RE:خنده دار ترین جوکی که تا حالا شنیدید چی بوده ؟ (نظرسنجی)
1- زن دوقلو حامله بود 9ماه شدبچه ها به دنيا نيامدند سونوگرافي كردند ديدن پسره ناف دختره رو گرفته ميگه بي غيرتم اگه بزارم لخت بري بيرون.... 2-خسيسه ميخ ميره تو پاش ؟؟؟ ميره دكتربهش ميگه 5000هزار تومان ميگيرم درش ميارم بهش ميگه500تومان بگير فقط سرشو خم كن از اين جلوتر نره.
3- بيا مثل دو كبوتر پر بكشيم بريم هوا:بعدروي بلند ترين درخت لونه كنيم:بعد تو تخم كن من برم گوجه بخرم املت بخوريم.. 4-چه غمگينانه مي پيچددرون كوچه قلبم :صداي تو كه مي گفتي :نون خشگيه.... 5- معلم اضيظم:عذ اينكه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اظط ممنونم...
در همین شهر است که من
از وحشت تنهایی با ياد خدا مي خوابيدم
و به آن پناه می بردم.
شب ها و روزهای سیاه و خفه و دردناک را به نیایش می گذراندم
در برابر سردر آسمان، آنجا که به رنگ دعاست ،
گرم ترین و پرخلوص ترین سرودهای عاشقانه ام را
خاموش زمزمه می کردم.
و نغمه ی مناجات من ،
با اشك هاي بي جان و بي رمقم
در آستانه ی هر سحرگاه و در دل هر شامگاه
و در بهت غمگین و اندوهبار هر غروب
در آن کوهستان خلوت و ساکت و مغرور تنهایی من می پیچید.
RE:خنده دار ترین جوکی که تا حالا شنیدید چی بوده ؟ (نظرسنجی)
گروهي از مردم در اقدامی شجاعانه در پاسخ به آتش زدن قرآن دیکشنری را به آتش کشیدند
آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشـۀ آشفتۀ ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزۀ کوتاهی ، پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه میدانند
همه میدانند
که من و تو از آن روزنۀ سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخۀ بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه میترسند
همه میترسند ، اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۷-۷-۱۳۸۹ ۰۴:۴۸ صبح، توسط User_m.e.)
RE:خنده دار ترین جوکی که تا حالا شنیدید چی بوده ؟ (نظرسنجی)
1.یه روز یه یارو میره جلوی بانک میشینه و پاهاشو باز میکنه بعد دوستاش میبینن بهش میگن چرا اینجوری نشستی میگه آخه دیشب اخبار اعلام کرد به باز نشسته ها وام میدن
2.غضنفر کارت عابر خودشو میندازه تو ضریح امام رضا میگه یاامام رضا حاجتمو بده تا رمزشو بگم
3.امکانات زندگی عشایر: غذا: کشک یخچال: مشک حمام: تشت دستشویی:دشت