درود مهمان گرامی!   ورود   )^(   ثبت نام زمان کنونی: ۲۶-۵-۱۳۹۷, ۰۵:۵۴ صبح



موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امتیازات: 4.2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حالت موضوعی | حالت خطی
هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...
نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #1
هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

اي جماعت چطوره حالات تون
قربون اون فهم و کمالات تون

گردنتون پيش کسي خم نشه
از سر بنده سايه تون کم نشه

راز و نياز و بندگي تون، درست
حساب کتاب زندگي تون درست

باز يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز

راست و حسيني ش نمي دونم چرا
بيني و بيني ش، نمي دونم چرا

فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نمي دن مثل قديما دوستا

شاپرکا به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشنا گز شدن

شعرم اگه سست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است

آدم دل شکسته بهش حرج نيست
شعر شکسته بسته بهش حرج نيست

تا که ميفته دندوناي شيري
روي سرت مي شينه برف پيري

کميسيون مرگ مي شه تشکيل
درو مي شن بزرگتراي فاميل

يه دفعه هم کلاسيا پير مي شن
هم بازيا پير و زمين گير مي شن

رمق نمونده تا بريم صبح زود
پياده تا امامزاده داوود

گذشت دوره اي که «ما» يکي بود
خدا و عشق آدما يکي بود

تو کوچه هاي غربي ِ صناعت
عشق و گرفتن از شما، جماعت

درسته ديگه توي شهر ما نيست
دلي که مثل کاروان سرا نيست

يه چيزي مي گم ايشالّا دلخور نشين
قربون اون دلاي تک سرنشين

شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هر چي مرده

مرداي ده، مرداي کاه و گندم
مرداي ده مرداي خوان هشتم

مرداي پشت کوه، مثل خورشيد
تو دلشون هزار جام جمشيد

کيسه چپق ها به پر شال شون
لشکر بچه ها به دنبال شون

بيل و کلنگ*شون هميشه براق
قليون شون به راه، دماغ شون چاق

صبح سحر پا مي شن از رختخواب
يکسره رو پان تا غروب آفتاب

چارتاي رُستَمن به قدّ و قامت
هيکل*شون توب، تن*شون سلامت

نبوده غير گرده ي گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلام شون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق شون بي ريا

مرداي نازدار اهل شهرن
با خودشون هم اين قبيله قهرن

مرداي اخم و طعنه ي بي دليل
مرداي سرشکسته ي زن ذليل

مرداي دکتراي حلّ جدول
مرداي نق نقوي ِ لوس ِ تنبل

لعنت و نفرين مي کنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پياده

مرداي خواب تو ساعت اداري
تازه دو ساعتم اضافه کاري

توي رَگاشون مي کشه تنوره
تري گليسريد و قند و اوره

انگار آتيش گرفته ترمه هاشون
هميشه تو همه سگرمه هاشون

به زير دست، ترشي و عبوسي
به منشي اداره چاپلوسي

براي جَستن از مظان شک ها
دايرةالمعارف کلک ها

بچه به دنيا مي آرن با نذور
اغلب*شون يه دونه اون هم به زور

پيش هم از عاطفه دم مي زنن
پشت سر اما واسه هم مي زنن

اين جا فقط مهم مقام و پُسته
مرداي شهري کارشون درسته

مشدي حسن چاي و سماورت کو
سيني با قالي و گلپرت کو؟

اي به فداي ريخت و شکل و تيپت
بوي چپق نمي ده عِطر پيپت

مشدي حسن قربون ميز و فايلت
قربون زنگ گوشي موبايلت

اون که دهاتي و نجيبه مشدي
ميون شهريا غريبه مشدي

قديم تَرا قاتله هم صفت داشت
دزد سر گردنه معرفت داشت

اون زمونا که نقل تربيت بود
آدم کُشي يه جور معصيت بود

معني نداره توي عصر «سي دي»
بزرگ و کوچيکي و ريش سفيدي

تقي به فکر رونق نقي نيست
کسي به فکر نفع مابقي نيست

مقاله ها پشت هم اندازيه
جناج و باند و حزب و خط بازيه

بس که به هر طرف ستادمون رفت
صراط مستقيم يادمون رفت

ارزش مون به طول و عرض ميزه
چقدر ميز و صندلي عزيزه

تموم فکر و ذکرمون همينه
که هيشکي پشت ميزمون نشينه

اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
ميز رياست سر زانوشون بود

بيا بشين که ميز اگه وفا داشت
وفا به صاحباي قبل ِ ما داشت

قديم که نرخ ها به طالبش بود
ارزش صندلي به صاحبش بود

فقيه اگه بالاي منبر مي نشست
جَوون سه چار پله پايين تر مي شِست

معني شأن و رتبه يادشون بود
حرمت مردم به سوادشون بود

روي لبت خوبه تبسم باشه
دفتر کارت دل مردم باشه

مردا بدون ميز هم عزيزن
رفوزه ها هميشه پشت ميزن

خلاصه قصه اون قدر دِرامه
که ايدز پيش دردمون زکامه

فتنه و دعوا سر نونه مشدي
دوره آخرالزمونه مشدي

جسارتاً شعرم اگه غمين بود
به قول خواجه «خاطرم حزين» بود

دعا کنين که حال مون خوب بشه
تا شعرمون يه ريزه مرغوب بشه

موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
شعری از حسین غیاثی
شعری از حمید مصدق و پاسخ فروغ به آن
شعری از سید علی صالحی
شعری معروف از مولوی که شاعر آن را نمیشناختید-شهیدان خدایی
شعری در اوصاف امام علی (ع)
شعری منتشر نشده از سهراب 2(بال را معنی کن)
شعری منتشر نشده از سهراب(شمع بالین)
استمرار(شعری از اکتااویو پاز)
شعری از گارسیا مارکز برای چه گوارا
اگه کسی رو دوست داری......
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #2
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

من اين را برايت آرزو مي كنم.

من نمي خواهم كه چشمانت در يك روزباراني فراموش شوند؛

همچون گمشده يي در كيف دستي بدون ته ،

كه هيچ چيز را به خاطر نمي آورد.



با عشق بايد با يك دوست رفتار كرد.

من نمي خواهم كه سرنوشت ات اينگونه به پايان رسد:

مثل پيكره يي از يك سنگ مرمر زخمي ، در يك عمارت فرو ريخته ؛

وچون پلي از جنس خار و خاشاك، كه پرندگان با آن لانه مي سازند.



با عشق بايد با يك دوست رفتار كرد.

آنقدر چيزهايي بهتر برايت وجود دارد،

كه تو بخواهي احساسات خودت را بفروشي .

همچون فروختنِ يك فانوس جادويي به كسي كه

بدنش هيچ نوري از خود ساطع نمي كند.
"

__________________
و سرانجام از قصه هاي شكارچيان چيزي نمي ماند
جز يك مرغابي مرده بر پيشخوان
رنج آور است
اما چيز مهمي نيست
بگذارهرچه دوست دارندتعريف كنند
خوب يا بد
داستان ها بايد ساخته شوند
اما فراموش نكن تو بايد
مثل انسان زندگي كني.


*وای نگاه کن !شیشه های پاک به چشم نمی آیند!!!


*قهوه می خواهم بی شیر و بی شکر من از کی تلخی آرامم می کند؟

هر چيزي را که دوستر بداري

حتي اگر که يک نخ سيگار يا زهرمار باشد

از تو دريغ مي کنند!!!

پس با تمام وجود خودم را زدم به مردن...

گفتم که کاري با عشق ندارم.
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #3
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

نگاهي در سكوت


خداوندا! به دلهاي شكسته
به تنهايان در غربت نشسته

به آن عشقي كه از نام تو خيزد
بدان خوني كه در راه تو ريزد

به مسكينان از هستي رميده
به غمگينان خواب از سر پريده

به مرداني كه در سختي خموشند
براي زندگي جان مي فروشند

همه كاشانه شان خالي از قوت است
سخنهاشان نگاهي در سكوت است

به طفلاني كه نان آور ندارند ـ
سر حسرت ببالين ميگذارند

به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ
نهد فرزند خود را بر سر راه

بآن كودك كه ناكام است كامش
ز پا ميافكند بوي طعامش

به آن جمعي كه از سرما بجانند
ز « آه » جمع، « گرمي » ميستانند

به آن بيكس كه با جان در نبرد است
غذايش اشك گرم و آه سرد است

به آن بي مادر از ضعف خفته ـ
سخن از مهر مادر ناشنفته

به آن دختر كه ناديدي گناهش
عبادت خفته در شرم نگاهش

به آن چشمي كه از غم گريه خيز است
به بيماري كه با جان در ستيز است

به داماني كه از هر عيب پاك است
به هر كس از گناهان شرمناك است ـ

دلم را از گناهان ايمني بخش
به نور معرفت ها روشني بخش :huh:
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۵ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #4
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

من در این نقطه دور
در بلا تکلیفی
در کش و قوسی خیالی جانکاه
به افق چشم بدوزم تا کی؟
بی سبب منتظر معجزه ام
بی ثمر دیده بر این راه کبود
می روم در پی تو
سالها آمد و رفت
بارها من دیدم
کوچ مرغان غزل خوان چمن
سفر چلچله ها
کوچ برف از دل کوهسار بلند
کوچ هر فصلی را
لیک یاد تو ز دل کوچ نکرد
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #5
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

چشمهاي تو شايد عادت دارند به خنديدن ... دلم برايت تنگ شده بود براي چشمهايت و


چيز مبهمي كه در تو هست ومن نمي دانم چيست اما دوستش دارم . راستش را


بخواهي خيلي ها را بيشتر از تو دوست دارم اما چيزي درتو هست كه خيلي بيشتر


دوست دارم يك چيزي كه نمي دانم چيست اما دلم را برايت تنگ مي كند گاهي وامروز


وقتي شال گردنت را پس دادم احساس كردم گرماي عميقي را از دست دادم گرماي


عميقي كه بوي دستهاي تورا مي داد اما شال گردن هركسي مال خودش است مثل

دستكش هاي هركسي واين موضوع بعد ازجاماندن دستكش هايم توي تاكسي كمي


نگران كننده است چون شايد ديگر نتوانم دستكش بخرم چون چيزي كه دستها را گرم مي


كند نمي شود همين جور رفت وازهرمغازه اي خريد مثل چيزي كه دل را گرم مي كند


ودرهيچ مغازه اي نيست .
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #6
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

و سرانجام از قصه هاي شكارچيان چيزي نمي ماند
جز يك مرغابي مرده بر پيشخوان
رنج آور است
اما چيز مهمي نيست
بگذارهرچه دوست دارندتعريف كنند
خوب يا بد
داستان ها بايد ساخته شوند
اما فراموش نكن تو بايد
مثل انسان زندگي كني.
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #7
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

رویای شیرین
خواب دیدم آسمان شد واژگون
و زمین شد نیلگون نیلگون

خواب دیدم قلب ها آبی شدند
دیده هامفتون بی خوابی شدند

خواب دیدم مردم بیرنگ را
روزهای بی نبرد و جنگ را

خواب دیدم چشمهای پاک را
مردم پیوسته با افلاک را

خواب دیدم میل بیداریم نیست
با زمین وزندگی کاریم نیست

مست شد چشمان خواب آلوده ام
" باز دیدم در زمین آسوده ام "
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #8
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

بیخودی خندیدیم... که بگوییم دلی خوش داریم،بیخودی حرف زدیم... که بگوییم زبان هم داریم،ما به هر دیواری... آینه بخشیدیم... که تصور بکنیم... یکنفر با ما هست!!!
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #9
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

جام شوکران
«»


و مرا مرگ در آغوش می گیرد
من از تنگنای سیاهی به کجا می جنبیدم؟
جای من در کوره دالان های خلوتم
بوی نمش همچنان ازار دهندست
من باز می گردم به آرمگاهم قبرم
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

نویسنده پیام
مدیر کل ایران فروم
مدیر کل سایت
********
آفلاین
ارسال‌ها: 38,512
تاریخ عضویت: ۳ اسفند ۱۳۸۷
اعتبار: 163
سپاس ها 686
سپاس شده 2806 بار در 1259 ارسال
ارسال: #10
RE: هر شعری که دوستش داری اینجا بنویس ...

باز اگر گذر! تو فتد به سوی یار من
ز مرحمت بگو به آن نگار گل عذار من
که ای ز دوری رخ تو تیره روزگار من
عنایتی ترحمی ز دست رفت، کار من :s
اینکه زاده آسیایی رو میگن ، جبر جغرافیایی ...
۳-۱-۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر

موضوع بسته شده است 

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
پرش به انجمن:


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ۞ تاپیک شعرها و جملات عاشقانه و زیباوسخنهای جالب ۞ NINJA_KNIGHT 3,696 327,698 ۱۵-۱۲-۱۳۹۳ ۰۸:۵۰ صبح
آخرین ارسال: bankisi
  اشعاری در وصف بهار از فریدون مشیری زندگی کن 0 1,033 ۱۳-۱۲-۱۳۹۳ ۰۷:۴۲ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
  این شعر از کیه ..بقیه اش چیه؟ nasrinit 368 48,286 ۱۳-۱۲-۱۳۹۳ ۰۷:۲۹ عصر
آخرین ارسال: امشاسپند
Thumbs Up اشعار زیبای حافظ درباره نوروز زندگی کن 0 1,129 ۱۳-۱۲-۱۳۹۳ ۰۷:۲۴ عصر
آخرین ارسال: زندگی کن
Thumbs Up سرودهای انقلابی مخصوص دهه فجر زندگی کن 0 857 ۲۲-۱۱-۱۳۹۳ ۰۲:۴۴ صبح
آخرین ارسال: زندگی کن


درباره ایران فروم

تالار گفتگوی ایرانیان از سال 1387 هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون با بیش از 850.000 کاربر ثابت بزرگ ترین تالار گفتگوی فارسی زبان در جهان می باشد.

برای سفارش تبلیغات در ایران فروم کلیک کنید

لینک دوستان

لینک دوستان

لینک دوستان