/ صداي تار بابا طاهر ماست

اگر چه قلب طاهر را شکستند / و دستش را به مکر و حيله بستند

ولي ماييم و شعر سبز دلدار /دو بيت طاهر و هيهات بسيار

وطن يعني تو گنجينه راز /تفعل از لسان الغيب شيراز

وطن آواي جان مي پرستان /سخن از بوستان و از گلستان

وطن دارد سرود مثنوي را /زلال عشق پاک معنوي را

تو داني مولوي از عشق لبريز /نشد جز با نگاه شمس تبريز

مرا نقش وطن در جان جان است /همان نقشي که در نقش جهان است

وطن يعني سرود مهرباني/وطن يعني شکوه همزباني

وطن يعني درفش کاوياني/سپيد و سرخ و سبزي جاوداني

به پشت شير خورشيدي درخشان/نشان قدرت و فرهنگ ايران

زعطر خاک وطن گر شوي مست /کوير لوت ايران هم عزيز است

وطن دارالفنون ميرزا تقي خان/شهيد سرفراز فين کاشان

وطن يعني بهارستان مصدق/حضوري بي ريا چون صبح صادق

زخاک پاک ما پروين بخيزد/بهار آن يار مهر آيين بخيزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد /دل شوريده را زير و زبر کرد

وطن يعني صداي شعر نيما / طنين جان فضاي موج دريا

ز درياي وطن خيزد همي در/چو آژير و چو دريادار بايندر

وطن يعني خزر صياد جنگل/خليج فارس رقص نور مشعل

وطن يعني تجلي گاه ملت/حضور زنده ي آگاه ملت

وطن يعني ديار عشق و اميد/ديار ماندگار نسل خورشيد

کنون اي هم وطن اي جان جانان/ بيا با ما بگو پاينده ايران

/دل از ديدار دلبر شاد و خرسند

(استاد مصطفي بادکوبه اي)


هرگز نخواب کوروش
میهن جوان ندارد
حتی دگر دماوند
آتشفشان ندارد
دارا کجای کاری؟
دزدان سرزمینت
بر بیستون نوشتند: اینجا خدا ندارد
دیو سیاه در بند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیرو کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
اما چه سود اینجا
نوشیروان ندارد
کو آن حکیم توسی
شاهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما ، دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش
ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز
نام و نشان ندارد
۱۷-۶-۱۳۸۹ ۰۴:۲۶ صبح
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  زندگینامه سعدی شیرازی mary.sdi 0 2,621 ۱۵-۷-۱۳۹۳ ۰۴:۱۰ عصر
آخرین ارسال: mary.sdi
  زندگی نامه حکیم عمر خیام mary.sdi 0 1,112 ۱۵-۷-۱۳۹۳ ۰۴:۰۳ عصر
آخرین ارسال: mary.sdi
  پیامک به مناسبت روز بزرگداشت مولوی navidxz 0 793 ۸-۷-۱۳۹۳ ۱۱:۳۶ صبح
آخرین ارسال: navidxz
  پادشاهان شاهنامه را چقدر می شناسید؟ Lord Forum 0 771 ۶-۳-۱۳۹۳ ۱۰:۳۱ عصر
آخرین ارسال: Lord Forum
  زندگی نامه يغمـا گلـرويي Lord Forum 4 1,493 ۶-۳-۱۳۹۳ ۱۰:۳۰ عصر
آخرین ارسال: Lord Forum


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان