درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۱-۸-۱۳۹۳, ۰۱:۱۲ عصر


 

سرزمین بلاگ حامد اسکندری

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان
نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #1
داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

تجارت کشتی های اقیانوس پیمای عظیم ، پیشرفت های عمده ای را در زمینه طراحی کشتی ، اندازه و سرعت شاهد بود . شرکت کشتیرانی ستاره سفید ، که یکی از پیشروان این امر بود ، بجای سرعت بالا بر روی اندازه و تجمل متمرکز شده بود. در سال 1907 ،‌جیمز بروس آیسمی مدیر اجرایی کشتیرانی ستاره سفید و لرد جمیز پیری، شریک شرکت هارلند و ولف (سازنده کشتی های شرکت کشتیرانی ستاره سفید از زمان تأسیس آن در سال 1869) ساخت سه کشتی بخار عظیم را در دستور کار قرار دادند که قرار بود استاندارد جدیدی در زمینه آسایش ، تجمل و ظرافت و ایمنی تعریف کنند. دو کشتی اول المپیک و تایتانیک نام گرفتند . نام تایتانیک برای این انتخاب شده بود که حس برتری اندازه و قدرت را القا کند . طراحی دو کشتی یک سال بطول انجامید . ساخت المپیک در دسامبر 1908 و به دنبال آن ساخت تایتانیک در مارس 1909 آغاز گردید . برای تطابق با این پروژه های عظیم ، محوطه کشتی سازی کارخانه هارلند و ولف در بلفاست باید از نو ساخته میشد، ‌در حالیکه اسکله کشتیرانی ستاره سفید در نیویورک نیز بایستی بحد کافی طویل می شد تا کشتی ها بتوانند در آن پهلو بگیرند.

در طی دو سال بعد که صرف کامل کردن بدنه تایتانیک شد، ‌مطبوعات درباره عظمت کشتی به تبلیغات فراوان پرداختند بطوریکه تایتانیک حتی قبل از به آب انداختن آن به یک افسانه تبدیل شده بود . به آب انداختن بدنه کامل شده تایتانیک در ماه می 1911 ، یک نمایش عمومی خیره کننده بود. بلیط ها به نفع یک بیمارستان محلی اطفال فروخته شدند .

سپس تایتانیک برای عمل انطباق که شامل ساختن تجهیزات و سیستم های فراوان آن ، اثاثیه چوبی گرانقیمت و دکور عالی آن بود، آماده شد . در حالیکه تاریخ سفر نزدیک می شد ، کشتی کامل شده المپیک دچار تصادم شد و به تعمیرات کلی نیاز پیدا کرد که بار کاری را برای شرکت هارلند و ولف افزایش داد، در حالیکه آنها در تلاش بودند تایتانیک را مطابق برنامه زمانبندی کامل کنند . بنابراین سفر از 20 مارس به دهم آوریل موکول شد .

تایتانیک دارای 270 متر طول و 28 متر پهنا بوده و 328/46 تن وزن داشت . ارتفاع آن 32 متر بود که تقریباً 11 متر آن زیر آب قرار می گرفت . با این وجود حتی بالاتر از بلندترین ساختمانهای شهری آن زمان می ایستاد . دارای سه دودکش واقعی و یک دودکش مجازی بود که برای افزودن بر حس عظمت و قدرت کشتی اضافه شده بود و نیز بخارات و دود آشپزخانه های متعدد آنرا به بیرون می راند . تایتانیک بزرگترین شی متحرکی بود که توسط انسان ساخته شده بود . اندازه غول آسا و پیچیدگی کشتی توسط گزارش ناخدا دوم لایتولد به بهترین صورتی مدلل شده است.

افزون بر این تایتانیک ساخته شده بود تا شگفتی تکنولوژی ایمنی مدرن باشد . کشتی دارای یک بدنه دولا با صفحات فولادی به ضخامت 5/2 سانتی متر بوده و به 16 بخش غیر قابل نفوذ توسط آب تقسیم شده بود. دربهای عظیم که با یک کلید الکتریکی بر روی عرشه به حرکت درآورده شدند ، این بخش ها را از هم مجزا کرده و کل کشتی را آب بندی می کردند. حتی این دربها می توانسند توسط حسگرهای الکتریکی سطح آب باز و بسته شوند . به پشتوانه این تدابیر ایمنی بود که مطبوعات کشتی تایتانیک را غرق نشدنی نامیدند .

لوازم داخل کشتی در نوع خود از مدرنترین و لوکس ترینها بودند و شامل لامپ های برقی و بخاری برقی در تمام اتاقها ، آسانسورهای برقی، ‌یک استخر شنا، یک سالن اسکوآش (که بسیار مدرن ساخته شده بود )، یک حمام ترکی ، یک سالن ژیمناستیک همراه با اسب مکانیکی بود تا سوارکاران حرفه ای بتوانند با آن تمرین کرده و خود را سر وزن و آماده نگه دارند.

هم چنین اتاقهای نشیمن و تجهیزات بخش درجه اول آن با بهترین هتل های قاره اروپا برابری می کرد . مسافرین درجه یک آن باید از طریق یک راه پله بزرگ شش پاگرده دارای سقف شیشه ای به آرامی پایین می آمدند تا از غذاهای عالی سالن نهارخوری که تمامی عرض کشتی را در عرشه شماره D پوشانده بود ‌لذت ببرند . برای آنهایی که خواستار یک فضای خصوصی تر بودند ،‌تایتانیک چند رستوران سفارشی تدارک دیده بود . دو گروه موسیقی از بهترین نوازندگان قاره که بسیاری از آنان از خطوط کشتیرانی رقیب ربوده شده بودند قطعات موسیقی را در تایتانیک اجرا می کردند . دو کتابخانه نیز وجود داشت ، درجه یک و درجه دو . حتی کابین های درجه 3 آن بسیار لوکس تر از کابین های درجه یک کشتی ها بخار کوچکتر بود و نیز لوازم داخل آنها به گونه ای بود که برخی مسافرین درجه 3 حتی در عمر خود ندیده بودند .

طراحی اولیه سی و دو قایق نجات در نظر گرفته بود لیکن مدیریت کشتیرانی ستاره سفید احساس کرد که عرشه قایق های نجات شلوغ و در هم ریخته به نظر خواهد رسید و تعداد آنها را به 20 عدد کاهش داد که برای 1178 نفر از مسافرین کفایت می کرد. این میزان از استانداردهای آن زمان فراتر می رفت، گرچه تایتانیک توانایی حمل 3500 مسافر و خدمه را دارا بود.

گروهی از عالی مقام ترین مردم در این سفر همراه تایتانیک بودند. اشرافزادگان بریتانیا، صاحبان صنایع آمریکا، و زبدگان انجمن نیویورک و فیلادلفیا. همچنین بسیاری از مهاجرین فقیر که به امید شروع یک زندگی جدید در آمریکا یا کانادا جذب آن شده بودند.

سفر دریایی تایتانیک در ساوت همپتون به تاریخ دهم آوریل 1912 آغاز شد. هنگام غروب کشتی در چربورگ فرانسه توقف کرد تا مسافرین بیشتری سوار کند. همان روز عصر به سوی کوئینز تاون ایرلند حرکت نموده و ساعت 1:30 دقیقه بامداد روز یازدهم آوریل به داخل پهنه اقیانوس اطلس روانه شد.

مسافرین فصلی اقیانوس اطلس عمیقاً تحت تاثیر کشتی جدید قرار گرفته بودند. تایتانیک آنقدر جسیم بود که حرکت آن برروی دریا احساس نمی شد. موتورهای بزرگ و پر قدرت آن هیچکدام از ارتعاشهای آزارنده متداول در اقیانوس پیماهای دیگر را ایجاد نمی کردند. حتی زمانی که با حداکثر سرعت 22 گره دریایی (41 کیلومتر در ساعت، که در زمره سریعترین کشتی های آن زمان بود) حرکت می‌کرد، مسافرین داخل آن می توانستند از حد اکثر آسایش برخوردار شوند.

در هنگام مسافرت هوا صاف و دلپذیر بوده و دمای آب حدود 12 درجه سانتیگراد بود. زمستان سال 1992 بطور غیر معمولی معتدل می نمود. اعتدال هوا باعث کنده شدن مقادیر عظیمی یخ از نواحی قطبی و رانده شدن آنها به داخل اقیانوس شده بود. کشتی های آن زمان مجهز به رادار نبودند ولی تایتانیک به سیستم تلگراف بی سیم مارکونی مجهز شده و دو اپراتور سیستم آن بطور شبانه روزی در اتاق مخابرات آن کار می کردند. در روز یکشنبه 14 آوریل، پنجمین روز مسافرت، تایتانیک پنج اخطار مختلف درباره مشاهده کوههای یخ دریافت کرد، اما کاپیتان کشتی چندان توجهی به این اخطارها ننمود. کشتی با سرعت 22 گره در حال حرکت رو به جلو بود و مدیر اجرایی شرکت بروس آیسمی اعلام کرد که یک روز زودتر از برنامه به نیویورک خواهند رسید.

در شب چهاردهم آوریل، اپراتور بی سیم شدیدا سرگرم مخابره پیامهای کوتاه مسافرین به خویشاوندان و دوستانشان در ساحل نیوفوندلند (محل پهلو گرفتن کشتی) بود. او ششمین اخطار دیده شدن کوه یخ را نیز دریافت کرد، اما هیچ توجهی به اینکه تایتانیک چقدر نزدیک مکان ارسال اخطارهاست نکرد و پیام را زیر یک وزنه کاغذ در کنار آرنج خود گذاشت. این پیام هرگز به کاپیتان اسمیت یا ناخدا یکم کشتی نرسید.

با تمام این احوالات، شب چهاردهم آوریل بطرزی غیر معمول صاف و تاریک بود. ماه در آسمان پیدا نبود ولی آسمان بطور باورنکردنی با ستارگان بی شمار روشن شده بود. ستارگان بقدری درخشنده بودند که افسر کشتی، سیاره ژوپیتر در بالای افق را با چراغ دکل یک کشتی بخار اشتباه گرفت.

دریا نیز کاملا صاف و بدون موج بود. بسیاری از بازماندگان دریای آن شب را مانند شیشه توصیف کرده اند. فقدان امواج کار تشخیص کوه های یخ را دشوارتر می ساخت. زیرا در شرایطی که دریا مواج است، برخورد موج به کوه یخ و برگشت آن، تعیین مکان آنرا آسانتر می کند.

در ساعت 11:40، یکی از دیده بانان کشتی که در آشیانه خدمه حاضر بود، کوه یخ عظیمی را که بطرز خطرناکی در جلو و نزدیک کشتی بود مشاهده کرد. او به ناخدا یکم مورداک اعلام خطر کرد و مورداک سراسیمه دستور داد که کشتی تماما به سمت چپ بگردد. او به موتورخانه دستور داد که گردش پروانه ها را معکوس کنند. کشتی به آرامی به چپ گردید، اما تایتانیک بسیار بزرگ بود و بسیار سریع حرکت می کرد، و کوه یخ نیز بسیار نزدیک بود.

سی و هفت ثانیه بعد پهلوی سمت چپ کشتی به قسمت زیر آب کوه یخ کشیده شده و شکافی به طول 100 متردر بدنه کشتی ایجاد شد. آب به سرعت وارد قسمتهای کشتی شد و از آنجایی که شکاف بسیار طویل بود، بیشتر قسمتهای کشتی همزمان شروع به پر شدن از آب کردند.

بدین ترتیب یکی از بزرگترین حوادث کشتیرانی طول تاریخ آغاز گشت. در طول شبی پر از حادثه و وحشت، 705 نفر از مسافرین نجات یافته و 1502 نفر باقیمانده یا در داخل آبهای منجمد اقیانوس اطلس جانسپردند، ویا همراه بدنه عظیم کشتی که در حین فرو رفتن در آب به دو تکه شد، به قعر اقیانوس رفتند.


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
بمارستانبه شکل کشتی
داستان مادربخونیدپشیمون نمیشد!!!!
داستان پدرحتمابخونیدپشیمون نمیشید!!!!!
عکس جالب قهرمان کشتی چینی
مرد هلندی ساخت کشتی کوچک برای روز ۲۱، دسامبر اخر دنیا ۲۰۱۲ (۷ عکس)
پناهگاه زیرزمینی امن برای روز پایان دنیا در کالیفرنیا
عکسی از فیلم تایتانیک ایرانی
عکس هایی از سرگذشت آغاز تا پایان تایتانیک
کی میتونه با این زن کشتی بگیره+تصاویر
10 کشتی لوکس
نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۰ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahasg

نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #2
RE:داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #3
RE:داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #4
RE:داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #5
RE:داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #6
RE:داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

نویسنده پیام
کاربر افتخاری تالار
کاربر افتخاری
**
آفلاین
ارسال‌ها: 12,429
تاریخ عضویت: ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
اعتبار: 83
سپاس ها 3342
سپاس شده 3009 بار در 1451 ارسال
ارسال: #7
RE:داستان کشتی تایتانیک از شروع تا پایان

عواملی که در غرق کشتی موثر بودند

١. این سفر دریایی، سفر بازنشستگی کاپیتان ای. جی. اسمیت بود. او می خواست به هر ترتیبی که شده در این مسافرت رکوردی از خود بجای بگذارد. او سالها قبل از این حادثه گفته بود: من نمی توانم تصور کنم که یک کشتی بخار جدید غرق شود. کشتی های جدید این خطرات را پشت سر گذاشته اند.
کاپیتان اسمیت پنج اخطار مشاهده کوه یخ از خدمه خود و دیگر کشتی ها را نادیده گرفت. اگر او فرمان به آهسته تر شدن حرکت کشتی می داد، شاید این حادثه رخ نمی داد.


٢. نزدیک به سه میلیون میخ پرچ در اتصال قطعات تایتانیک به یکدیگر بکار رفته بود. برخی از این میخ پرچها از باقیمانده بدنه کشتی بازیابی شده و مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که آنها از آهن زیر حد استاندارد ساخته شده بودند.

وقتی کشتی با کوه یخ برخورد کرد، نیروی برخورد باعث شد سرک میخهای پرچ بشکند و قسمتهای کشتی از هم جدا شوند. اگر از آهن با کیفیت بالا استفاده شده بود، ممکن می نمود که قسمتها از هم جدا نشده و کشتی غرق نشود.



٣. بروس آیسمی در کشتی حاضر بود. رقابت بین کشتی های اقیانوس پیما شدید بود و شرکت ستاره سفید می خواست نشان دهد که آنها قادر به عبور شش روزه از پهنه اقیانوس هستند. برای برآورده ساختن این مقصود، بروس آیسمی به کاپیتان اسمیت فشار وارد آورد که تایتانیک را با حداکثر سرعت به حرکت وادارد.



٤. این باور که تایتانیک غرق نشدنی است، تا حدودی مرهون این حقیقت بود که تایتانیک از شانزده قسمت ضد آب تشکیل شده بود. لیکن ارتفاع دیواره این بخشها بحد کافی در نظر گرفته نشده بود. شرکت ستاره سفید نمی خواست ارتفاع دیواره ها زیاد باشد زیرا این امر فضای اختصاص یافته به قسمت درجه یک را کاهش می داد. اگر ارتفاع این دیواره ها بحد کافی بود، فضای بیشتری در این قسمتها بوجود می آمد و هوای موجود در آنها مانع غرق کشتی می شد.



٥. ناخدا یکم مورداک به محض مشاهده کوه یخ دستور داد برای کاستن از سرعت کشتی موتورها معکوس شوند و جهت فرار از برخورد کشتی به سمت چپ بچرخد. در نتیجه سمت راست بدنه با کوه یخ برخورد کرد و شکافی عظیم در بدنه کشتی ایجاد شد. اگر مورداک دستور می داد ضمن کاستن از سرعت، کشتی بطور مستقیم به راه خود ادامه دهد و با دماغه، که بسیار محکمتر از بدنه است، به کوه یخ برخورد کنند، احتمالا فقط 2 یا 3 قسمت جلویی در هم فرو می رفت و کشتی غرق نمی شد.



٦. فولاد در دمای عادی نرم است و در اثر برخورد خم می شود. در حالیکه در دماهای زیر انجماد آب، فولاد مانند چدن شکننده می شود و در اثر برخورد می شکند. این پدیده به شکست ترد معروف بوده و در زمان واقعه تایتانیک برای دانشمندان ناشناخته بود. اگر بجای فولاد از آلیاژی که در دماهای پایین خاصیت نرمی خود را از دست نمی دهد استفاده می شد، در اثر برخورد چنان شکاف عظیمی در بدنه تایتانیک ایجاد نمی شد.

بدنه تایتانیک در سال 1985 توسط رابرت بالارد، به کمک سونار در اعماق اقیانوس اطلس کشف شد. در این اکتشاف از یک زیردریایی کوچک که قادر به نفوذ در عمق دریاها بود استفاده شد. این اولین باری بود که تایتانیک پس از سال 1912 دوباره دیده می شد.

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
( دکتر علی شریعتی )
غلام قمر
من غلام قمرم ، غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت
آمدم ، نعره مزن ، جامه مدر ،هيچ مگو
گفتم :اي عشق من از چيز دگر مي ترسم
گفت : آن چيز دگر نيست دگر ، هيچ مگو
من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي ، جز كه به سر هيچ مگو
قمري ، جان صفتي در ره دل پيدا شد
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفتم : اي دل چه مه است اين ؟ دل اشارت مي كرد
كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است ؟
گفت : اين غير فرشته ست و بشر هيچ مگو
گفتم : اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد
گفت : مي باش چنين زيرو زبر هيچ مگو
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو ، رخت ببر، هيچ مگو
گفتم : اي دل پدري كن ، نه كه اين وصف خداست ؟
گفت : اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
حضرت مولانا
۱۴-۷-۱۳۸۹ ۰۱:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ  ارسال موضوع 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  بمارستانبه شکل کشتی bobobi100 0 44 ۲۲-۷-۱۳۹۳ ۰۹:۵۶ عصر
آخرین ارسال: bobobi100
  درختی که آب را تصفیه می‌کند md.mitra 1 161 ۱۴-۷-۱۳۹۳ ۱۰:۱۶ عصر
آخرین ارسال: یلداخسرونژاد
  حاظری تو این استخر شنا کنی ؟ bobobi100 1 85 ۱۴-۷-۱۳۹۳ ۱۰:۱۴ عصر
آخرین ارسال: یلداخسرونژاد
  تصاویر جذاب و دیدنی روز dr.bita 0 151 ۱۲-۶-۱۳۹۳ ۰۱:۲۳ عصر
آخرین ارسال: dr.bita
Photo تصاویری که در بهترین موقعیت ممکن گرفته شده‌اند زندگی کن 5 308 ۱۶-۵-۱۳۹۳ ۰۲:۴۵ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن

درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 750.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

جستجو در انجمن